اگر برای خدا کار کند، سینه اش را انشراح می دهند دیگـر حـوادث روزگار در او اثری نمی کند و دیگر اشخاص را آن قدر مؤثر نمی داند که با فکر آنها عبادت کند و برای آن ها کار کند.
خدا رحمت کند سابقین را که دعا می کردند خدا به تو شرح صدر بدهد. این شرح صدر هم یک نوع علم، فهم و یقینی است که انسان به رضای غیر خدا راضی نمی شود.
| #مواعظ¹ , آیت الله حق شناس
فَإِذا قَرَأْتَ القُرآن چون خواندی قرآن را، «فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرجیم» پس از آسیب شیطان مطرود به خدا پناهنده شو حالا که قرآن را خواندی حالا که معارف اسلامی را آموختی ای برادر تا حالا که نمی فهمیدی حالا که فهمیدی خود را از آسیب شیطانی که می خواهد تو قرآن را ندانی و نفهمی محفوظ بدار یعنی چه محفوظ بدار؟ سعی کن معرفت قرآنی ای که در دل تو انباشته است از تو نستاند. راه عمل را و راه فهم بیشتر را بر تو نبندد؛ «فَاسْتَعِذْ بِالله» پناهنده شو به خدا، مِنَ الشَّيطانِ الرَّجِيمِ» از شر شیطان مطرود، «إِنَّهُ لَيسَ لَهُ سُلطان. مگر می توانم به خدا پناهنده بشوم؟ مگر میتوانم از شر شیطان بگریزم؟ بله، «إِنَّهُ لَيسَ لَهُ سُلطَانُ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلَى رَبِّهِم يَتَوَكَّلُونَ» همانا شیطان را قدرت شرآفرین فساد آفرین را تسلط و نیرویی نیست بر آن کسانی که مؤمن بشوند به الله و بر الله توکل و اتکا کنند آن کسانی که تحت ولایت خدا خودشان را قرار میدهند و می کوشند و می شتابند به سوی منطقه ولایت الله شیطان بر اینها تسلطی ندارد.
#طرحکلیاندیشهاسلامیدرقرآن ص۴۸۳
نجوایِدوطلبه؛
_
↓
هنگام طلوع آفتابِ روز هشت شهریور کتابِ عزیزم ، به پایان رسید ؛ الحمدالله بابت توفیق مطالعهِ این کتابِ سراسر نور . #طرحکلیاندیشهاسلامیدرقرآن
نجوایِدوطلبه؛
شروع کتاب جدید : بینوایان .🫴🏻
«به نظر من بینوایان ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همه رمانهای طول تاریخ را نخواندهام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان خواندهام که مربوط به حوادث قرنهای گوناگون هم هست. بعضی رمانهای خیلی قدیمی را هم خواندهام. مثلاً فرض کنید کمدی الهی را خواندهام. امیرارسلان هم خواندهام. الف لیله و هزار و یک شب را هم خواندهام. وقتی نگاه میکنم به این رمانی که ویکتور هوگو نوشته، میبینم این چیزی است که اصلاً امکان ندارد هیچکس بتواند بهتر از این بنویسد یا نوشته باشد و معروف نباشد و مثل منی که در عالم رمان بودهام، این را ندیده باشم یا اسمش را نشنیده باشم ... من میگویم بینوایان یک معجزه است در عالم رماننویسی، در عالم کتابنویسی. واقعاً یک معجزه است ... زمانی که جوانها زیاد دور و بر من میآمدند قبل از انقلاب، بارها این را گفتهام که بروید یک دور حتماً بینوایان را بخوانید. این بینوایان کتاب جامعهشناسی است، کتاب تاریخی است، کتاب انتقادی است، کتاب الهی است، کتاب محبت و عاطفه و عشق است.»
#رهبرشهید سالها قبل درباره شاهکار «ویکتور هوگو» اینگونه اظهار داشتند .
بعد از نماز ، کتابم را برداشتم در تاریکی بین الطلوعین که به زودی به روشنایی میرسید با نور بی جانِ چراغ خواب شروع به مطالعه کردم ؛ چند روزی هست که شروع میکنم به مطالعه و زمان از دستم در میرود ، کتاب را سخت زمین میگذارم بینهایت مجذوب این داستان شدم ، بعد از هر صفحه بیشتر به این باور میرسم که :
«بینوایان یک شاهکار است.»
وارد کلاس که شدم بوی خوشی به مشامم خورد ، نگاهم به میز استاد افتاد ، گلهای زیبای داخل جعبهِ بنفش رنگ به میز استاد جلوهِ دلربایی داده بودند .. نشستیم منتظر شروع کلاس ، همون لحظهای اول یکی از بچها برای کنجکاوی مانعی ایجاد نکرد و سوال ذهن همه رو سریع مطرح کرد و گفت استاد گل رو کی آورده ؟ استاد لبخندی زد گفت یکی از بچها حافظ کل شده و امتحان رو قبول شده ، این گل به مناسبت اونه :) شوق و هیجان بود که کلاس رو به همهمه انداخت ، همه ابراز خوشحالی میکردن و تو ذهنشون خودشونو جای اون شاگرد میذاشتن ، آخ که چه حس شیرینیه .. استاد هم که استاده تو خوندن ذهن ماها ، سریع گفت بچها شما همتون میتونید روزی حداقل یک صفحه حفظ کنید ، رهبر شهید گفتن این کشور ده میلیون حافظ قرآن میخواد ، عهد ببندین که یکی از این ده میلیون نفر باشید ، گفت حالا که شروع کردید رها نکنید ، اراده کنید و ادامه بدید و کلی از این حرفای قشنگ دیگه ..
- داشتم فکر میکردم کاش این گل همیشه روی میز میموند تا امروز رو فراموش نکنیم .