eitaa logo
Why am I me?
609 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
426 ویدیو
21 فایل
گوشه‌ای از اتاق های ذهنم با پخش زنده رادیو. سیاست و باقی مزخرفات زندگی و ضد دجالیسم @Radioactiv_SN من؟ @Radioactiv_SNn چنل اصلیم ~ حرفای تلخین https://eitaa.com/joinchat/2921924299Cde952c272f
مشاهده در ایتا
دانلود
احساس بنده وقتی زود و سریع تگ دادم و نتونستم از پارتیم پیش تلخین استفاده کنم:
آقا تمام
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بید مجنون اگه یه ایستگاه رادیویی بودی، احتمالا یه فرکانس دورافتاده وسط یه دشت بودی با یه بید مجنون که سایه انداخته روی زمین. گویندش که از روزمرگیاش میگه از روزای سختی که دلش میخواد یه هفته بخوابه و از وقتایی که خودش رو کوچیکتر از تمام دنیا میبینه مخاطبانت هم آدمایین که خستن و فقط دلشون میخواد یکی صاف و ساده براشون حرف بزنه. شاید یه بچه ساده، شاید هم یه پیرمرد
کافه یوریول یه ایستگاه رادیویی با گوینده‌ای که از ساختن کارکتر برای دنیاش رسیده به ساختار ها. وسط برنامه‌ها، از ریاضیات تاریخ و سیاست میگه. گاهی از ایران و اسلام میگه گاهی از جامعه و دین و گاهی هم انقدر توی فکرهاش غرق میشه که یادش میره اصلا داشت چیکار میکرد و وسط پخش مجبور میشد یه آهنگ رندوم پخش کنه. اونایی که رادیو رو گوش میدادن احتمالا وسط رندوم ترین تصمیمات‌ان و یا با رادیو ور میرن که درست موج رو بگیره و بااین‌ حال دست از سر زندگی بر نمی‌دارن
عقاید یک بیکار یه ایستگاه رادیویی که گویندش وسط شوخی و حرفای رندوم یهو سر از کثافت سیاست و زندگی درمیاره از فساد و خستگی دنیا میگه، بعد بین دو تا آهنگ از بوی بارون و دوست‌ داشتن حرف میزنه و آخرش هم بدون هیچ ربطی میرسه به یه موضوع ساده. مخاطباش هم انسانین با ذهن شلوغ که فقط میخواستن زندگی کنن نه اینکه هر روز جهان رو تحلیل کنن و یه خبر مسخره دیگه. احتمالا گهگاهی هم یک دفعه موج رادیو خراب می‌شده و حرص میخوردن
ایستگاه آخر شب یه ایستگاه رادیویی برای آخر شب یه جایی که گویندش از کتاب و انقلاب و بازی های رسانه‌ای میگه وسطش یه آه از جوونی میکشه و بعد بی‌مقدمه سراغ یه موضوع کاملا دیگه میره. صدای گوینده فقط از ۱۲ شب به بعد پخش می‌شده و با طلوع افتاد یهو یه صدای خش خش ناجور جاش رو میگرفت. مخاطباش آدمایین که به روایتای آماده قانع نیستن منتظرن ببینن شب چی براشون رقم‌ میزنه
Psycho یه ایستگاه رادیویی آخر شب. گوینده که بین فکر کردن به بدبختیای جهان و خیره شدن به دیوار یادش می‌افته هزارتا تا کار عقب‌افتاده داره. گاهی از دغدغهای آدما میگه گاهی فقط وجود داره چون باید باشه و گاهی هم بی‌ مقدمه از دوست‌ داشتن حرف میزنه. معمولا یسری آهنگ پخش میکنه که یهو وسطش موج میپره و نمیفهمی چی شد بقیه آهنگ. مخاطباش آدمایین که زیاد سر در نمیارن که چرا اصلا این موج رو گرفتن اما فقط میخوان که یک جوری بگذرونن. رادیو رو می‌ چسبونن در گوششون و یک دفعه وسط برنامه خوابشون میگیره
روح سبز یه فرکانس عجیب که هیچ ساعت خاص مشخصی برای پخش نداره. رندوم‌پخش میشه و باید خوش شانس باشی تا برسی بهش. گویندش بین فلسفه اسلامی ملاصدرا و قدرتای پشت پرده در رفت‌ و آمده. گاهی از وجود و ماهیت حرف میزنه گاهی از بردگی نا آگاهانه‌ آدما و گاهیم اعتراف میکنه خودشم نمیفهمه دقیقا چی گفته. مخاطباش احتمالا کسایین که از فکر کردن به جهان خستن اما مشتاقن حتی وقتی خود گوینده حرفی برای گفتن نداره و یهو وسط حرفاش صدا قطع میشه
White Butterflies یه ایستگاه رادیویی با گوینده‌‌ای که از نقد نظمای سیاسی و ادعای آزادی میرسه به فلسفه‌ قدرت و جهل تاریخی بعد یهو وسط این همه بدبختی یادش می‌افته هوا داره سرد میشه و هفته هم انگار قصد تموم شدن نداره و اینو هنوز به مخاطب ها نگفته. خیلی خیلی کم چیزی میگه، بیشتر آهنگ ساده‌ای دائم پخش میشه. مخاطباش آدمایین که هم حوصله‌ متنای سنگین رو دارن هم غر زدنای آخر شب رو