eitaa logo
.تنهایی.
275 دنبال‌کننده
323 عکس
148 ویدیو
0 فایل
"بسم الله" *حرفی از دل یه دهه هشتادی* کپی؟!حرف دلمونه،برا خودت.. https://daigo.ir/secret/p-a27eee77
مشاهده در ایتا
دانلود
.تنهایی.
.پارت هفتم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕
.پارت هشتم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕ کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه ⭕ حسنا:رسیدم خونه کسی خونه نبود از فرصت استفاده کردم و زدم زیر گریه! -بعد از ربع ساعت گریم بند اومد،یکم روی خودت کار کردم.اروم شدم. -به یه جا زل زده بودم و تمام اتفاق های اخیر از جلوی چشام رد میشد. -حرف های آیلین،حرف های ستایش،رفتار خودش... پس یعنی حتما خودشم نمی‌خواد دیگه... با خودم توی مغزم دعوا داشتم نمی‌تونستم آروم باشم. محمد:حسنا! حسنا: جانم،کی اومدی داداش؟! محمد:تازه رسیدم،چی شده تو فکری؟ حسنا:هیچی قربونت برم تو فکر پایان نامم! محمد:باشه دختر کوچولو؛کاری داشتی هستم! حسنا:حداقل دلم به بودن محمد گرم بود! -اروم باش چته شبیه گراز میمونی....! ادامه دارد...
.تنهایی.
.پارت هشتم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕ کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه
.پارت نهم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ زهرا:به خواهر بزرگترت احترام بزار تا نیومدم برات. حسنا:چته آبجی جان کی پاچتو باز گرفته سگ شدی؟! زهرا:داشتم بهش وابسته میشدم ولی وقتی فهمیدم همچین آدم اشغالیه ازش زده شدم اون حتی سر چیزایی که فکر میکردم واقعیه قسم میداد واقعی نیست ولی واقعی بود... حسنا:قربونت برم من از همون اول بهت گفتم آدم درستی نیست ولی گوش نکردی. -حالا غم دنیارو ولش کن بیا بریم بیرون خرید بهش فکر نکن. زهرا:مرسی که همیشه پشتمی دوست دارم! حسنا:ولی من دوست ندارم! -خنده های از ته دلشو دوست داشتم!! -اما خودم چی.... ادامه دارد...
.پارت یازدهم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕ کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ حسنا:میدونستم اونقدر مرد نیست که بخواد کاری نکنه. آقایx:چطوری جوجه؟! حسنا: خوبم؛چیزی شده؟! آقایx:ببخشید اگر این مدت بغلت نکردم! حسنا:عام اشکال ندارع پیش میاد دیگه! -بغلم کرد و گفت:« آقایx:این مدت اتفاقی نیفتاده بخوای بهم بگی؟! حسنا:نه اتفاقی نیفتاده! آقایx:دیگه میشناسمت؛بگو ببینم چی شده! حسنا:هیچی گفتم!! آقایx:خانم رهنمااا؛جونxبگو ببینم چی شده! حسنا:خب راستش... ادامه دارد...
.پارت سیزدهم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه ⭕ آقایx :بخاطر این بود که زور یه نفرو در بیارم اون رفت با یه نفر منم برای اینکه زورشو در بیارم اومدم با تو ولی حسم تغییر کرد. -حسم شد دقیقا مثل حسی که به دوستام دارم. حسنا:واقعا چجوری تونستی؟! -بغض کرده بودم اصلا نمی‌تونستم خودمو کنترل کنم.! آقایx :کامل حرفمو شنیدی؛بگو کی بهت گفته! حسنا:خب ازم استفاده کردی دیگه؛ایلینم برگشته دیگه نمی‌خواد پیام بدی! آقایx :باور کن همش بهونه بوده برای اینکه بتونم مهدی و ستایش رو راضی کنم بهت نزدیک بشم. -حسنا باور کن هر کی بهت گفته می‌خواسته بین من و تو فاصله بندازه!داری قضاوت می‌کنی!خیلی چیزا هست که نمیدونی.حالا ازت یه سوال دارم. حسنا:بپرس آقایx :کی بهت گفته که من بخواطر اینکه حرص اینو در بیارم اومدم با تو؟؛ حسنا:همین کافیه از زبون خودت واقعیتو شنیدم... ادامه دارد...
شانسم یه طرف ماجراس...
ولی دیگه یه آهنگم نیست که درمورد تو نباشه...
اره،دلتنگشم...
فکت تلخ : هر قلبی قاتلشو دوست داره ..