eitaa logo
تارگپ| محسن حسن‌زاده
355 دنبال‌کننده
321 عکس
22 ویدیو
1 فایل
•| ما راویانِِ قصه‌هایِ رفته از یادیم/ ما فاتحانِ شهرهای رفته بر بادیم...|• •| روزنوشت‌هایِ محسن حسن‌زاده؛ خبرنگار و روایت‌نویس...|• 📩 راه ارتباطی: @mim_noori
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 خانه‌یی برای شب محسن حسن‌زاده جمعه| ۲۳ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
تارگپ| محسن حسن‌زاده
🌱 خانه‌یی برای شب محسن حسن‌زاده جمعه| ۲۳ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 خانه‌یی برای شب "این تازه‌سفرکرده‌ی تنها، می‌خواهد که سوار بر اسب‌های سرکشِ نثر، در راه‌های نکوبیده بتازد" این را آقای نادر همان صفحه‌ی اول "خانه‌ای برای شب" نوشته بود. مناسب احوال بود. توی اتوبوسِ شب، وقتی می‌رفتم جنوب خواندمش. بعد همین‌طور ذره‌ذره با هم دوست شدیم. نوع نثر و نوع نگاه نادر در این کتاب، متفاوت است. همه‌چیز در این قصه‌ها زنده‌اند. من، توی تاریکیِ گرم حاشیه‌ی کارون، خسته و تنها قدم می‌زدم وقتی مرد صیاد، خورشیدِ زنده را به بام آسمان چهارمیخ کرد! توی ساحل اروند، یک نگاهم به جانورانِ عجیبی بود که سر از گل‌ولای ساحل برمی‌آوردند و دوباره می‌رفتند توی دلِ گلِ تازه -طوری که انگار هیچ‌وقت نبوده‌اند- و یک چشمم به مردی که کرم‌های تنیده در تنش با او سخن می‌گفتند. مناسب احوال بود. وقتِ بازگشت از سفرِ نیمه‌تمام، توی جاده‌ی بی‌انتهای ماهشهر-تهران، نادر گفت "و انسان چه آسان می‌میرد. و نمی‌داند." و من در پریشانی مرگِ عزیزی، دیدم که چقدر حق با نادر است. نادر تمام راه را جمله به جمله، وسط اشک‌ها، توی تاریک‌روشنِ اتوبوس، حرف زد. بعد گفت:"از آن بت‌شکن‌هایی نباش که یک بُت می‌شکنند و صد بت می‌تراشند." که "چشم" گفتم. نماز دیر نگه داشت اما به جاش تک‌وتنها رفتم به زیباترین نمازخانه‌ی بین‌راهیِ جهان. تنها نمازخانه‌ی بین‌راهیِ جهان که دفتر نظرات دارد. یک ساختمان، بر فراز چندده پله، محصور در کرور کرور درختِ سبزِ بلند. دیر نگه داشت. و گنجشک‌ها به عادت صبح‌شان، عجیب شلوغ کرده بودند. آن وقت لذت می‌بردم اما بعد یادم آمد که همین چند کیلومتر عقب‌تر، نادر از آوازِ نامفهومِ پرندگان -که برای هم قصه‌های اندوه‌آلود تعریف می‌کنند- رمزگشایی کرده بود. غمگین شدم؛ برای پرنده‌ای که عمرش به "فردا" کفاف نداد تا حکایت زندگی‌ش را بگوید؛ برای همهمه‌ی گنجشک‌هایی که معلوم نبود دارند چه می‌گویند. اما به هر حال من هم مثل نادر احساس کردم که "از میان جنگل، صدای گریه آرام برگ‌ها برخاست." ما را از کودکی از آواز کلاغ‌ها تحذیر داده بودند. شوم بود اگر کلاغی سر راهمان، صداش را بلند می‌کرد اما آن روز که توی ترمینالِ جنوب، کلاغ‌های وراج روی کاج‌ها را دیدم، بیش‌تر ازشان بدم آمد؛ کلاغ‌های دوبه‌هم‌زنِ دروغ‌گو که بین سرو و درخت بلند، جدایی انداختند؛ "کلاغ‌هایی که بر سر سرو می‌نشستند و آواز پرکینه می‌خواندند." آقای نادر! الان اگر بودی کدام جانوران، کدام چیزها با ما حرف می‌زدند؟ محسن حسن‌زاده جمعه| ۲۳ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 متلاطم! بخش اول محسن حسن‌زاده دوشنبه| ۲۶ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
تارگپ| محسن حسن‌زاده
🌱 متلاطم! بخش اول محسن حسن‌زاده دوشنبه| ۲۶ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش اول ● حقیقتِ لبنان پرآشوبِ معاصر را اگرچه نمی‌شود تنها با مطالعه تاریخِ رسمی جنگ‌ها و گشت زدن در میان قفسه کتاب‌خانه‌ها و خواندنِ تاریخِ تقویمیِ آتش‌بس‌ها و اشغال‌ها و آزادسازی‌ها فهمید اما به هر حال در تاریخ دست‌به‌دست شدن مداوم این سرزمینِ کوچک میان بازیگرانِ بسیار و نیروهای کشورهای مختلف و در قصه ضعف دولت‌هایش، جزئیاتی هست که به فهم این حقیقت کمک می‌کند. ضمن آن که باید جریان‌های سهمگینِ اعماق دریای تاریخ لبنان را هم شناخت‌. آن‌چه در این سال‌ها بر لبنان گذشته، رشته‌ای از رویدادهای خونین است. در این میان، رشته‌های نظم، در هر زمان رفته‌رفته از هم پاشیده و در دل آن، نظم‌های موازی پدید آمده. من تصمیم گرفتم در سلسله‌مطالبی، وقایع مهم و کمترشنیده‌شده‌ی تاریخ معاصر لبنان را از حافظه‌ی زخمی این کشور بیرون بکشم و فهرست‌وار مرورشان کنم. فهرستی که به لایه‌هایی عمیق‌تر از جنگ و اشغال و شکاف‌های داخلی و زیستن در میانه‌ی جنگ و تلاش برای بقا، سرک می‌کشد و شاید در نهایت یک تصویر نیم‌بند از لبنان ارائه دهد؛ کشوری که در آن مرز میان هم‌سایه و دشمن، گاهی به باریکی یک خیابان است‌. وقتی مجموعه‌ی وقایع تاریخ معاصر لبنان را مرور می‌کردم، فکر کردم که اگر بخواهم لبنان را با کلمه‌ای توصیف کنم، احتمالا انتخابم "متلاطم" است. من پیش‌تر عکس‌هایی از آبیِ بیکرانِ مدیترانه دیده بودم؛ عکس‌های شیکِ کارت‌پستالی. اما بعدها که سروکارم به اوزاعی افتاد و آن دریای متلاطم را در کنار آن بومِ پرماجرا دیدم، با خودم گفتم که متلاطم، در واقع، حالتِ زیستن در لبنان است؛ مثل دریایشان. آرامش، به حقیقت، تنها وقفه‌ای کوتاه میان موج‌های بلند حادثه‌ها در لبنان است. این شد که اسم این سلسله‌مطلب را گذاشتم متلاطم! این نخستین پرده از سلسله‌مطالب "متلاطم" است. در ساحلِ کلمات، به تماشای دریای طوفانی لبنان بنشینید. ● وقتی از ۱۹۷۰ به بعد، سازمان آزادی‌بخش فلسطین(ساف یا PLO) -که بعدها پذیرنده‌ی تشکیل دو دولت شد- مرکز ثقل خود را از اردن به جنوب لبنان منتقل کرد، ناآرامی‌های جنوب آغاز شد. اسرائیل برای مهار فعالیت فلسطینی‌ها، حملات سنگین هوایی و زمینی به روستاهای جنوب لبنان را در دستور کار قرار داد. ● لبنان از ۱۹۷۵، درگیر جنگ‌های داخلی بود. دولت مرکزی کنترل موثری بر سراسر کشور نداشت، قدرت واقعی‌اش محدود بود و بخش‌های مختلف لبنان، میان نیروهای لبنانی، فلسطینی، سوری و دیگر بازیگران تقسیم شده بود. مثلا سازمان آزادی‌بخش فلسطین(ساف) در جنوب لبنان مستقر بود‌. در این زمان، اردوگاه‌ها به بخشی از منطق جنگ داخلی در لبنان تبدیل شده بودند. ● در بیستم ژانویه ۱۹۷۶، کشتار دامور اتفاق افتاد. گروهی از منتسبان به ساف و جنبش ملی لبنان(واحدهای PLO و LNM) به یک شهر مسیحی حمله کردند. بهانه، قتل‌عام کارانتینا توسط شبه‌نظامیان مسیحی بود. در میان کشته‌شدگان شبه‌نظامیان فالانژیست و اعضای خانواده رهبر شبه‌نظامیان الی هوبیکا و نامزدش هم بودند. الی هوبیکا بعدها فالانژیست‌ها را در کشتار صبرا و شتیلا رهبری کرد. این، یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی بلند خشونت و انتقام فرقه‌ای-سیاسی، کشتارهای تلافی‌جویانه و تسویه‌حساب‌های نظامی-سیاسی در جنگ‌های داخلی لبنان بود. ● در پنجم جولای ۱۹۷۶، قتل عام چکا اتفاق افتاد. حمله از طرابلس و توسط شبه‌نظامیان فلسطینی، مبارزان جنبش ملی لبنان و اعضای یک گروه چپ به نام جندالله انجام شد. این گروه به شهرک‌های حزب سوسیال‌ناسیونالیست مسیحی طرفدار سوریه در چکا و حامات، یورش بردند. حدود ۲۰۰ نفر طی ۲۴ ساعت کشته شدند. ساکنان سعی کردند از طریق یک تونل به البترون فرار کنند اما مهاجمان خروجی را مسدود کردند‌. بسیاری از آن‌ها بر اثر آتش گرفتن خودروهای‌شان یا خفگی، جان باختند. ● در دوازدهم آگوست ۱۹۷۶، شبه‌نظامیان مسیحی، شامل نیروهای تنظیم‌کننده کتائب، فالانژیست‌های مسیحی و دیگر شبه‌نظامیان راست‌گرای مسیحی با کمک واحدهای ارتش سوریه، تل‌الزعتر را محاصره و تصرف کردند. آن‌ها پس از درگیری‌های سنگین، آوارگان غیرنظامی فلسطینی و فدائیان یا مبارزان ساف را کشتند و نزدیک ۴ هزار مجروح برجای گذاشتند. حزب فالانژ لبنان در سال ۱۹۲۶ به دست پیر جمیل، تاسیس شده و برای به قدرت رسیدن مسیحیان مارونی در لبنان تلاش می‌کرد. ● مابین بیست‌وهشتم تا سی‌ام سپتامبر ۱۹۷۶، قتل‌عام سلیمه اتفاق افتاد. مبارزان مسیحی اهل شهر ساحلی دامور، ۲۹ غیرنظامی دروزی را در سلیمه کشتند. همین‌جا باید گفت که دروزیه، از انشعابات مذهب اسماعیلیه است که عقاید خرافی‌شان نخستین‌بار در سال ۱۲۵۰ هجری قمری، با افشای کتاب‌های‌شان، برملا شد. ادامه دارد... محسن حسن‌زاده دوشنبه| ۲۶ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش دوم محسن حسن‌زاده سه‌شنبه| ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
تارگپ| محسن حسن‌زاده
🌱 متلاطم! بخش دوم محسن حسن‌زاده سه‌شنبه| ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش دوم ● در مارس سال ۱۹۷۷ کمال جنبلاط، ره‌بر فرقه دروزی و یکی از ارکان اصلی جنبش ملی در لبنان، ترور شد. امام موسی صدر که در میانه‌ی جلسه‌ی مجلس اعلای شیعیان این خبر را دریافت کرد، در نطقی گفت:"تعرض به رهبر سیاسی بزرگ به این شیوه‌ی ناجوانمردانه با منافع والای میهن و آداب و سنن لبنانی و عربی و ارزش‌های انسانی در تعارض است." پس از ترور جنبلاط، سلسله‌قتل‌عام‌هایی تحت عنوان کشتارهای شوف در لبنان اتفاق افتاد که یکی از نتایج آن، آوارگی غیرنظامیان مسیحی بود. (امام موسی برای تشکیل مجلس اعلا، زحمات زیادی کشید‌. بر روند فعالیت مجلس و نمایندگانش هم نقدهای زیادی وارد است اما در یک نمونه، همین چند روز قبل، علی‌الخطیب، نایب‌رئیس مجلس اعلا، موضع مطلوبی اتخاذ و تاکید که مذاکره با دشمن، باید فورا متوقف شود.) ● در ۲۱ آگوست ۱۹۷۷ یک جمعیت چپ‌گرای مسلح دروزی به کلیسای سنت‌جورج حمله کردند و سیزده‌نفر را کشتند‌. این حمله در حین نماز روز یکشنبه، اتفاق افتاد. این بخشی از چرخه‌ی انتقام و تلافی‌جویی و پاکسازی جمعیتی و خشونت سازمان‌یافته بود که به نظامی‌تر شدن فضای اجتماعی هم دامن می‌زد. ● در اواخر فروردین سال ۱۹۷۸، اسرائیل با هدف ضربه به سازمان آزادی‌بخش فلسطین، حمله گسترده‌ای به جنوب لبنان ترتیب داد و همین باعث شد که در نوزدهم مارس ۱۹۷۸، شورای امنیت قطع‌نامه ۴۲۵ را تصویب کرد که در آن از اسرائیل خواسته شده بود از تمام خاک لبنان عقب‌نشینی کند. یونیفل هم در همین زمان، تاسیس شد. هدف قطع‌نامه، عقب‌نشینی اسرائیل و ایجاد یک منطقه امن تحت نظارت بین‌المللی بود. اسرائیل در جنوب یک منطقه حائل ایجاد کرده بود تا بدون نیاز به حضور مستقیم ارتش خود، از فعالیت گروه‌های فلسطینی در مرز جلوگیری کند. تاسیس یونیفل هم پیامدهایی داشت. با حضور یونیفل، تمرکزی برای بازگرداندن حاکمیت دولت به جنوب لبنان ایجاد شد اما در عمل، قدرت‌های محلی، میدان را در دست داشتند. ارتش رسمی لبنان(LAF) نفوذ و قدرت کافی برای کنترل اوضاع جنوب را نداشت و این به گروه‌های محلی، قدرت بیش‌تر می‌داد. یونیفل البته در مهار جنگ ناکام بود و منطقه آبستن درگیری‌های بزرگ‌تر. این شرایط، جنوب لبنان را به یکی از پیچیده‌ترین مناطق درگیری در جهان تبدیل کرد. این نکته را همین‌جا باید گفت که یونیفل، از نگاه لبنانی‌ها هیچ‌گاه یک نیروی بی‌طرف نبوده‌. خاصه موج اعتراضات علیه این نهاد در سال ۹۷ اتفاق افتاد؛ وقتی فرمانده ایرلندی یونیفل در مراسم سالروز کشته‌شدگان اسرائیل، شرکت کرد و با افتخار آن را توییت کرد و در برابر خشم لبنانی‌ها هم عقب ننشست. به یاد دارم در روزهای جنگ اولی‌الباس، نیروهایی که در جنوب لبنان می‌جنگیدند، حضور ماشین‌های سازمان ملل را عامل نشت اطلاعات به دشمن و ترورهای هدف‌مندتر می‌دانستند. ● در سیزدهم ژوئن ۱۹۷۸، نیروهای اسرائیلی سرانجام از جنوب لبنان عقب‌نشینی کردند اما این منطقه به یونیفل واگذار نشد، بل‌که به ارتش جنوب لبنان واگذار شد. ● در سیزدهم ژوئن ۱۹۷۸، تونی فرنجیه، هم‌سرش، دختر سه‌ساله‌اش، جیحانه، و بیش از سی‌وپنج‌نفر از همراهانش، در حمله یک جوخه‌ی فالانژیست‌ها-کتائب- برای تصرف اهدن -مقر نیروهای تنظیم‌کننده کتائب- به ره‌بری سمیر جعجع ترور شدند. این یک اقدام درون‌مسیحی بود که بین قبایل مارونی رخ داد. روایت غالب در آن زمان، این حمله را یک اقدام تلافی‌جویانه در قبال قتل جود البایع عنوان می‌کرد اما نسبت دادن فرماندهی مستقیم عملیات به سمیر جعجع، محل مناقشه بود و هست. این کشتار، صرفا حذف یک رقیب نبود، بل‌که به شکاف درون‌مسیحی دامن زد. از طرفی، موقعیت سوریه در معادلات شمال لبنان در رابطه با فرنجیه‌ها، اهمیت بیش‌تری پیدا کرد. ضمن آن که قدرت فرنجیه‌ها، کاهش پیدا کرد. قتل عام اهدن، شروع برخی بحران‌ها بود. به این ترتیب، چرخه انتقام در اردوگاه مسیحی تشدید شد. ● در بیست‌وهشتم ژوئن ۱۹۷۸، قتل‌عام قاع اتفاق افتاد. این، ادامه چرخه انتقام‌گیریِ درون‌مسیحی پس از کشتار اهدن بود.  خشونت محلی حالا رفته‌رفته به مداخله خارجی چندلایه می‌رسید. ادامه دارد... محسن حسن‌زاده سه‌شنبه| ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش سوم محسن حسن‌زاده پنجشنبه| ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
تارگپ| محسن حسن‌زاده
🌱 متلاطم! بخش سوم محسن حسن‌زاده پنجشنبه| ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش سوم ● در اواخر اوت ۱۹۷۸، امام موسی صدر به همراه دو نفر به لیبی سفر کرد تا با معمر قذافی دیدار کند اما در این سفر، ناپدید شد تا این غیبت به یکی از بزرگ‌ترین معماهای تاریخ معاصر منطقه ما، تبدیل شود. خیلی‌ها لیبی را متهم می‌کردند و طبعا لیبی هم شانه خالی می‌کرد. از روز سوم غیبت امام موسی، برخی احتمال یک حادثه طبیعی یا مرگ در جریان سفر را مطرح کردند اما برای این فرضیه، هیچ شواهدی وجود نداشت و طبیعی بود که مورد استقبال هیچ‌کس قرار نگیرد. حضور امام موسی در لبنان و سپس ناپدید شدنش، ساختار سیاسی-اجتماعی لبنان را برای همیشه تغییر داد. او در حالی ناپدید شد که شیعه ضعیف لبنان را تا حدی توانا کرده بود و بسیار بودند کسانی که در آموزشگاه‌ها و مراکز فنی‌وحرفه‌ای و کارگاه‌ها و مدارس، مشغول کار و تحصیل بودند. طبیعی بود که ارتباط هواداران امام موسی با لیبی هم تیره‌وتار شود. اگرچه حقیقت هیچ‌گاه روشن نشد و داده‌ها درباره ناپدید شدن امام موسی بسیار متعارض و متکثر است اما عبدالسلام جلود، سال‌ها پس از مفقود شدن امام موسی، اتهاماتی را متوجه شخص معمر قذافی کرد. برخی شخصیت‌های دیگر هم از احتمال نقش‌آفرینی عرفات در ماجرای مفقود شدن امام موسی سخن گفته‌اند. ● در اواخر دهه هفتاد میلادی، گروه‌های مارونی و مسیحی لبنان در یک جبهه علیه نیروهای فلسطینی، چپ‌گرایان و بخشی از ائتلاف‌های دیگر می‌جنگیدند. در این زمان، میان بشیر جمیل و دانی شمعون هم تنش‌هایی وجود داشت. در این گیرودار، در هفتم جولای ۱۹۸۰، کشتار صفرا توسط فالانژها به ره‌بری بشیر جُمَیّل در منطقه صفرا در کسروان، علیه حزب لیبرال میهن‌پرستان، اتفاق افتاد. کمیل شمعون، نسبت به این واقعه، واکنش قاطعی نشان نداد؛ شاید چون احساس می‌کرد که دانی شمعون و "ببرها" از کنترل سیاسی او خارج شده‌اند. پس از این کشتار، ببرها به عنوان نیروهای شبه‌نظامی مستقل، از میان رفتند. ساختار سیاسی لبنان هم پس از این، بیش از پیش به سمت اقتدار شبه‌نظامی رفت و جنگ داخلی، چهره‌ای چندلایه، درون‌طایفه‌ای و مبتنی بر حذف رقیب، پیدا کرد. ● در ششم ژوئن ۱۹۸۲، پس از سوءقصد علیه سفیر اسرائیل در بریتانیا و تبادل آتش شدید در سراسر مرز اسرائیل و لبنان، اسرائیل تهاجم تمام‌عیار به لبنان را به نام عملیات صلح برای الجلیل آغاز کرد. یکی از اهداف این هجوم، تضعیف حضور سوریه و نیز اخراج ساف از لبنان بود؛ هدفی که اسرائیل تقریبا به آن دست یافت. ساف پایگاه اصلی خود را در لبنان از دست داد. ویرانی، تداوم اشغال جنوب، تعمیق بحران حاکمیت و تشدید مداخله خارجی، از پیامدهای دیگر این هجوم بود. این تهاجم، به زودی فاجعه‌های بزرگی را در لبنان رقم زد و معادلات سیاسی و نظامی را تغییر داد. اسرائیل امیدوار بود که با این حملات، دولتی مسیحی و متحدی قدرتمند در بیروت مستقر کند. ● بشیر جمیل، در ۲۳ اوت ۱۹۸۲، در حالی که لبنان تحت اشغال اسرائیل بود، به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد اما در شرایطی که بنا بود در ۲۳ سپتامبر سوگند یاد کند و دولتی مقتدر و همسو با غرب و اسرائیل در لبنان مستقر شود، جمیل در ۱۴ سپتامبر، ترور شد. گفته می‌شد بمب‌گذاری توسط حبیب‌الشرتونی، عضو حزب سوسیال‌ناسیونالیست سوری(SSNP) انجام شده. ترور جمیل، فروپاشی یک پروژه سیاسی بود و آغاز دوره‌ای از ویرانی‌ها. ترور جمیل در واقع بخشی از اهداف حمله اسرائیل به لبنان را از بین برده بود‌. اگرچه اسرائیل رکب خورد اما لبنان در برابر فشارهای سوریه ضعیف‌تر شد. نفوذ همه‌جانبه سوریه بر لبنان، بدین‌ترتیب آغاز شد. بخشی از نیروهای ساف -فتح- هم از بیروت خارج و اردوگاه‌های فلسطینی در جنوب بیروت از نظر نظامی تضعیف شدند. ● در پانزدهم سپتامبر ۱۹۸۲، نیروهای اسرائیلی غرب بیروت را اشغال کردند. این اقدام، بحران‌های لبنان را عمیق‌تر کرد و بحران داخلی وارد فاز جدیدی شد. لبنان حالا عملا به منطقه تحت کنترل نیروهای خارجی و شبه‌نظامیان، تبدیل شد‌ه بود. یکی از تاریک‌ترین فصل‌های جنگ در لبنان در حال رقم خوردن بود و در این تاریکی، حکومت لبنان هم به فروپاشی نزدیک می‌شد. حالا نوعی خلا امنیتی شکل گرفته بود و البته بوی مقاومت ضداشغال‌گری به مشام می‌رسید. ادامه دارد... محسن حسن‌زاده پنجشنبه| ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش چهارم محسن حسن‌زاده پنجشنبه| ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
تارگپ| محسن حسن‌زاده
🌱 متلاطم! بخش چهارم محسن حسن‌زاده پنجشنبه| ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش چهارم ● در نیمه‌ی سپتامبر ۱۹۸۲، کشتار صبرا و شتیلا در بیروت اتفاق افتاد. صبرا و شتیلا اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی بودند که پناهندگان فلسطینی سنی و مسیحی و هم‌چنین برخی لبنانی‌ها و کردهای تهی‌دست را در خود جای داده بودند. فالانژها به انتقام قتل رئیس‌جمهور بشیر جمیل، به این اردوگاه‌ها حمله کردند. بهانه، جستجوی هزاروپانصد فلسطینیِ مسلح بود. برآوردها از کشتگانِ این کشتار، از صدها تا چند هزار نفر متفاوت است. این، در واقع یکی از خروجی‌های فرایندِ منتهی به تغییر موازنه قوا در لبنان بود. باید در نظر داشت که در سال ۱۹۸۲، نیروهای فالانژ -کتائب- به عنوان بخشی از سیستم عملیاتی اسرائیل در بیروت عمل می‌کردند. نهادهای حقوق بشری بعدها اتهاماتی را در خصوص کشتار صبرا و شتیلا، متوجه اسرائیل دانستند. کشتار صبرا و شتیلا و عدم مواجهه قاطع با آن، در واقع چراغ سبزی برای خشونت‌های شدیدترِ بعدی بود‌. این اتفاقات، یک پیام مهم داشتند. رژیم اسرائیل از استراتژی ایجاد کمربند امنیتی مرزی به سمت تلاش برای حذف کامل حضور سیاسی-نظامی فلسطینی‌ها در لبنان حرکت کرده بود‌. البته این کشتار، در خود اسرائیل هم بحران سیاسی ایجاد کرد و موج محکومیت جهانی هم علیه آن اتفاق افتاد که مثل همیشه، چندان اثرگذار نبود! ● پس از این بود نیروهای حافظ صلح امریکا، فرانسه و ایتالیا وارد بیروت شدند. ● تصور بر این است که حزب‌الله در همین سال یعنی ۱۹۸۲، تاسیس شده است. تاسیس حزب‌الله اتفاقی یک‌باره نیست بل‌که فرایندی آرام است. ● در شرایطی که اسرائیل به لبنان حمله کرده و نیروهای ساف از بیروت خارج شده بودند، به اصطلاح میان‌جی‌گری‌ها و فشارهای دیپلماتیک امریکا تشدید شد.(نمونه جدید این میانجی‌گری‌های امریکایی را در توافق تیرماه اسرائیل و لبنان دیدیم. در توافق خاتمه رسمی هرگونه وضعیت جنگی، به صراحت قید شده بود که دیدیم چه شد!) در این اوضاع، قرارداد ۱۷ مه ۱۹۸۳، در ژنو میان لبنان و اسرائیل، امضا شد. در این زمان، دو کنفرانس تحن عنوان کنفرانس آشتی ملی هم برگزار شد. کنفرانس ژنو قرار بود مسیری برای گفتگوی ملی در سیاست لبنان و این توافق هم قرار بود راهی برای خروج اسرائیل از لبنان باشد اما بحران عمیق‌تر از آن بود که توافق بتواند رفع‌ورجوعش کند. پس از این، نفوذ سوریه که از مخالفان اصلی این توافق بود، تثبیت شد. ● در همین سال، نیروهای دروزی، صدها غیرنظامی مسیحی را قتل‌عام و کوه جنوب لبنان را از حضور مسیحیان، پاکسازی نژادی کردند. این یکی از جلوه‌های فروپاشی اصل هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و تثبیت مرزهای فرقه‌ای بود. ● در هجدهم آوریل ۱۹۸۳، یک نیروی وابسته به سازمان جهاد اسلامی، طی یک عملیات استشهادی، سفارت امریکا در لبنان را هدف قرار داد که در جریان آن، ۶۳ نفر به هلاکت رسیدند. این اقدام احتمالا انگیزه‌های متنوع و پرشماری داشته اما عجالتا، این حمله یک ضربه مستقیم به مرکز فرماندهی دیپلماسی امریکا در لبنان بود تا روند پیگیری توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳، دچار اختلال شود. این عملیات، یکی از نقاط عطف تاریخ لبنان تلقی می‌شود. پس از آن، نفوذ دمشق در تصمیم‌گیری‌های سیاسی لبنان، تشدید شد. چند نمایندگی متعلق به کشورهای بیگانه موقتا از لبنان رفتند. ● اسرائیل در سوم سپتامبر ۱۹۸۳، از بخش بزرگی از لبنان از جمله مواضع شمالی خود در کوهستان، عقب نشست و با حفظ یک منطقه امنیتی خودخوانده در جنوب -که عمدتا توسط ارتش لبنان جنوبی، متحد اسرائیل، کنترل می‌شد- عقب‌نشینی نسبی از لبنان را آغاز کرد. ● در ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ و در میانه‌ی جنگ‌های ویرانگر داخلی، در جریان یک حمله به مقر نیروهای موسوم به حافظ صلح در بیروت، ۲۴۱ نیروی نظامی امریکایی و ۵۸ سرباز فرانسوی به هلاکت رسیدند. این هم یکی از نقاط عطف تاریخ جنگ‌های داخلی در لبنان بود‌. گروهی تحت عنوان جهاد اسلامی، مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت. این گروه، بعدها در تحلیل بیگانگان، به شبکه‌های مرتبط با حزب‌الله و گروه‌های تحت حمایت ایران، نسبت داده شد. این حمله باعث تسریع در خروج شمار زیادی از نیروهای امریکایی موسوم به حافظ صلح در فوریه ۱۹۸۴ از لبنان شد. از طرفی، کشورهای غربی هم درگیر بازنگری‌های گسترده در دکترین حفاظت از نیروهای مستقر در خارج از مرزهای خود شدند. ادامه دارد... محسن حسن‌زاده پنجشنبه| ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش پنجم محسن حسن‌زاده جمعه| ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
تارگپ| محسن حسن‌زاده
🌱 متلاطم! بخش پنجم محسن حسن‌زاده جمعه| ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap
🌱 متلاطم! بخش پنجم ● در پنجم مارس ۱۹۸۴، توافق‌نامه‌ی ۱۷ مه ۱۹۸۳ توسط کابینه لبنان کنار گذاشته شد. کابینه می‌گفت:"از آن‌جا که رئیس‌جمهور لبنان قانون مصوب مجلس نمایندگان در تاریخ ۱۴ ژوئن ۱۹۸۳ را -که اجازه می‌داد توافق میان دولت لبنان و اسرائیل ابرام شود- در مهلت مقرر به مجلس بازنگردانده، بنابراین تصمیم شورای وزیران در ۱۴ مه ۱۹۸۳ مبنی بر موافقت با توافق مزبور، لغو و ابطال می‌شود؛ گویی هرگز وجود نداشته است و هر اثری که ممکن بود بر آن مترتب شده باشد نیز لغو می‌شود." پس از آن بود که در ۱۲ تا ۲۰ مارس ۱۹۸۴، کنفرانس لوزان با هدف ایجاد یک ساختار جدید تقسیم قدرت میان طوایف برگزار شد اما تلاش‌های سیاسی در لوزان، شکست خورد. میان‌نوشت: مفاد توافق‌نامه‌ی ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ میان دولت لبنان و رژیم اسرائیل، بدتر از مفاد توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳ بود! ● حزب‌الله، حزبِ خدا، به عنوان یک سازمان سیاسی و شبه‌نظامی شیعی مستقر در لبنان، رسما در شانزدهم فوریه ۱۹۸۵ تاسیس شد‌. در طول جنگ داخلی لبنان، حزب‌الله البته به عنوان یک نیروی شبه‌نظامی آغازبه‌کار کرده بود اما حالا فعالیتش را علنی کرده بود. حزب‌الله طبق مانیفستش، دو هدف داشت: ریشه‌کن کردن استعمار غرب در لبنان و ایجاد حکومت اسلامی. ● حرب‌المخیمات یا جنگ اردوگاه‌ها در مه ۱۹۸۵ آغاز شد‌. اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی صبرا، شتیلا و برج‌البراجنه توسط شبه‌نظامیان شیعه‌ی امل با حمایت ارتش سوریه، محاصره و بمباران شد. امل حضور مسلح فلسطینی‌ها در مناطق شیعه‌نشین را تهدید می‌دید. محاصره‌های طولانی، بمباران، قطع رسیدن غذا و دارو به اردوگاه‌ها و فرسایش تدریجی توان زیستی اردوگاه‌ها، از پیامدهای حرب مخیمات بود‌. این، یک فاجعه‌ی انسانی گسترده بود. این اتفاقات، به تعمیق قیمومیت سوریه بر لبنان و تضعیف بیش از پیش ساف کمک کرد. ● در دسامبر سال ۱۹۸۵، توافق سه‌جانبه‌ای میان نبیه‌بری، ولید جنبلاط و ایلی حبیقه، به ابتکار و تحت حمایت و نظارت سوریه در دمشق امضا شد. ● در ششم ژوئن ۱۹۸۵ بخشی از نیروهای اسرائیلی عقب‌نشینی کردند اما پاره‌ای دیگر از آنان در یک منطقه امنیتی در جنوب لبنان ماندند. به این ترتیب یک کمربند امنیتی تاسیس شد و اسرائیل نوار مرزی جنوب را به ارتش جنوب لبنان واگذار کرد. با این حال، توازن قوا رفته‌رفته به نفع مقاومت در حال تغییر بود. ● در سال ۱۹۸۶ تغییر در موازنه قوا و اختلاف بر سر ادغام در نظم سوری، جنگی میان سمیر جعجع و الی حقیبه برای نابودی توافق سه‌جانبه به راه انداخت. ● در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۸، دوره شش‌ساله‌ی ریاست جمهوری امین جمیل پایان یافت و در شرایطی که انتخابات ریاست جمهوری نتوانست جانشینی برای جمیل انتخاب کند، او یک دولت انتقالی نظامی موقت را تحت فرماندهی میشل عون، فرمانده‌کل مارونی ارتش- و نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری- در شرق بیروت منصوب کرد. روشن بود که این فقط تصمیم شخصی جمیل نیست. عون که از چهار سال پیش از آن، فرمانده ارتش بود، وزیر دفاع هم شد و خود را رئیس دولت قانونی می‌دانست. عون، از مدت‌ها قبل در جبهه‌های سوق‌الغرب، با شبه‌نظامیان حزب سوسیالیست ترقی‌خواه ولید جنبلاط - که مورد حمایت سوریه بود- می‌جنگید. این انتقال قدرت، نه از طریق سازوکار عادی قانون اساسی، بل‌که از طریق ترکیبی از میان‌جی‌گری منطقه‌ای، مداخله خارجی و قدرت‌نمایی نظامی انجام شد‌ در سوی دیگر، نخست‌وزیر سلیم‌الحص هم یک دولت رقیب عمدتا مسلمان در بیروت غربی تشکیل داد و لبنان عملا با یک دوگانه‌ی رسمی در قدرت اجرایی، تقسیم شده بود‌. بنابراین دو دولت، دو تفسیر از قانون و دو حوزه اعمال حاکمیت ایجاد شد. پس از این بود که جنگ‌های پوچ میشل عون آغاز شد. ● در سال ۱۹۸۹، جنگ "الغاء" بین میشل عون و سمیر جعجع آغاز شد و جامعه‌ی مسیحی را نابود کرد. رنه معوض، رئیس‌جمهور، چند روز پس از انتخابش، ترور شد. ● در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۹، در شرایطی که جنگ‌های داخلی، لبنان را به فروپاشیِ ساختاری رسانده بودند، در دوراهی توافق سیاسی یا تکمیل فروپاشی، توافق‌نامه‌ی طائف امضا شد. پارلمان، در طائف، عربستان سعودی، برای تصویب منشور آشتی ملی تشکیل جلسه داد و در قالب این توافق‌نامه، بخش عمده‌ای از اختیارات اجرایی را از ریاست‌جمهوری به کابینه و هیات وزیران، منتقل کرد و تعداد نمایندگان مسلمان را افزایش داد. مهم‌ترین نتیجه توافق طائف، خاتمه دادن به جنگ‌های داخلی لبنان بود اما محتوا و نحوه اجرای تفاهم‌نامه، مانع اصلاح سیاسی یا تحول اجتماعی واقعی شد. مشکل ساختاری تقسیم قدرت نیز هم‌چنان برجا ماند. سازوکارهای تقسیم قدرت در این توافق، ناکارآمد بود و مسئولیت‌های بنیادین در آن به سوریه واگذار شده بود که این، نفوذ سوریه را تثبیت می‌کرد. مسائل اجتماعی کلیدی هم در توافق‌نامه به حاشیه رانده شده بود. ادامه دارد... محسن حسن‌زاده جمعه| ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵| سمنان @targap