طراحی مذهبی و توضیحات علمی
شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا و وفات حضرت عبدالعظیم حسنی (عَليهِمَا السَّلام) تسلیت باد.
۱۵ شوال، سالروز جنگ احد و شهادت حمزه، عموی بزرگوار پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) است. او تا آخرین لحظات زندگانی خود، پشت پیامبر ایستاده بود و از ایشان دفاع میکرد. پیامبر خدا (ص) بعد از شهادت ایشان، لقب سیدالشهدا را بر ایشان نهادند. لقبی که بر امام حسین (ع) نیز گفتهاند.
در تاریخ اسلام دو شخصیت بزرگ با لقب سیدالشهدا شناخته میشوند: حمزهبنعبدالمطلب وحسینبنعلی (ع). روشن است که این لقب به معنای برتری و فضیلت یک شهید بر سایر شهیدان است. چنانکه در برخی روایات در کنار سیدالشهدا، افضل نیز درباره حسینبنعلی (ع) آمده است.[۱]
نخستین بار این لقب از سوی رسولخدا به حمزهبنعبدالمطلب، عموی پیامبر که در جنگ اُحد به شهادت رسید، عطا شد و ازآنپس از حمزه با لقب سیدالشهدا یاد میشد.[۲]
حمزه به سبب ایمان بالا و سابقه درخشان، در حمایت از اسلام، یاری و دفاع از شخص رسولخدا همواره موردتوجه و علاقه ایشان بود. ایثار و فداکاریهای حمزه و همچنین شجاعت فوقالعاده او در تاریخ اسلام مشهور است. همچنان که در جنگ اُحد نیز صحنههایی از این ایمان و ایثار و شجاعت و دلاوری را به نمایش گذاشت. درکنار این فضایل، چگونگی شهادت او و اوج غربت و مظلومیت او نیز در میان شهیدان اُحد و قبل و بعدازآن کمنظیر بوده است.[۳] گویا با توجه به موارد فوق، حمزه، ملقب به سیدالشهدا گردید و بر سایر شهیدان والامقام اسلام برتری یافت. امامان شیعه نیز بر تکرار لقب سیدالشهدا برای حمزهبنعبدالمطلب تأکید میورزیدند و همواره یکی از افتخارات و ارزشهای والای معنوی خاندان رسولخدا را، انتسابشان به حمزه سیدالشهدا ذکر میکردند.[۴]
بدون شک حضرت حمزه، از محبوبترین شخصیتهایی است که رسول گرامی اسلام صلیالله علیه و آله بیشترین محبت و علاقه را به آنان ابراز داشت و پیوسته فضیلتهای آنان را برای همگان اعلام کرد. ابوالفرج اصفهانی در روایتی از رسول خدا (ع) آورده که آن حضرت فرمود: «بهترین مردم، حمزه و جعفر و علی (ع) هستند». همچنین جابربن عبداللّه انصاری میگوید: یکی از یاران ما صاحب فرزندی شد. پس خدمت پیامبر خدا (ص) رسید و از ایشان پرسید چه نامی بر او بگذارد؟ حضرت (ص) در پاسخ فرمود: «محبوبترین نامها را نزد من برای او انتخاب کن؛ نامش را حمزه بگذار».[۵]
نام حمزه که به معنای شیر ژیان است، بهحق آینه تمام نمای خصلتها و منشهای والای شخصیت حضرت حمزه میباشد.
حمزه در میان جوانان قریش در دلاوری و ارجمندی بینظیر و در راستقامتی، آزادمنشی و ظلمستیزی سرآمد همگان بود.
پی نوشت :
[1] ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 122.
[2] الإصابه، ج 2، ص 106
[3] ابنهشام، السیره النبویه، ج 3، ص 74
[4] الإرشاد، ج 1، ص 38.
[5] مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانى، ص 67
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/حضرت-حمزه
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) : به دنبال سرعت در انجام دادن كار مباش ، بلكه كيفيّت خوب را بجوى
خداوند متعال درسوره انبیاء اشاره ای به صنعت نموده و میفرماید به او ( داوود پیامبر) صنعت زرهبافی - برای شما - آموختیم، تا در جنگهایتان محافظ شما باشد.[1]
همواره بیگانگان درصدد آن هستند که دانشها و صنعتها را از مسلمانان بگیرند تا مسلمانان وابسته به آنها باشند پس بر هر مسلمانی که توانایی دارد لازم است از این کار جلوگیری کند.
طبق دستور دین مبین اسلام مسلمانان باید در راستای دانشها، صنعتها و اختراعات خود را نیرومند سازد و اسباب رفاه و آسایش اجتماع و سرزمین خویش را با اقتدار هرچه تمامتر فراهم کنند.
امام علی (علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر چنین میفرمایند: کار مردمان استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که هر صنفی امکاناتی فراهم میآورند و بازارها را برپا میدارند و چیزهایی را که مردم خود نمیتوانند فراهم کنند فراهم میکنند و کار مردم را راه میاندازند.[2] و هم چنین می فرماید : به دنبال سرعت در انجام دادن كار مباش ، بلكه كيفيّت خوب را بجوى ، مردم .... در پى خوبى و نيكويى محصول كارند [3]
امام صادق (علیه السلام) نیز در احادیث متعدد در زمینه صنایع مختلف میفرمایند: گیاهان دارویی برای مداوای آدمی آفریده شده است لکن چیدن و به اندازه مخلوط کردن و از آنها دارو ساختن به عهده خود انسان است.[4]
و همچنین میفرمایند: در آفرینش این زمین و چگونگی آن بیاندیش که چگونه استوار و بیحرکت آفریده شده است، تا بتواند مسکن و وطن انسانها باشد. اگر زمین لرزان و همواره در حال نوسان میبود مردمان نمیتوانستند بر روی آن ساختمان بسازند و به بازرگانی و صنعتگری و کارهای دیگر بپردازند.[5]
و در حدیث دیگری میفرمایند: چوب برای انواع کارهای درودگری و جز آن است و پوست، برگ، ریشهها، شاخهها و صمغهای درختان برای انواعی از فایده و بهرهوری.[6]
و همچنین می فرماید : در این امر تأمل کن که گاه ظرفها و کالاهای نو و بی سابقهای پیدا میشود که مردم آنها را پدید میآورند و نوآوری میکنند.
پی نوشت:
[1]. سوره انبیاء، آیه 80
[2]. نهجالبلاغه / 1003
[3]. شرح نهج البلاغه ج 20 ص 267
[3]. بحارالانوار ج3 ص86
[4]. همان 121
[5]. همان 129
[6]. همان
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/تولید-و-اشتغال
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
۱۲ تیر ماه ۱۳۶۷ ؛ سالروز شلیک ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی نمونه از حقوق بشر به سبک ا
حمله ناو جنایتکار آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران در سال 67، گوشه ای از ددمنشی شیطان بزرگ در حق ملت ایران است. آنها ابتدا مدعی شدند که به اشتباه هواپیمای ایران را هدف قرار داده اند؛ اما چندی بعد با دادن جایزه به کاپیتان ناو جنایتکار، فریاد شیطانی خود را سر دادند.[1]
گر چه بیست سال و اندی از حادثه ی دردناک سقوط هواپیمای ایران می گذرد؛ اما آن حادثه هیچ وقت از یادها نمی رود و نباید برود. زیرا که مواضع ضد و نقیض آمریکا در آن حادثه، همواره ادامه داشته و دارد. این نکته باید مدنظر مسؤلان نظام اسلامی(در برجام و امثال آن) باشد. دشمنانی که بیشترین جنایت را در حق مسلمین و بشریت مرتکب شده و سپس فریاد حقوق بشر و سخنانی از این قبیل سر می دهند.
حال و روز دشمنان اسلام چنان است که این آیه می فرماید:«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فىِ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلىَ مَا فىِ قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ* وَ إِذَا تَوَلىَ سَعَى فىِ الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لَا يحُبُّ الْفَسَادَ؛ و از مردم كسى است كه گفتارش در زندگى دنيا تو را خوش آيد، و [براى اينكه چنين وانمود كند كه زبانش با دلش يكى است] خدا را بر آنچه در دل دارد شاهد مى گيرد، در حالى كه سرسخت ترين دشمنان است. و هنگامى كه [چنين دشمن سرسختى] قدرت و حكومتى يابد، مى كوشد كه در زمين فساد و تباهى به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود كند؛ و خدا فساد و تباهى را دوست ندارد.»[2] در حقیقت خطاب این آیات به مسلمین و جامعه اسلامی است که فریب یک بام و دو هوای آمریکا و دنباله های آن را نخورند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ؛ اى اهل ايمان! از غير خودتان براى خود محرم راز نگيريد؛ آنان از هيچ توطئه و فسادى درباره شما كوتاهى نمى كنند؛ شدت گرفتارى و رنج و زيان شما را دوست دارند؛ تحقيقا دشمنى [با اسلام و مسلمانان] از لابلاى سخنانشان پديدار است.»[3]
سخن آخر اینکه؛ شیطان بزرگ در سال 67 هواپیمای بی دفاع ایرانی را بر فراز خلیج فارس منهدم کرد و بعد با یک سیاست یک بام و دو هوا، هم آنرا اشتباهی خواند و هم به کاپیتان ناو وینسنس مدال شجاعت داد. این نکته باید مدنظر مسؤلان نظام اسلامی باشد که سیاست یک بام و دو هوای آمریکا، واقعیت دارد و نباید از آن غافل شد تا در مخصمه هایی مثل برجام گرفتار نشویم.
پی نوشت:
1. تاریخ معاصر ایران
۲. بقره 204 و205
3. آل عمران 118
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/حادثه-سقوط-هواپیما
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امیرالمونین امام علی (علیه السلام) : عُقولُ الفُضَلاءِ في أطرافِ أقلامِها ؛ عقل هاى دانشمندان ، در
خداوند در قرآن کریم به چیزهای مختلفی سوگند یاد نموده که از جمله آنها سوگند به «قلم» است و آنچه قلم مینگارد: «وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ»؛[1] سوگند به قلم و آنچه مینویسند.
«قلم» یعنی وسیله نوشتن، یا چیزی که میتوان با آن نگاشت.[2]
«یسطرون» فعل مضارع از مصدر «سطر»، به معناى یک صف از کلمات نوشته شده، از درختان کاشته شده، و یا از مردمى ایستاده است. وقتى گفته میشود «سطر فلان کذا» معنایش این است که فلانى سطر سطر نوشت.[3]
خداى متعال در این آیه به قلم و آنچه با قلم مینویسند سوگند یاد نموده است. از ظاهر سیاق آیه برمیآید که منظور از قلم، هر قلم، و هر نوشتهاى است که قلم مینگارد.
حکمت این سوگند آن است که قلم و نوشته از بزرگترین نعمتهاى الهى است که خداى تعالى در اختیار بشر قرار داده تا به وسیله آن حوادث و اتفاقات دور از انظار و معانى نهفته در درون دلها را ضبط میکند؛ انسان به وسیله قلم و نوشتن میتواند هر حادثهاى را که در طول تاریخ و در دورترین مکانها رخداده پیش خود حاضر سازد و از آنها اطلاع پیدا کند. بنابر این، قلم و نوشتن هم در عظمت، چیزی از کلام کم ندارد.
در عظمت این دو نعمت همین بس که خداوند بر انسان منت نهاده و وى را به سوى کلام و قلم هدایت کرده، و طریق استفاده از این دو نعمت را به او یاد داده است. آنجا که در باره کلام فرمود: «خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ».[4] و در باره قلم فرمود: «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ».[5]
بنابر این، سوگند خوردن خداى تعالى به قلم، و آنچه مینویسند، سوگند به یکى از نعمتها است، و این تنها قلم نیست که به آن سوگند یاد کرده، بلکه در کلام مجیدش به بسیارى از مخلوقات خود بدان جهت که نعمتاند سوگند یاد نموده؛ مانند آسمان، زمین، خورشید، ماه، شب، روز، انجیر و زیتون.[6]
البته مفسران احتمالات دیگری نیز در منظور قرآن از (قلم و نگارش) در این آیه دادهاند که میتواند بطنی از بطون قرآن باشد؛ مانند اینکه:
مراد از قلم، قلم اعلى، یعنى قلم آفرینش است؛ چرا که قلم اولین موجودى است که خدا آنرا آفرید. در حدیث آمده است قلم اولین موجودى است که خدا آنرا آفرید[7] و منظور از «ما یسطرون» اعمالى است که فرشتگان آنرا مینویسند.[8]
[1]. قلم، 1.
[2]. لسان العرب، ج 12، ص 490
[3]. المفردات فی غریب القرآن، ص 409
[4]. الرحمن، آیه 3 و 4.
[5]. علق، آیه 4 و 5.
[6]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 19، ص 368
[7]. تفسیر القمی،ج 2، ص 198
[8]. مفاتیح الغیب، ج 30، ص 599
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/روز-قلم
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
در پاسخ به توهین به روضه خوانی اهل البیت (علیهم السلام): روضه خوان ماتمت را قدسیان باکیان مجلست ر
در تشویق و دعوت به برپایی اجتماعات دینی و مجالس ذکر و احیای یاد و خاطره و عزاداری و به اصطلاح مجالس روضه اهل بیت (علیهم السلام) سفارشهای فراوانی وارد شده تا به دنبال آن در چنین مجالس و محافلی، معارف دینی ، فضائل و مصائب ائمه معصوم (علیهم السلام) بیان گردد. در اینجا به برخی از این روایات اشاره میشود:
1. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله): «بر تو باد به برپایی مجالس ذکر (مجالس معارف دینی) و شرکت در آن».[1]
2. پیامبر اکرم(ص): «هر گاه به باغی از باغهای بهشت برخورد کردید، در آن حاضر شوید. سؤال شد: باغهای بهشت چیست؟ فرمود: مجالس ذکر (مانند اجتماعاتی که در آن یاد خدا و اهل بیت(ع) و حسین(ع) زنده میشود)».[2]
3. مالک جُهَنى میگوید: امام باقر(ع) فرمود: «هر کس در روز عاشورا، حسین(ع) را زیارت کند و در کنار قبرش گِریان باشد، خداوندت را در قیامت با دو هزار هزار ثواب حج، دو هزار هزارثواب عمره و دو هزار هزار ثواب جهاد، دیدار میکند که ثواب هر حج و عمره و جهادى، همانند ثواب حجگزار و عمرهگزار و جهادگر همراه با پیامبر(ص) و امامان راستین(ع) است».
گفتم: فدایت گردم! براى آن کسى که در شهرها و مناطق دوردست است و نمیتواند به زیارت بیاید، چه هست؟
فرمود: «وقتى روز عاشورا میشود، به بیابان برود، یا روى بلندىِ خانهاش، با اشاره به امام حسین(ع) سلام کند و با جدّیت، بر قاتلش نفرین کند و پس از آن، دو رکعت نماز بگزارد. این کار را نزدیک ظهر، قبل از اذان، انجام دهد. آنگاه بر حسین(ع) مرثیه بسراید و بگِرید و سفارش کند کسانى که در خانهاش هستند، بر حسین(ع) گریه کنند و با ناله کردن بر حسین(ع)، در خانهاش ماتم بر پا کند و با هم براى گریستن، همصدا شوند. من براى آنان، از طرف خدا ضمانت میکنم که اگر این کار را انجام دهند، همه این ثوابها را به دست میآورند».
گفتم: فدایت گردم! هر گاه آنان، آن کارها را انجام دادند، شما این ثوابها را بر عهده میگیرى و تضمین میکنى؟
فرمود: «من این را برایشان تضمین میکنم و چنان ثوابهایى را، براى هر کسى که این کارها را انجام دهد، بر عهده میگیرم ... هر کس چنین سوگوارى کند، برایش ثواب هزار هزار حج، ثواب هزارْ هزار عمره و ثواب هزار هزار جهاد، نوشته میشود که همهشان همراه با پیامبر(ص) بوده است و برایش ثواب مصیبت هر پیامبر و فرستاده و صدّیق و شهیدى که از زمانى که خدا، عالم را آفریده تا برپایىِ رستاخیز مرده و یا کشته شده، نوشته میشود».[3]
خَیثَمه گوید: پیش امام باقر(ع) آمدم تا با او وداع کنم. فرمود: «اى خیثمه! هر کس از دوستان ما را میبینى سلام برسان و آنها را به تقواى خداى بزرگ سفارش کن و اینکه توانگرشان بر فقیرشان توجه کند و قویشان بر ضعیف و زنده آنها بر جنازه میتشان حاضر شوند و در خانهها به ملاقات یکدیگر روند؛ زیرا ملاقات آنها با یکدیگر موجب زنده ساختن امر ماست، خدا رحمت کند بندهاى را که امر ما را زنده دارد».[4]
4. امام باقر(ع): «خدا ببخشد بندهای را که نام ما را زنده بدارد...».[5]
5. امام باقر(ع) به میسر فرمود: «آیا شما خلوت میکنید و گفتگو مینمائید و هر چه خواهید میگوئید؟ میسر گفت: آرى به خدا که ما خلوت میکنیم و گفتگو نموده هر چه خواهیم [از مختصات شیعه] میگوئیم، فرمود: «همانا به خدا من دوست دارم که در بعضى از آن مجالس با شما باشم، همانا به خدا که من بوى شما و نسیم شما (عقاید و اقوال شما) را دوست دارم، و شمائید که دین خدا و دین ملائکه او را دارید، پس [مرا به شفاعت و کفالت خود با] پرهیز از حرام و کوشش در طاعات کمک کنید».[6]
امام صادق (علیه السلام) : ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنة و غفر له ؛ هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد [7]
پی نوشت :
[1]. الأمالی ص 222
[2]. عدة الداعی و نجاح الساعی، ص 253
[3]. کامل الزیارات ص 174
[4]. کافی، محقق ج 2، ص 175
[5]. مصادقة الإخوان، ص 34
[6]. کافی، ج 2، ص 187.
[7]. رجال شیخ طوسی ص 289
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/روضه
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
شهادت جانسوز رئيس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق (صلواتُ اللهِ و سلامُه عليهِ) تسليت باد .
«امام جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب(ع)» در بامداد روز جمعه[1] یا دوشنبه[2] هفدهم ربیع الاول سال 80 [3] یا 83 هجری[4] در مدینه دیده به جهان گشود. با توجه به اینکه برخی منابع معتبر، مدت زندگانی حضرتش را 65 سال اعلام کردهاند،[5] احتمال ولادت ایشان در سال 83 بیشتر است.
پدر بزرگوارشان، امام محمد باقر(ع) و مادر آنحضرت، أم فروه دختر قاسم بن محمد بن ابیبکر بود. امام ششم در توصیف مادرشان میفرماید: «مادرم زنى با ایمان، پرهیزکار و نیکوکار بود و خدا نیکوکاران را دوست دارد».[6]
نام آنحضرت، «جعفر»، کنیه ایشان «ابوعبدالله» و لقب مشهورشان «صادق» است.[7] از امام زین العابدین(ع) پرسیدند، امام بعد از تو کیست؟ فرمود: «محمّد باقر که علم را بسیار میشکافد».
پرسیدند: امام بعد از او کیست؟ فرمود: «جعفر که نام او نزد اهل آسمانها صادق است».
گفتند: چرا تنها او را صادق مینامند، در حالیکه همه شما راست گویید؟! فرمود: «... رسول خدا(ص) فرمود: هنگامی که فرزند من جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسین(ع) متولّد شود، او را صادق بنامید؛ زیرا که یکی از فرزندان نسل پنجم او نیز جعفر نام خواهد داشت که به دروغ ادعاى امامت خواهد کرد، و او نزد خدا جعفر کذّاب است ...».[8]
امام ششم(ع) لقبهای دیگری نیز دارد، از آن جمله: صابر، طاهر، و فاضل.[9]
مدت امامت امام صادق(ع) 34 سال بود. وی در این مدت «مکتب جعفری» را پایهریزی نمود و موجب بازسازی و زنده نگاه داشتن شریعت محمدی(ص) گردید.
جلوههای صدق اهلبیت(ع) در صادق این خاندان به صورت ویژه بروز یافته است. این جلوهها را در رفتار آنحضرت بهتر میتوان درک کرد. آنچه بیشتر رواج یافته، ذکر «قال الصادق»ها است که به حق زیر ساخت فکری، فقهی و کلامی شیعه را تشکیل داده است، اما در کنار توجه به گفتههای آنحضرت، فصل دیگری را هم باید گشود؛ فصلی برای تأمل و توجه در رفتارهای آن امام(ع) و بهرهگیری عملی از این رفتارها.
بیگمان تشیع همان حقیقت راستین اسلام ناب محمدی است که پیامبرش امت خود را به پیروی از علی(ع) و اهلبیت(ع) راهنمایی کرده تا آنان بتوانند از این در به شهر علم محمدی راه یابند.
در زمان امام صادق(ع) شرایط بهتری برای ترویج علوم و معارف دینی فراهم شد و از این رو میبینیم که هفتاد در صد از روایات فقهی شیعه به نقل از آنحضرت بوده، همانگونه که مذاهب فقهی اهل سنت نیز در همین دوره پایهگذاری شده است. پس این دوره، دوره شکلگیری مذاهب فقهی اسلام نیز بوده است. اصطلاح رئیس مذهب شیعه که بیشتر به امام صادق(ع) گفته میشود بیشتر ناظر به فقه شیعی در برابر مذاهب اهل سنت است، و گرنه اساس تشیع و مکتب امامت از لحاظ معارف بنیادی، در عرض مذاهب فقهی نبوده و معارف اصلی اسلامی را شامل میشود که جز در مکتب اهلبیت(ع) قابل وصول نیست.
بنابراین، اینگونه اصطلاحات، ناظر به شرایط تاریخی بوده و صرفاً جنبه توصیفی دارد، و تشیع به عنوان مکتب اهلبیت(ع) حقیقت راستین اسلام است و صرفاً مذهبی فقهی در عرض سایر مذاهب نیست. با اینحال؛ فقه متعالی شیعه به عنوان یکی از افتخارات تشیع در زمان امامت امام صادق(ع) در برابر سایر مذاهب فقهی اظهار شد، و از اینروی تبیین علم شریعت نیز بیشتر به آنحضرت اختصاص داشته است.
مشهور است که امام صادق(ع) در سال 148 هجری قمری به شهادت رسیدند و پیکر مطهرشان در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.[10]
امام صادق(ع) را از طریق زهر مسموم نموده و به شهادت رساندند.[11] از امام موسی بن جعفر(ع) روایت شده است که: «من، پدرم را در دو جامه شطوی کفن کردم که آن دو، جامه احرام او بود و در جامهای از جامههایش و عمامهای که از امام سجاد(ع) برجای مانده بود».[12]
پی نوشت :
[1]. روضة الواعظین، ج 1، ص 479
[2]. أعیان الشیعة، ج 1، ص 659
[3]. کشف الغمّة ج 2، ص 155
[4]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 1، ص 514
[5]. الإرشاد ج 2، ص 180
[6]. کافی، ج 1، ص 472.
[7]. کشف الغمّه ، ج 2، ص 155.
[8]. الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 268
[9]. کشف الغمّه ، ج 2، ص 155.
[10]. کافی، ج 1، ص 472
[11]. الفصول المهمة، ج 2، ص 928.
[12]. کافی، ج 1، ص 476.
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/امام-صادق-0