طراحی مذهبی و توضیحات علمی
خداوند تبارک و تعالی : بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید ک
گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان می گشاید. کسی که به این مرحله (توبه) رسیده به پیروزی بزرگی دست یافته است، و باید سعی کند انگیزه خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، و برای همیشه این حالت را در خود حفظ کند. البته باید توجه داشت که هر توبه ای توبه نیست و توبه واقعی دارای شرایط زیر است که باید حتما رعایت شود:
1-فرد گناه کار گناه را از روی جهالت و نادانی انجام داده باشد. قرآن می فرماید توبه تنها براى آنها است که گناهى را از روى جهالت انجام مىدهند [1] ". منظور از جهالت در این آیه اعم از عدم علم به حرام و گناه بودن عمل و طغیان غرائز و تسلط هوسهاى سرکش و چیره شدن آنها بر نیروى عقل و ایمان است، در این حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمىرود اما تحت تاثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملا بى اثر مىگردد، و هنگامى که علم اثر خود را از دست داد، عملا با جهل و نادانى برابر خواهد بود.
ولى اگر گناه بر اثر چنین جهالتى نباشد بلکه از روى انکار حکم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گیرد، چنین گناهى حکایت از کفر مىکند و به همین جهت توبه آن قبول نیست. [2]
2- عدم آگاهی از مرگ (توانایی و فرصت برای گناه داشته باشد) کسی که می داند تا چند لحظه دیگر بیشتر زنده نیست ویا فلج و ناتوان شده و قدرت بر ارتکاب گناه ندارد اگر توبه کند این توبه ارزشی نخواهد داشت. قرآن می فرماید: کسانى که در آستانه مرگ قرار مىگیرند و مىگویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد". [3]
3- ترک گناه،اگر کسی مشغول گناه است و هنوز گناه را ترک نکرده است توبه او معنی ندارد هر چند قصد داشته باشد که در آینده ترک گناه کرده است و توبه نماید؛ زیرا معلوم نیست که موفق به توبه شود.
4- ندامت، اگر کسی از گناه خود واقعا پشیمان و نادم نباشد در حقیقت توبه نکرده است هر چند گناه را ترک کرده باشد. زیرا در هر لحظه امکان داردکه دو باره مرتکب گناه شود.
5- تصمیم جدی بر ترک گناه و عدم بازگشت در آینده.
6- جبران گناه و لغزش های گذشته.
7- استغفار و طلب آمرزش از خداوند. [4]
اگر کسی واقعاً با رعایت این شرایط توبه کند هرگز نباید از رحمت الهی مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگتر باشد باز رحمت الهی واسع تر است و قطعا خداوند به وعده خود عمل کرده و توبه اورا خواهد پذیرفت؛ بهرحال کسی که دوست دارد در لجن زار گناه بماند و از آلودگی ها تغذیه کند معلوم است که هنوز از گناهان خود پشیمان نشده است در این حالت توبه معنا ندارد. و معلوم نیست که در آینده نیز موفق به ترک گناه خواهد شد یا نه ، بلکه تکرار گناه ممکن است زمینه و توفیق توبه را از انسان سلب کند!. بله اگر موفق به توبه واقعی با تمام شرایط آن شود توبه اش پذیرفته می شود.
نکته بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آنرا در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوریکه خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مىآمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.» [5]
البته لازم است انسان همواره در حالت خوف و رجا باشد به این معنی که نه تنها باید از گناهان خود خوف و ترس داشته باشد بلکه از نابود شدن اعمال نیک خود در اثر ریا و عجب و ...بیم داشته باشد و از طرف دیگر همواره به رحمت بی کران الهی امیدوار باشد.
پی نوشت :
[1] .نساء،17
[2] . تفسیر نمونه، ج3، ص: 313
[3] . نساء،18،
[4] . تفسیر نمونه، ج24، ص: 290
[5] . زمر،53
مطالعه بیشتر :
http://akhlagh.ziaossalehin.ir/tags/توبه
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امیراالمومنین امام علی (علیه السلام) : «کسى که در راه خدا جهاد کند و شهید شود، پاداشش بیشتر از کسى ن
ابتدا باید گفت که بسیاری از افراد باایمان را میتوان یافت که هم توفیق پاکدامنی را داشته و هم به مقام شهادت نائل شده و سزاوار دریافت هر دو پاداشند و به عبارتی بیشتر شهیدان، عفیف و پاکدامن نیز بودهاند و هرچند ناممکن نیست اما به ندرت این اتفاق رخ میدهد که فردی ناپاک در مسیری گام بردارد که سرانجامش شهادت باشد.
با توجه به این نکته باید گفت که روایتی از امام علی(ع) نقل شده است که پاکدامنی را بر شهادت ترجیح داده است: «کسى که در راه خدا جهاد کند و شهید شود، پاداشش بیشتر از کسى نیست که بتواند گناه کند اما عفّت ورزد [و گناه نکند]! انسان پاکدامن نزدیک است که فرشتهاى از فرشتگان خدا شود».[1]
میدانیم که مقام شهیدان در اسلام بسیار والاست؛ و قرآن مجید و روایات، درباره شهیدان راه خدا و مقام والاى آنها سخن بسیار گفتهاند؛ چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمود: «والاتر از هر کار نیکى کار نیک دیگرى وجود دارد تا به شهادت در راه خدا میرسد که بالاتر از آن، نیکى دیگرى نیست».[2]
با این حال، امام علی(ع) مسئله عفّت و پاکدامنى و چشمپوشى از گناه را به هنگامى که انگیزههاى شدید آن در وجود انسان زنده میشود کمتر از شهادت در راه خدا ندانسته و این نشان میدهد که اسلام براى مسائل اخلاقى مخصوصاً عفت نفس به ویژه در مقابل انگیزههاى شدید جنسى چه اندازه اهمیت قائل است.[3] چرا چنین نباشد، با آنکه انسان عفیف و پاکدامن در جهاد اکبر به پیروزى رسیده، و مجاهد با دشمنان خدا چه شهید شود، و چه پیروزمندانه از جبهه جهاد بازگردد، پیروزى را در جهاد اصغر به دست آورده است.
امام(ع) در تأیید این مطلب و تأکید بر آن؛ در پایان این سخن، عفیف و پاکدامن را همچون فرشتهاى از فرشتگان خدا میشمرد و میفرماید: «چنین کسى نزدیک است به مقام فرشتگان مقرّب الهى برسد».
بخشى از مقاماتى که بسیارى از اولیا و انبیا پیدا کردهاند مرهون عفّت نفس آنها و پرهیز از گناهان بوده است. حضرت یوسف(ع) گرچه بهدلیل عفّت و پاکدامنى سالها در زندان به سر برد و رنجهاى فراوانى تحمل کرد اما علاوه بر مقامات معنوى و اخروى، در دنیا سربلند و سرافراز شد و عزیز مصر، آن کشور پهناور و بزرگ گشت.
در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام(ص) میخوانیم: «کسى که از چهار چیز خود را حفظ کند وارد بهشت میشود: دنیاپرستى، هواپرستى، شهوت شکم و شهوت جنسى».[4]
همچنین امام باقر(ع) میفرماید: «هیچ عبادت الهیاى برتر از این نیست که انسان در مقابل شکمپرستى و شهوتپرستى عفیف و پاک بماند».[5]
پی نوشت :
[1]. نهج البلاغة، ص 559،
[2]. الکافی، ج 2، ص 348
[3]. مکارم پیام امام امیر المؤمنین(ع)، ج 15، ص705
[4]. الخصال، ج 1، ص 223
[5]. الکافی، ج 2، ص 79.
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/taxonomy/term/21482/all
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْباقِرُ بِعِلْمِ الله شهادت مظلومانه و جانسوز امام محمد باقر (علیه
محمّد بن علی بن الحسین(ع)، ملقب به باقر و کنیه ابو جعفر فرزند امام سجاد(ع) است. برخى روز تولد آن حضرت را در مدینه اول ماه رجب مصادف با روز جمعه میدانند.[1] اما برخى دیگر سوم صفر[2] دانستهاند.
پدر ایشان امام سجّاد(ع)، پیشوای چهارم شیعیان و مادرش «ام عبدالله» دختر امام حسن مجتبی(ع) است؛ لذا هم از جهت پدری و هم از جهت مادری فاطمی و علوی است.[3]
باقر العلوم لقب امام باقر(ع)
مشهورترین لقب امام محمد بن علی(ع)، باقر العلوم است[4] که پیامبر اسلام(ص) به آن حضرت داده است؛[5] چون امام باقر(ع) شکافنده و آشکار و ظاهر کنندۀ علوم است، به «باقرالعلوم» نام گذاری شده است.[6] همچنین گفتهاند چون پیشانی آن حضرت در اثر سجدۀ زیاد باز بود به لقب «باقر» نامگذاری شد.[7]
قیام عاشورا یکی از اثر گذارترین و مهم ترین وقایع تاریخ اسلام است که در محرم سال 61 هجری قمری واقع شد.
در این قیام، امام محمد باقر(ع) که کودکی چهار ساله بودند، نیز حضور داشتند، و مورد قبول مورّخان است؛ زیرا روایات بسیاری وجود دارد که ولادت آن امام را قبل از سال 61 دانستهاند، مانند: «امام باقر(ع) در سال 57 هجری در مدینه متولد شد».[8]
همچنین امام باقر در پاسخ به سؤال فردی که از آن حضرت میپرسد: آیا شما زمان امام حسین(ع) را درک کردهاید، امام فرمود: بلی [9]
امام باقر(ع) خود در مورد حضورش در کربلا، میفرماید: «جدم امام حسین(ع) کشته شدند، در حالیکه من چهار ساله بودم و کشته شدن او را به یاد میآورم».[10]
بر اساس این دست از روایات، حضور امام باقر در کربلا هیچگونه منع تاریخی نداشته، و از آنجا که سن آن بزرگوار بسیار کم بوده، به طور طبیعی با خانواده خود زندگی میکرده و در سفر همراه آنها بوده، و چون سن بسیار کمی داشت؛ از این باب کمتر، کتابهای تاریخی به حضور آن امام در کربلا پرداختند.[11]
امام باقر(ع) در دوران امامت خویش، با وجود شرایط نامساعدی که بر عرصۀ فرهنگ اسلامی سایه افکنده بود، با تلاشی جدّی و گسترده نهضتی بزرگ را در زمینه علوم و معارف اسلامی طراحی کرد. تا جایی که این جنبش دامنهدار به بنیانگذاری و تأسیس یک دانشگاه بزرگ و برجسته اسلامی انجامید که پویایی و عظمت آن در دوران امام صادق(ع)، به اوج خود رسید.
امام با برقراری حوزۀ درس، با کج اندیشیها مبارزه کرد و در صدد زدودن چالشهای علمی، تحکیم مبانی معارف و اصول ناب اسلامی با تکیه بر آیات رهنمونگر قرآن برآمد و ابواب فقهی و اعتقادی را از دیدگاه قرآن بررسی کرد و به پرورش دانشمندان و فرهیختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمی پرداخت، به گونهای که دانشمندی چون «جابر بن یزید جُعفی» هر گاه میخواست سخنی در باب علم به میان آورد ـ با آن توشهای که از دانش داشت ـ میگفت: «جانشین خدا و میراث دار دانش پیامبران محمد بن علی(ع) برایم اینگونه گفت»[12] و به دلیل ناچیز دیدن موقعیّت علمی خود در برابر جایگاه امام(ع)، از خود نظری به میان نمیآورد.
ابواسحاق سبیعی از دیگر فرهیختگان این دوره، آن قدر نظرات علمی امام را درست میپندارد که وقتی از او در مورد مسئلهای میپرسند، پاسخ را از زبان امام میگوید و میافزاید: «او دانشمندی است که هرگز کسی بسان او [در علم] ندیدهام».[13]
امام محمد باقر(ع) 57 سال از عمر مبارکش گذشته بود، بنا بر مشهور در هفتم ماه ذی حجه سال سال 114 هجرى[14] دیده از جهان فرو بست و در قبرستان بقیع در کنار پدرش (امام سجاد) و عمویش (امام حسن) دفن شد.[15] و شهادت آن حضرت در عصر خلافت هشام بن عبد الملک رخ داد[16] و به امر هشام بود.[17]
پی نوشت :
[1]. شیخ مفید، مسار الشیعة، ص 56
[2]. مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، ص 277
[3]. المناقب و المثالب، ص 327
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص 91
[5]. الإرشاد ج 2، ص 159
[6]. الإرشاد ج 2، ص 159
[7]. تذکرة الخواص، ص 302
[8]. بحار الأنوار، ج 46، ص 212.
[9]. الکافی ج 4، ص 223
[10]. تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 320
[11]. الإرشاد ج 2، ص 160.
[12]. الإرشاد ج 2، ص 160.
[13]. همان، 161.
[14]. التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 96.
[15]. کافى، ج 1، ص 469.
[16]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 1، ص 499
[17]. کفایة المهتدی ص 335
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/حضرت-امام-باقر
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
شهادت مظلومانه حضرت مسلم بن عقیل و جناب هانی بن عروه (علیهم السلام) تسلیت و تعزیت باد.
مسلم فرزند عقیل بن ابیطالب و با کمالترین فرزندان او است. عقیل برادر حضرت علی(ع) و دومین فرزند ابوطالب(ع) است.[1] از این جهت، او با یک واسطه از تربیت ابوطالب و همسرش فاطمه بنت اسد برخوردار گردید.
مسلم بن عقیل، سال 20 هجری، یعنی ده سال بعد از رحلت پیامبر(ص) متولد شده بود؛ لذا او زمان رسول خدا(ص) را درک نکرد؛ زیرا هنگام شهادت(سال 60 هجری) سن آنجناب بیش از 40 سال نبود، در حالیکه از زمان رحلت پیامبر(ص) تا سال 60 هجری، 50 سال گذشته بود.[2]
مسلم بن عقیل، با سه امام (امام علی، امام حسن و امام حسین) هم عصر بود و محضر آن بزرگواران را درک کرد.
مادر گرامی او حلیه نام دارد، او کنیزی بود که عقیل از شام خریداری کرده بود.[3] همسر مکرمه او جناب «رقیه» از دختران امیرمؤمنان علی(ع) بوده است؛[4] از اینرو، ایشان افتخار دامادی حضرت علی(ع) را به همراه داشت.
فرزندان
1. عبدالله،[5] که مادر او رقیه دختر امام علی(ع) بود.[6]
2. محمد.[7]
این دو فرزند مسلم در سرزمین کربلا شهید شدند. دو فرزند دیگر مسلم نیز پس از واقعه کربلا و اسیر شدن بعد از یکسال به شهادت رسیدند. برخی نام آنها را محمد(غیر از محمد فرزند دیگر مسلم که در بالا ذکر شد) و ابراهیم گفتهاند و مادر ایشان از اولاد جعفر طیّار بود.[8]
همانطور که بیان شد او فرزند کسی است که دست پرورده شخصی مانند ابوطالب(ع) است و خود افتخار دامادی امیر مؤمنان علی(ع) را دارد که تأثیر ایندو در تربیت و بالندگی انسان قابل انکار نیست.
کلام معصومان(ع) در مورد ایشان :
رسول خدا به علی(ع) فرمودند: «فرزند او(عقیل) کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشک میریزد و فرشتگان مقرّب بر او درود میفرستند».[9]
امام حسین(ع) در نامهای که برای کوفیان میفرستد مینویسد: «کسی را به سوی شما میفرستم که برادر، پسر عمو و مورد اطمینان از اهل بیتم محسوب میشود».[10] در این کلام امام(ع) افتخاراتی برای مسلم وجود دارد که عبارتاند از:
1. برادر: حضرت به او نسبت برادری میدهد، در حالیکه برادر نسبی آنحضرت نبود، اما آنچنان وفادار بود که لقب برادری امام حسین(ع) را شایسته خود نمود.
2. مورد اطمینان: اگر امام در حق مسلم فقط همین یک جمله را میفرمود برای اثبات فضیلت وی کافی بود.
3. اهلبیت من: این کلام مانند کلام رسول خدا(ص) درباره سلمان فارسی است: «سلمان منا اهل البیت».
ج) زیارت نامه مسلم بن عقیل
در زیارت نامه مسلم بن عقیل به فضایل بسیاری اشاره شده که شاید مهمترین آن این جمله است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ، الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَیْن»؛[11] یعنی درود بر تو ای بنده شایسته و فرمانبردار خداوند و فرستادهاش و امیرمؤمنان و حسن و حسین(ع).
اولین اقدام امام حسین(ع) فرستادن مسلم به کوفه بود، مسلم پس از رفتن از مکه به مدینه و از آنجا به سمت عراق، حرکت کرد و در کوفه در منزل مختار بن ابى عبیده اقامت نمود.
مدت 35 روز پس از ورود مسلم(5 شوال سال 60) حدود هجده هزار نفر با او بیعت کردند تا اینکه حاکم کوفه بر کنار و عبید الله بن زیاد به جای او برگزیده شد.
عبید الله با تهدید و تطمیع مردم، سران قبایل را از کنار او پراکنده ساخت، و زمانی که مسلم تنها شد و عبید الله به تنهایی او پی برد، سپاهی را برای دستگیری وی عازم کرد. این در حالی بود که مسلم(ع) در خانه زنی به نام طوعه پناهنده شده بود.
وقتی صدای سربازان عبید الله بن زیاد به گوش او رسید، خود را برای نبرد آماده کرد، و چون بر سپاه دشمن ضرباتی زیادی وارد کرد. آنان از راه مکر وارد عمل شدند و مسلم هم چون رمقی برای ادامه مبارزه نداشت به ناچار خود را تسلیم کرد.
او را نزد عبید الله بردند، پس از گفتوگوی تند و صریح میان آن دو، عبیدالله دستور داد که او را بالای دار الاماره بردند تا شخصی که به دست او زخمی شده بود، او را گردن بزند، و همو بود که فرمان عبید الله را اجرا کرد.[12] زمان شهادت مسلم بن عقیل، روز نهم ذیالحجه(روز عرفه) سال 60 هجری قمری بود.[13] مرقد شریف آنجناب در شهر کوفه زیارتگاه ارادتمندان اهلبیت(ع) است.
پی نوشت :
[1]. انساب الاشراف، ج 2، ص 77
[2]. تأمّلی در نهضت عاشورا، ص 164
[3]. مقاتل الطالبیین، ص 86
[4]. همان.
[5]. الفتوح، ج 5، ص 110
[6]. تذکرة الخواص، 229.
[7]. مناقب آل أبی طالب(ع)، ج 4، ص 112
[8]. منتهى الآمال، ج 2، ص 743
[9]. الأمالی، ص 129
[10]. تاریخ الامم و الملوک ج 5، ص 353
[11]. المزار الکبیر، ص 178
[12]. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 1، ص 173
[13]. الإرشاد ج 2، ص 66
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/en/tags/مسلم-بن-عقیل
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام سجاد(علیه السلام) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی میکرد. به او فرمود: «وای بر تو! آ
روز عرفه از اعیاد بزرگ است، اگر چه عید نامیده نشده است. عرفه روزی است که حق تعالى، بندگان خود را به عبادت و اطاعت خویش فرا خوانده و سفره گسترده جود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و ایشان را به آمرزش گناهان و پوشانیدن عیب هایشان وعده فرموده است
امیرالمؤمنین امام علی (ع) درباره راز وقوف در عرفات می فرماید: "عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدر تضرّع کند تا لایق ورود حرم شود.[1] از اینرو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد که جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانهای که انبیاء (ع) به طهارت آن قیام و اقدام کردهاند،[2] تطهیر و پاک می کند؛ زیرا خداوند در خانه پاک، تنها مهمانان پاک را می پذیرد.
اسرار عرفات فراوان است، برخی از آنها که در حدیث شبلی[3] بدان ها اشاره شده عبارتند است از:
1. وقوفِ در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الاهی نظام آفرینش باخبر شود. بداند که خداوند به همه نیازهای او واقف و بر رفع همه آنها توانا است. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمایه و وسیله هر بینیازی است: "و طاعته غنی".[4]
از اینرو امام سجّاد (ع) به سائلی که در روز عرفه گدایی میکرد، فرمود: "وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز بهسوی غیرخدا دراز میکنی؛ در چنین روزی برای کودکان در رحمْ امید سعادت میرود".[5] کسی که در این جا از خدا غیر خدا را طلب کند زیان کرده است. امام سجاد (ع) کسانی را که در چنین زمان و مکانی دست نیاز به سوی دیگران دراز میکنند، بدترینِ انسان ها معرفی فرمود: "ؤلاء شرار من خلق الله. الناس مقبلون علی الله و هم مقبلون علیالناس".[6]
2. سرزمین عرفات محل ادراک و شهود است؛ یعنی حجگزار باید در آن جا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه قلب او و رازهای آن و حتی آن چه برای خود او روشن نیست و به طور ناخود آگاه در زوایای روح او میگذرد، آگاه است: "و إن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ و أخفی"[7].
انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است، همان طور که خود را به گناهان جوارحی نمیآلاید، گناه جوانحی نیز نمیکند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه میکند.
3. شایسته است در روز عرفه حجگزار همانند سالار شهیدان حسین بن علی (ص) در جانب چپ کوه "جبلالرّحمة"[8] که در سرزمین عرفات واقع است رو به کعبه ایستاده و دعای عرفه را زمزمه کند.
"جبل الرحمة"، جدای از کوه های اطراف خود، در سرزمین عرفات واقع است. رسولاکرمصلی الله علیه و آله و سلم) بر تختهسنگی از این کوه ایستاد و خطبه معروف عرفات را ایراد فرمود. هم چنین سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) دعای بلند روز عرفه را در دامنه این کوه خواندند. بر قلّه جبلالرحمة، قبهای به نام حضرت آدم(ع) قرار دارد که نمازگزاردن در آنجا مکروه است.
4 ـ بخشی از سرزمین عرفات منطقهای است به نام "نَمِره" که مسجدی به این نام در آن واقع است. امام سجّاد (ع) در بیان راز این محدوده فرمود: معنای حضور در "نمره" این است که: "خدایا! من به چیزی امر نمیکنم، مگر این که قبلاً خود مؤتمِر باشم و از چیزی برحذر نمیدارم، مگر این که خود قبلاً پرهیز کرده باشم"[8].
5 ـ وادی "نَمِره" که در حدیث شبلی از آن به عنوان "نَمِرات" نیز یاد شده نام منطقهای وسیع در سرزمین عرفات است که تقریباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است. امام سجاد (ع) فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است؛ یعنی همان گونه که خدا و ملائکه شاهدند، این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه خدا است و کاملاً آگاه است که حاجی با چه نیتی آمده و با چه انگیزهای برمیگردد و به آن شهادت میدهد[9].
پی نوشت :
[1] . کلینی، کافی، ج 4، ص 224.
[2] . بقره، 125
[3] . مستدرکالوسائل، ج 10، ص 166
[4]. مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
[5] . وسائل الشیعه، ج 10، ص 28
[6] . بحار، ج 96، ص 261.
[7] . طه، 7.
[8] مستدرک الوسائل، ج 10، ص 169.
[9] همان.
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/روز-عرفه
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
عید سعید قربان، عید عبادت و بندگی، عید اطاعت از فرمان الهی، جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا مبارک باد
در روایات از عید قربان، به نامهای «عید الأضحی» و «عید نحر» یاد شده است، که در لغت همه اینها اشاره به قربانی کردن شتر و یا گوسفند (اگر چه برخی از روایات تصریح به گوسفند و شتر دارند، اما گاو را هم میتوان قربانی کرد. بنابراین، موارد قربانى عبارت است از: شتر، یا گاو، و یا گوسفند، ولى شتر بهتر است.) [1] در روز دهم ماه ذیالحجه است؛[2] لذا چون در این روز، قربانی انجام میشود، به عید قربان نامگذاری شده است.[3] عید قربان؛ از گرامیترین عیدهای مسلمانان میباشد که روز اثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی و آزمایش وامتحان حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) است که از آن سربلند بیرون آمدند؛ لذا به یاد حضرت ابراهیم(ع) و فرزندش اسماعیل(ع)، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
در اینجا به ذکر چند روایت بسنده میشود:
1. «مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ یَوْمِ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ فَقَالَ هُوَ یَوْمُ النَّحْرِ وَ الْأَصْغَرُ الْعُمْرَةُ» امام صادق(ع): فرمود: «حجّ اکبر، روز نحر(عید قربان) و حجّ اصغر، عمره(مفرده) است».[4] و در روایت دیگری از آنحضرت از حج اکبر تعبیر به روز أضحی شده است.[5] درباره روز «حج اکبر»[6] میان مفسران دیدگاههایی وجود دارد، اما آنچه از روایات استفاده میشود این است که منظور از آن روز دهم ذیالحجه، روز عید قربان، و به تعبیر دیگر «یوم النحر» میباشد.[7] و اما اینکه چرا آنرا «اکبر» گفتهاند به جهت آن است که در آن سال همه گروهها اعم از مسلمانان و بتپرستان(طبق سنتى که از قدیم داشتند) در مراسم حج شرکت کرده بودند ولى اینکار در سالهای بعد به کلى متوقف شد. علاوه بر این تفسیر، تفسیر دیگرى نیز وجود دارد، و آن اینکه منظور از آن مراسم حج است، در مقابل مراسم «عمره» که «حج اصغر» نامیده میشود. و هیچ مانعى ندارد که هر دو علت با هم سبب این نامگذارى شده باشد.[8]
2. «مَا مِنْ عَمَلٍ أَفْضَلَ یَوْمَ النَّحْرِ مِنْ دَمٍ مَسْفُوکٍ أَوْ مَشْیٍ فِی بِرِّ الْوَالِدَیْنِ أَوْ ذِی رَحِمٍ قَاطِعٍ یَأْخُذُ عَلَیْهِ بِالْفَضْلِ وَ یَبْدَؤُهُ بِالسَّلَامِ أَوْ رَجُلٍ أَطْعَمَ مِنْ صَالِحِ نُسُکِهِ وَ دَعَا إِلَى بَقِیَّتِهَا جِیرَانَهُ مِنَ الْیَتَامَى وَ أَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَ الْمَمْلُوکِ وَ تَعَاهَدَ الْأُسَرَاء» امام باقر(ع): «هیچ عملى در روز نحر از ریختن خون قربانى، یا رفتن براى نیکى به پدر و مادر، یا پیوند با قوم و خویشى که قطع رابطه کرده با شروع سلام و کمک به او، یا اینکه کسى مقدارى از گوشت قربانى را خود بخورد و بقیه آنرا به همسایگان یتیم و نیازمند خویش بدهد، یا از اسیران دلجویى به عمل آورد، بالاتر نیست».[9]
پی نوشت :
[1]. جامع الفتاوى (مناسک حج)، ص 193 و 194
[2]. کتاب العین، ج 3، ص 210
[3]. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 2، ص 353،
[4]. معانی الاخبار ص 295
[5]. «الْحَجُّ الْأَکْبَرُ یَوْمُ الْأَضْحَى»؛ همان.
[6]. توبه، 3.
[7]. انوار التنزیل و اسرار التأویل ج 3، ص 71
[8]. تفسیر نمونه، ج 7، ص 288 – 289.
[9]. الخصال ج 1، ص 298
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/عید-قربان