طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام سجاد(علیه السلام) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی میکرد. به او فرمود: «وای بر تو! آ
روز عرفه از اعیاد بزرگ است، اگر چه عید نامیده نشده است. عرفه روزی است که حق تعالى، بندگان خود را به عبادت و اطاعت خویش فرا خوانده و سفره گسترده جود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و ایشان را به آمرزش گناهان و پوشانیدن عیب هایشان وعده فرموده است
امیرالمؤمنین امام علی (ع) درباره راز وقوف در عرفات می فرماید: "عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدر تضرّع کند تا لایق ورود حرم شود.[1] از اینرو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد که جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانهای که انبیاء (ع) به طهارت آن قیام و اقدام کردهاند،[2] تطهیر و پاک می کند؛ زیرا خداوند در خانه پاک، تنها مهمانان پاک را می پذیرد.
اسرار عرفات فراوان است، برخی از آنها که در حدیث شبلی[3] بدان ها اشاره شده عبارتند است از:
1. وقوفِ در عرفات برای آن است که انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الاهی نظام آفرینش باخبر شود. بداند که خداوند به همه نیازهای او واقف و بر رفع همه آنها توانا است. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت کند که طاعت او سرمایه و وسیله هر بینیازی است: "و طاعته غنی".[4]
از اینرو امام سجّاد (ع) به سائلی که در روز عرفه گدایی میکرد، فرمود: "وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز بهسوی غیرخدا دراز میکنی؛ در چنین روزی برای کودکان در رحمْ امید سعادت میرود".[5] کسی که در این جا از خدا غیر خدا را طلب کند زیان کرده است. امام سجاد (ع) کسانی را که در چنین زمان و مکانی دست نیاز به سوی دیگران دراز میکنند، بدترینِ انسان ها معرفی فرمود: "ؤلاء شرار من خلق الله. الناس مقبلون علی الله و هم مقبلون علیالناس".[6]
2. سرزمین عرفات محل ادراک و شهود است؛ یعنی حجگزار باید در آن جا بر این نکته عارف شود که خدای سبحان به نهان و آشکار و صحیفه قلب او و رازهای آن و حتی آن چه برای خود او روشن نیست و به طور ناخود آگاه در زوایای روح او میگذرد، آگاه است: "و إن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ و أخفی"[7].
انسان اگر بداند که قلبش در مشهد و محضر حق است، همان طور که خود را به گناهان جوارحی نمیآلاید، گناه جوانحی نیز نمیکند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه میکند.
3. شایسته است در روز عرفه حجگزار همانند سالار شهیدان حسین بن علی (ص) در جانب چپ کوه "جبلالرّحمة"[8] که در سرزمین عرفات واقع است رو به کعبه ایستاده و دعای عرفه را زمزمه کند.
"جبل الرحمة"، جدای از کوه های اطراف خود، در سرزمین عرفات واقع است. رسولاکرمصلی الله علیه و آله و سلم) بر تختهسنگی از این کوه ایستاد و خطبه معروف عرفات را ایراد فرمود. هم چنین سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) دعای بلند روز عرفه را در دامنه این کوه خواندند. بر قلّه جبلالرحمة، قبهای به نام حضرت آدم(ع) قرار دارد که نمازگزاردن در آنجا مکروه است.
4 ـ بخشی از سرزمین عرفات منطقهای است به نام "نَمِره" که مسجدی به این نام در آن واقع است. امام سجّاد (ع) در بیان راز این محدوده فرمود: معنای حضور در "نمره" این است که: "خدایا! من به چیزی امر نمیکنم، مگر این که قبلاً خود مؤتمِر باشم و از چیزی برحذر نمیدارم، مگر این که خود قبلاً پرهیز کرده باشم"[8].
5 ـ وادی "نَمِره" که در حدیث شبلی از آن به عنوان "نَمِرات" نیز یاد شده نام منطقهای وسیع در سرزمین عرفات است که تقریباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است. امام سجاد (ع) فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید که این سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است؛ یعنی همان گونه که خدا و ملائکه شاهدند، این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه خدا است و کاملاً آگاه است که حاجی با چه نیتی آمده و با چه انگیزهای برمیگردد و به آن شهادت میدهد[9].
پی نوشت :
[1] . کلینی، کافی، ج 4، ص 224.
[2] . بقره، 125
[3] . مستدرکالوسائل، ج 10، ص 166
[4]. مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
[5] . وسائل الشیعه، ج 10، ص 28
[6] . بحار، ج 96، ص 261.
[7] . طه، 7.
[8] مستدرک الوسائل، ج 10، ص 169.
[9] همان.
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/روز-عرفه
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
عید سعید قربان، عید عبادت و بندگی، عید اطاعت از فرمان الهی، جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا مبارک باد
در روایات از عید قربان، به نامهای «عید الأضحی» و «عید نحر» یاد شده است، که در لغت همه اینها اشاره به قربانی کردن شتر و یا گوسفند (اگر چه برخی از روایات تصریح به گوسفند و شتر دارند، اما گاو را هم میتوان قربانی کرد. بنابراین، موارد قربانى عبارت است از: شتر، یا گاو، و یا گوسفند، ولى شتر بهتر است.) [1] در روز دهم ماه ذیالحجه است؛[2] لذا چون در این روز، قربانی انجام میشود، به عید قربان نامگذاری شده است.[3] عید قربان؛ از گرامیترین عیدهای مسلمانان میباشد که روز اثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی و آزمایش وامتحان حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) است که از آن سربلند بیرون آمدند؛ لذا به یاد حضرت ابراهیم(ع) و فرزندش اسماعیل(ع)، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
در اینجا به ذکر چند روایت بسنده میشود:
1. «مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ یَوْمِ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ فَقَالَ هُوَ یَوْمُ النَّحْرِ وَ الْأَصْغَرُ الْعُمْرَةُ» امام صادق(ع): فرمود: «حجّ اکبر، روز نحر(عید قربان) و حجّ اصغر، عمره(مفرده) است».[4] و در روایت دیگری از آنحضرت از حج اکبر تعبیر به روز أضحی شده است.[5] درباره روز «حج اکبر»[6] میان مفسران دیدگاههایی وجود دارد، اما آنچه از روایات استفاده میشود این است که منظور از آن روز دهم ذیالحجه، روز عید قربان، و به تعبیر دیگر «یوم النحر» میباشد.[7] و اما اینکه چرا آنرا «اکبر» گفتهاند به جهت آن است که در آن سال همه گروهها اعم از مسلمانان و بتپرستان(طبق سنتى که از قدیم داشتند) در مراسم حج شرکت کرده بودند ولى اینکار در سالهای بعد به کلى متوقف شد. علاوه بر این تفسیر، تفسیر دیگرى نیز وجود دارد، و آن اینکه منظور از آن مراسم حج است، در مقابل مراسم «عمره» که «حج اصغر» نامیده میشود. و هیچ مانعى ندارد که هر دو علت با هم سبب این نامگذارى شده باشد.[8]
2. «مَا مِنْ عَمَلٍ أَفْضَلَ یَوْمَ النَّحْرِ مِنْ دَمٍ مَسْفُوکٍ أَوْ مَشْیٍ فِی بِرِّ الْوَالِدَیْنِ أَوْ ذِی رَحِمٍ قَاطِعٍ یَأْخُذُ عَلَیْهِ بِالْفَضْلِ وَ یَبْدَؤُهُ بِالسَّلَامِ أَوْ رَجُلٍ أَطْعَمَ مِنْ صَالِحِ نُسُکِهِ وَ دَعَا إِلَى بَقِیَّتِهَا جِیرَانَهُ مِنَ الْیَتَامَى وَ أَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَ الْمَمْلُوکِ وَ تَعَاهَدَ الْأُسَرَاء» امام باقر(ع): «هیچ عملى در روز نحر از ریختن خون قربانى، یا رفتن براى نیکى به پدر و مادر، یا پیوند با قوم و خویشى که قطع رابطه کرده با شروع سلام و کمک به او، یا اینکه کسى مقدارى از گوشت قربانى را خود بخورد و بقیه آنرا به همسایگان یتیم و نیازمند خویش بدهد، یا از اسیران دلجویى به عمل آورد، بالاتر نیست».[9]
پی نوشت :
[1]. جامع الفتاوى (مناسک حج)، ص 193 و 194
[2]. کتاب العین، ج 3، ص 210
[3]. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج 2، ص 353،
[4]. معانی الاخبار ص 295
[5]. «الْحَجُّ الْأَکْبَرُ یَوْمُ الْأَضْحَى»؛ همان.
[6]. توبه، 3.
[7]. انوار التنزیل و اسرار التأویل ج 3، ص 71
[8]. تفسیر نمونه، ج 7، ص 288 – 289.
[9]. الخصال ج 1، ص 298
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/عید-قربان
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام علی (علیه السلام) : هركه طبابت مى كند بايد از خدا بترسد و خيرخواه باشد و سعى خود را به كار برد
برخى از مهمترین بایستههاى اخلاقى در ارتباط پزشک با خداوند چنین است:1. ایمان: رُهاوى در «ادب الطبیب» که کهنترین اثر در زمینه اخلاق پزشکى در اسلام است- ایمان را نخستین بایسته در اخلاق پزشکى شمرده است: «نخست، پزشک باید باور کند و به خدا ایمان داشته باشد. او باید خود را با تمام خِرد، جان و اراده آزاد، وقف پروردگار کند».[17] 2. توکّل: پس از ایمان به خداوند، توکّل، از دیگر فضیلتهایى است که در رابطه پزشک با خدا ظهور و بروز دارد و در تشخیص و درمان بیمارى بسیار تأثیر میگذارد. پزشک مؤمن حتّى اگر تمام امکانات لازم براى تشخیص و درمان بیمارى را در اختیار داشته باشد، اعتمادش را از خدا قطع نمیکند؛ بلکه اعتمادش به خداوند از تکیه به ابزار و امکانات بیشتر است. امام على(ع) میفرماید: «ایمان بنده راست نمیشود، مگر اینکه اطمینان او به آنچه در دست خداوند سبحان است از اعتمادش به آنچه نزد خود اوست بیشتر باشد».[18] پزشک مؤمن با اعتقاد به اینکه خداوند میتواند او را در تشخیص و درمان بیمارى کمک کند، خود را به طبیب واقعى سپرده، در جمیع مراحل درمان از او یاری میجوید.3. عبادت شمردن پزشکى: پزشک باید به شغل خویش رنگ الهى بدهد. رسول خدا(ص) به ابوذر فرمود: «ای ابوذر! در هر کارى حتى در خوردن و خوابیدن، آهنگ خدا کن».[19] امام خمینى به پزشکان سفارش میکند: «از جمله شغلهاى بسیار مقدس پزشکى است؛ شغلى است که اگر پزشکها به تکالیف خودشان، تکالیف انسانى خودشان عمل بکنند. این شغل بسیار شریف و یک عبادتى است...در تراز عبادتهاى درجه اول».[20] و «پزشکها همچو نباشند که براى جمعآورى مال و منال این خدمت را انجام بدهند. خدمت بکنند، خدمت بکنند و نظرشان خدمت به انسانها که بندگان خدا هستند باشد تا این شغل، عبادت بشود. آن منافعى هم که پیدا میشود، منافعى است که از این عبادت برایشان پیدا شده است».[21] 4. تقوا: امام على(ع) میفرماید: «هر کس طبابت را پیشه خود ساخت، باید با تقوا باشد، براى مردم خیرخواهى کند و [در تحصیل، تشخیص و درمان بیمارى] کوشش کند».[22]
برخى از مهمترین بایستههاى اخلاقى در ارتباط پزشک با بیمار نیز چنین است: مسئولیتپذیرى در برابر بیماران، خوشرفتارى، خیرخواهى، مهربانى، و اجتناب از حرصورزى در کسب ثروت، از جمله بایستههاى اخلاقى روابط پزشک و بیمار شمرده میشوند که بسیارى از اینگونه امور در سوگندنامههاى پزشکى به بهترین وجه بیان شده است.[26]
امام صادق(ع) از قول حضرت عیسی(ع) درباره مسئولیت پزشک میفرماید: «کسی که به درمان مجروحى اقدام نکند در واقع شریک جرم کسى است که او را مجروح کرده است؛ چون ضربه زننده، تباهى مجروح را خواسته و نفر دوم با رها کردن درمان و بهبودى مجروح، در واقع به تباهى او کمک کرده است».[27] این سخن، متکى بر منطق روشنى است که نه تنها پیروان اسلام و مسیحیت، بلکه هیچ پزشک با وجدانى نمیتواند آنرا انکار کند.
امام على(ع) با تبیین رابطه مهربانانه پزشک با بیمار، دیگران را به چنین رابطهاى در میان خودشان سفارش میکند: «همچون طبیبى رفیق و مهربان باش؛ همان طبیبى که بیمارش را با دوایى سودمند معالجه میکند».[28]
پزشک باید نگاه امیدبخش به بیمار داشته باشد؛ چرا که روح حساس و لطیف بیمار، تمام کنشها و واکنشهاى اطراف خویش را دریافت میکند و تحتنظر دارد. نگاهى که از روى نشاط و خشنودى است به بیمار امید میبخشد و نگاه تند و تأثرآمیز، روح امید را از بیمار میستاند که هر یک از این دو در بهبود و یا شدت بیمارى او تأثیر بسزایى دارند. از اینرو باید به کیفیت نگاه توجه نمود و از نگاههاى طولانى به بیمار، پرهیز کرد. پیامبر گرامى اسلام(ص) میفرماید: «از نگاههاى پیوسته به مبتلایان و جذامیان پرهیز کنید؛ چرا که موجب اندوه و نگرانى آنان میشود».[29]
در زمینه ایجاد آرامش در بیمار از سوی پزشک، امام صادق(ع) فرمود: «موسی بن عمران از خدا پرسید: خدایا! درد از کیست؟ فرمود: از من، گفت: دوا از کیست؟ فرمود: از من. گفت: پس بندگان تو با معالجه چه کار دارند؟ خدا فرمود: به وسیله آنها دلهای بیماران را پاکیزه و خرسند میسازد و به همین خاطر معالج را طبیب نامیدند».[30]
پی نوشت :
[1]. نهج البلاغة، ص 529
[2]. وسائل الشیعة، ج 1، ص 48،
[3]. صحیفه امام، ج 12، ص 285.
[4]. همان، ص 286.
[5]. دعائم الإسلام، ج 2، ص 144
[6]. اخلاق پزشکى، ص 27.
[7]. الکافی، ج 8، ص 345
[8]. بحار الأنوار، ج 2، ص 53.
[9]. همان، ج 72، ص 15.
[10]. اعتقادات الإمامیه، ص 116
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/en/tags/پزشکی
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
امام صادق (علیه السلام) : تو را به تقوای الهی و پارسایی و کوشش سفارش می کنم و بدان که کوششی که در آن
به طورکلی، خدای متعال در قرآن کریم به کار و کسب دستور داده است و برای سعی و تلاش در امور دنیوی و اخروی، ارزش قائل شده و برای او پاداش زیادی را در نظر گرفته است: «سعى شما مشکور (مورد سپاس و پاداش) است»؛ [1]و «چون نماز گزارده شد، در زمین پراکنده شوید و در پى به دست آوردن نعمت خدا باشید»؛ [2]و «ما شب و روز را دو نشانه توحید و عظمت خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنىبخش ساختیم تا(در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید(و به تلاش زندگى برخیزید)...»؛ [3] و... .
دولت و کارفرما باید بداند که کارگرانش از چنین منزلت و پاداشی برخوردارند و عملا این ارزش کارکنان را به آنان نشان دهد.
مدیر یا سرکارگر نسبت به کارکنان خود وظایفی را دارد که انجام این وظایف خود بهترین جبران خدمات کارمند و کارگران می باشد. در اینجا به برخی از وظایف مهم، اشاره می شود:
1. پرداخت مزد کارکنان:
از مهم ترین مصادیق جبران خدمات کارکنان، این است که مزد او را در وقت مقرّر و به همان مقدار که تعیین شده، به آنها پرداخت کند. در روایات سفارش شده است که قبل از خشک شدن عرق کارگر، مزد او را بدهید. [4] همچنین از امام صادق (ع) روایت شده که یکی از چرکین ترین گناهان، ندادن مزد کارگر است. [5]
2. محبت و مهرورزی نسبت به کارکنان:
اسلام که یک آیین جاودانى است و بر اساس فطرت و ارضاء تمام خواسته هاى انسانى پایه گذارى شده، به مسئله محبت و هم دوستى توجه فراوانى دارد و دگر دوستى در این آیین ، مقدس شمرده مى شود، و از آنجا که تمام آدمیان آفریده خدا و از یک پدر و مادر هستند، همگان شایسته احترام و دوستى و محبت هستند. امام محمدباقر (ع) فرمودند: شخصی نزد نبی اکرم (ص) آمد و از او وصیتی خواستند که آن حضرت فرمود: «انسان ها را دوست بدار، همگان ترا دوست خواهند داشت». [6] مى بینم که اسلام بشر دوستى را به جایى رسانده است که به پیروان خود دستور می دهد، همچنان که به نیکبختى و پیروزى خود علاقه مند هستید، براى دیگر انسان ها هم همان گونه باشید .
هنگامى که پیامبر (ص) از غزوه تبوک بازمى گشت، سعد انصارى از او استقبال کرد، پیامبر (ص) پس از مصافحه با او، فرمود: «چرا دستت این قدر زبر شده است؟». گفت: یا رسول اللَّه! بیل مىزنم و با این کار خرج عائلهام را به دست مىآورم. پیامبر خدا دست او را بوسید و فرمود: «این دستى است که آتش دوزخ به آن نمىرسد». [7]
امام سجاد (ع) درباره حقوق زیر دستان که یکی از مصادیق آنان کارگران هستند،چنین می فرماید:
امّا حقّ زیردستان تو این است که بدانى آنها به خاطر ناتوانى خود و توانایى تو رعیّت تو گشتهاند. پس واجب است که در بین آنان به عدل رفتار کنى و براى آنان چون پدرى مهربان باشى و نادانى آنان را ببخشایى و در کیفر نمودن آنان شتاب نکنى و خداى عزّ و جلّ را بر قدرت و تسلّطى که بر ایشان به تو داده است سپاسگزار باشى. [8]
پس، محبت و مهرورزی وظیفه همه انسان ها بوده و مختص به یک نهاد، شرکت و یا افراد خاصّی نیست؛ و کارفرما هم باید نسبت به کارگر خود محبت و دوستی داشته و به او از دید بنده ای از بندگان خدای متعال بنگرد؛ نه به عنوان یک کارگر و نوکر.
3. پاسخ نیکی را با نیکی دادن:
قرآن کریم می فرماید:«آیا جزاى نیکى جز نیکى است؟!». [9]
امام سجاد (ع) فرمودند:«حقّ آن کس که به تو نیکى کرده این است که او را سپاس دارى و نیکى اش را یاد کنى و سخنى پسندیده را در باره او [در میان مردم] شایع کنى و در خلوت میان خویش و خداى سبحان، خالصانه دعایش کنى؛ چرا که به راستى چون این گونه کردى در نهان و آشکار، سپاسش گزاردهاى و سپس اگر توان جبران نیکى او را دارى، پس تلافى نما، و گر نه در صدد جبران باش و براى تلافى، خویش را آماده دار». [10]
4. سپاسگزاری از خدمات:
امام سجاد (ع) می فرماید: روز قیامت خداوند متعال به بعضی از بندگانش می گوید: آیا شکر فلان کس را به جای آوردی عرض می کند: پروردگارا! من شکر تو را به جای آوردم، خداوند می فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده ای! سپس افزود «اشکر کم الله اشکر کم للناس؛ شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد. [11]
[1] . انسان، 22.
[2] . جمعه، 10.
[3] . اسراء، 12.
[4] . الحیاة، ج 5، ص 502.
[5] . بحارالانوار، ج 8، ص 197
[6] . الکافی، ج 2 ص 504
[7] . الحیاة، ج 5، ص 504
[8] . وسائل الشیعة، ص 29
[9] . الرحمن، 60.
[10] . تحف العقول ص 464
[11] الکافی، ج 2، ص 99
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/کارمند
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
ولادت با سعادت حضرت امام علی النقی الهادی (صلواتُ اللهِ و سلامُه عليهِ) مبارک باد.
ابوالحسن على النقى الهادى(ع) پیشواى دهم شیعیان، بنابر نظر مشهور در نیمۀ ذیحجه[1] سال 212 هـ.ق در مدینه به دنیا آمد.[2] نام آن حضرت؛ علی، کنیهاش ابوالحسن و داراى القاب زیادى چون هادی،[3] نقى، عالم، فقیه، امین، طیّب،[4] و مؤتَمَن[5] است. مشهورترین القاب آن حضرت، هادی است.[6] آن جناب را ابوالحسن ثالث (سوم) نیز میگویند.[7] در منابع تاریخی برای امام هادی(ع)، تنها یک همسر ذکر شده است که برایش نامهایی؛ چون حدیث و یا سوسن[8]ذکر کردهاند.[9]
درباره شمایل و صفات ظاهری امام هادی(ع) تنها به این گزارش دست یافتیم که حضرتشان چهرهای گندمگون[10] و تیره[11] داشتند.
پس از شهادت امام جواد(ع) در سال 220هـ.ق فرزندش امام هادى(ع) که هنوز بیش از هشت سال نداشت، به امامت رسید. از آنجا که شیعیان به استثناى معدودى مشکل بلوغ امام دربارۀ امام جواد(ع) را پشت سر گذاشته بودند، در زمینۀ امامت امام هادى(ع) تردید خاصى براى بزرگان آنها به وجود نیامد.[12]
در امامت آن جناب، دلائل عام و خاصی وجود دارد؛ مانند:
1. احادیثی که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده و در آن اسامی دوازده امام آمده است.
2. در احادیث متعدّدی نیز به صورت خاص به امامت آن حضرت تصریح شده است؛ مانند احادیث زیر:
امام جواد(ع) فرمود: «[پس از من] امر امامت به امام على النقى(ع) واگذار خواهد شد، در صورتى که او پسر بچهاى است. دوباره فرمود: آرى و کمتر از هفت ساله، چنان که حضرت عیسى بن مریم(ع) نیز چنین بود».[13]
همچنین آن حضرت فرمود: «امام بعد از من پسرم على است. دستور او دستور من و سخنش سخن من است. فرمانبردارى از او فرمانبردارى از من است و امامت پس از او در فرزندش حسن خواهد بود...».[14]
علم و دانش امام هادى(ع) همانند آباء و اجداد گرامیاش، علم لدنّی بود؛ یعنی مستقیماً از طریق غیب و همچنین از علوم و معارف قرآن و سنّت رسول الله(ص) و پدران بزرگوارش دریافت مینمود.
سید محسن امین(ره) تألیفاتی برای امام هادی(ع) بر میشمرد: [15]
1. نامه آن حضرت در ردّ معتقدان به جبر و تفویض و اثبات عدل و امر بین الامرین که در تحف العقول آمده است.[16]
2. پاسخهاى آن حضرت به سؤالات یحیى بن اکثم، که آن نیز در تحف العقول نقل شده است.[17]
3. گوشهاى از احکام دین، که ابن شهر آشوب در «مناقب» به آن اشاره کرده است.[18]
یکی از آثار ماندگار و ارزشمند امام هادی(ع) زیارت جامعه کبیره است که متقن ترین متن در «امام شناسی» است. زیارت جامعه، دارای مضامین بسیار عالی از زبان امام هادی(ع) است که در پاسخ به خواستۀ یکی از ارادتمندان اهل بیت(ع) صادر شده است. صحت صدور و ارزش سندی این زیارت چنان است که علامه مجلسی(ره) مینویسد: «این که سخن دربارۀ زیارت جامعه، اندکی به درازا کشید، (اگرچه حق آن را به جهت پرهیز از طولانی شدن ادا نکردم) بدین خاطر است که این زیارت، صحیح ترین زیارت ها از جهت سند و فراگیرترین آنها نسبت به ائمه(ع) است و در مقایسه با دیگر زیارتها از فصاحت، بلاغت و منزلت بیشتری برخوردار است».[19]
پی نوشت :
[1]. التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 135
[2]. الإرشاد ج 2، ص 297
[3]. دلائل الإمامة، ص 411
[4]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 2، ص 109.
[5]. مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 401
[6]. التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام، ص 135.
[7]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 2، ص 109
[8]. الکافی، ج 1، ص 503؛
[9]. موسوعة الإمام الهادی(ع)، ج 1، ص 50
[10]. الفصول المهمة فی معرفة الأئمة(ع)ج 2ص 1064
[11]. دلائل الإمامة، ص 419
[12]. حیات فکرى و سیاسى ائمه، ص 501.
[13]. اثبات الوصیّة، ص 228
[14]. کمال الدین و تمام النعمة ج 2، ص 378
[15]. أعیان الشیعة، ج2، ص 39
[16]. تحف العقول ص 458 – 475
[17]. همان، ص 476 – 481.
[18]. مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 424
[19]. بحارالأنوار، ج 99، ص 144
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/امام-هادی-علیه-السلام
طراحی مذهبی و توضیحات علمی
حادثه کربلا ناشی از عدم اطاعت از فرمان خداوند و رسولش بود! ما به فرمان #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه
واقـعـه ی غـدیـر و مـعـرفـى امـام عـلى (ع ) بـه خـلافـت و جـانـشـیـنـى رسـول خـدا(ص) در آن روز، از چـنان عظمتى برخوردار است که آن رویداد تاریخى را یکصد و ده نفر صـحابى پیامبر(ص ) نقل کرده اند! البته این بدان معنى نیست که از آن گروه کثیرى که همراه رسـول خـدا(ص ) شـاهـد آن حـادثـه بـودنـد، فـقـط هـمـیـن تـعـداد ایـن واقـعـه را نـقـل کـرده بـاشـنـد، بـلکـه تـنـهـا اسـامـى ایـن تـعـداد از صـحـابـى در کـتـاب هـاى اهل سنت آمده است.
تعدادى از آن 110 راوى واقعه غدیر عبارتند از: "ابـوبـکـر بن ابى قحافه، عمر بن خطاب، عثمان بن عفان، طلحه، زبیر، عبدالله بن جعفر، عـبـاس بـن عبدالمطلب، عبداللّه بن عبّاس، ابوایوب انصارى، ابوذر غفارى، سلمان فارسى، ابـوقـتـاده، ابـوهـریـره، زیـد بـن ارقـم، عـدى بـن حـاتـم، سـهـل بـن حـنیف، حسان بن ثابت و... [و از زنان ] فاطمه زهرا(س )، ام سلمه، عایشه، ام هانى، فاطمه بنت حمزه و..." ( ابـن شـهـر آشوب، در کتاب مناقب نام 110 نفر را ذکر کرده، همچنین علامه امینى در الغدیر نام 110 نفر را به ترتیب حروف الفبا آورده است.) [1]
بعد از صحابه، 84 نفر از تابعین، از جمله ابو راشد، ابو سلمه، ابو سلیمان، مؤ ذن ابو صالح و... نیز حدیث غدیر را نقل کرده اند.[2]
هـمـچـنـیـن عـلمـا و محدثان قرن هاى بعد در حفظ این اثر جاودانه نهایت مراقبت را داشته، و در هر قـرنـى، بـا دقـت نـظر، این حدیث گرانبها را از گروه پیشین دریافت و به طبقه ی بعدى تسلیم کرده اند:
در قـرن دوم هـجـرى 56 نـفر، قرن سوم 92 نفر، قرن چهارم 43 نفر، قرن پنجم 24 نفر، قرن شـشم 20 نفر، قرن هفتم 21 نفر، قرن هشتم 18 نفر، قرن نهم 16 نفر، قرن دهم 14 نفر، قرن یازدهم 12 نفر، قرن دوازدهم 13 نفر، قرن سیزدهم 12 نفر و در قرن چهاردهم 21 نفر از علماى اهل سنّت حدیث غدیر را نقل کرده اند که مجموع این افراد به 360 نفر مى رسد.[3]
شـاهـد دیـگـر بـر جـاودانـگـى حـدیـث غـدیـر، کـتـاب هـاى مـسـتـقـلى اسـت کـه گـروهـى از عـلمـاى اهل سنّت افزون بر نقل حدیث، پیرامون سند و مفاد آن نوشته اند؛ مانند:
1 ـ ابو جعفر طبرى، مورخ بزرگ اسلامى (متوفى 310 ق )، در کتاب "الولایة فى طرق حدیث الغـدیـر"، ایـن حـدیـث را بـا بـیـش از هـفـتـاد طـریـق از پـیـامـبـر(ص ) نقل کرده است.
2 ـ ابـوالعـباس احمد بن محمد همدانى، معروف به ابن عقده (م 333 ق)، در کتاب "الولایة فى طرق حدیث الغدیر"، حدیث غدیر را از 105 نفر نقل کرده است.
3 ـ ابوبکر محمد بن عمر بغدادى معروف به جحانى (م 355 ق)، در کتاب "من روى حدیث غدیر خم"، از 125 طریق از پیامبر(ص ) حدیث غدیر را آورده است.
4 ـ ابـوغـالب احـمـد بـن مـحمّد الرازى (م 368 ق) و محسن بن حسین نیشابورى خزاعى و على بن عـبـدالرحـمـان بـن عـیـسـى جـراحـى قـنـاتـى و 26 نـفـر دیـگـر از عـلمـاى مـشـهـور اهل سنّت، از حدیث غدیر در کتاب هاى مستقلّى بحث کرده اند.[4]
دانـشـمـنـدان بـزرگ شـیـعـه نـیز، واقعه ی غدیر را در کتاب هاى بزرگ و ارزشمندى همچون اعیان الشیعه، الغدیر، المراجعات، الطرائف، عوالم العلوم، بحارالانوار (ج 37)، عبقات الاَنوار و... ذکر کرده اند.
شاءن نزول آیه تبلیغ از دیدگاه اهل سنّت
دربـاره ی شـأن نـزول آیه: "یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بـَلَّغـْتَ رِسـالَتـَهُ وَاللّهُ یـَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ."[5]، در کتاب هاى مختلفى که دانشمندان اهـل سـنـّت ـ اعـم از تـفسیر، حدیث و تاریخ ـ نگاشته اند، روایات بسیارى به چشم مى خورد که تـصـریح در نزول این آیه درباره بیان ولایت على (ع ) در غدیر خم دارد، فـخـر رازى در تـفـسـیـر خـود از ابـن عـبـاس، چـنـیـن نـقـل مـى کـنـد: وقـتى آیه تبلیغ نازل شد، پیامبر(ص ) دست على (ع ) را گرفت و فرمود: "مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌ مَوْلاهُ..." در همین هنگام عمر بن خطاب، على (ع ) را ملاقات کرد و به او گفت: "ـَنـیـئاً لَکَ یـَا بـْنَ اَبى طالِبٍ، اَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ"[6] اى پسر ابو طالب، [این مقام ] بر تو مبارک باد! مولاى من و مولاى همه ی مردان و زنان مؤ من گردیدى.
پی نوشت :
[1] مناقب ج 3، ص 25، الغدیر، ج1، ص 14
[2] الغدیر، ج 1، ص 129 ـ 151.
[3] همان، ج 1، ص 73 ـ 151.
[4] همان، 152 ـ 157.
[5] مائده (5)، آیه 67.
[6] تفسیر فخر رازى، ج 12، ص 42.
مطالعه بیشتر در :
https://www.ziaossalehin.ir/fa/tags/اهل-سنت-و-واقعه-غدیر#