eitaa logo
کانال تفسیر ترجمان وحی
116 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
تفسیر آیات کانال ترجمان وحی👇 https://eitaa.com/tarjomanvahytafsir کانال ترجمان وحی 👇 https://eitaa.com/tarjomanevahy
مشاهده در ایتا
دانلود
«۱۴۶» اَلَّذِينَ آتَيْنٰاهُمُ اَلْكِتٰابَ يَعْرِفُونَهُ كَمٰا يَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ‌ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ اَلْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‌ (يهود، نصارى و) كسانى كه به آنان كتاب (آسمانى) داده‌ايم او (پيامبر اسلام) را همچون پسران خود مى‌شناسند، و همانا گروهى از آنان با آنكه حقّ را مى‌دانند، كتمان مى‌كنند. نكته‌ها: در قرآن چندين مرتبه اين واقعيّت بازگو شده است كه اهل كتاب، به خاطر بشارت تورات و انجيل به ظهور و بعثت پيامبر اسلام، در انتظار او بودند و ويژگى‌هاى پيامبر چنان به آنها توضيح داده شده بود كه همچون فرزندان خويش به او شناخت پيدا كرده بودند. ولى بااين‌همه، گروهى از آنان حقيقت را كتمان مى‌كردند. قرآن در جاى ديگر مى‌فرمايد: آنها نه تنها از پيامبر، بلكه از جامعه‌اى كه او تشكيل مى‌دهد و يارانش نيز خبر داشتند: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ‌ اَللّٰهِ وَ اَلَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَى اَلْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ تَرٰاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اَللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً سِيمٰاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ اَلسُّجُودِ ذٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي اَلتَّوْرٰاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي اَلْإِنْجِيلِ‌» محمّد فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند، در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنان را در حال ركوع و سجود مى‌بينى، آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى‌طلبند. نشانه‌ى آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات و انجيل است.قرآن براى شناخت دقيق اهل كتاب از پيامبر، آن را به شناخت پدر از پسر تشبيه مى‌كند كه روشن‌ترين شناخت‌هاست. زيرا:از ابتداى تولّد و حتّى قبل از آن شكل مى‌گيرد.شناختِ چيزى است كه انتظار به همراه دارد.شناختى است كه در آن شكّ راه ندارد.كتمان علم، بزرگترين گناه است. قرآن درباره‌ى كتمان‌كنندگان مى‌فرمايد: «يَلْعَنُهُمُ اَللّٰهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اَللاّٰعِنُونَ‌» خداوند و تمام فرشتگان و انس و جنّ و هر باشعورى، براى هميشه آنان را لعنت و نفرين مى‌كنند. آرى، كتمان حقّ‌، همچون كتمان فرزند خويش است و چه ناجوانمردانه است كه پدرى به خاطر لذّت‌هاى دنيوى، كودك خود را منكر شود!پيام‌ها: ۱ اگر روحيّه‌ى حقيقت طلبى نباشد، علم به تنهايى كافى نيست. يهود با آن شناخت عميق از رسول خدا، باز هم او را نپذيرفتند. «يَعْرِفُونَ‌... لَيَكْتُمُونَ‌» ۲ حتّى درباره‌ى دشمنان، انصاف را مراعات كنيم. قرآن، كتمان را به همه‌ى اهل كتاب نسبت نمى‌دهد. «فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ‌»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«۱۴۷» اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ‌ حقّ‌، (آن چيزى است كه) از سوى پروردگار توست، پس هرگز از ترديدكنندگان مباش. پيام‌ها: ۱ حقّ همان است كه از منبع علم بى‌نهايت او صادر شده باشد. «اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ‌» ۲ دستورها و فرامين الهى كه از طريق وحى و يا روايات ثابت شود، جاى مجادله و مناقشه ندارد. «فَلاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ‌» ۳ رهبر بايد از قاطعيّت و يقين برخوردار باشد، به خصوص وقتى كه قانونى را تغيير داده و سنّتى را مى‌شكند. «فَلاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ‌»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«۱۴۸» وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهٰا فَاسْتَبِقُوا اَلْخَيْرٰاتِ أَيْنَ مٰا تَكُونُوا يَأْتِ‌ بِكُمُ اَللّٰهُ جَمِيعاً إِنَّ اَللّٰهَ عَلىٰ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ و براى هركس قبله‌اى است كه به آن سوى رو مى‌كند. (بنابراين درباره‌ى جهتِ قبله گفتگو نكنيد و به جاى آن) در نيكى‌ها و اعمال خير بر يكديگر سبقت جوييد. (و بدانيد) هرجا كه باشيد، خداوند همه شما را (در محشر) حاضر مى‌كند، همانا خداوند بر هر كارى تواناست. نكته‌ها: براى كلمه «وِجْهَةٌ‌» دو معناست: قبله و طريقه. اگر اين كلمه را همانند اكثر مفسّران به معناى قبله بگيريم، معناى آيه همان است كه ترجمه كرده‌ايم. امّا اگر كلمه «وِجْهَةٌ‌» را به معناى طريقه و شيوه بگيريم، معناى آيه اين است: براى هر انسان يا گروهى، راه و طريقى است كه به‌سوى همان راه كشيده مى‌شود و هركس راهى را سپرى مى‌كند. و اين معنا نظير آيه‌ى ۸۴ سوره‌ى اسراء است كه فرمود: «كُلٌّ يَعْمَلُ عَلىٰ شٰاكِلَتِهِ‌» بعضى مفسّران، مراد از «هو» در «هُوَ مُوَلِّيهٰا» را خدا دانسته‌اند كه در اين صورت معناى آيه چنين مى‌شود: هركس قبله‌اى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است.سبقت در كار خير، ارزش آن را افزايش مى‌دهد. در قرآن با واژه‌هاى «سٰارِعُوا» ، «سٰابِقُوا» و «فَاسْتَبِقُوا» در مورد كار خير به كار رفته است. و در ستايش انبيا مى‌فرمايد: «يُسٰارِعُونَ فِي اَلْخَيْرٰاتِ‌» * آنها در نيكى‌ها، شتاب و سرعت مى‌گيرند.در برخى روايات ذيل اين آيه آمده: در زمان ظهور امام زمان عليه السلام علاقمندان آن حضرت، از اطراف و اكناف جهان يكجا در حضور ايشان جمع خواهند شد. پيام‌ها: ۱ هر امّتى قبله‌اى داشته و مسئله قبله، مخصوص مسلمانان نيست. «لِكُلٍّ وِجْهَةٌ‌» ۲ بحث‌هاى بيهوده را رها كنيد و توجّه و عنايت شما به انجام كارهاى خير باشد. «فَاسْتَبِقُوا اَلْخَيْرٰاتِ‌» ۳ به جاى رقابت و سبقت در امور مادّى، بايد در كارهاى خير از ديگران سبقت گرفت. «فَاسْتَبِقُوا اَلْخَيْرٰاتِ‌» ۴ روز قيامت، خداوند همه را يك جا جمع خواهد كرد و اين نمونه‌اى از مظهر قدرت الهى است. «يَأْتِ بِكُمُ اَللّٰهُ جَمِيعاً»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«۱۴۹» وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ‌ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ مَا اَللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ‌ و (اى پيامبر!) از هرجا (كه به قصد سفر) خارج شدى، (به هنگام نماز) روى خود را به جانب مسجد الحرام بگردان، اين دستور حقّى است از طرف پروردگارت، و خداوند از آنچه انجام مى‌دهيد غافل نيست. نكته‌ها: در آيات قبل، توجّه به مسجد الحرام، مربوط به شهر مدينه بود كه مسلمانان در آن سكونت داشتند، ولى اين آيه مى‌فرمايد: در سفر نيز به هنگام نماز رو به‌سوى مسجد الحرام نماييد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«۱۵۰» وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ وَ حَيْثُ مٰا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ يَكُونَ لِلنّٰاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِي وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ‌ و (اى پيامبر!) از هرجا خارج شدى پس (به هنگام نماز) روى خود را به‌سوى مسجد الحرام بگردان، و (شما اى مسلمانان نيز) هرجا بوديد (در سفر و در حضر) روى خود را به‌سوى آن بگردانيد تا براى (هيچ‌كس از) مردم جز ستمگرانشان، امكان احتجاج (و مجادله) عليه شما نباشد. پس از آنها نترسيد و تنها از من بترسيد. و (بدانيد تغيير قبله براى آن بود) تا نعمت خود را بر شما تمام كنم و شايد كه شما هدايت شويد. نكته‌ها: تكرار موضوع تغيير قبله در آيات متعدّد، نشانه‌ى اهميّت آن است. علاوه بر آنكه در هريك از آيات در كنار اين موضوع، مطلب جديدى را نيز يادآور مى‌شود. مثلاً در اين آيه، خداوند بعد از دستور روى نمودن به‌سوى مسجد الحرام، مى‌فرمايد: اين بدين خاطر است كه مردمان، بهانه‌اى بر عليه پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان نداشته باشند. چون اهل كتاب مى‌دانستند كه پيامبر اسلام به‌سوى دو قبله نماز مى‌خواند و اگر اين امر محقّق نمى‌شد، آنها ايراد مى‌گرفتند كه پيامبر شما فاقد اوصاف ذكر شده در كتاب‌هاى آسمانى پيشين است.و يا اينكه زخم زبان زده و مسلمانان را تحقير مى‌كردند كه شما دنباله‌رو يهود هستيد و قبله‌ى مستقلى نداريد.البتّه اين ايراد تنها از سوى يهود نبود، بلكه مشركان نيز مى‌گفتند: اگر محمّد صلى الله عليه و آله به آئين ابراهيم توجّه دارد، پس چرا به خانه‌اى كه ابراهيم ساخته است، توجّه ندارد؟ البتّه منافقان آرام نگرفته و با تغيير قبله، خرده‌گيرى‌هاى خود را شروع كرده و مى‌گفتند: پيامبر، ثبات رأى ندارد. در هر حال خداوند با تأكيد و تكرار، مسلمانان را براى پذيرش موضوع و ثبات قدم آماده مى‌سازد و يادآور مى‌شود، آنان كه دنبال حجت و دليل باشند، بر شما خرده نخواهند گرفت، ولى افراد ظالم كه حقيقت را كتمان مى‌كنند، از بهانه‌جويى دست بر نخواهند داشت و شما نبايد به آنان اعتنا كنيد، و از آنان نترسيد و فقط از خداوند بترسيد.قبله، نشانه و مظهر توحيد است. قبله، آرم و نشانه‌ى مسلمانان است. در نهج البلاغه از كعبه به عنوان عَلَم يعنى پرچم و نشانۀ آشكار اسلام ياد شده است. بت‌پرستان و ستاره‌پرستان هنگام نيايش، به‌سوى بت و يا ستاره و ماه توجّه مى‌كردند، امّا اسلام توجّه به خانه خدا را به جاى آن قرار داد و روى كردن به‌سوى قبله را نشانه‌ى توجّه به خدا شمرده است.در روايات مى‌خوانيم: پيامبر صلى الله عليه و آله معمولاً رو به قبله مى‌نشستند و سفارش كرده‌اند؛ بسوى قبله بخوابيد و بنشينيد و حتّى رو به قبله نشستن، عبادت شمرده شده است. قبله، جايگاه و احترام خاصّى دارد و در بعضى اعمال، توجّه به آن واجب است. براى مثال: نمازهاى واجب بايد رو به قبله خوانده شود. ذبح حيوان و دفن ميّت، بايد به‌سوى قبله باشد. در مستراح رو به قبله يا پشت به قبله نشستن حرام است.علاوه بر آنچه ذكر شد، قبله عامل وحدت مسلمانان است. اگر از فراز كرۀ زمين بر مسلمانان نظر كنيم، مى‌بينيم آنان هر روز پنج بار با نظم و ترتيب خاصّ‌، به‌سوى قبله توجّه مى‌كنند. كعبه، قرارگاه و آمادگاه حركت‌ها و انقلاب‌هاى الهى بوده است. از حضرت ابراهيم و حضرت محمّد گرفته تا امام حسين عليهم السلام و در آينده حضرت مهدى عليه السلام، همگى از كنار كعبه حركت خود را شروع كرده و مى‌كنند. در عظمت كعبه همين بس‌كه مسلمانان به اهل قبله معروفند.خداوند متعال در ماجراى تغيير قبله مى‌فرمايد: تغيير قبله براى اين است كه در آينده نعمت خود را بر شما تمام كنم. يعنى استقلال شما و توجّه به كعبه، زمينه‌ى اتمام نعمت در آينده است. «لِأُتِمَّ نِعْمَتِي» اين ماجرا در سال دوّم هجرى در مدينه واقع شده است. در سال هشتم هجرى نيز خداوند به مناسبت فتح مكّه مى‌فرمايد: «وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ‌» * يعنى: اين پيروزى براى اين است كه خداوند در آينده نعمت خود را بر شما تمام كند. چنانكه ملاحظه مى‌كنيد در هر دو آيه «اتمام نعمت» به صيغه فعل مضارع بيان شده است كه نشانه‌ى حدوث آن در آينده است، ولى در آيه ۳ سوره‌ى مائده كه به هنگام بازگشت از حجة الوداع در سال دهم هجرى و بعد از معرفى رهبرى معصوم در غدير خم نازل مى‌شود، اين‌گونه مى‌فرمايد: «اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ‌ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي» امروز نعمت خود را بر شما تمام كردم.قابل توجّه و دقّت است كه خداوند، روى كردن مردم به قبله را قدم نخستين براى اتمام نعمت و فتح مكّه را قدم ديگر و تعيين و معرفى رهبر را آخرين قدم در اتمام نعمت بيان مى‌كند.
لازم به يادآورى است كه در جريان تعيين قبله و همچنين تعيين رهبر، تذكّر مى‌دهد كه «فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِي» . چون در هر دو، احتمال مقاومت، مقابله، بهانه‌گيرى و شايعه‌پراكنى از سوى ديگران مى‌رود.پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «يا على مثلك فى الامّة كمثل الكعبة نصبها اللّه للنّاس علماً» اى على! مثال تو در ميان امّت، همانند مثال كعبه است كه خداوند آن را به عنوان نشانه روشن و پرچم براى مردم قرار داده است، تا جهت خويش را گم نكنند. همچنين در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «و نحن كعبة اللّه و نحن قبلة اللّه» ما كعبه و قبله‌ى خداوندى هستيم.پيام‌ها: ۱ مسلمانان بايد از هر كارى كه بهانه به دست دشمن مى‌دهد پرهيز كنند. «لِئَلاّٰ يَكُونَ لِلنّٰاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ‌» ۲ نفى سلطه‌ى ديگران و رسيدن به استقلال، يك ارزش است. «لِئَلاّٰ يَكُونَ لِلنّٰاسِ‌ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ‌» ۳ تغيير قبله، عامل خنثى‌سازى ايرادهاى بى‌جا و بهانه‌تراشى‌هاى اهل كتاب و مشركان و منافقان مى‌باشد. «لِئَلاّٰ يَكُونَ لِلنّٰاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ‌» ۴ دشمنان خارجى، بزرگترين خطر براى مسلمانان نيستند، بى‌تقوايى خطر اصلى است. «فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِي» ۵ تعيين قبله‌ى مخصوص براى مسلمانان، زمينه‌ى اتمام نعمت خدا بر آنهاست. «وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ‌» ۶ تعيين قبله و نماز خواندن به‌سوى مسجد الحرام، زمينه‌ى هدايت مؤمنان است. «لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ‌» ۷ هدايت، داراى مراحلى است. با آنكه مخاطب آيه مسلمانان هستند كه هدايت شده‌اند، پس منظور دست‌يابى به مراحل بالاترى از آن است. «لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ‌»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«۱۵۱» كَمٰا أَرْسَلْنٰا فِيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيٰاتِنٰا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ مٰا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ‌ همان گونه (كه براى هدايت شما) رسولى در ميان شما از نوع خودتان فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را تزكيه كند و كتاب و حكمت بياموزد و آنچه نمى‌توانستيد بدانيد، به شما ياد دهد. نكته‌ها: كلمه «تلاوت» از واژه «تِلو» به معناى پى در پى است و به خواندنى كه پى در پى، با نظم صحيح و مناسب و برخوردار از نوعى قداست باشد، اطلاق مى‌شود. كلمه‌ى «تزكيه» به معناى رشد و نمو و پاك كردن است. تعليم كتاب، آموختن آيات و احكام آسمانى است و تعليم حكمت، دادن تفكّر و بينش صحيح است.بعثت پيامبر اسلام، نتيجه استجابت دعاى حضرت ابراهيم است كه از خداوند خواست: «وَ اِبْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِكَ‌...» خدايا! در ميانشان پيامبرى مبعوث كن كه آيات ترا بر آنان بخواند. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز مى‌فرمود: «انا دعوة ابى ابراهيم» من همان استجابت دعاى پدرم ابراهيم هستم.پيام‌ها: ۱ رهبرى موفق است كه از خود مردم، در ميان مردم و هم زبان مردم باشد. «أَرْسَلْنٰا فِيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ‌» ۲ تزكيه بر تعليم مقدّم است. «يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ‌» ۳ آموزش دين، محور اصلى است و آموزش‌هاى ديگر، در مراحل بعد از آن است. ابتدا «يُعَلِّمُكُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحِكْمَةَ‌» و پس از آن «يُعَلِّمُكُمْ مٰا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ‌» ۴ انسان براى شناخت بسيارى از حقايق، نيازمند وحى است. بجاى «مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ *» فرمود: «مٰا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ‌» تا يادآور شود كه اگر انبيا نبودند، انسان براى آگاهى از امورى همچون آينده‌ى خود و جهان، راه به جايى نداشت.