10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق مجنون بی مخاطب بود اگر لیلا نبود
کی جوان میشد زلیخا گر که استثنا نبود؟
هر دم و هر بازدم، چون مرده را میداد جان
جز عنایات خدا در نسخهی عیسا نبود
ماه بسیار است اما در بنی هاشم چه کس
چون قمر ضرب المثل میشد اگر مولا نبود؟
قصهی مشک و فرات و باغبان و دشت گل
بازگو در روضهها میشد اگر سقا نبود؟
عشق را در کربلا با خون خود تفسیر کرد
بی مرام و مردی او عشق نامیرا نبود
بشکند دست قضا عباس(ع) افتاده به خاک
کاش بین دشمنان زینب(س) تک و تنها نبود
#مهتاب_بهشتی
#غزل_مناسبتی
#جانم_ابوالفضل
به توکل اسم اعظمت یا الله...
[باید دلت از داغ گلرویان حزین باشد
تا روزی شعر تو زین العابدین باشد...
#مهتاب_بهشتی
در شرح تو، یک کربلا مضمون کم آمد
در روضه ات از چشم دنیا، شبنم آمد
ای خطبه ات تفسیر درس عشقبازی
ای از تبار یک نیستان سرفرازی
ای چشمهایت دجله، از داغ عزیزان
شرمنده از خشکی لبهای تو باران
ای در فصاحت همچو حیدر سرسپرده
تیغ کلامت از شجاعت آب خورده
عطر سجودت مست کرده یاسمین را
بوسیده تربت خط به خطهای جبین را
ای وارث دشتی پر از گلهای لاله
ای تا همیشه در دلت داغ سه ساله
ای در دلت یک مثنوی بغض نهفته
با صیقل عشقت دعا چون درّ سفته
ای بی حرم اما همیشه محرم راز
ای بر تمام مشکلاتم چاره پرداز
از راه میآید کسی از نسل زهرا
از نسل حیدر آخرین فرزند طه
در سینه داغ کوچه و مسمار دارد
با دشمن حیدر هزاران کار دارد
میپرسد از تشت و دل صد پاره پاره
میپرسد از کرب و بلا و گاهواره
من مهدیم سبط علی، سبط رسولم
من روضه خوان کوچههای بی بتولم
من آمدم تا عشق بی لشکر نماند
بر نیزهی دشمن، نشان از سر نماند...
#مهتاب_بهشتی
#مثنوی_سجادیه
سوخت از داغ جنون، هر ورق دفتر ما
نتوان برد نمی، از سر خاکستر ما
گریه کردیم و گلاب از مژه ی ژاله چکید
دیگ سرریز شد از، برگ گل پَر پَر ما
هوسِ میوه ی عشق، از دهن افتاد و نماند
فرصت چیدن احساس، ز چشم تر ما
عشق احساس قشنگی ست، اگر بگذارند
این جماعت که زده تیشه، به برگ و بر ما
کاش میشد که کمی خنده پس اندار کنیم
پُر شد از گریه، خداحافظی آخر ما
#مهتاب_بهشتی
#غزل_عاشقانه
قنوت جنگل کاجم که سرسبز است آیینش
رسیده تا خدا آه حزین مرغ آمینش
عجب بخت بلندی داشت بذر آرزوهایم
کسی با سکههای عشق تو کردست تضمینش
به سنگ اعتبار عشق صیقل داد جانم را
چو ققنوسی که آتش میدهد با سوز تسکینش
تو را دیدم گل از گل وا شده در چهره ام امشب
چوفرهادی که دیده بازهم، رویای شیرینش
به وقت مرگ هم ترسی ندارد عاشق بی دل
کسی با نام معشوق آمد و دادست تلقینش
#مهتاب_بهشتی
#غزل_عاشقانه