#رمان_جذاب_پرستار_شیطنت_هایم
طنزترین رمان ایتا با اختلاف 🤣
ماهرو ، یه دختر خُل و چِل بی پدر مادره 😐 "منظور همون بی خانوادست، نه ینی مامان بابا نداره:/ ای بابا اصن ولش کن" که پرستار یه مرد پولدار و بچه هاش میشه
داریوش جاوید، مرد مغروری که بخاطر گذشتش یک شخصیت ضد زن و عبوس و یوبس پیدا کرده😐اما ببینیم ماهی با پاره بازیاش چه بلایی سر این خونه و خانواده بی روح میاره😶👇😬👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2164916369Cc9b71f39f2
دارای محدودیت سنی بچه نیاد🤫‼️
#جزرومـــــــــد
#پارت۱۲
_تا کی مامان جان..... تو جوونی خواسته داری تاکی فقط میخوای سرتو بندازی پایین بری درمانگاه و بیای و آخر ماه هم هیچی دستتو نگیره.....همین دیروز ملیحه میگفت حداقل یه ذره به سر و وضعت برسم ولی خدا میدونه چقدر عذاب میکشم و شرمنده اتم که......
کلافه شدم از شنیدن همیشگی این حرف های تکراری و حرفشو بریدم
_مامان.....من یه تار موی سفید تو رو به کل اِهِن و تولوپ اون جماعت نمیدم که از ترس اینکه نکنه ثروتشون کم بشه و آبروشون بره که پسرشون یه زندگی پنهانی داشته حتی به عروس و نوه شون یه سقف بالاسر ندادن که گیر منوچهر نیوفتیم
بغلش کردم و گونشو محکم بوسیدم
_الانم الکی غصه نخور
بهترین مامان خودتی بقیه اداتو در میارن
دوقولوها هم که تا حالا تو حیاط داشتن بازی میکردن اومدن و پریدن رو سرو کله ی ما
۶سالشون بود....بعد از این دوتا وروجک تازه زندگیه من و مامان انگار یه دلخوشی پیدا کرد
مامانم قبل از این دوتا یه بار دیگه حامله شده بود ولی زیردست وحشی بازیای منوچهر از دست رفت
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
🔴 ورزش سه (فوتبال ) به ایتا پیوست
✍اطلاعیه مهم
طرفدار کدوم تیم فوتبال هستید 😍👌
روی تیم مورد نظر کلیک کنید 👇
🔴پرسپولیس 🔵استقلال سپاهان
ذوب آهن تراکتورسازی سایر تیمها ایرانی
رئال مادرید بارسلونا سایر تیمهای خارجی
🚨مرجع معتبر نرخ طلا و سکه و ارز در پیامرسان ایتا
👇🙏
https://eitaa.com/joinchat/2407989666C3183731e2e
.📌 قیمتِ لحظه ای طلای ۱۸ عیار اینجاست👆🙏
به عقد مردی در اومدم که نمیشناختمش دستشو دورم پیچید و زیرگوشم زمزمه کرد اگه دختر خوبی باشی و رازدار باشی ،قول میدم زندگی با من بهت خوش بگذره❗️
من مریمم اون شب لباس بازی به اجبار پوشیدم و چشم انتظار مردی که قراره شوهرم بشه نشستم چشم انتظار مردی که میدونستم نمیتونه کاری کنه تا بتونه دستمال رو تحویل بده،پوزخندی به صورت بزک کرده ام زدم من برای چی تا این حد خودمو آرایش کرده بودم؟ با صدای تقه ای که به درخورد لب گزیدم و منتظر داماد شدم اما با ورود یه مرد جذاب نفس تو سینه ام حبس برید بیرون تودیگه کی هستی؟😳😰
با ترس نگاهش کردم، نگاه پرپوزخندش روی بدنم نشسته بود و من فکر میکردم این مرد جذاب با شونه های ستبر کیه؟نزدیک که شد از بوی عجیب و غریبی که میداد عوقی زدم ،اما دست روی دهنم گذاشت و تو گوشم زمزمه کرد:هيس!! من هواتو امشب دارم ،با چشمای از حدقه درومد نگاهش کردم که....😱🥶❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/1315308723C56b4424585
اتفاق وحشتناکی که زندگیمو خراب کرد😭🔥