#جزرومـــــــــد
#پارت۹
_عزیزم میدونم ناراحتی ولی اون برای قدیم بود و پدربزرگت الان دیگه نیست
این زنم که تقصیری نداشت
_برام مهم نیست الان به چشم من همشون یکی ان.....توام انقدر طرف اونا رو نگیر
بالشت و صاف کردم تا یکم دراز بکشم
مامان مِن مِن کرد تا حرفشو بزنه
_میگم ریحانه......
_بله
_تو دختری.... دیگه وقت شوهر کردنته...... میتونی.....میتونی....بری باهاشون اونا بهت میرسن....هر چی بخوای برات فراهم میکنن
اخمام رفت تو هم از حرفش
_آره میرم چی بهتر از این..... هر از گاه میام به شما هم سر میزنم.....خوبه؟
متوجه شد به مسخره حرف زدم
_اونجوری نگو......من جدی گفتم الانا منوچهر نیست دوباره سرو کله اش پیدا شد و خواست تو رو بده به یکی مثل خودش من زورم بهش نمیرسه مامان جان تا کی شرمنده ات بشم ؟تا کی تو کار کنی منوچهر بخوره و خرج خونه رو بدی
#تاوان
#پارت۳۵
دستامو گذاشتم جلوی صورتم و تا میتونستم گریه کردم.....تحقیرم کردن و غرورمو زیر پاشون گذاشتن ،به گناه نکرده متهمم کردن، تو سرم زدن که بی کس و کارم و منو شکستن و من هیچ کاری نتونستم بکنم
یکی دوماه دادگاه میرفتم و میومدم تا اینکه قضیه تموم شد به قول خودشون انگار نه انگار نه خانی اومده و نه خانی رفته اینم از قدرت مجد
به نشانه ی قدردانی اون ماشین و یه روز گذاشته بودن جلوی در خونمون.....دلم میخواست آتیشش بزنم دلم میخواست با یه میله انقدر بهش بزنم که مچاله بشه ولی من فقط دلم میخواست و جرات هیچ کدوم از این کارا نداشتم
به فربد قضیه روهمون اولش گفتم و اون خندید
_حالا گذشته و بدی ای که در حقم کردی رو ولش کن که اگه توام با من مخ دختره رو میزدی الان وضعمون از این رو به اون رو میشد ولی راست میگن دنیا برای پولداراس.....باز خوبه پای حرفشون موندن و درت اوردن وگرنه که باید حالا حالاها اونجا میموندی دایه ی دلسوزتر از مادر اون دختره ی گنده دماغِ افاده ای
سلام خوشگلا☘❤️
رمان جذاب تاوان
در کانال خصوصی رمان با بیش از ۱۰۰۰پارت به اتمام رسیده 🥳
عزیزانی که میخوان تا آخر داستان همین الان بخونن
مبلغ ۱۱۰.۰۰۰ هزار تومان واریز و لینک کانال خصوصی رو دریافت کنن
6037697708591323
خلیلی زند
و ارسال فیش به آیدی زیر
@Adsam2
تاوان
#تاوان #پارت۳۵ دستامو گذاشتم جلوی صورتم و تا میتونستم گریه کردم.....تحقیرم کردن و غرورمو زیر پاشون
#تاوان
#پارت۳۶
من از درد خودم گفتم از خیانتی که نزدیک ترینم بهم کرده بود ولی اون حرص نقشه های از هم پاشیده ی خودشو میزد
چرا یه ذره غیرت نداشت که پشتم دربیاد تا اونطوری خار و خفیف نشم؟؟مگه من امانت بابا و مامان دستش نبودم.....
عسل و دیگه ندیدم....نمیدونم الان کجاست و چیکار میکنه ولی ای کاش یه بار جلوم میومد و بهم میگفت چرا؟؟ مگه من چیکارش کرده بودم؟؟ ولی حتی شجاعت اونم نداشت و کلا غیب شد یکی دوتا از بچه های دانشگاه میگفتن رفته استرالیا شایدم رفته بود و شایدم خودشو قایم کرده بود
الان سه سال گذشته و این پسرِ از همه جا بی خبر به خاطره کار نکرده منو از عشقی که برای بار اول با خودش تجربه کرده بودن با لگد و تحقیر بیرون کرد
خدایا شد دوباره..... بی عدالتی آدما تو زندگی ۲۲ ساله ی من شد دوبار ولی این دفعه خیلی عمیق تر و ظالمانه تر......
تاوان
#جزرومـــــــــد #پارت۹ _عزیزم میدونم ناراحتی ولی اون برای قدیم بود و پدربزرگت الان دیگه نیست ای
#جزرومـــــــــد
#پارت۱۰
گفت و بغضش شکست.منم بغض کردم
راضیه از جیگر گوشه اش بگذره تا من تو آرامش و راحتی باشم و اینا همش به خاطره اون ادمای از خدا بی خبره
_خدا رو شکر که من و تو باهم کار میکنیم تا وقتی سروکله اش پیدا شد بندازیم جلوش بره پی کارش
_آخه سبزی پاک کردن و سرخ کردن مگه چقدر میشه مامان جان
خندیدم تا حالش عوض بشه
_پول حلال رِی میکنه مامان....تا حالا رو خدا رسونده بقیه شم با خودش
بلند شدم رفتم روبه روش نشستم
اشکاش رو پاک کرد و دستمو گرفت
_اونکه معلومه....ولی میدونی ریحانه جان من میگم هم تو راحت باشی و هم مادربزرگت که دلش به تو خوشه
_به نوه های دیگش خوش باشه.....به همین پسره که مادر جون مادر جون از دهنش نمیوفتاد
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
🚨مژده مژده بخشی از اینترنت بین الملل وصل شد😍
اگه هنوز نتت وصل نیست بیا اینجا👇
https://eitaa.com/joinchat/1184104579C2b0efc21f3
🛜براتون چند تا توضیحات مهم راجب وضعیت کنونی گذاشتیم !!👆
تاوان
#جزرومـــــــــد #پارت۱۰ گفت و بغضش شکست.منم بغض کردم راضیه از جیگر گوشه اش بگذره تا من تو آر
#جزرومـــــــــد
#پارت۱۱
اسمش امیر حسام بود انگار پسرعمو کوچیکمه
زبونش که خیلی چرب و نرم بود والبته شیطنت داشت
اولین باری که اومدن خونمون همش بهم میگفت دختر عمو و مادربزرگش ذوق میکرد از شنیدن این حرف
خانواده شون مذهبی ان و اون مرد با حاج آقا گفتنهای بقیه دور گرفته بود و یه ذره از خدا نترسید که شاید این زن راست بگه و شاید من نوه ش باشم و خیلی راحت مارو از خونه ش انداخت بیرون
ولی بابای من کجا و اینا کجا....یادمه وقتی به سن تکلیف رسیدم یه چادر نماز خوشگل برام خرید و گفت هر موقع دوست داشتی شروع کنی به نماز خوندن با این چادر بخون اصلا اجبارم نکرد و از خدا منو نترسوند منم کم کم خدام رو شناختم
اونوقت این جماعت هر کسی مثل خودشون نباشه رو بد میدونن
پولم که خدا بهشون داده اندازه ی گنج قارون نمیشه جمعشون کرد......
تاوان
#تاوان #پارت۳۶ من از درد خودم گفتم از خیانتی که نزدیک ترینم بهم کرده بود ولی اون حرص نقشه های از
#تاوان
#پارت۳۷
پس عدالتی که همیشه بابا میگفت تو داری کجاست که من دوبار به یه گناه نکرده تاوان دادم
پس عسل و این آدم قراره چطوری تاوان بدن؟
هرچند این آدمم بازی خورده بود ولی چی میشد اگه بهش میگفتم بیچاره ،توام گیر نقشه ی یه سری آدم بی وجدان افتادی..... اون موقع چیکار میکنه؟ اگه وجدان داشته باشه بدتر از منی که الان خورد شدم و شکستم ،میشکنه و له میشه ولی زبونم باز نشد
مثل اون موقع که مامانو از دست دادم و یه هفته فقط به یه گوشه خیره شده بودم و نه چیزی میگفتم نه کاری میکردم از اطرافم درک داشتم ولی هیچی برام مهم نبود هیچی که بخوام تلاشی بکنم براش
اون موقع بابا انقدرم نوازشم کرد و قربون صدقم رفت تا بالاخره هق هقم شکست ولی الان چی؟ الان که کسی نیست منو بغلش بگیره و پناهم بشه در عوض تنهای تنها جلوی ادمی که تا یک ساعت پیش همه ی دنیام بود دارم بازخواست میشم
تاوان
به نام خداوند بخشنده و مهربان❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا