eitaa logo
تاوان
9.2هزار دنبال‌کننده
18 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تاوان
#تاوان #پارت۳۵ دستامو گذاشتم جلوی صورتم و تا میتونستم گریه کردم.....تحقیرم کردن و غرورمو زیر پاشون
من از درد خودم گفتم از خیانتی که نزدیک ترینم بهم کرده بود ولی اون حرص نقشه های از هم پاشیده ی خودشو میزد چرا یه ذره غیرت نداشت که پشتم دربیاد تا اونطوری خار و خفیف نشم؟؟مگه من امانت بابا و مامان دستش نبودم..... عسل و دیگه ندیدم....نمیدونم الان کجاست و چیکار میکنه ولی ای کاش یه بار جلوم میومد و بهم میگفت چرا؟؟ مگه من چیکارش کرده بودم؟؟ ولی حتی شجاعت اونم نداشت و کلا غیب شد یکی دوتا از بچه های دانشگاه میگفتن رفته استرالیا شایدم رفته بود و شایدم خودشو قایم کرده بود الان سه سال گذشته و این پسرِ از همه جا بی خبر به خاطره کار نکرده منو از عشقی که برای بار اول با خودش تجربه کرده بودن با لگد و تحقیر بیرون کرد خدایا شد دوباره..... بی عدالتی آدما تو زندگی ۲۲ ساله ی من شد دوبار ولی این دفعه خیلی عمیق تر و ظالمانه تر......
تاوان
#جزرومـــــــــد #پارت۹ _عزیزم میدونم ناراحتی ولی اون برای قدیم بود و پدربزرگت الان دیگه نیست ای
گفت و بغضش شکست.منم بغض کردم راضیه از جیگر گوشه اش بگذره تا من تو آرامش و راحتی باشم و اینا همش به خاطره اون ادمای از خدا بی خبره _خدا رو شکر که من و تو باهم کار میکنیم تا وقتی سروکله اش پیدا شد بندازیم جلوش بره پی کارش _آخه سبزی پاک کردن و سرخ کردن مگه چقدر میشه مامان جان خندیدم تا حالش عوض بشه _پول حلال رِی میکنه مامان....تا حالا رو خدا رسونده بقیه شم با خودش بلند شدم رفتم روبه روش نشستم اشکاش رو پاک کرد و دستمو گرفت _اونکه معلومه....ولی میدونی ریحانه جان من میگم هم تو راحت باشی و هم مادربزرگت که دلش به تو خوشه _به نوه های دیگش خوش باشه.....به همین پسره که مادر جون مادر جون از دهنش نمیوفتاد
🚨مژده مژده بخشی از اینترنت بین الملل وصل شد😍 اگه هنوز نتت وصل نیست بیا اینجا👇 https://eitaa.com/joinchat/1184104579C2b0efc21f3 🛜براتون چند تا توضیحات مهم راجب وضعیت کنونی گذاشتیم !!👆
🚨 🔵 برخی مدارس تعطیلی رسمی اعلام شد👇🏿🙏 🔴 https://eitaa.com/joinchat/1184104579C2b0efc21f3 جزئیات بیشتر در👆👆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تاوان
#جزرومـــــــــد #پارت۱۰ گفت و بغضش شکست.منم بغض کردم راضیه از جیگر گوشه اش بگذره تا من تو آر
اسمش امیر حسام بود انگار پسرعمو کوچیکمه زبونش که خیلی چرب و نرم بود والبته شیطنت داشت اولین باری که اومدن خونمون همش بهم میگفت دختر عمو و مادربزرگش ذوق میکرد از شنیدن این حرف خانواده شون مذهبی ان و اون مرد با حاج آقا گفتنهای بقیه دور گرفته بود و یه ذره از خدا نترسید که شاید این زن راست بگه و شاید من نوه ش باشم و خیلی راحت مارو از خونه ش انداخت بیرون ولی بابای من کجا و اینا کجا....یادمه وقتی به سن تکلیف رسیدم یه چادر نماز خوشگل برام خرید و گفت هر موقع دوست داشتی شروع کنی به نماز خوندن با این چادر بخون اصلا اجبارم نکرد و از خدا منو نترسوند منم کم کم خدام رو شناختم اونوقت این جماعت هر کسی مثل خودشون نباشه رو بد میدونن پولم که خدا بهشون داده اندازه ی گنج قارون نمیشه جمعشون کرد......
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تاوان
#تاوان #پارت۳۶ من از درد خودم گفتم از خیانتی که نزدیک ترینم بهم کرده بود ولی اون حرص نقشه های از
پس عدالتی که همیشه بابا میگفت تو داری کجاست که من دوبار به یه گناه نکرده تاوان دادم پس عسل و این آدم قراره چطوری تاوان بدن؟ هرچند این آدمم بازی خورده بود ولی چی میشد اگه بهش میگفتم بیچاره ،توام گیر نقشه ی یه سری آدم بی وجدان افتادی..... اون موقع چیکار میکنه؟ اگه وجدان داشته باشه بدتر از منی که الان خورد شدم و شکستم ،میشکنه و له میشه ولی زبونم باز نشد مثل اون موقع که مامانو از دست دادم و یه هفته فقط به یه گوشه خیره شده بودم و نه چیزی میگفتم نه کاری میکردم از اطرافم درک داشتم ولی هیچی برام مهم نبود هیچی که بخوام تلاشی بکنم براش اون موقع بابا انقدرم نوازشم کرد و قربون صدقم رفت تا بالاخره هق هقم شکست ولی الان چی؟ الان که کسی نیست منو بغلش بگیره و پناهم بشه در عوض تنهای تنها جلوی ادمی که تا یک ساعت پیش همه ی دنیام بود دارم بازخواست میشم
تاوان
به نام خداوند بخشنده و مهربان❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا