خدافظیی!
راستیییی!!!
نقشه ـم جواب داددد! ما اینجا حضور پر نورِ نازنینِ چایی رو داریممم~✊🏻🗣
(خوش اومدی خوش اومدی)
خدافظیی!
مدیونید فکرکنید یادِ اون روزِ فوق العاده عالی افتادم🙏🏻
اون روز، قشنگْ یه ترابایت خاطره ـست
خدافظیی!
بله، ما تازه بعد از اینکه غذا خوردیم یادمون اومد باید از غذا عکس میگرفتیم.
کلی انتظار برایِ پیتزایی که قرار بود چهارتایی بخوریم فارغ از اینکه بدونیم پیتزاعه اندازه ی یه کف دسته.
سه تا نوشابه و یه دوغ خوشگوار و یه سیب زمینی ـی که از پیتزا بیشتر سیرمون کرد. با حرف زدن درموردِ کتابی که خریدیم تا باهم بخونیم و چندتا سلفی به همراه نگاه های مردم به ژست ها.
با نوشابه ای که کمی خوردمُ رویِ زمین ریخت، و خودم طی کشیدم. با نگاهامون به ساندویچ ـایِ بقیه که ارزون تر از پیتزای ما بودن، ولی محتواشون بیشتر بود.
خدافظیی!
بله، ما تازه بعد از اینکه غذا خوردیم یادمون اومد باید از غذا عکس میگرفتیم. کلی انتظار برایِ پیتزای
ایشالا که خداوند متعال🙏🏻... پایدار بسازه این رفاقت ها رو🙏🏻... و برای شما هم ازین خاطراتِ لبخندی اتفاق بیفتد🙏🏻(اون روزا تنها چیزایی بودن که سال چهارصدوچهار رو زیبا و قابل تحمل کردن)