هدایت شده از چای و ایوون
ریحآبی من شآید برای خودم اگر میخواستم ارزویی کنم این بود امسال تورو اینجا ببینم.
اما برای تو،
در همین قطعه، که قطعه ای از بهشتِخداست، فکر میکنم که به هنگام اربعین، حرمِ ارباب برایت نسخهٔعکاسی شود و از پلسیاه رنگی که برای فیلمبرداران و عکاسان میگذارند، بالا روی، عکاسی کنی و عشق، از دیدن حرم در آن روز و ساعت..
همینه که نیست
وایییی انشاللهههه😭😭😭😭😭😭💘
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کلمات کنار هم قرار نمیگیرن. توضیح ـام فقط برایِ خودم معنی میدن. جمله بندی ها پراکنده ـست و هیچ چیز به شفافیِ یک توضیحِ منطقی نیست. احساس میکنم تمام من هایِ درون مغزم به یکباره تصمیم گرفتن با هم حرف بزنن، نه درمورد یک موضوع واحد، در مورد هر وجهه ای که این احساس ممکنه داشته باشه. احساس میکنم کلی سرِ ربان بوده که همه ـش از دستم رها شده و به سمت دیگه ای میره. همه چیز در مغزم آشفته ـست و تنها چیزی که سر جاشه مغزم تو جمجمه ـست.
همینه که نیست
ریحااابی
بیا برا اون موقع که خواستیم شرلوک خوانی کنیم اینو هم درست کنیم
موافقی؟