تفسیر آزمایش خود هستید؟ میتوانید همین حالا کلیک کنید!
هماتوکریت یا HCT در آزمایش خون به چه معناست؟
در آزمایش HCT درصد گلبول های قرمز در کل حجم خون مورد بررسی قرار میگیرد. اگر HCT در آزمایش خون پایین باشد، علائم کم خونی بروز میکند. هماتوکریت بالا نیز در شرایطی که بیمار با کم آبی، اسهال و استفراغ مواجه شود، بروز خواهد کرد. بسیاری از افراد همواره قصد دارند تا از میزان نرمال غلظت خون خود باخبر شوند و از این رو بررسی غلظت خون در آزمایش CBC به راحتی قابل انجام است.
🔴https://eitaa.com/mezajshenasighaem
✔️
https://t.me/mezajshenasighaem
🔴
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
✔️
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/77
در آزمایش خون چیست و چه کاربردی دارد؟
آزمایش MCV به معنای سنجش متوسط سایز گلبول های قرمز است. گلبولهای قرمز باید اندازه مناسبی داشته باشند، تا به وظایف خود به درستی عمل کنند. کمبود ویتامین B12 می تواند منجر به افزایش MCV در آزمایش خون شود. پایین بودن MCV نیز میتواند به دلیل بیماریهایی مانند کم خونی باشد. همچنین میتوانید با مطالعه مقاله علائم اختصاری آزمایش خون، از تفسیر این فاکتورها آگاه شوید.
MCH در آزمایش خون چیست.
آزمایش MCH میانگین هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز خون را اندازهگیری کرد. از نتایج این تست برای تشخیص، پایش و درمان آنمی استفاده خواهد شد.
MCHC در آزمایش خون چیست؟
آزمایش MCHC معنای سنجش متوسط غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز خون است. بالا یا پایین بودن این شاخص نیز در تشخیص اختلالات خونی مانند انواع کم خونی و سرطان کاربرد دارد.
RDW در آزمایش خون چیست؟
در آزمایش RDW اختلاف سایز و حجم گلبولهای قرمز خون بررسی میشوند. سلولهای خونی از نظر اندازه با یکدیگر متفاوت هستند. اگر اختلاف اندازه آنها بیش از حد نرمال باشد، احتمال بروز اختلالات خونی وجود دارد.
🔴https://eitaa.com/mezajshenasighaem
✔️
https://t.me/mezajshenasighaem
🔴
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
✔️
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/78
آناتومی
مقدمات: اصطلاحات و بافت ها
آناتومی:
کالبدشناسی یا آناتومی (anatomy) علمی است که در مورد قسمت های مختلف بدن انسان صحبت میکند. در علم کالبدشناسی، وضع ظاهری عضو، شکل، اندازه، اجزای ساختمانی، به ترتیب قرار گرفتن آن عضو و نیز ارتباطات و مجاورات یک عضو با اعضای دیگر مورد بررسی قرار میگیرد.
موقعیت آناتومیکی( anatomical position)
از دیدگاه آناتومیکی بدن در موقعیتی به نام موقعیت آناتومیکی قرار میگیرد. در این موقعیت بدن در حالت ایستاده، صورت و کف دست ها رو به جلو، بازوها به طرفین آویخته شده و انگشتان شست پا در کنار هم قرار میگیرند.
موقعیت اندام های بدن :
قدامی (anterior) یا شکمی (ventral) : نزدیک به قسمت جلویی بدن است. مثل جناع سینه که در قسمت قدامی قفسه سینه قرار دارد.
خلفی (posterior) یا پشتی(dorsal) : نزدیک به قسمت پشتی بدن است. مثل ستون مهره ها که در قسمت خلفی قفسه سینه قرار دارد.
فوقانی(superior) یا بالایی (upper) یا سری (cephalic) : نزدیک به قسمت فوقانی یا بالایی بدن است مثل قسمت فوقانی معده.
تحتانی(inferior) یا زیرین (lower) یا دُمی (caudal) : نزدیک به قسمت تحتانی بدن است مثل قسمت تحتانی استخوان ران.
داخلی (medial) : نزدیک به خط وسط بدن است مثل بینی که در سمت داخلی چشم قرار دارد.
خارجی(lateral) : دور از خط وسط بدن است مثل چشم که در سمت خارجی بینی قرار دارد.
نزدیک به مبدأ (proximal) و دور از مبدأ(distal) : بیشتر در اندام ها به کار میرود و اغلب به معنای دور تر یا نزدیک تر از ریشه اندام مورد نظر است. مثل انتهای پروکسیمال استخوان های ساعد به بازو متصل میشود(انتهایی که به مبدأ استخوان نزدیک تر است. مبدأ استخوان محلی ست که استخوان شروع میشود)
سطح پالمار(palmar) : به معنای سطح قدامی دست یا سطح کف دستی است.
سطح پلانتار(plantar) : به معنای کف پا یا سطح کف پایی است.
پشت دستی(dorsal palmar) و پشت پایی (dorsal plantar) : به معنای پشت دست و پشت پا میباشد.
عمقی (deep) و سطحی (superficial) : جهت بررسی موقعیت هر عضو نسبت به سطح بدن (پوست) به کار میرود. به طور مثال عضله سرینی بزرگ سطحی تر از عضله سرینی کوچک است(یعنی به پوست بدن نزدیک تر است).
درونی (internal) و بیرونی (external) : جهت نشان دادن نزدیکی و دوری نسبت به حفرات بدن به کار میرود. به طور مثال سطح درونی (internal) روده ها توسط بافت پوششی مفروش میگردد یا سطح خارجی(external) استخوان ها توسط ضریع پوشیده میشود.
🔴https://eitaa.com/mezajshenasighaem
✔️
https://t.me/mezajshenasighaem
🔴
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
✔️
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/79
اسطخودوس فرانسوی؛
نام علمی : Lavandula angustifolia
خانواده ؛ Lamiaceae (نعنائیان)
اندام دارویی: گل ها و سر شاخه های گل دار
ترکیبات مهم؛ لینالول ، تانن،،،
طبیعت: در درجه اول گرم و در درجه دوم خشک
مضرات : برای گرم مزاج ها با مصلح استفاده شود
افعال و خواص؛ مقوی اعصاب ، مقوی حافظه ، مقوی قلب ، مقوی معده ، مفرح و آرام بخش ، مسکن اعصاب ، مسهل بلغم و سودا، ضد میکروب، ضد نفخ، درمان بی قراری و بی خوابی،
کمک به درمان مشکلات اعصاب و روان
عطر اسطخودوس آرام بخش و مخدر است.برای نزله و زکام مفید است .
مصلح ؛کتیرا
شربت سکنجبین
آب لیمو
https://t.me/+TSeM4LongksGLqpV
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/joinchat/2310537497C9ea9c453ef
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/80
⏬ادامه مبحث مزاج شناسی⏬
-حمد وسپاس خدایی را که جهان رابر پایه دو عنصرآفرید:گرمی وسردی،از گرمی ها،جهان عالی واز سردی ها،جهان سفلی را آفرید:(ولقد خلقنا من زوجین) ازگرمی ها،آسمان وآسمانی ها را آفرید،جن وملایک ؛واز سردی ها،زمینی ها راآفرید.ازبرایند اثر این دوعنصر،چهارعنصر خلق کرد که به ترتیب آنها را آتش،هوا،آب وزمین نامید وازبرایند اثر این چهارعنصر،بستری آفرید که نظام خلقت شد.
بستر زمین از براید اثر عناصر مختلف،ارایش داده شد.اولین خلقت خدا روی زمین گیاهان بودند که به تناسب عناصر تشکیل دهنده هرکدام ،تمایل به گرمی،سردی،خشکی وتری دارند.خلق بعدی خداوند ،حیوانات بودند که به تناسب موقعیت جغرافیایی ای که درآن خلق شده اند وسرشت اصلی شان،تبلوری از اتش ،هوا،اب یاخاک هستند،برخی هم تبلور دو ویا سه عنصر می باشند.
سپس خداوند تصمیم به خلق کامل گرفت.ملکه ای مامور کرد تاازهر گوشه اززمین مقداری خاک بردارد به هم درامیزد واین امیزش رابه مدت معلوم(40روز)درمعرض بارش باران وبه مدت معلوم درمقابل افتاب قرار دهد وادم را خلق کرد که عنصری مادی بود؛سپس عنصر اسمانی به وی افزود(فاذا نفخت فیه من روحی)به این ترتیب انسان به عنوان تبلور کل عناصر مادی،زمینی واسمانی وعنصر روح الهی ایجاد شد.
خلق اول به عنوان تبلور مجموعه کمالات خلقت؛پدید آمد وانسان ایجاد شد واز حیث مادی سرآمد کل خلایق شد وخداوند به خود تبریک گفت (فتبارک الله احسن الخالقین)خلقت های قبل یا زمینی بودند ویا اسمانی ولی انسان تبلوری از عناصر مادی ومعنوی می باشد.
سپس از پیکره ادم،خلق دیگری به نام زوج افرید تابا او انس گیرد که اولین غذای ان ها وآخرین غذای آن ها وغذای همیشگی وبهترین وجامع ترین آنها (انس)است که بهترین غذا درجهان واخرت است.ازاین پس خلقت از طریق نطفه صورت گرفت وبه همین ترتیب انسانها درسراسر جهان وموقعیت های جغرافیایی متفاوت،پخش شدند وازاین پس بحث طب وطبابت شروع شد.
🔴https://eitaa.com/mezajshenasighaem
✔️
https://t.me/mezajshenasighaem
🔴
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
✔️
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/82
برای اینکه شير مادر گرم بشود باید صبح و شب عسل يا خرما و یا عرق رازيانه بخورد. مزاج گرم،موها را سيخ ميكند و مزاج سرد لخت. هر چه مزاج گرم تر باشد اشتهاي بچه كم تر، تحركش بيش تر و خوابش كمتر است و هر چه مزاج سرد باشد اشتهاي بچه بيش تر، تحركش كمتر و خوابش بيش تر است. هر چه سن بالا مي رود رطوبت كم مي شود اما گرمي را هنوز دارد.همانطور كه بچه بزرگ مي شود از خوابش كاسته مي شود. هر چه گرما بيش تر شد تيز فهمي و هر چه سردي بيش تر شد حماقت و كند فهمي بيش تر مي شود و اگر بخواهيم بچه ها باهوش شوند بايد به آن ها گرمي بدهيم.
🔴https://eitaa.com/mezajshenasighaem
✔️
https://t.me/mezajshenasighaem
🔴
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
✔️
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/83
-مراحل اصلی زندگی انسان ومزاج آنها
زندگی انسان دارای 4مرحله اصلی 7ساله می باشد:
1-بدو تولد تا7سالگی 2- از7سالگی تا14سالگی 3-از14تا21سالگی 4- از21تا28سالگی
بعد ازاین چهار مرحله اصلی،مراحل دیگری هم وجود دارد.دراین مراحل زمان رشد جسم به پایان رسیده وتنها روح انسان رشد می کند ودر جهت تعالی به حرکت خود ادامه می دهد.
نطفه انسان مانند دانه گیاهان،قدرتمندترین بخش آن به حساب می آید وهمان طور که دانه گیاه،مزاج خاک را به مزاج خود تغییر می دهد،نطفه نیز مزاج مادر را به مزاج خود تغییر خواهد داد.مزاج نطفه مذکر،گرم ومزاج نطفه مؤنث سرد است.به همین دلیل است که نطفه مذکر درطول 5هفته(35روز)وسریعتر ونطفه مؤنث درطول 6هفته(42روز)شکل می گیرد یااینکه زن باردار باجنین مذکر به سردی ها وترشیجات تمایل دارد وزن باردار باجنین مؤنث به شیرینی ها علاقه نشان می دهد.
توضیح داده شد که خداوندانسان را موجودی دو بعدی آفریده است.به همین دلیل او برتر از موجودات دیگر است زيراحتی مخلوقات بالا هم يك بعدي اند.مثلاً جن از يك بعد كه آتش است آفريده شده است. موجودات زميني –که همه یک بعدی اند- بعضي يك مزاج ( مورچه- سودا ، كرم خاكي- بلغم، زنبور-صفرا، شير- دم) و بعضي ها با دو يا سه مزاج آفريده شده اند. اما انسان داراي چهار مزاج مادي به اضافه يك مزاج معنوي است و به خاطر اين دو بعد انسان هم از نظر مادي و از نظرمعنوي و مخلوقات ديگر برتر است.
زن ومرد دو شخصيت هستند که در كنار هم معتدل خواهند بود.و به عبارتي زوج كامل كنندهي همديگر هستند و در كنار هم معتدل مي شوند و از اين مزاج، جنس مؤنث سرد ومزاج جنس مذكر گرم شد؛این مزاج جنس است که مردان گرم و خشک تر از زنانند و زنان سرد و تر تر نكته ي لازم به ذكر این كه؛ وقتي ميگوييم جنس مذكر گرم است معنايش اين نيست كه همهي مردان مطلقاً گرم اند؛بلکه مردان سرد هم داريم.در مورد زنان نيز اين قاعده صدق ميكند.
چگونگي شكل گيري نطفه در رحم،مشابه چگونگي شكل گيري بذر در زمين كشت زار است.( نساؤكم حرث لكم: زنان شما كشتزار شما هستند) بذر طبع زمين را به طبع خودش بر ميگرداند.اگر بذر گرم باشد در هركشتزاري محصول گرم مي دهد( بسته به موقعيت جغرافيايي مختلف درجات مزاجي مختلفي نيز ميدهد) واگر سرد باشد محصولش نيز سرد خواهد شد.نطفهي گرم فرزند مذكر به بار ميآوردو نطفهي سرد فرزند مونث. مزاج رحم به مزاج طفلي كه در آن است بر ميگردد. مثلاً مادر طفل تا قبل از حاملگي ترشي دوست داشت اما حين حاملگي شيريني دوست دارد. براي تشخيص مزاج طفل و مادر چنين اسننتاج ميكنيم كه مادري كه ترشي دوست داشته است، حتماً مزاجش مادر گرم بوده و حالا كه شيريني دوست دارد پس حملش سرد، يعني دختر است. علايم باليني اين مادر چشم، لب ها و بيني پف کرده و نبض كند است.
چگونگي شكل گيري حمل مذكر يا مونث،هم تابع مزاج كلان آن جسم است و هم تابع مزاج رحم.ممكن است تن مادر كلاً گرم باشد ليكن رحم سرد باشد و بالعكس. اگر مزاج رحم یا اندام جنسی مختل باشد،می توان مزاج اندام را از طريق درمان هاي موضعي بر گرداند. همچنين باروري، دوقلوزايي و ناباروري نيز تابع مزاج اندام است. بعضي مواقع ممكن است رحم آنقدر گرم باشد كه نطفه را بسوزاند كه در اين حالت، ناباروري نوع گرم وجود دارد، در صورتی که اگر رحم خيلي سرد باشد نطفه درون آن منجمد مي شود و ناباروري سرد رخ ميدهد. مناسب ترين حالت براي رحم،مزاج معتدل است كه در اين صورت اگر نطفه مقدار گرمياش زياد بود مذكر و اگر مقدار سردي اش زياد بود مؤنث خواهد شد.
پس از تولد نوزاد هم می توان مزاج را مشخص کرد. مثلاً بچهي متولد شده ی سفيد پوست با چهرهي روشن و پوستي نازك و لطيف، با موهاي نازك كركي روشن،صورت پف آلود كه به زور چشمهايش را باز وبسته ميكند؛ سرد مزاج است. اگر نوزاد،دارای موي مشكي درشت، بلند( حتي ابرو دارد)و کم وزن باشد،گرم مزاج است. طفل سرد اكثر مواقع خواب است ولی طفل گرم هر نيم ساعت ميخوابدو دوباره بيدار ميشود(هر چه گرمي بيشتر باشد خواب كمتر است و هر چه رطوبت بيش تر، بيش تر می خوابد).
در نوزاد دو حالت مشاهده مي كنيم:گرمي و رطوبت؛گرمي عامل حركت وانرژي و رطوبت عامل رشد و هر دوي اين ها براي کودک مورد نياز است.
وقتي حاصل تولد پسر باشد ،اين بچه،پرتحرك ميشود، زود تفاوت رنگ ها را ميفهمد، با صدا از خودش واكنش نشان ميدهد و غذاهاي مختلفي را كه به او داده مي شود ميخورد و ميخوابد. اگر مزاجش سرد باشد،به محض اينكه شير به او داده مي شود آروغ ميزند و استفراغ ميكند. اين استفراغ تابع سردي معدهي بچه است و بايد شيرش را گرم كنيم،یعنی مادر بچه بايد خوراكي هاي گرم بخورد تا از اين طريق شيرش گرم شود. ما هر غذايي كه ميخواهيم به طفل بدهيم به مادر ميدهيم. شير مادر اگرسرد باشد وقتي روي ناخن دوشيده شود سر مي خورد،ولي اگر گرم باشد روي ناخن مي بندد. براي اينك
اولين مخلوقات روي زمين گياهان اند؛سپس حيوانات و بعد از اين انسانها. ما براي اين كه طبيعت را خوب بشناسيم اول بايد به خلقت گياهان و سپس حيوانات پي ببريم و بعد سراغ انسان برویم.
مرحلهي اول خلقت(گياهان)
شكل گيري گياهان يك بستر زميني دارد، بذر در آن پاشيده مي شود، يك آب و هوا و بالاخره پرتو نور خورشيدهم وجود دارد.در مورد خورشيد يا تبلور انرژي تعريف دقيق تري بايد ارائه شود. ما فكر مي كنيم چون روي زمين زندگي مي كنيم، از زمين و آنچه از زمين بازتاب مي شود بهره ميگيريم؛ولی اينطور نيست. ما اتفاقاً خيلي كم از زمين بهره ميگيريم و از آسمان و آسماني ها بهرهي بيشتري داریم و دليلش هم اين است كه تكيه گاه ما –كه كف پا هست- فقط روي زمين است؛آن هم گاهي اوقات!(چون تماس مستقیم پوست کف پا با زمین در زندگی روزمره ما خیلی کم شده است.)
هر كدام از اقمار و ستارگان ، پرتو ويژه و نور خاصي كه بر آمده از فلز خاصي است- منتشر ميكنند و به ما مي تابانند. اين تابش اثر ويژهي فيزيكي روي بدن انسان ميگذارد و اين اثر فيزيكي حالت خاصي را در بدن پديد مي آورد و رفتار خاصي از ما بروز مي دهد.
برآيند اثر مثبت يك يا مجموعهي ستارگان، ماه و خورشید بر بدن انسان را در زمان و ساعتي خاص، ساعت سعد ميگويند (يعني مسعود يا مبارك).
برآيند اثر منفي يك يا مجموعهي ستارگان، ماه و خورشيد بر بدن انسان را در زمان و ساعتي خاص، ساعت نحس (یعنی منحوس و شوم نا میمون )مي گويند.
انسان از اين ساعات نحس و سعد استفاده نمي كند ولي حيوانات از اين قانون تبعيت ميكنند. مثلاً گوزن در مهر ماه ( 17 مهرماه) جفت گيري ميكند كه دقيقاً 6 ماه بعد- در فروردين ماه- بچهي او به دنيا بيايد و بتواند از بوتههاي تازه جوانه زده و نرم تغذيه كند.اگر اين گوزن ديرتر جفت گيري كند نوزداش زماني به دنيا ميآيد كه ديگر بوته ها كلفت شده و نميتواند تغذيه كند و اگر زودتر جفتگيري بكند نوزداش از سرما مي ميرد. شكل گيري نطفه اگر تابع ساعات سعد باشد نتيجهي مطلوب و اگر تابع پرتوهاي نحس باشد نتيجهي نامطلوبي به دست خواهد آمد. ما وقتي چيزي مي كاريم، اين كاشتن ما به علاوه حالات ما در حالت كاشتن ( ذكر گفتن در حال كاشتن- ناسزا گفتن در حين كاشتن و يا خنديدن) در كيفيت محصول اثر مثبت يا منفي خواهد گذاشت.
قاعدهي اوليه: بذر وقتي كاشته شد، طبع زمين را به طبع خودش بر ميگرداند. مثلاً اگر 100 نوع بذر متفاوت در يك قطعه زمين بكاريم 100 محصول خواهيم داشت در حاليكه آب و خاك و كود اين 100 نوع بذر يكي است!
قاعده ي ثانويه: اگر بذري را در موقعيت جغرافيايي گرم كاشتيم يك محصول گرم ميدهد و اگر يك بذر را در يك موقعيت جغرافيايي سرد بكاريم، محصول سرد خواهد داد. بنابراين محصولات اگر چه بذرشان هم واحد باشد به تناسب تفاوت موقعيت جغرافيايي گوناگون؛ مزه، رنگ و ويژگي غذايي متفاوتي از خودشان نشان می دهند .اگر همين بذر را در همدان بكاريم ميزان سوزانندگي اش كمتر است و اگر در رشت كاشته بشود،شيرين خواهد شد( ورامين: گرم و خشك، همدان: سرد و خشك، رشت: سرد و تر).و يا مثلاً كاهو در شمال رنگ روشن دارد، ولي در قم همين كاهو تيره رنگ است.
قانون مزه ها: مجموعهي تلخي ها و شوري ها و شيريني ها و تندمزه ها گرمي اند. مجموعهي گس مزه ها ( خيار، آب، كيوي) و ترش مزه ها سردند. این يك قانون كلي است و هر گرمي یا سردي خودش زير مجموعه (مراتب)دارد. مثلاً عسل به طور كلي گرم تعريف مي شود، اما عسل بهاره تا عسل زمستانه، عسل شبدر تا عسل سرخ، عسلي كه زنبورش شكر خورده با شكر نخورده با تغذیه کرده از گل هاي پراكنده كوهستان گرمي شان متفاوت است و درجاتي دارد كه اين درجات تا چهار درجه بندي ميشوند. مثلاً خود نمك هم درجات گرمي دارد.بنابراين مراتب سردي و گرمي زير مجموعهي اين قانون قرار مي گيرند. بنابراين هر گياهي يك مزاج اصلي و يك مزاج منطقه اي دارد؛مثلاً كاهوي ورامين گرم تر از كاهوي شمال است.
🔴https://eitaa.com/mezajshenasighaem
✔️
https://t.me/mezajshenasighaem
🔴
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
✔️
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/85
سوال:
«درکتابهای سنتی می بینیم که مزاج صحی به عنوان یک مرجع برای طبابت مطرح می شود اما من جایی ندیده ام که مفهوم مزاج صحی را توضیح داده باشند. آیا این همان مزاجی است که با آن احساس صحت و سلامتی می کنیم و مشکلی نداریم؟ گاه سوء مزاج نتیجه انحراف از مزاج صحی است نه مزاج جبلی که در این حالت طبیب سعی می کند بیمار را به مزاج صحی اش برگرداند نه مزاج جبلی یعنی روش درمان در مواردی که مزاج جبلی متفاوت از مزاج صحی است نسبت به مواردی که مزاج صحی بیمار همان مزاج جبلی اش بوده فرق دارد.با ذکر مثال این دو مورد را توضیح میدهید؟
پاسخ:
ابتدا به این جمله از کتاب هداية المتعلمين في الطب (ص 153) دقت کنید:
«آنجا كه بيمارى گرم بود و مزاج صحّى گرم بود تبريد قوى نبايد كردن چه بيمار از مزاج خويش دور بيرون نيامده است و هم چنين آنان را كه مزاج صحّى سرد بود و بيمارى سرد آيد تسخين قوى نبايد كردن چه از مزاج خويش دور بيرون نيامدست»[1]
بنابراین مزاج صحی همان طور که اشاره کردم، مزاج هر فرد در دوران سلامت اوست. با توضیح اخوینی اگر مزاج فردی در دوران سلامت گرم و خشک بوده و اکنون دچار نشانه های گرمی مثل جوش و کورک در پوست خود شود به این فرد نباید خنکی زیاد داد چون از ابتدا هم گرم مزاج بوده ولی اگر فردی در دوران سلامت خود سرد مزاج بوده و الان دچار امراض گرم شده انحراف او از وضعیت قبلی خود زیاد بوده و باید تدابیر و داروهای قوی تر برای او به کار برد.
اما نکته ای که احتمالا باعث سردرگمی شما شود این است که بین مزاج صحی و مزاج جبلی (مادرزادی) تزاحمی در درمان دیده شود. ریشه این تصور هم احتمالا سخن نادرست برخی مدرسین طب سنتی است که گفته اند در درمان باید فرد را به مزاج جبلی او برگردانیم. من نمی دانم این ادعا از کجا پیدا شده؟ در کتب هیچ یک از مشاهیر طب سنتی نیز این حرف را به این شکل ندیده ام. برداشت بنده این است که:
مزاج مادرزادی یک فرد ممکن است خیلی بد باشد. چنین فردی طبیعتا از همان کودکی مشکلات عدیده ای دارد و حتی ممکن است با بیماری های ژنتیکی متولد شود. در اینجا گفتن این حرف که ما باید او را در مزاج جبلی خود حفظ کنیم کاملا اشتباه خواهد بود بلکه برعکس از همان ابتدای تولد باید سعی کنیم مزاج بدی را که به ارث برده است اصلاح کنیم.
حال فرض کنید کودکی با مزاج مادرزادی سرد و مرطوب متولد شود لیکن بیمار نباشد. اگر این کودک با تدابیر طب سنتی رشد کرد و به سن 15 سالگی رسید و آن زمان مزاجش گرم و مرطوب بود، می گوییم اتفاق خوبی افتاده و توانسته ایم در این 15سال گرمی را بر مزاجش حاکم کنیم. اذعان می کنید که در اینجا این ادعا که باید او را به مزاج جبلی اش برگردانیم کاملا اشتباه و به معنی برگرداندن او به شرایط نامساعد قبلی است. حال اگر همین فرد در 15 سالگی هم مزاجش همچنان سرد و تر ولی سالم باشد، می گوییم مزاج صحی او هم سرد و تر است. اینجا فرد اگرچه سالم است ولی شرایط با ثباتی ندارد و هر لحظه امکان دارد با افزایش سن دچار غلبه بیشتر سردی و رطوبت و امراض مربوط به آن شود.
در اینجا ما نباید بگوییم فرد سالم است و او را رها کنیم بلکه باید تدابیری که باعث افزایش گرمی و کاهش تری می شود را در دستور کار قرار دهیم. منتهی بحث اینجاست که اگر این فرد دچار امراض سرد شد با توجه به سابقه ای که از او داریم، گرمی بیش از حد به او نمی دهیم چون می دانیم مزاج جبلی و مزاج صحی او هم سرد بوده است.
بنابراین ملاحظه می فرمایید که اولا مفاهیم مزاج جبلی و مزاج صحی و مزاج سن الزاما با هم تقابلی ندارند ثانیا طبیب از این مفاهیم بیشتر برای تشخیص پیش آگهی بیماری استفاده می کند به این معنا که بیمار چقدر شرایطش خوب یا بد است؟ و تا چه حد لازم است درمانهایی که برایش انتخاب می کند قوی باشد؟
🔴https://eitaa.com/mezajshenasighaem
✔️
https://t.me/mezajshenasighaem
🔴
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
✔️
https://t.me/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM
https://eitaa.com/AMOZESHVAKARAFRINIGHAEM/86