eitaa logo
طب کوثر (مخصوص بانوان)
2.1هزار دنبال‌کننده
427 عکس
184 ویدیو
9 فایل
🌸 این کانال، ویژه و به نام نامی مادر سادات است؛ لطفا آقایان وارد نشوند. 👑 سلام بانو! خوش اومدی 🔑 بیمه مادام‌العمر سلامت تو اینجاست 🌱رازهای نهفته‌ی بانوان فاش شد! سلامتی، قبل نطفه تا سن کهنسالی با شیوه شیرین تر از عسل🍯 هر نوع کپی ممنوع ❌❌❌
مشاهده در ایتا
دانلود
طب کوثر (مخصوص بانوان)
. ⚜بریم برا ادامه ماجرای کوفیان ؟
کوفیان وقتی حرارت بالا بود هیجان موج می‌زد احساسات شعله می‌کشید 🔥 نامه نوشتند قول دادند گفتند: «حسین جان بیا… باغ‌هامان آماده است دل‌هامان با توست» 🍎🌴 اما روزِ عمل… آن گرما فروکش کرد بدن‌ها سرد شد دل‌ها کرخت و مسئولیت از یاد رفت ❄️ نه ناآگاه بودند نه دشمن فقط متعادل نبودند شهری بی‌کوه بی‌پناه که هر موجی بی‌مانع مستقیم به دل‌ها می‌خورد هیجان می‌ساخت اما ماندگاری نه ⛰️❌ و اینجاست که تاریخ فریاد می‌زند: اگر حالِ دل تنظیم نباشد آدم اول جوگیر می‌شود بعد جا می‌زند… و این است معنای واقعیِ «ما اهل کوفه نیستیم» یعنی نه تصمیمِ هیجانی نه رها کردن از سرِ سردی بلکه ایستادن با اعتدال اعتدالی که هم دنیا را می‌سازد هم آخرت را 🤍 . ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست .https://eitaa.com/tebkowsar
طب کوثر (مخصوص بانوان)
کوفیان وقتی حرارت بالا بود هیجان موج می‌زد احساسات شعله می‌کشید 🔥 نامه نوشتند قول دادند گفتند: «حسی
♨️⛔️🚫📛⚠️سهم تو از طرفداری از امام زمانت چقدر است؟ ( جریانات اغتشاش در ایران) راستش می‌خوام خیلی خودمونی بگم. نه از بالا، نه قضاوت‌گرانه. کوفیان آدم‌های بدی نبودند. اولش داغ بودند، پرشور، هیجانی 🔥 نامه نوشتند، قول دادند، گفتند «ما هستیم». اما وقتی فضا عوض شد ترس آمد فشار آمد همان گرمای درون شد سردی و بی‌حسی ❄️ و خیلی‌ها کنار کشیدند. مشکل دشمنی نبود بی‌تعادلی بود. حالا بیاییم امروز را ببینیم. ایرانِ امروز. جریاناتی که اسمش را می‌گذارند «اعتراض»، اما آرامش مردم را به هم می‌ریزد، امنیت را خط‌دار می‌کند، و جامعه را دو قطبی می‌سازد. اینجا یک سؤال جدی پیش می‌آید: سهم من از طرفداری از امام زمانم چقدر است؟ آدم ممکن است نیتش بد نباشد، اما وقتی هیجان جای عقل را بگیرد، وقتی حالِ دل تنظیم نباشد، آدم ناخواسته در جایی می‌ایستد که تاریخ کنار حق نایستاد. حمایت از امام معصوم فقط شعار نیست. گاهی یعنی در زمانه‌ی غبار آرامش را به هم نزنیم، حق را با هیجان قاطی نکنیم، و نگذاریم فشارِ فضا ما را روبه‌روی حقیقت قرار بدهد. این یک قضاوت نیست. یک تلنگرِ دوستانه است 🤍 که هرکدام از ما از خودمان بپرسیم: اگر امروز امام زمانم حاضر بود، من دقیقاً کجا ایستاده بودم؟☑️ . ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست .https://eitaa.com/tebkowsar
. 🍃من برم که امروز کلی کار دارم و همچنین تدریس برا طبیب های آینده 👌 ادامه کلاس مزاج شناسی (تشخیص بیماری‌ها و تدابیر بیماری‌ها) دعا می کنم در آینده نزدیک همه ی شما این علم جذاب رو تجربه کنین که واقعا یکبار این کلاس ها از نزدیک تجربه کنین، یک جورایی چنان جذب میشین که غیر قابل تصوره 👌 پیشنهاد می کنم تو هر شهر و دیاری که هستین پیگیر کلاسهای مزاج شناسی باشین جهت آموزش 😊 که یک عمر بیمه میشین و سال‌های سال نیاز به پزشک و... نخواهین داشت 👍 من برم برمی گردم 🌱 .
. 📌مطالب امروز خاص هست مهارت‌های همسرداری از دیدگاه طبی سعی کنین چشم از کانال بر ندارین 😊👍 .
طب کوثر (مخصوص بانوان)
بسم‌الله الرحمن الرحیم قسمت اول خونه‌ی سبز، آسمونِ آبی، سرشار از امید اون روز صبح، خورشید خانوم جوری می‌تابید انگار عاشق شده بود ☀️🤍 همه‌ی نورش رو بی‌هیچ منت ریخته بود روی «هستی». آسمون صافِ صاف بود، آبیِ آبی، مثل دریای جنوب 🌊 باد می‌رقصید 🍃 می‌اومد صورت درختا رو نوازش می‌کرد، حالِ هوا طوری بود که آدم دلش می‌خواست زندگی رو محکم بغل کنه. ما یه گوشه‌ی ایران زندگی می‌کنیم؛ نه شلوغ، نه خاص، اما پر از امید. عروسی‌مون ساده و آروم تموم شد. نه تجمل، نه هیاهو. با کمک خودم و بابامون، همه‌چی جمع‌وجور و آبرومند پیش رفت 🤍 بعدش هم با زحمت بابای حسین، یه خونه‌ی نقلی جور شد؛ کوچیک، امن، و مهم‌تر از همه بی‌اجاره 🏡 ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست .https://eitaa.com/tebkowsar
طب کوثر (مخصوص بانوان)
تو خونه‌ی پدرم یه کم تی‌تیش مامانی بزرگ شده بودم 😄 اما حالا داشتم کم‌کم زندگی واقعی رو تجربه می‌کردم؛ خانه‌داری، مسئولیت، برنامه‌ریزی. خونه‌مون پر بود از سبزِ کله‌قازی 🌿 رنگی که دلم باهاش آروم می‌گرفت. کوسن‌ها، پرده‌ی آشپزخونه، حتی گلدون کنار پنجره… 🪴 آشپزخونه دنیای من بود؛ قاشق‌ها برق می‌زد ✨ جاادویه‌ها مرتب و ردیف 🧂 همه‌چی سر جای خودش. مزاجم گرمه، احساسی‌ام، زود ذوق می‌کنم ❤️‍🔥 لباسم رو با آرایشم ست می‌کنم، حتی برای خونه. ناهار فقط غذا نیست؛ یه جور دوست داشتنه 🍽️ تقریباً هر ماه یه گوشه‌ی خونه رو عوض می‌کنم؛ یه رومیزی، یه جابه‌جایی کوچیک، برای اینکه حالِ خونه تازه بمونه. حسین اما… سردمزاجه، یه کم بی‌خیاله 😌 کارمند یه شرکته، کم‌حرف، کم‌توقع. همیشه می‌گه: «همین که خونه آرومه، کافیه.» اون روز هم ناهار رو با ذوق آماده کرده بودم 🍛 سفره پهن بود، غذا هنوز بخار داشت. صدای کلید اومد 🔑 در باز شد… حسین وارد شد با اخم‌هایی که تا وسط پیشونیش نشسته بود 😶‍🌫️ سلام کردم… اما جواب نداد. همون لحظه حس کردم هوای خونه یهو سنگین شد 🌫️ من چیزی نگفتم، پاپیچ نشدم. فقط آروم گفتم: «ناهار حاضره.» نشست… اما هنوز قاشق دستش نرفته بود که یهو… 💥 ادامه دارد… . ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست .https://eitaa.com/tebkowsar
🌼🟡🟢🟡🟢🟡🟢🌼 فعلاً من برم… دارم مقدمات رفتن به کلاس رو آماده می‌کنم 🎒✏️ امروز آخرین جلسه‌ی کلاسه. یه حسِ خاص داره؛ هم خستگی، هم یه ذوقِ ریز تهِ دل 😊 الهی که جلسه‌ی آخر پرثمر و موندگار باشه 🤍 .
. 🍃«جوانه زدن یعنی باور کنی حتی تاریک‌ترین خاک هم راهی به نور دارد.» .