سکوتی که حرف زد – ۳ 🌟
سوسن پشت پنجره نشسته بود وجودش فکر بود، به دلش افتاد یک صفحه قرآن بخونه انگار نیاز به آرامش و تمرکز زیادی داشت 🌱
در طول این مدت هم!
دفترچهای پر از یادداشتهای طب سنتی جلویش بود
چهار ماه گذشته بود
چهار ماه پر از مطالعه، تحقیق و مشاوره
هر روز برنامه «انارستان» شبکه افق را دنبال میکرد
هر جلسه با استادش، سوالی تازه
هر بحث، چالشی کوچک اما سرنوشتساز برای انتخاب همسر آیندهاش
استاد گفته بود:
«رضا رطوبت کافی دارد، فقط نیاز به گرما دارد… و تو، سوسن، نیاز به گرمی لطیف داری.»
سوسن در دفترچهاش نوشت:
ورزشهای سبک و پیادهروی 🚶♀️
خوردن سکنجبین و روغن زیتون ارگانیک 🥄
ترک سردیها ❄️
مراقبت از یبوست 🍯
هر نکته، یک آزمون بود
هر روز، یک قدم کوچک به تعادل
رضا در کنارش بود
همان آرامش همیشگی
نه عجله، نه فشار
فقط نگاه ثابت و حمایت بیصدا 👀
روزها گذشت
چهار ماه پر از بحث، تجربه و تمرینهای روزمره
و نتیجه روشن شد:
دل سوسن آرامتر 💖
بدنش سبکتر 🌿
ذهنش شفافتر 🧠
رضا هم قویتر، گرمتر و آمادهتر 💫
یک عصر پاییزی، بعد از پیادهروی کوتاه،
نور خورشید روی صورت سوسن افتاد 🌅
نفس عمیق کشید
رفت پیش مادرش 👩👧
یک نفس عمیق ولی تمام وجودش خیس عرق شد وسرشو پایین انداخت رو به مامان کرد
و گفت: «حس میکنم کنار این آدم میتونم خودم باشم.» 💛
همین
نه تعریف
نه دلیل☺️
پس جواب من مثبت هست 💍👑
ادامه دارد...
#سکوتی_که_حرف_زد
#آرامش_و_مزاج
#عشق_و_طبیعت
.
ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست
https://eitaa.com/tebkowsar
طب کوثر (مخصوص بانوان)
.
👈اینم یک انرژی مثبت ببینیم
یک حس خوب و کلی نیرو گرفتم 😊👍
.
سکوتی که حرف زد – ۴ 🌟
بازار رشت شلوغ بود 🧺
بوی بارون، صدای آدمها، رنگ طلاها پشت ویترینها ✨
سوسن کنار مادرش راه میرفت
نه عجله داشت
نه دلشوره 🌿
👑 حلقهها ساده انتخاب شدند
نه بزرگ
نه پرزرقوبرق
فقط اندازهی دست و دل 💍
🕯️ آینه و شمعدون
از همون مغازهی قدیمی
که مادر گفت: «سالهاست برای عروس و دومادا میفروشه…»
در خانه، بساط بلهبرون پهن بود ☕🍰
چای تازه
شیرینی کمقند
همهچیز سبک
همهچیز متعادل 🌱
رضا آرام نشسته بود 🧘
همان نشستن همیشگی
نگاه ثابت
دستها روی زانو
بیهیچ شتابی 👀
دل سوسن گرم بود
نه هیجان
نه ترس
فقط اطمینان 💛
وقتی حلقه در دستش نشست
بدنش آرام بود
نفسش منظم
دلش ساکت 🌿
و فهمید
بعضی شروعها
نه با هیاهو
که با تعادل موندگار میشن ✨
⏸️ ادامه دارد…
💍🕊️🌿✨
☕🍬🕯️🏡
👀💛🌸🤍
🌧️🧺💫🌱
#سکوتی_که_حرف_زد
#بله_برون
#شروع_آرام
#عشق_بیهیاهو
#تعادل_زندگی
ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست
https://eitaa.com/tebkowsar
🔅🔅🔅🔆🔆🔆🔆
خنده حلال 😁
یکی از دخترای فامیلمون تازه عقد کرده اومدن خونمون ، یه جوری کنار شوهرش نشسته و به من نگاه میکنه و لبخند میزنه انگار نهنگ شکار کرده:/🤓
♨️البته حق داره الان شوهر پیدا کردن اونم نوع مرغوبش سخت شده 📌
قبول دارین ⚠️❓
.
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸شور و شوق دیدنی بازارهای مشهد در سال ۱۳۵۰
↩️من خودم عاشق تاریخم ☑️
.📌تصویر رو از نگاه طبی خوب دقت کنین، آقایون خیلی کچل هستن و الان به وفور کچل داریم که سبک زندگی ها داغون شده 😞
.
طب کوثر (مخصوص بانوان)
سکوتی که حرف زد – ۴ 🌟 بازار رشت شلوغ بود 🧺 بوی بارون، صدای آدمها، رنگ طلاها پشت ویترینها ✨ سوسن ک
.
سکوتی که حرف زد – ۵ 🌟
شب عقد رسید 🌙
خانه روشن بود
اما دلها روشنتر ✨
سوسن قبل از نشستن
یک لحظه ایستاد
نفسش را تنظیم کرد
نه از روی ترس
از روی آگاهی 🌿
میدانست
بدن اگر آرام باشد
دل هم تصمیم درست میگیرد 💛
وقتی کنار رضا نشست
صدای او را شنید
آرام
نه بلند
نه لرزان 🗣️
همانجا فهمید
آدمی که صداش آرام است
دلش هم پناه میشود 👁️
رضا دستش را جلو نیاورد
فاصله را نگه داشت
امن
محترمانه
و این
برای دل سوسن
از هزار حرف عاشقانه قویتر بود 🧘
مادرها نگاه کردند
نه به طلا
نه به سفره
به حالِ دخترشان 👩👧
سوسن لبخند زد
گونههایش گل انداخت
نه از هیجان
از تعادل 🌸
و درست همانجا
در سکوتی کوتاه
بدن و دل
هر دو گفتند:
«درسته…» ✨
⏸️ ادامه دارد…
ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست
https://eitaa.com/tebkowsar
.
✨✨✨✨✨✨✨
در امر مقدس ازدواج 💞
گزینه ی مهم تعادل مزاج (مزاج شناسی اولین اولویت، از دیدگاه حکمای ایرانی می باشد 💓💍
#آرامش_و_مزاج
#عشق_و_طبیعت