eitaa logo
طب کوثر (مخصوص بانوان)
2.1هزار دنبال‌کننده
425 عکس
184 ویدیو
9 فایل
🌸 این کانال، ویژه و به نام نامی مادر سادات است؛ لطفا آقایان وارد نشوند. 👑 سلام بانو! خوش اومدی 🔑 بیمه مادام‌العمر سلامت تو اینجاست 🌱رازهای نهفته‌ی بانوان فاش شد! سلامتی، قبل نطفه تا سن کهنسالی با شیوه شیرین تر از عسل🍯 هر نوع کپی ممنوع ❌❌❌
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام به روی ماهتون بانوانِ جان 🌸💖 به خونه‌ی گرم و صمیمی کوثر خوش اومدین ✨ اینجا قرارِ کنار هم یاد بگیریم، حالِ دلمونو خوب کنیم و بدرخشیم 🌿🌷 حضور شما دلگرمی این جمعه 💞 قدم‌هاتون روی چشم، الهی پر از خیر و آرامش باشه 🌹🤲🏻 .
یک عرض تبریک جانانه به آقا جانمون داشته باشیم 👇
سلام آقاجووونم 💚🌸 تولدت مبارک امام مهربونی‌ها 🎂✨ الهی همیشه سایه‌ات بالای سرمون باشه 🤲🏻💫 قربونت برم که دلِ دنیایی به نامته 🕊️💖 دورت بگردم یا صاحب‌الزمان (عج) 🌹👑 .
امروز عیده 🌙✨ عیدِ دل‌هایی که به عشق محمد و آل‌محمد می‌تپه 💚🌸 هرچقدر ارادت داری، هرچقدر دلت می‌لرزه از محبت اهل‌بیت… صلوات رو با جون و دل بفرست 🤲🏻💫 اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌹🕊️ .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨✨✨✨✨✨✨✨✨ «دل‌های داغ» یکی بود یکی نبود… غیر از خدا هیچ‌کس نبود. تو یه روستای خوش آب‌وهوای آذربایجان، جایی که صبح‌ها مه روی زمین می‌خوابید و عصرها باد خنک لای درختا می‌پیچید، علی و زینب زندگی می‌کردن. دو تا دلِ شبیه هم. هر دو گرم و تر. یعنی چی؟ یعنی با هم می‌خندیدن، با هم ناراحت می‌شدن، با هم ذوق می‌کردن، با هم اشک می‌ریختن. انگار دلشون با یه نخ نامرئی به هم وصل بود ❤️ 🔥 علی… مردی که کم نمی‌ذاشت علی وقتی می‌رفت سر زمین، انگار موتور روشن می‌شد. کار می‌کرد، کار می‌کرد، بازم کار می‌کرد. عرق از سر و روش می‌ریخت جوری که انگار زیر دوش ایستاده 🚿 صورتش همیشه گل انداخته، سرخ و زنده. اهل پس‌انداز؟ اصلاً! می‌گفت: «روزی دست خداست… آدم برای چی جمع کنه؟» اگر کسی نیاز داشت، اگر مهمون می‌اومد، اگر کسی قرض می‌خواست، اولین نفر علی بود. دلش دریا 🌊 جیبش سوراخ 😄 🌸 زینب… همدلِ واقعی زینبم دقیقاً شبیه خودش. اهل بخشیدن، اهل مهمون‌داری، اهل دل‌گرمی دادن. اگر علی چیزی می‌بخشید، نمی‌گفت چرا. می‌گفت: «خدا بیشتر می‌ده.» زندگی‌شون گرم بود، شلوغ بود، پر از آدم بود. اما… پول می‌اومد پول می‌رفت هیچ‌وقت معلوم نبود آخر ماه چی مونده. 🕌 یک اتفاق ساده… یک تغییر بزرگ یه شب روحانی مسجد بعد از نماز گفت: «فردا هر کی سوال شرعی یا مالی داره بیاد صحبت کنیم.» زینب گفت: «علی، بریم؟» علی گفت: «ما که چیزی نداریم!» ولی رفت 🌿 حرفی که به دل علی نشست روحانی مرد آرومی بود. نه نصیحت خشک نه حرف پیچیده. گفت: «برکت پول فقط به زیاد بودنش نیست… به پاک بودنشه. وقتی آدم حساب سالش رو مشخص کنه و خمس بده، پولش نفس می‌کشه.» علی ساکت شد. برای اولین بار داشت به پول مثل امانت نگاه می‌کرد، نه فقط خرج کردنی. گفت: «یعنی با اینکه کم داریم، باز هم اثر داره؟» روحانی لبخند زد: «کم وقتی برکت داشته باشه، از زیاد بی‌برکت جلوتره.» 💡 کشف تازه علی علی از مسجد که اومد بیرون، یه فکر تازه تو سرش بود. گفت: «من همیشه دوست داشتم کمک کنم… ولی شاید راه درستشم مهمه.» کم‌کم حساب سال گذاشتن. خمس کنار گذاشتن. علی هنوزم لارج بود 😄 هنوزم اهل حساب‌کتاب دقیق نبود. اما یک فرق بزرگ کرده بود: خرجش جهت پیدا کرده بود. حالا وقتی می‌بخشید، دلش آروم‌تر بود. انگار کارش فقط احساسی نبود… درست هم بود. 🌧️ برکت‌های آروم عجیب بود… پول بیشتر نشده بود، اما کم هم نمی‌اومد. خرج می‌کردن باز جور می‌شد کار می‌کردن گشایش می‌اومد زینب یک شب گفت: «حس می‌کنم زندگیمون سبک‌تر شده.» علی خندید: «شاید پول‌هامون نفس می‌کشن.» ❤️ دل‌های داغ… اما با جهت علی و زینب عوض نشدن. هنوزم گرم هنوزم احساسی هنوزم مهمون‌دوست اما حالا دل‌بازی‌شون فقط جوش احساس نبود، راه پیدا کرده بود. و مردم ده می‌گفتن: «خونه علی؟ هم گرمه هم بابرکته.» 🔥 🌾 💰✨ 🕌🤍 🌊 🎯 🌱 🏡💞 🤲🏻 ✨ ارسال مطالب بدون لینک مجاز نیست 🌸 | عضو شوید👇 .https://eitaa.com/tebkowsar
این داستانک شبیه کدوم یک از زندگی های شماست؟ اینجا بگو 👇😇 👈مزاج ایندو تا کبوتر عاشق چی هست؟ .https://daigo.ir/secret/31931074404
آرامش بخش ترین قسمت ازدواج🤌🏻🤣 📌مگه نه!!!!؟ .
طب کوثر (مخصوص بانوان)
✨جاتون خالی منزل، مادر خانم صفری مولودی دعوتیم ✨ مجلس خوبی بود با کلی انرژی مثبت 👌🌱
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جشن تولد دوقلوها همیشه مشکل ساز میشه 🤣🤣🤣 😆