Untitled Session 1_mixdown.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
.
🔰 سخنان استاد مددی (همراه با ویرایش و ویراستاری):
🔸یکی از چهرههایی که با مرحوم نجاشی مرتبط بوده، ابنعیاش است. نجاشی در کتاب رجال خود درباره او میگوید: «رأیت هذا الشیخ، و کان صدیقاً لی و لوالدی، و سمعت منه شیئاً کثیراً، و رأیت شیوخنا یضعفونه، فلم أرو عنه شیئاً و تجنبته.» با وجود اینکه ابنعیاش در میان اهلسنت شناختهشده بود و از جایگاه والایی برخوردار بود، نجاشی اظهار میدارد که به دلیل اعراض اصحاب از آثار ابنعیاش، از او نقل روایت نکرده است.
🔹 با این حال، مشاهده میشود که نجاشی در فهرست خود آثاری را از ابنعیاش نقل کرده است. اما نجاشی، بهعنوان عالمی دقیق، هیچگاه از ابنعیاش با تعبیر «حدثنا» که نشاندهنده اعتماد اوست، نقل نمیکند، بلکه با تعبیر «قال» که نشانه عدم اعتماد است، از او نقل میکند.
🔸 برای مثال، نجاشی کتاب طب الأئمة ابنبسطام را با تعبیر «قال» از ابن عیاش نقل کرده و نه با «حدثنا» که نشانه عدم اعتماد او به این اثر است. به همین دلیل، به جز نجاشی که با ابن عیاش آشنایی داشته، هیچکس کتاب طب الأئمة ابن بسطام را نقل نکرده است. بنابراین، عدم ذکر ابن بسطام و کتاب طب الائمه منسوب به او در آثار شیخ طوسی ناشی از غفلت او نبوده، بلکه به این دلایل است: نخست، نامی از ابن بسطام در فهارس اصحاب وجود نداشته؛ دوم، او در سلسله اسناد روایی نیز جایگاهی نداشته تا در کتابهای رجال ذکر شود. مرحوم نجاشی نیز که نام ابن بسطام را آورده، آن را از منبعی ضعیف و با تعبیر «قال» از ابن عیاش نقل کرده که خود نشانه عدم اعتماد او به این اثر است.
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
.
🔰 استاد محمد باقر ملکیان در کتاب «پژوهشی پیرامون کتاب طب الائمه ع» در صفحه 19 همین نکتهای که آیت الله مددی نیز پیشتر به آن اشاره کرده بودند را متذکر شدهاند.
🔸 یکی از نکاتی که جریانات مدعی طب اسلامی مکررا روی آن تاکید دارند همین نقل نجاشی نسبت به کتاب طب الائمه منسوب به ابنابسطام است. عبارت نجاشی چنين است:
"الحسين بن بسطام وقال أبو عبد الله بن عياش : هو الحسين بن بسطام بن سابور الزيات . له ولاخيه أبي عتاب كتاب جمعاه في الطب كثير الفوائد والمنافع على طريق (طريقة ) الطب في الاطعمة ومنافعها والرقى والعوذ . قال ابن عياش : أخبرناه الشريف أبو الحسين صالح بن الحسين النوفلي قال : حدثنا أبي قال : حدثنا أبو عتاب والحسين جميعا به" (رجال النجاشي- النجاشي ص 39)
🔹 با توجه به نکته مهمی که استاد مددی و آقای ملکیان ذکر کردهاند وجه عدم اعتماد نجاشی به کتاب طب الائمه ع روشن میشود و این نقل هیچ نکته خاصی در اعتباربخشی به این کتاب را نشان نمیدهد بلکه برعکس قرینهای بر عدم اعتماد قدما نسبت به این اثر نیز هست.
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چرندوپرندهای_طبی (24)
#اسماعیلی (4)
🌐@tebona
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔸بارها گفتهایم که این بندگان خدا حتی ابتداییترین مباحث اعتبارسنجی حدیث را هم نمیدانند و تا کی قرار است بر طبل عاطلِ باطلهایشان بکوبند الله اعلم!
🔹 اولاً، قدیمیترین منبعی که این حدیث در آن نقل شده، کتاب مصباح الشریعة منسوب به امام صادق(ع) است. پژوهشهای گستردهای بر بیاعتباری این منبع تأکید دارند؛ البته شما چندان از این مباحث سر درنمیآورید!
🔸 ثانیاً، تمامی روایات این کتاب ـ از جمله روایت مورد بحث ـ مرسل و بدون ذکر راوی هستند و طبعاً از این جهت نیز فاقد اعتبارند.
🔹 ثالثاً، متن کامل این حدیث در مصباح الشریعة چنین آمده است: «اطلبوا العلم و لو بالصین و هو علم معرفة النفس و منه معرفة الرّب».
در ادامه روایت، مصداق علم مورد نظر را خود حدیث روشن میکند؛ بنابراین نمیتوان از آن، مطلوبیتِ خرافاتِ طب و نجوم چینی و هندی، اعم از چاکرادرمانی و انرژیدرمانی و... را نتیجه گرفت!
🔸 در صدر اسلام، چین نمادی از دوری راه بوده است، و تعبیر «ولو بالصین» صرفاً بیانگر دشواری مسیر است و این که اسلام برای آموختن علم حقیقی و مشروع (نه خرافات طب چینی و هندی!) چنان اهمیتی قائل است که اگر برای دستیابی به آن نیاز به پیمودن راهی طولانی باشد، باید در طلب آن کوشید و دوری راه، تکلیفِ طلب علم را از دوش انسان برنمیدارد.
🔹 فرق است میان شنیدن یک سخن حکیمانه از دهان کافر و فرو رفتن در منظومههای خرافی و شبهعلمی ساختهی همان کافران! خلاصه که عموجان: «حاصل خواجه، به جز پندار نیست»!
تأسّف...!
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چرندوپرندهای_طبی (25)
#اخوان (2)
🌐@tebona
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔸بساط خرافهپردازی و سلوکهای شبهصوفیانه اینگونه رشد خواهد کرد. نخست، عدهای حکیم خودخوانده و ملای خودنامیده، دُکان دونبش اذن و اذنبازیِ صوفیمآبانه را میگشایند؛ و پس از آن افرادی چون محمدعلی اخوان که در آسمان بیدقتی و نابلدی خوش پروازند در بازار فجازی حجرهای برای فروش «حرزِ اذندار» از علمای خاص(!) و ویژه(!) برپا میکنند!
🔹 راست گفت که «مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْمٍ ما يُفْسِدُ اَكْثَر مِمّا يُصْلِحْ»! ورود به عرصه حدیث و قرآن، بیش از آنکه به عبا و عمامه و نعلین نیازمند باشد به چهار مثقال مطالعات عمیق حدیثی و قرآنی محتاج است! که اگر غیر از این باشد ورود شما به خانه دین، مصداق ورود شترست به خانه مرغ؛ که گفت: «چون به خانه مرغ اشتر پا نهاد / خانه ویران گشت و سقفش اوفتاد»
🔸 وقتی کف و دفزنان، به دنبال هر عمامه به سرِ دکاندارِ فجازی راه افتادید و به هر کس و ناکسی حکیم و ملا و استاد بستید، بدیهی است که ایشان نیز بیهراس از کیفر مُحاسبان، در روز روشن و در حرم امام جواد(ع) به تبلیغ «حرزِ اذندار» بپردازند!
🔹فُسوس و صد فُسوس! که هشدارهای اهل علم جدی گرفته نمیشود. دیر نباشد که این مفاهیم شبهصوفیانه آفت بیافریند؛ آفت آفریدنی!
تأسّف...!
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 چاقو دستهٔ خود را نمیبُرد!
🔸سخن و درخواستی صریح از آقای دکتر احمدحسین شریفی
🌐@tebona
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
1️⃣ جناب آقای دکتر احمدحسین شریفی از معدود نخبگانی هستند که بهدرستی به نقد جریانهای حوزوی _ طبی وارد شدهاند و با نقدهای صریح خود نسبت به جریانات اخباریمسلکِ «طب اسلامی» و نیز رواج حِرزنویسی و تنجیم طبی در برخی محافل حوزوی، باب گفتوگویی ضروری را گشودهاند. از این جهت باید از ایشان سپاسگزاری کرد. با این حال، برای تکمیل دایرهٔ نقدها نکاتی را خیرخواهانه به استحضار میرسانیم و امید داریم مقبول افتد.
2️⃣ ایشان در یادداشت اخیر خود فرمودهاند: «شوربختانه حوزههای علمیه در برخورد با این جریانات کوتاهی داشتهاند». همه ما میدانیم این سخن به مثابه آبدهان سر بالا است! چرا که بزرگان همین حوزه علمیه و مدرسین سطح اول آن، خود مبلغین و مروجین اصلی همین حرزها و دستورالعملها بوده و هستند! اگر چاقو دسته خود را برید، حوزه هم ناقدِ جدیِ چنین سلوکی خواهد شد جناب شریفی!
3️⃣ همچنین فرمودهاند: «رقابتهای کثیفی میان حِرزنویسان شکل گرفته است». شایسته است ریشهها و عاملان مؤثر در رواج حِرزنویسی به سبک و سیاق کنونی شناسایی و معرفی شوند. آیا غیر از این است که برخی از همین حرزها و دستوراتی که به قول ایشان توسط شیادان و عوامفریبان فجازی تبلیغ میشود توسط عالمان معاصر و بزرگان حوزوی تئوریزه، توصیه و تأکید شده است؟!
4️⃣ مگر غیر از این است که در دوره معاصر؛ بزرگانی چون آقای بهجت، آقای احمد عابدی، آقای حسنزاده، آقای بهاءالدینی و شاگرد ایشان آقای فرحزاد، آقای جعفر ناصری، آقای عالی و دهها خطیب و منبری و عالم دیگر به این مسئله دامن زدهاند؟!
آقای احمد عابدی که هم مشرب شما در مسائل فلسفی نیز هست به تفصیل و با ذکر جزئیات به شیوهٔ نگارشِ حِرز منسوب به امام جواد ع پرداختهاند! وقتی چهرههای شناختهشده کم اطلاع از علوم حدیث، در سطوح مختلف به تبیین و تبلیغ این دستورات همت میگمارند، طبیعی است که سازوکارهای درونحوزهای برای نقد بنیادینِ این روند با دشواری روبهرو شود.
5️⃣ ازاینرو برادرانه پیشنهاد میکنیم امثال شما بزرگوار، سطح نقدهای خود را از افراد درجهٔ چندم (که نقد آنها نیز در جای خود لازم و ضروری است)، به سطح عالمان و بزرگان مؤثر ارتقا دهید. همان کسانی که در دورهٔ معاصر در ترویج و تثبیت چنین رویههایی سهم جدی داشتهاند. هزینهٔ نقد صریح، علمی و منصفانهٔ این بزرگان را به جان بخرید و با همان صراحت و دلسوزیِ شناختهشدهٔ خود به نقد دیدگاههای ایشان بپردازید. با توجه به جایگاه شما، این نقدها احتمالاً شنیدهتر و اثرگذارتر از سخنان دیگران خواهد بود.
6️⃣ بهعنوان نمونه، میتوانید فیلم توصیهٔ آقای بهجت به حرز امام جواد ع یا صوتِ تدریس آقای احمد عابدی و یا نقل عجیب و غریب آقای فرحزاد از آقای بهاءالدینی را در دسترس مخاطبان قرار داده و سپس بهطور روشن و مستند به تحلیل و نقد محتوای آنان بپردازید.
7️⃣ گشودن بابِ نقدهای متوازن، مستدل و حدیثپژوهانه نسبت به گفتار بزرگان دینی، که از سوی شما همواره با ادب علمی و انصاف همراه بوده است، میتواند برکات فراوانی برای پالایش گفتمان دینی و رشد معیارهای سنجشِ باورهای عمومی به همراه داشته باشد و گامی موثر برای ارتقای دانش حدیثی حوزویان باشد.
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چرندوپرندهای_طبی (26)
#اسماعیلی (5)
🌐@tebona
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔸 اسماعیلی و انصار مربوطه، مرتب میگویند مستندِ ما در تنجیم و جداول وِفقی و... کتبِ حُکما و بزرگان است و دائماً لیستی از حکما و عرفا را نیز قطار میکنند!
🔹 باید گفت که البته این یکبار درست میگویند! سوگمندانه بسیاری از عُرفا و بزرگان، گرفتارِ برخی آفات و خرافاتِ طبی و نجومی بوده و هستند. بهویژه عُرفایی که در متونِ بهاصطلاح «حِکمیِ» یونان باستان متوغّل بوده و کمتر زیستِ قرآنی و حدیثی داشتهاند.
🔸 بارها گفتهایم که کلام بزرگان «یستدل له و لا یستدل به»! لکن از آنجا که از آغازِ غیبتِ آخرین کسی که قول و فعلش حجّت است ۱۱۵۱ سال میگذرد، بدیهیاتِ معرفتشناسی حکم میکند برای اثبات هر مدّعا تنها به یکی از موارد سهگانه زیر استناد کنیم:
۱) برهان منطقی
۲) مستند قرآنی یا حدیث معتبر
۳) تجربهی روشمند
🔹 روشن است که تقلید در فروعاتِ فقهی در جای خود درست است؛ سخن اما در امورِ غیرتقلیدی و پژوهشی است که مدّعی، موظّف است برای ادعایش استدلال اقامه کند، نه آنکه صرفِ انتساب به نامِ بزرگان را حجّت بگیرد!
🔸 از این منظر، اراجیفی مثل تنجیم طبی یا جداول وفقی و طلسماتی، هیچ پشتوانه عقلی، وحیانی یا تجربی ندارند، به همین دلیل بدون تعارف میگوییم که: «این بزرگان اشتباه کردهاند؛ شما هم روش!».
🔹 اگر چنین میپندارید که این دعاویِ موهوم، بهرهای از واقع دارد بهجای پنهان شدن پشتِ نامِ بزرگان، استدلال خود را بیان کنید تا همگان دریابند دستتان تا چه اندازه خالی است.
تأسّف...!
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
#اخوان
🔸 محمدعلی اخوان، پس از انتشار این پست، در مقام پاسخگویی غیرمستقیم، متنی سهصفحهای را ــ که احتمالاً با هوش مصنوعی نگارش شده ــ لحظاتی پیش منتشر کرده تا مثلاً نشان دهد اذن گرفتن برای نگارش احراز، سنتِ عالمان شیعه بوده است.
🔹 بارها گفتهایم از حیث معرفتشناختی در اینگونه موارد، سخن عالمان باید مستند به احادیث معتبر باشد و پذیرشِ سلوکی چون «اذن گرفتن» بدون پشتوانهٔ مأثور وحیانی، از هیچ عالمی پذیرفته نیست. اما صرفاً برای آنکه مخاطبان عمقِ فاجعهٔ پژوهشی را در میان مدعیان طبِ اسلامی درک کنند، بخش ابتدایی این پاسخ 3 صفحهای اخوان را قرار میدهیم تا ببینید اوضاع تا چه حد خراب است.
🔸 تمام آنچه در این تصویر ــ که صفحهٔ نخستِ متنِ سهصفحهایِ پاسخ اخوان است ــ میبینید، سراسر خلافِ واقع است!
1️⃣ اولاً اصلاً حرزِ منسوب به امام جوادع در «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی وجود ندارد؛ چه رسد به اینکه شیخ طوسی پس از نقلِ حرز، توصیه به اذن گرفتن کرده باشد!
2️⃣ همچنین این ادعا که سید ابنطاوس در «مهج الدعوات» توصیه کرده باشد کاتب پیش از کتابتِ حرز، از «العالم المأمون» استیذان کند نیز نادرست است و چنین چیزی در نسخههای در دسترسِ «مهج الدعوات» وجود ندارد. اخوان در ادامه، با تأسی به سنت اِسناددهی بندانی نیشابوری، حواله به نسخهٔ خطیِ «مهج الدعوات» داده که در حاشیهٔ آن آمده: «لا یُکتب إلا بعد غسل و نداء بإذن العالم المأمون.»!
3️⃣ همچنین مرحوم مجلسی در «بحار الأنوار» بابی به نام «باب الحروز» ندارد، بلکه عنوان باب «أبواب أحراز النبی و الأئمة...» است. ثانیاً در هیچ جای «بحار الأنوار» تعبیرِ «کتابةُ الحرز مستحبّةٌ مع طهارةٍ و نیّةٍ خالصةٍ و إذنٍ من العالم العامل؛ فإنّ الإذنَ یزیدُ فی برکةِ العمل» وجود ندارد. این ادعا نیز خلاف واقع است.
4️⃣ همچنین در مورد این ادعا که شیخ عباس قمی در حاشیهٔ «مفاتیحالجنان» توصیه به اذن گرفتن کرده باشد نیز در نسخههای در دسترس مفاتیح الجنان چنین ادعایی وجود خارجی ندارد.
🔸 در بهترین حالت میتوان فرض کرد جناب اخوان در حال ضبطِ دوربین مخفی هستند؛ وگرنه این حجم از بیدقتی و بیمبالاتی در نقلِ مستندات، از یک انسانِ مؤمن معمولی هم بعید است، چه رسد از یک روحانیِ معمم! احتمالاً ایشان با هوش مصنوعی یک چیزی را سرهم کرده و تصور کرده مطالب مستند است و بدون بررسی دقیق آن را منتشر کرده. واقعاً جایِ شرمساری است!
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 سید علیرضا سیدصالحی
✅ ذبیحالله منصوری مترجمی که کتابهای بسیاری را جعل کرد و به اسم «ترجمه و اقتباس» به خورد کتابخوانان ایرانی داد و متأسفانه بسیاری از اساتید حوزه و دانشگاه و دانشجویان به آثار او استناد کردهاند.
🔰 پست مرتبط:
https://eitaa.com/tebona/756
استاد مهدویراد (روش جعل ذبیح الله منصوری در احادیث پزشکی)
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
#چرندوپرندهای_طبی (27)
#کشوری (2)
🌐@tebona
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔸آثار علی کشوری مشحون از اشتباهاتِ قرآنی، حدیثی و طبی است. تصویر بالا، مشتی از خروارِ اغلاطِ منسوب به نامبرده است که حاصلِ بیدقتی، عدم تسلط بر قواعد تفسیری و سوگیریهای معرفتشناختی است.
🔹 سیاقِ آیهٔ ۵۹ انعام، دربارهی احاطه علم الهی و ثبتِ همهچیز در «کتاب مبین» است و پیوند دادنِ این آیه به «اوصاف اربعه» (تری، خشکی، گرمی، سردی) مصداق روشنِ سوگیریِ تفسیری است.
🔸 «رَطْب» و «یابِس» دو نقیض و جفتِ بلاغیاند و در زبان عربی و ادبیات قرآن برای افادهٔ «شمول و استیعاب» همهٔ موجودات و احوالشان است، نه معرفیِ یک دوگانه در طبیعیات و عالم ماده.
🔹 اساساً دلالت لفظی یا سیاقی بر اهمبودن یکی بر دیگری در کار نیست و سیاقِ آیه نسبتی با رتبهگذاری میان این کیفیاتِ اربعه ندارد.
🔸 ادعای اینکه «منشأ گرمی و سردی، رطوبت و خشکیاند» نیز دعوایی بیرون از متنِ آیه است؛ آیهٔ شریفه اصلاً واردِ نسبتسنجیِ علّیِ این کیفیاتِ طبیعی نمیشود. شاهدِ سیاقیِ آن هم، تعبیرِ «وَما تَسقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ… وَلا حَبَّةٍ…» است که مصادیقِ خرد و کلانِ تغییرات را تحت «علم» و «کتاب» میبرد.
🔹 برخی نقلهای تفسیریِ ذیلِ آیه نیز نمونههایی برای نمایشِ همین شمولاند، نه تعیینِ ماهیتِ مادّیِ عالم.
🔸 خلاصه آنکه؛ استنتاجِ «اوصاف اربعه»، «برتریِ تری و خشکی» یا «منشأیتِ تری و خشکی برای گرمی و سردی» از این آیه، فاقدِ پشتوانهٔ لفظی، سیاقی و تفسیریِ معتبر است و حاصل چیزی جز کجفهمیِ تفسیریِ مدل «فرهنگستانی» نیست.
تأسّف...!
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
#چرندوپرندهای_طبی (28)
#کشوری (3)
🌐@tebona
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔹 در ادامه بررسی افاضات علی کشوری، معظمله مدعی است اگر دندان عقل کشیده شود، چون ملائکه ساکن دندان عقل، آواره شده و جایشان را جنّها پر میکنند، دهان بد بو شده و...!
🔸 بر پایهی تتبّع در منابع عامه و امامی (تا پایان قرن 6) کلاً 4 حدیث عامی و 1 حدیث امامی دستیاب است که مستمسک ادعای فوق شده است.
🔹 اولاً تمام گزارشات عامه در منابع نامعتبر حدیثی آنها نقل شده که یا مرسل و منقطعاند، یا در میانهٔ زنجیرهٔ راویان به مجاهیل و افراد تضعیفشده تکیه دارند. تک منبع امامی آن هم، برگرفته از همان منابع عامی است و از نظر رجالی تکیهگاه محکمی ندارد. (گزارش مفصل در پیوست یک)
🔸 ثانیاً در هیچکدام از نقلهای کهن، «دندانِ عقل» تصریح نشده است. تنها تعابیری مثل «على النّاجذین» یا «على الثنیتین» یا «الفم مسكن الملكين» دیده میشود، که در منابع لغوی به «دورترین آسیاها» یا «دندان میان نیش و آسیا» یا «همهٔ دندانهای آسیاب» معنا شده است. (گزارش مفصل در پیوست دو)
🔹 ثالثاً سیاق این احادیث، واضحاً یک پیام تربیتی و اخلاقی را جهت حفظ زبان و گفتار منتقل میکند. اینکه یک تمثیل تربیتی را به یک «قانون علّیِ ماورایی» تبدیل کنیم و از آن نتیجهٔ بالینی طبی بگیریم، خروج از سیاق و ظرفیت کلام است که در آثار علی کشوری مثل ریگ بیابان ریخته شده است.
🔹 خلاصه آنکه ادعای مزبور از حیث منبع، سند، لغت، سیاق و منطق استدلال کمیتش لنگ است و مرغ پختهی درون زودپز را هم به خنده وا میدارد!
تأسّف...!
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت
🔰 پیوست یک:
🔸 متنِ پیشِرو به نقد ادعای علی کشوری میپردازد که میگوید «دو ملکِ نویسندهی اعمال، ریزجستهاند(!) و محلّ اقامتشان دندانِ عقل است؛ اگر دندانِ عقل کشیده شود دهان بدبو میماند چون ملائکه جا ندارند و جنّها میآیند؛ و حتی توصیهی دندان پزشکیِ مدرن به کشیدنِ دندانِ عقل هم در عمل ملائکه را دور میکند و آثار علوم غریبه را دامن میزند».
🔹 نشان میدهیم این زنجیرهی نتیجهگیریها با نصوصی که در دسترس است ابداً سازگار نیست؛ نه از نظر لفظ و لغت، نه از نظر سیاق روایات و نه از حیث منطق استدلال. افزون بر اینها اصلا منبع و اسناد این روایات نیز قابل اعتنا نیست و این ادعاها بیشتر بر تفسیرهای تحمیلی و سوگیرانه از منابع استوار شده است.
🔸 تا پایان قرن 6، مجموعاً پنج مأخذ برای این مضمون در دست است (برخی در حقیقت طریقِ واحد و تکرار مضموناند). از این میان، چهار مأخذ از منابع عامّه و یک مأخذ از منبع امامی است که آن هم آشکارا متّکی به روایات عامّه است.
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
1️⃣ طریقِ معاذ بن جبل:
الأصبهانی نقل میکند: «إبراهیم بن محمد بن الحارث عن علی بن بشر عن زید بن الحباب عن نعیم بن المورع العنبری عن علی بن سالم عن مكحول عن معاذ بن جبل»: «إن الله لطف للملكين الحافظين حتى أجلسهما على الناجذين ...». (طبقات المحدّثین، شیخ الأصبهانی، ج۲، ص۱۴۱)
🔸 به عنوان نمونه: نعیم بن مورّع بن توبة العنبری:
ابن عدی الجرجانی: «نعيم بن المورّع بن توبة العنبري بَصْرِيٌّ ضَعيفٌ يَسرِقُ الحديث».
النسائي: «نعيم بن المورّع ليس بثقة».
ابن حِبَّان: «شيخٌ يروي عن الثقات العجائب لا يجوز الاحتجاج به بحال»
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
2️⃣ طریقِ منسوب به علی بن أبی طالب: ثعلبی از جعفر بن محمد، عن أبیه، عن علی ع میآورد: «إن مقعد ملكيك على ثنيتيك ...». (الكشف والبيان، ثعلبی، ج۹، ص۹۹)
🔸 به عنوان نمونه: أرطاء بن الأشعث العدوی:
ابن حِبَّان: «أرطاء بن الأشعث العدوي شيخ يروي عن الأعمش المناكير التي لا يُتابَع عليها، لا يجوز الاحتجاج بخبره بحال».
🔸 در خصوص تفسیر ثعلبی خود ابن تیمیه مینويسد: «اهل علم از محدثان، بر اين قولند که ثعلبى احاديث ساختگى را در تفسیرش مىآورد... و از اين روست که ثعلبى را حاطب لیل (هیزمکش در شب) مىدانند و بغوى که حديثشناس و آگاهتر از ثعلبى و واحدى نیشابورى است، هرگز در تفسیرش که مختصر تفسیر ثعلبى است، اين احاديث دروغى را که ثعلبى نقل کرده، نیاورده است» (ابن تیمیة، منهاج السنه، ج7، ص12)
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
3️⃣ طریقِ سعد بن معاذ:
أبو نعیم اصفهانی از سعد بن معاذ نقل میکند: «أنقوا أفواهكم بالخلال فإنها مسكن الملكين الحافظين الكاتبين ...». (ذكر أخبار أصبهان، أبي نعيم الأصبهاني، ج۱، ص۱۸۵)
🔸 به عنوان نمونه: سوید بن معاذ بن علقمه انصاری در منابع مجهول است. (معرفه الصحابه، ابونعيم، ج3، ص1749)
🔸 جدا از این ابن جوزی، ابونعیم اصفهانی را به دلیل روایت احادیث ضعیف، حتی مجهول، تسامح و تساهل او در نقل حکایات صوفیان مورد انتقاد قرار دادهاند. ( ابن جوزی، ابوالفرج، تبلیس ابلیس، ص ۱۶۹.) حتی ابن تیمیه او را محدثی خوانده که احادیث ضعیف و موضوع فراوان نقل کرده است (ابنتیمیه، منهاج السنة، ج۴، ص ۱۵)
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
4️⃣ طریقِ ابن شبرمة: شیخ طوسی با سند خود تا الحارث بن التیهان، از قول ابن شبرمة، داستان مناظره ابوحنیفه با امام صادق(ع) را نقل میکند که در ضمن آن پرسش «أین مقعد الكاتبين» و پاسخ «مقعدهما على الناجذين والفم الدواة واللسان القلم والريق المداد» آمده است. (الأمالی للشیخ الطوسی، ۴۶۰ق، ص۶۷۵)
🔸 به عنوان نمونه: عباس بن سلیمان:
شيخ نمازي شاهرودي: «العبّاس بن سلیمان: لم يذكروه. وقع في طريق الشيخ (الطوسي) في أماليه (ج۲، ص۲۵۹) عن حمدان بن معافى، عنه، عن الحارث بن التيهان حديثُ ذمِّ القياس…»
🔸 حارث بن تیهان:
همو: «حارث بن تيهان: لم يذكروه. وقع في طريق الشيخ في أماليه عن العباس بن سليمان، عنه، عن ابن شبرمة...»
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
5️⃣ روایتِ مرسل منسوب به امیرالمؤمنین(ع): زمخشری همان مضمون «إن مقعد ملكيك على ثنيتيك…» را بدون ذکر سندِ و به شکل مرسل میآورد. (كشاف زمخشري، ج۴، ص۶)
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
🔰 به طور خلاصه باید گفت که اولاً این مضمون عمدتاً در منابع ضعیف عامه آمده و در نزد خود اهلسنت نیز سند معتبری ندارد فضلاً از اینکه نزد امامیه معتبر تلقی شود.
هیچیک از طرقِ آن هم تا قرن 6 سندِ معتبری برای مضمون «جایگاه دو ملک بر دندان/دهان» به دست نمیدهند.
همچنین در منابع امامی مهمترین نقل همان نقل أمالی شیخ طوسی است که در المناقب ابن شهرآشوب نیز ضبط شده است که طریق معتبری ندارد و دارای مجاهیل در میانهٔ سند است و ان شاء الله به طور تفصیلی در یک پژوهشی اشکالات حدیثی مناظره ابوحنیفه و امام صادق ع نشان داده خواهد شد.
•┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•
⏮️ مؤسسه طِبُنا
🌐 تلگرام | ایتا | سایت