اینکه با خود میکشم هر سو، نپنداری تن است
گورِ گَردان است و در او آرزوهای من است
راستی!
دلتنگ من که می شوی،
چه کسی شقیقه ات را می بوسد؟
کسی هست که با لبخند، آرامت کند؟
وَ...
مي داني؛
من تورا جور دیگری دوست داشتم
خلاصه برایت بگویم:
من غم چشمهای تورا فهمیده بودم...