eitaa logo
فوآدبه‌رنگ‌ِآبی
472 دنبال‌کننده
83 عکس
3 ویدیو
1 فایل
If I were dead, She might be crying. But, If she cried, I would surely die.. TALK: https://daigo.ir/secret/61378617504 محافظ: https://eitaa.com/foadzps
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
برای او نوشت: «من از مرگ به‌خاطر خودم نمی‌ترسم، به‌خاطر تو می‌ترسم که بعد از من کسی مراقبت نیست.»
غمگینم مثل کودکی که همه خمیر بازی هاش قاطی کرده و الان خمیر بازیش تبدیل به یه تیکه گوه شده
عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل می‌کنم⁣ همانند دانش‌آموزی که تکالیف مدرسه‌اش را به دفتر جدیدش منتقل می‌کند⁣ صدایت، ⁣ عطرت،⁣ نامه‌هایت،⁣ شماره تلفنت⁣ و صندوق نامه‌هایت را منتقل می‌کنم⁣ و آویزانشان می‌کنم در گنجینه‌ی سال نو⁣ و اقامت همیشگی‌ات در قلبم را برایت صادر می‌کنم⁣ ⁣ دوستت دارم...⁣ و هرگز تو را در برگه‌ی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد⁣ تو را بر شانه‌هایم حمل می‌کنم⁣ و می‌گردانمت میان فصل‌ها ⁣ در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی⁣ بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود⁣ در پاییز، تنها بارانی‌ام را به تو خواهم داد که خیس نشوی⁣ در بهار تو را بر سبزه‌های تازه روییده رها می‌کنم تا به خواب فرو روی⁣ و با ملخ‌ها و گنجشکان صبحانه بخوری⁣ و در تابستان⁣ برایت تور کوچکی خواهم خرید⁣ تا صدف‌ها و مرغان دریایی⁣ و ماهی‌های گمنام را صید کنی⁣ ⁣ دوستت دارم...⁣ و نمی‌خواهم تو را به حافظه‌ی کارهای گذشته،⁣ و نه به حافظه‌ی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم⁣ تو آخرین قطاری که شبانه‌روز⁣ روی رگ‌های دستانم در حال سفر است⁣ تو آخرین قطار منی⁣ و من آخرین ایستگاه تو⁣ ⁣ دوستت دارم⁣ و دوست دارم تو را به عصر خود⁣ و آداب و رسوم خود وصل کنم⁣ و تو را همچون ستاره‌ای⁣ در مدار خود بگذارم⁣ می‌خواهم همچون واژه⁣ و مساحت کاغذ شوی⁣ که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند⁣ می‌خواهم همچون دهانم شوی⁣ که اگر لب به سخن گشودم⁣ مردم در صدایم، تو را⁣ در حال تن‌شویی ببینند⁣ می‌خواهم شبیه دستم شوی⁣ که اگر آن را روی میز گذاشتم⁣ مردم تو را در آن خواب بیابند⁣ چونان پروانه‌ای در دستان پسرکی⁣ من به آداب تبریک گفتن‌ها ناآشنایم⁣ من عشق را، و تو را آشنایم⁣ که بر پوستم در حال گشت و گذار است،⁣ و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی⁣ اما من خیابان‌ها و پیاده‌روهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید و به جست‌و‌جوی تو مشغول می‌شوم⁣ ⁣ دوستت دارم...⁣ آری دوستت دارم ⁣ و این تنها کاری‌ست که به آن آشنایم⁣ و به این، دوستان و دشمنان حسد می‌ورزند⁣ پیش از تو⁣ آفتاب،⁣ کوه‌ها،⁣ جنگل‌ها،⁣ لغت،⁣ و گنجشکان در خواب بودند⁣ پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی⁣ و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی⁣ و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...⁣
تنهایی همدیگر را بردارید! مثل تکه نخ مانده روی لباس..! همینقدر ساده...
می‌گویند زیاد فحش می‌دهی. یعنی چه؟ برای آن‌هایی که زندگی‌ام را به گند کشیده‌اند شعر بنویسم؟
«موسیقی، فیلم ها، خواب، کتاب، نقاشی، باران، قهوه، سیگار، طبیعت و حیوانات» چیزی که با آن می‌شود حماقتی مثل زندگی را تحمل کرد.
صرف فعل دوست داشتن بسیار سخت است گذشته‌اش که به‌هیچ‌وجه ساده نیست حالش کاملاً اخباری‌ست آینده‌اش هم شرطی...!
نمی‌دانم چه خواهد شد و راستش را بخواهی دیگر برایم اهمیتی ندارد؛ من برای تمام احتمالات زندگی خسته‌ام.