eitaa logo
متن نوحه های آهنگران
1.2هزار دنبال‌کننده
10 عکس
72 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام ای ستاره‌ی سوم نازنین ماه پاره‌ی سوم ای غمت حاصل جوانی من سومین ماه آسمانی من وقف مداحی تو حنجره‌ام رو به عشقت گشوده پنجره‌ام ناخودآگاه، دل پر از غم شد بوی خون آمد و محرم شد قبر شش گوشه‌ات اسیرم کرد غم عشق حسین، پیرم کرد روضه خوانانت ای ستوده خصال جمع گشتند از جنوب و شمال با دلی داغدار درد فراق در جوار حریم شاهچراغ پیر، اما جوانِ عشق توأند کوه آتشفشان عشق توأند پیرها و غلام‌ها جمعند همه پروانه‌های یک شمعند شمع یعنی که سیدالشهدا السلام علیک یامولا باز هنگامه‌ی شكفتن شد نوبتِ از حسين گفتن شد بر تن شعر، تازيانه زدم باز هم حرف عاشقانه زدم ناله‌ی عشق، سخت و جان‌سوز است آتش عشق، استخوان‌سوز است عاشقی غربت و بلا دارد كوفه و شام و كربلا دارد دل برای تو می‌تپد مولا در هوای تو می‌تپد مولا عشق يعني سرِ بريده‌ی تو بوسه بر حنجر بريده‌ی تو ای که حج امتداد راه تو بود کعبه، گودال قتلگاه تو بود يا حسين از تو آبرو داريم تا ابد با تو گفتگو داريم عشقت آتشفشان سينه‌ی ماست و مدالِ نشان سينه‌ی ماست ما كه دلواپسيم در ميقات مثل خار و خسيم در ميقات لاجرم راه خويش كج كرديم كربلا رفته، قصد حج كرديم وقت احرام شد، كفن پوشيم رختی از جنس خون به تن پوشيم حجّ اكبر، طواف كربببلاست كعبه در اعتكاف كرببلاست در بيابان كه خار بسيار است غربت تكسوار بسيار است سر اگر بود مست، بايد رفت پای اگر آبله‌ست... بايد رفت عدّه‌ای از تو راه كج كردند كربلا را فدای حج كردند عدّه‌ای گرم كار خود بودند غافل از تنگه‌ی اُحُد بودند عدّه‌ای نيز تكّه تكّه شدند بنده‌ی نام و نان و سكّه شدند غرق در آخورِ علوفه شدند عدّه‌ای نيز، اهل كوفه شدند كوفه لبريز ناجوانمردی‌ست خنجر تيز ناجوانمردی‌ست جان زهرا، به سوی كوفه نرو با گل و غنچه و شكوفه نرو كوفه ره بر تو بست، يامولا بيعتت را شكست، يامولا کربلا یعنی اشک یعنی آه ذبح هفتاد و دو خلیل‌الله روی گل‌ها تگرگ می‌باريد يعنی آوار مرگ می‌باريد کربلا کعبه‌ی اهورایی‌ست مشهد لاله‌های زهرایی‌ست خفته بر رويگی خاک، پيكر تو می‌درخشد به روی نی، سر تو بر سر نيزه صوت قرآنت التيامی‌ست بر يتيمانت از سر نيزه عشق می‌جوشد كربلا تا دمشق، می‌جوشد از سر نيزه نور می‌بارد افتخار و غرور می‌بارد كربلا يعنی امتحان دادن بر لب آب، تشنه جان دادن حالتی خاص دارد آب فرات غم عباس دارد آب فرات غنچه‌ها ناشکفته پژمردند تشنه بودند و سر فرو بردند بس که فریاد العطش کردند رهسپار شهادتش کردند می‌رود، مشک آب بر پشتش مرگ، بازیچه ای‌ست در مشتش آب در حسرت زبانش بود در تب بوسه بر لبانش بود شاخه‌ی یاس بر زمین افتاد مشک عباس بر زمین افتاد یا اباالفضل جان به قربانت که فدای حسین شد جانت دشمنت بست چشم مستت را پس از آن قطع کرد دستت را آب در حسرت گلوی توی بود گر چه آن روز، روبروی تو بود رفتی و قصه‌ی وفایت ماند بر تن آب، رد پایت ماند رفتی و پشت آسمان خم شد دل زینب خزانه‌ی غم شد رفتی و کودکان اسیر شدند نوجوان‌ها ز غصه پیر شدند رفتی و آب در ندامت سوخت بی تو شرمنده تا قیامت سوخت يا حسين ای طلوع آزادی انتها و شروع آزادی غيرت ذوالفقار در رگ توست خون پروردگار در رگ توست كمر كوه را غمت خم كرد ماه ذی‌الحجّه را محرّم كرد در ره تو فدایی‌ام مولا حاجيِ كربلایی‌ام مولا ای بلندای عشق و آزادی تو به من گنج شعر را دادی دل كه يك عمر در اسارت توست بهترين هديه‌اش، زيارت توست یا حسین آمدند انصارت خادمان غریب دربارت دل‌شان گرم از محبت توست توتیا‌شان غبار تربت توست ما به ایشان تو را شناخته‌ایم دل و دین پای روضه باخته‌ایم لطف کردی نگاه‌مان کردی اشک را شمع راه‌مان کردی ما همانیم که خطرکردیم در رهت ترک جان و سر کردیم هشت سال آزگار جنگیدیم در یمین و یسار جنگیدیم یا حسین عزیز دلتنگیم با شهیدان ِ تو هم‌ آهنگیم سرور عاشقان سلام به تو رهبر عاشقان سلام به تو دل "گلدسته" است و ایوانت دست "آهنگران" و دامانت شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
دلواپسی درميقات پیش از محرم سال ۱۳۹۴ بود و مطابق رسم هر ساله همایش پیرغلامان حسینی در آستانه‌ی برگزاری بود. بنا بود حاج صادق در شیراز و در جوار حرم مطهر حضرت علی بن موسی حضرت شاهچراغ در آیین اختتامیه‌ی همایش، برنامه اجرا کند. بیشتر از دو سه روز تا زمان اجرا فرصت نداشتم و باید در همین فرصت کم شعری را آماده می‌کردم. به دلیل فرصت بسیار کم باید از برخی سروده‌های قبلی‌ام کمک می‌گرفتم و در همان وزن ابیات تازه‌ای می‌نوشتم تا کلید واژه‌های جدیدی که توسط حاج صادق پیشنهاد شده بود در شعر گنجانده می‌شد. موضوع سیدالشهدا محتوای اصلی و محور شعر بود و همچنین باید به شرح حال میهمانان مراسم که اغلب پیرغلامان اهل‌بیت بودند نیز اشاره‌ای می‌شد. موضوع دیگر مکان برگزاری بود و نمی‌شد از شیراز و حضرت شاهچراغش سخن به میان نیاورد بویژه که من خود دلبستگی خاصی به حضرت شاهچراغ دارم و باید حداقل به بهانه‌ی اجرای مراسم در آن مکان معنوی، ادای احترام می‌شد. چندین موضوع جدید یش‌ رویم بود و باید شعری را پیدا می‌کردم که با توجه به وزن و محتوای ابیات، قابلیت اضافه شدن این مفاهیم جدید را داشته باشد. یک سری عقایدی در کلیات مبحث شعر دارم که قاعده و قانون نیستند و برخواسته از تجربه و سلیقه و علاقه‌ی خودم هستند، مثلا در مواقعی که موضوعات متعددی برای درج در یک شعر مطرح می‌شود بهتر است وزن شعر کوتاه باشد تا طولانی‌شدن ابیات خسته کننده نشود. در بین آثار قبلی‌ام شعری بود با وزنی کوتاه در رثای امام‌ حسین که مدت‌ها قبل سروده بودم. متن اولیه آن قبلا طولانی بود لیکن بعدها در ویرایش‌های متعدد بیشتر ابیات قدیمی‌اش را حذف کرده بودم و در نهایت شعری مانده بود با تعداد ابیاتی حول و حوش سی بیت که هم نسبتا کوتاه بود و می‌شد به آن موضوعات جدید را اضافه کرد و هم اینکه بخاطر وزن کوتاهش ریتمی روانی داشت. متن اصلی شعر اینطور شروع می شد: دل گرفتار توست یا مولا دیده بیمار توست یا مولا این شعر خود داستانی دارد که خیلی فشرده عرض می‌کنم: سال ۱۳۷۹ که هنوز راه کربلا بسته بود با کاروانی از گرگان به مرز خسروی رفتیم. یکی دو سالی بود که رسم شده بود برای روز عرفه گروه‌هایی به نقاط مرزی غرب و جنوب می‌رفتند و از نزدیک‌ترین مکان‌ها به کربلا از داخل خاک کشور مراسم دعای عرفه را برگزار می‌کردند. طی مدت رفت و برگشت این اردوی زیارتی این شعر را جمع و جور کردم و چون بصورت پراکنده و تک بیت های جدا جدا سروده شده بود، در مسیر برگشت مشغول ویرایش و جمع بندی نهایی شعر بودم و تغییراتی در برخی ابیات اعمال می‌کردم و یا بیتی را حذف و بیتی جدید را اضافه می‌کردم تا نهایتا نسخه‌ای اولیه فراهم شد. مجددا این نسخه را از ابتدا تا انتها بررسی و آخرین ویرایش را انجام دادم تا بالاخره کار شعر تمام شد و مشغول پاکنویس آن شدم. وقتی پاکنویس شعر تمام شد شروع یه شمردن ابیات کردم و در کمال تعجب دیدم شعر دقیقا ۷۲بیت است! و تا سال‌ها نام این شعر در ادبیات کلامی خودم و دوستانی که اشعار مرا دنبال می‌کردند به ۷۲بیت معروف بود و مثلا جایی برای شعرخوانی دعوت می‌شدم می‌گفتند ۷۲بیت را بخوان! خلاصه.... آن روز احساس کردم بهترین شعر برای این مراسم همین ۷۲ بیت است که البته بعد از گذشت سال‌ها اصلاحات و تغییرات فراوانی به خود دیده بود و تعداد ابیات نسخه‌ی آخر شعر از نصف هم کمتر شده و حدود سی بیت بود. دست به کار شدم و موضوعات پیشنهادی را بصورت لیستی در حاشیه‌ی کاغذ نوشتم و شروع کردم از ابتدای شعر اصلی به خواندن. از همان ابتدا حس کردم برای شروع باید ابیات مناسب‌تری برای مقدمه داشته باشیم و لذا فصلی جدید را به ابتدای شعر اضافه کردم که با این بیت شروع می‌شد: السلام ای ستاره‌ی سوم نازنین ماه‌پاره‌ی سوم ای غمت حاصل جوانی من سومین ماه آسمانی من وقف مداحی تو حنجره‌ام رو به عشقت گشوده پنجره‌ام ناخودآگاه، دل پر از غم شد بوی خون آمد و محرّم شد قبر شش گوشه‌ات اسیرم کرد غم عشق حسین پیرم کرد... شیراز و حضرت شاهچراغش و حضور پیرغلامان حسینی را به همراه ابیاتی در سوگ سید الشهدا به متن قدیمی اضافه کردم و در پایان گریزی به موضوع شهدای حادثه‌ی مکه و منا و نفی آل سعود زدم که این بخش‌ها هنگام اجرای برنامه به شدت مورد استقبال مردم واقع شد و بعد ازین مراسم آن چند بیت مربوط به نفی آل سعود بارها توسط حاج صادق در محافل مختلف اجرا شد از جمله در محضر مقام معظم رهبری و هنوز هم در برخی محافل توسط ایشان با لحنی محکم و حماسی اجرا می‌شود. برخی از ابیات شاخص این فصل اینگونه است: ننگ بر کاسبین بیت الله مرگ بر غاصبین بیت الله کعبه باید که غرق نور شود از حرم پای دیو، دور شود چشم آل سعود، کور شود مهدی آماده‌ی ظهور شود ابیات مربوط به شهدای مکه و منا بعدا به شعر مستقلی با حال و هوای حوادث امروز تبدیل شد که تحت عنوان "مکه در خون" در همین مجموعه آمده است.
31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از عمر من کم کن بارالها نگیری از من مادرم را ایام فاطمیه ۱۳۹۴ لارستان فارس شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
از عمر من کم کن بارالها نگیری از من مادرم را یادواره شهدای لارستان 1394.mp3
زمان: حجم: 2.1M
از عمر من کم کن بارالها نگیری از من مادرم را ایام فاطمیه ۱۳۹۴ لارستان فارس شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
از عمر من کم کن بارالها نگیری از من مادرم را فارس 1395.mp3
زمان: حجم: 8.3M
از عمر من کم کن بارالها نگیری از من مادرم را ایام فاطمیه ۱۳۹۵ شیراز شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
از عمر من کم کن بارالها نگیری از من مادرم را بر عمر مادر افزا خدایا نگیری از من مادرم را مادرم شمع شب تار پدر مادرم تا پای جان یار پدر مادرم تنها وفادار پدر خفته در بستر شمس الضحی نگیری از من مادرم را زینبم من چار ساله دخترم دیدم افتاده به بستر مادرم می دهد جان پیش چشمان ترم داغ غم در دل دارم خدا نگیری از من مادرم را پیش چشمم خانه را آتش زدند شمع را پروانه را آتش زدند نازنین دردانه را آتش زدند محسنم پرپر شد از جفا نگیری از من مادرم را گفت مادر با علی ای نور جان دور از چشمان این نامردمان نیمه شب دفنم کن از مردم نهان گشته خاموش نور هل اتی نگیری از من مادرم را چار ساله دختری رعنا شدم خانه دار خانه ی بابا شدم بعد مادر زینب کبری شدم از مدینه تا کرب و بلا نگیری از من مادرم را یا حسین ای جان خواهر یا حسین از بر ما رفت مادر یا حسین با تو هستم تا به آخر یا حسین ان الحسین مصباح الهدی نگیری از من مادرم را جرم مادر چیست جز حب علی؟ در علی گشته محمد منجلی حب حیدر هست بیعت با ولی دست حق باشد بر سر ما نگیری از من مادرم را هاشمیه کوچه‌ی پر بسته‌هاست بیت الاحزان همه دلخسته‌هاست زین سبب خون در دل گلدسته‌هاست آه از این دنیای بی وفا نگیری از من مادرم را شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
مرهم زخم حیدر کرار شب اول فاطمیه 95 شیراز.mp3
زمان: حجم: 7.2M
شب اول فاطمیه ۱۳۹۵ شیراز مرهم زخم حیدر کرار فاطمه جانم خدانگهدار شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
مرهم زخم حیدر کرار فاطمه جانم خدانگهدار نور هدایت شمع شب تار فاطمه جانم خدانگهدار فاطمه جانم فاطمه جان روح و روانم فاطمه جان قوت قلبم فاطمه جان تاب و توانم فاطمه جان ای که تو بودی مونس و غموار فاطمه جانم خدانگهدار عالم و آدم در غم تو سینه زنان از ماتم تو هجر‌تو زخم سینه‌ی من وصل مدر شد مرهم تو شاخه‌ی طوبی آه شرر بار فاطمه جانم خدانگهدار در لحظات خوف و رجا دیت تو از من گشته جدا از ت برایم خاطره‌ی چادر خاکی مانده به جا بی تو جه سازد این دل تبدار فاطمه جانم خدانگهدار زهره‌ی زهرا تا ابدی چون تو نباشد هیچ احدی ای که به دست خسته‌ی خود موی حسن را شانه زدی خون مانده بر در و دیوار فاطمه جانم خدانگهدار عاقبت آن شه می‌رسد و... منتقم از ره می‌رسد و... سر زده ناگه می‌رسد و... مِه چو رود مَه می‌رسد و.... وای یه حال آن دو تبهکار فاطمه جانم خدانگهدار شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
33.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادمان شهدای هویزه و شهید حسین علم الهدی ۱۶ دی ۱۴۰۰ شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
کربلا یعنی امتحان دادن بر لب آب، تشنه جان دادن حالتی خاص دارد آب فرات غم عباس دارد آب فرات غنچه ها ناشکفته پژمردند تشنه بودند و سر فرو بردند بس که فریاد العطش کردند رهسپار شهادتش کردند می رود، مشک آب بر پشتش مرگ بازیچه ای ست در مشتش آب در حسرت زبانش بود در تب بوسه بر لبانش بود شاخه ی یاس بر زمین افتاد مشک عباس بر زمین افتاد یا اباالفضل جان به قربانت که فدای حسین شد جانت دشمنت بست چشم مستت را پس از آن قطع کرد دستت را آب در حسرت گلوی توی بود گر چه آن روز روبروی تو بود رفتی و قصه ی وفایت ماند بر تن آب، رد پایت ماند رفتی و پشت آسمان خم شد دل زینب خزانه ی غم شد رفتی و کودکان اسیر شدند نوجوان ها ز غصه پیر شدند رفتی و آب در ندامت سوخت بی تو شرمنده تا قیامت سوخت آنکه قرآن به روی نیزه زده ست شعله در دامن هویزه زده ست بنگر خطه ی شقایق را دشت آزادگان عاشق را که وجب در وجب گلی اینجاست از زمین تا خدا پلی اینجاست شهر عشق است و شور و ایمان است مدفن بهترین کریمان است سرزمینی شبیه کرببلاست جای مردان بی ریای خداست شهر یاران تویی هویزه تویی نور باران تویی هویزه تویی السلام ای نگین خوزستان کربلای هویزه و بستان یی قرار غروب مجنونم کرخه دریا شده ست از خونم ای شهیدان جاودان وطن لاله رویان پاره پاره بدن ای زمین گشته گلعذار شما آمدم باز بر مزار شما آمد‌م در دیار پاک کریم نزد علم الهدی و پیش حکیم با شما عهد تازه ای بستم به شما عاشقانه پیوستم در مسیر امام و رهبری ام خصم می ترسد از دلاوری ام ما سپاه ولایت عشقیم غرق نور هدایت عشقیم تا ظهوریم در کنار ولی همه در سایه ی ولای علی ایستادیم پر توان چون شیر مهدی از راه می رسد... تکبیر! شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe
قافله‌ی اشک و آه به کوشش آرش احمدی گلچینی از بهترین نوحه‌ها و مراثی حاج صادق آهنگران در سه دهه پس از جنگ تا کنون پیش خرید از ناشر: ٠٩١٦٣٩٨٤٠١١ آقای ستوده http://eitaa.com/text_nohe
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوروز ۱۳۹۳ یادمان شهدای شرق کارون در محضر مقام معظم رهبری عید شهیدان بهار از راه می آید خرامان با سبکبالی شده ایام سال نو شهیدان جای تان خالی شاعر: محمد زمان گلدسته http://eitaa.com/text_nohe