یونان .
– هرا (Hera): مونث، ایزدبانوی ازدواج، خانواده و زایمان. همسر زئوس.
– دختر کرونوس و رئا.
– هنگامی که زئوس، پادشاهِ خدایان، دل به عشقِ ایزدبانویِ زیبا و آرام، لتو (Leto)، باخت، هرا، همسرِ حسود و قدرتمندِ زئوس، از این عشق به شدت خشمگین شد. او قسم خورد که لتو هرگز در هیچ نقطهای از زمینِ روشن، نتواند فرزندی به دنیا بیاورد. نفرینِ هرا چنان قوی بود که حتی زمینِ مقدس نیز از ترسِ خشمِ او، لتو را نمیپذیرفت. لتو، با دلی شکسته و در حالی که باردار بود، در جهان سرگردان شد. او به هر سو میرفت، اما زمینهایِ پرنور او را طرد میکردند. سرانجام، در حالی که کاملاً درمانده بود، به جزیرهیِ کوچک و دورافتادهیِ دِلوس (Delos) رسید. این جزیره، که در آن زمان شناور بود و به جایی متصل نبود، تنها مکانی بود که به لتو پناه داد.لتو در دلوس، با دردِ زایمان دست و پنجه نرم میکرد. اما هرا، همچنان دست از آزارِ او برنداشت. او ایلِیتیا (Eileithyia)، ایزدبانویِ زایمان، را از آمدن به دلوس بازداشت، تا لتو نتواند فرزندانش را به دنیا بیاورد. اما سایرِ خدایان، با دیدنِ رنجِ لتو، دلشان به رحم آمد. آنها از هرا خواهش کردند تا اجازه دهد لتو زایمان کند، و در ازایِ آن، قول دادند که لتو به هرا یک گردنبندِ طلاییِ زیبا و بینظیر بدهد. هرا، با اکراه پذیرفت و ایلِیتیا اجازه یافت تا به دلوس برود.
لتو، پس از رنجهایِ بسیار، دو فرزندِ دوقلو و زیبا به دنیا آورد: آپولو (Apollo)، خدایِ خورشید، موسیقی، هنر و پیشگویی، و آرتمیس (Artemis)، ایزدبانویِ شکار، ماه، و طبیعتِ وحشی.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @mascara .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– پوزیدون (Poseidon): مذکر، خدای دریاها، زلزلهها، طوفانها و اسبها. همسر آمفیتریته.
– پسر کرونوس و رئا.
– پس از سرنگونیِ پدرشان، کرونوس، توسط زئوس و برادرانش، جهان میان سه برادر تقسیم شد: زئوس آسمان را برداشت، هادس قلمرو مردگان را، و پوزیدون سهمش را به عنوان فرمانروایِ دریاهایِ بیپایان و وسیع به دست آورد. او با نیزهی سهشاخِ قدرتمندش (Trident)، امواجِ خروشان را هدایت میکرد، طوفانهایِ مهیب به پا مینمود، و زمین را با زلزلههایِ ویرانگر به لرزه درمیآورد. پوزیدون، با وجودِ قدرتِ عظیمی که داشت، اغلب فردی عصبانی و دمدمیمزاج بود. او عاشقِ اقیانوسها بود و در کاخِ زیرِ آبیِ باشکوهی که با مرجانها و مروارید تزئین شده بود، زندگی میکرد. عشقِ او به آمفیتریته (Amphitrite)، یکی از نریدهها (پریهایِ دریایی)، نیز مشهور بود. او برایِ جلبِ رضایتِ آمفیتریته، دلفینها را به عنوانِ پیامآور نزد او فرستاد و سرانجام توانست او را به همسریِ خود درآورد. پوزیدون، همچنین به عنوان خالقِ اسبها شناخته میشود؛ گفته میشود که او اولین اسب را از نوکِ نیزهی سهشاخِ خود بر رویِ زمین پدید آورد.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @varyanc .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
هادس (Hades): مذکر، خدای جهانِ مردگان و قلمرو زیرین. همسر پرسفونه.
– پسر کرونوس و رئا.
پس از تقسیمِ جهان میانِ برادران، هادس، سهمِ خود را به عنوانِ فرمانروایِ قلمروِ تاریک و اسرارآمیزِ مردگان دریافت کرد. او بر روحِ تمامِ کسانی که از دنیا میرفتند، حکومت میکرد. قلمروِ او، که اغلب «هادس» نامیده میشد، مکانی بود که هیچ نوری به آن نمیتابید و سایهها بر آن حکمفرما بودند. هادس، خدایِ ثروت نیز بود، زیرا تمامِ معادنِ ارزشمندِ زمین در قلمروِ او قرار داشتند. برخلافِ برادرانش، هادس معمولاً خدایی عادل و بیطرف محسوب میشد؛ او نه به مردگان پاداش میداد و نه آنها را مجازات میکرد، بلکه صرفاً نگهبانِ نظمِ ابدیِ جهانِ زیرین بود. با این حال، داستانِ ربودنِ پرسفونه (Persephone)، دخترِ زئوس و دمتر (ایزدبانویِ کشاورزی)، مشهورترین روایتِ مربوط به اوست. هادس، عاشقِ پرسفونه شد و او را به قلمروِ خود ربود تا همسرش باشد. دمتر، از غمِ دخترش، جهان را در اندوه فرو برد و باعثِ خشکسالی و قحطی شد. در نهایت، توافقی حاصل شد که پرسفونه بخشی از سال را با مادرش و بخشی دیگر را با هادس در جهانِ زیرین بگذراند. این چرخه، آغازِ فصلهایِ سال را رقم زد؛ زمانی که پرسفونه با مادرش بود، جهان پر از نعمت و باروری بود(بهار و تابستان) ، و زمانی که به نزدِ هادس بازمیگشت، طبیعت رو به زوال میرفت(پاییز و زمستان).
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @varayema .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– دمتر (Demeter): مونث، ایزدبانوی کشاورزی، غلات، حاصلخیزی زمین و فصلها. مادر پرسفونه.
– دختر کرونوس و رئا.
– دمتر، ایزدبانویِ مهربان و بخشندهی زمین، مسئولِ رویشِ غلات، ثمر دادنِ درختان و حاصلخیزیِ خاک بود. او نقشِ حیاتی در زندگیِ انسانها ایفا میکرد، زیرا فراوانیِ محصولاتِ کشاورزی مستقیماً به خوشبختی و بقایِ آنها وابسته بود. مهمترین و غمانگیزترین داستانِ دمتر، مربوط به دخترش، پرسفونه (Persephone) است. هنگامی که هادس، خدایِ جهانِ زیرین، پرسفونه را ربود و به عنوانِ همسر به قلمروِ خود برد، دمتر از اندوهِ عمیق فرو رفت. او دست از وظایفِ خود کشید و در غمِ دخترش، زمین را عقیم ساخت. در نتیجه، هیچ گیاهی نرویید، قحطی جهان را فرا گرفت و انسانها در آستانهیِ نابودی قرار گرفتند. زئوس، که وضعیت را دید، مجبور شد مداخله کند. توافقی حاصل شد که پرسفونه نیمی از سال را با مادرش و نیمی دیگر را در کنارِ هادس بگذراند. بازگشتِ دمتر به شادی، با آغازِ فصلِ بهار و رویشِ دوبارهیِ گیاهان همراه بود، و رفتنِ او به جهانِ زیرین، آغازِ فصلِ پاییز و زمستان را رقم میزد. دمتر، نمادِ چرخهیِ زندگی، مرگ و تولدِ دوباره در طبیعت است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : قهوه تلخ .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
هفائستوس (Hephaestus): مذکر، خدای آهنگری، فلزکاری، آتش، و صنعتگران. همسر آفرودیت.
– پسر زئوس و هرا (در برخی روایات، تنها پسرِ هرا).
هفائستوس، خدایِ صنعت و آتش، شخصیتی منحصر به فرد در میانِ خدایانِ المپ بود. او برخلافِ دیگر خدایان، قدی کوتاه و ظاهری نه چندان زیبا داشت و لنگلنگان راه میرفت. در برخی روایات آمده که هرا، از تولدِ او و ظاهرِ ناقصش شرمنده شد و او را از المپ به بیرون پرتاب کرد، و او در دریا افتاد و توسطِ تتیس (Tethys) و اورانوس (Uranus) نجات یافت. در روایاتِ دیگر، زئوس او را به دلیلِ طرفداری از هرا در نزاعی میانِ زئوس و هرا، از المپ به بیرون انداخت. هفائستوس، با وجودِ ظاهرش، استعدادِ بینظیری در کار با فلزات، سنگ و آتش داشت. او آهنگرِ خدایان بود و تمامِ سلاحها، زرهها، جواهرات، و ابزارهایِ شگفتانگیزِ خدایان و قهرمانان را میساخت. شمشیرِ زئوس، نیزهیِ سهشاخِ پوزیدون، و سپرهایِ قهرمانانی چون آشیل، از شاهکارهایِ او بودند. او همچنین در ساختِ تلهها و ماشینهایِ جادویی مهارت داشت؛ معروفترینِ آنها، تلهای بود که او برایِ گرفتنِ هرا، هنگامی که او را از خود رنجانده بود، ساخت. هفائستوس، با وجودِ بدشانسی در عشق (همسرش، آفرودیت، به او خیانت میکرد)، همواره به کارِ خود وفادار بود و در کارگاهِ آتشفشانیِ خود، آثارِ هنریِ بیبدیلی خلق میکرد. او نمادِ تلاش، مهارت، و پشتکار در کار است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @vatanx .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .