یونان .
هادس (Hades): مذکر، خدای جهانِ مردگان و قلمرو زیرین. همسر پرسفونه.
– پسر کرونوس و رئا.
پس از تقسیمِ جهان میانِ برادران، هادس، سهمِ خود را به عنوانِ فرمانروایِ قلمروِ تاریک و اسرارآمیزِ مردگان دریافت کرد. او بر روحِ تمامِ کسانی که از دنیا میرفتند، حکومت میکرد. قلمروِ او، که اغلب «هادس» نامیده میشد، مکانی بود که هیچ نوری به آن نمیتابید و سایهها بر آن حکمفرما بودند. هادس، خدایِ ثروت نیز بود، زیرا تمامِ معادنِ ارزشمندِ زمین در قلمروِ او قرار داشتند. برخلافِ برادرانش، هادس معمولاً خدایی عادل و بیطرف محسوب میشد؛ او نه به مردگان پاداش میداد و نه آنها را مجازات میکرد، بلکه صرفاً نگهبانِ نظمِ ابدیِ جهانِ زیرین بود. با این حال، داستانِ ربودنِ پرسفونه (Persephone)، دخترِ زئوس و دمتر (ایزدبانویِ کشاورزی)، مشهورترین روایتِ مربوط به اوست. هادس، عاشقِ پرسفونه شد و او را به قلمروِ خود ربود تا همسرش باشد. دمتر، از غمِ دخترش، جهان را در اندوه فرو برد و باعثِ خشکسالی و قحطی شد. در نهایت، توافقی حاصل شد که پرسفونه بخشی از سال را با مادرش و بخشی دیگر را با هادس در جهانِ زیرین بگذراند. این چرخه، آغازِ فصلهایِ سال را رقم زد؛ زمانی که پرسفونه با مادرش بود، جهان پر از نعمت و باروری بود(بهار و تابستان) ، و زمانی که به نزدِ هادس بازمیگشت، طبیعت رو به زوال میرفت(پاییز و زمستان).
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @varayema .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– دمتر (Demeter): مونث، ایزدبانوی کشاورزی، غلات، حاصلخیزی زمین و فصلها. مادر پرسفونه.
– دختر کرونوس و رئا.
– دمتر، ایزدبانویِ مهربان و بخشندهی زمین، مسئولِ رویشِ غلات، ثمر دادنِ درختان و حاصلخیزیِ خاک بود. او نقشِ حیاتی در زندگیِ انسانها ایفا میکرد، زیرا فراوانیِ محصولاتِ کشاورزی مستقیماً به خوشبختی و بقایِ آنها وابسته بود. مهمترین و غمانگیزترین داستانِ دمتر، مربوط به دخترش، پرسفونه (Persephone) است. هنگامی که هادس، خدایِ جهانِ زیرین، پرسفونه را ربود و به عنوانِ همسر به قلمروِ خود برد، دمتر از اندوهِ عمیق فرو رفت. او دست از وظایفِ خود کشید و در غمِ دخترش، زمین را عقیم ساخت. در نتیجه، هیچ گیاهی نرویید، قحطی جهان را فرا گرفت و انسانها در آستانهیِ نابودی قرار گرفتند. زئوس، که وضعیت را دید، مجبور شد مداخله کند. توافقی حاصل شد که پرسفونه نیمی از سال را با مادرش و نیمی دیگر را در کنارِ هادس بگذراند. بازگشتِ دمتر به شادی، با آغازِ فصلِ بهار و رویشِ دوبارهیِ گیاهان همراه بود، و رفتنِ او به جهانِ زیرین، آغازِ فصلِ پاییز و زمستان را رقم میزد. دمتر، نمادِ چرخهیِ زندگی، مرگ و تولدِ دوباره در طبیعت است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : قهوه تلخ .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
هفائستوس (Hephaestus): مذکر، خدای آهنگری، فلزکاری، آتش، و صنعتگران. همسر آفرودیت.
– پسر زئوس و هرا (در برخی روایات، تنها پسرِ هرا).
هفائستوس، خدایِ صنعت و آتش، شخصیتی منحصر به فرد در میانِ خدایانِ المپ بود. او برخلافِ دیگر خدایان، قدی کوتاه و ظاهری نه چندان زیبا داشت و لنگلنگان راه میرفت. در برخی روایات آمده که هرا، از تولدِ او و ظاهرِ ناقصش شرمنده شد و او را از المپ به بیرون پرتاب کرد، و او در دریا افتاد و توسطِ تتیس (Tethys) و اورانوس (Uranus) نجات یافت. در روایاتِ دیگر، زئوس او را به دلیلِ طرفداری از هرا در نزاعی میانِ زئوس و هرا، از المپ به بیرون انداخت. هفائستوس، با وجودِ ظاهرش، استعدادِ بینظیری در کار با فلزات، سنگ و آتش داشت. او آهنگرِ خدایان بود و تمامِ سلاحها، زرهها، جواهرات، و ابزارهایِ شگفتانگیزِ خدایان و قهرمانان را میساخت. شمشیرِ زئوس، نیزهیِ سهشاخِ پوزیدون، و سپرهایِ قهرمانانی چون آشیل، از شاهکارهایِ او بودند. او همچنین در ساختِ تلهها و ماشینهایِ جادویی مهارت داشت؛ معروفترینِ آنها، تلهای بود که او برایِ گرفتنِ هرا، هنگامی که او را از خود رنجانده بود، ساخت. هفائستوس، با وجودِ بدشانسی در عشق (همسرش، آفرودیت، به او خیانت میکرد)، همواره به کارِ خود وفادار بود و در کارگاهِ آتشفشانیِ خود، آثارِ هنریِ بیبدیلی خلق میکرد. او نمادِ تلاش، مهارت، و پشتکار در کار است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @vatanx .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– آرس (Ares): مذکر، خدای جنگ، خشونت، شورش و وحشت.
– پسر زئوس و هرا.
آرس، خدایِ جنگ، تجسمِ جنبهیِ وحشیانه، خونین و بیرحمانهیِ جنگ بود. برخلافِ آتنا که نمادِ استراتژی و جنگِ عادلانه بود، آرس نمایندهیِ شور و شوقِ کورکورانهیِ نبرد، فریادهایِ جنگ، و ریختنِ خون بود. او اغلب با زرهی براق، شمشیری خونین، و نیزهای در دست تصویر میشد. آرس، محبوبِ مادرش هرا، اما منفورِ پدرش زئوس بود، که از خشونت و بیباکیِ او بیزار بود. او معشوقهی آفرودیت (Aphrodite)، ایزدبانویِ عشق، بود و این عشقِ ممنوعه، داستانهایِ جالبی را رقم زد. هفائستوس، همسرِ آفرودیت، یک تلهیِ نامرئی ساخت و هر دو را در حالِ گناه گرفتار کرد و آنها را به تمسخرِ دیگر خدایان واداشت. آرس، اغلب در میدانِ نبرد حضور داشت و از آشوب و ویرانی لذت میبرد. او نمادِ قدرتِ خام، شجاعتِ بیپروا، و گاهی اوقات، بیرحمیِ جنگ بود.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @Viran01 .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– ایلیتیا (Eileithyia): مونث، ایزدبانوی زایمان و مامایی.
– دختر زئوس و هرا.
– ایلیتیا، ایزدبانویِ یاریرسان در فرآیندِ زایمان بود. او وظیفهیِ کمک به مادران در هنگامِ دردِ زایمان و تسهیلِ تولدِ نوزادان را بر عهده داشت. هرچند او اغلب به عنوانِ یک ایزدبانویِ منفرد تصویر میشود، اما گاهی اوقات به صورتِ جمعی (ایلیتیاها) نیز ذکر شده است، که نشاندهندهیِ جنبههایِ مختلفِ کمک در زایمان است. مشهورترین داستانِ مربوط به ایلیتیا، ماجرایِ تولدِ آپولو و آرتمیس است. هنگامی که لتو، معشوقهیِ زئوس، در جزیرهیِ دلوس باردار بود، هرا، ایزدبانویِ زایمان را از رفتن به دلوس بازداشت تا لتو نتواند فرزندانش را به دنیا بیاورد. این عملِ هرا، رنجِ لتو را تشدید کرد، تا جایی که خدایانِ دیگر مجبور شدند برایِ آزادیِ ایلیتیا و تولدِ آپولو و آرتمیس، مداخله کنند. ایلیتیا، نمادِ قدرتِ مادرانه، رنجِ زایمان، و در نهایت، موهبتِ تولدِ زندگیِ جدید است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @Aimy_23 .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .