یونان .
– دیونیسوس (Dionysus): مذکر، ایزدِ شراب، مستی، جشن، تئاتر، باروری و شورِ زندگی.
– پسرِ زئوس و سمله (یک زنِ فانی).
– دیونیسوس، که به عنوانِ خدایِ شراب، جشن و شورِ زندگی شناخته میشود، یکی از خدایانِ محبوب و در عین حال، مرموزِ المپنشین است. مادرش، سمله، یک زنِ فانی بود که توسطِ زئوس باردار شد. هرا، همسرِ حسودِ زئوس، سمله را فریب داد تا زئوس را در هیبتِ واقعیاش (که برایِ انسانها کشنده بود) ببیند و سمله در آتشِ جلالِ زئوس سوخت. اما زئوس، جنینِ نارسِ دیونیسوس را نجات داد و در رانِ خود کاشت تا به کمال برسد.
دیونیسوس، پس از تولد، با شور و هیجانِ فراوان، زندگی را در آغوش گرفت. او به سراسرِ جهان سفر کرد و هنرِ شرابسازی و موسیقی را به انسانها آموخت. جشنها و آیینهایِ دیونیسوسی، اغلب با شور، رقص، مستی و فراموشیِ موقتِ غمها همراه بود. او همچنین ایزدِ تئاتر و نمایش بود. افسانههایِ دیونیسوس اغلب با جنبههایِ تاریکترِ مستی و شورِ غیرقابلِ کنترل نیز همراه است، که میتواند منجر به جنون و خشونت شود. با این حال، او نمادِ زندگی، باروری، رهایی از قید و بندها و چرخه طبیعیِ مرگ و تولدِ دوباره نیز هست.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @Su10ide .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– دافنه (Daphne): مونث، نیمف (پریِ جنگلی)، معشوقه و اولین عشقِ آپولو.
– دخترِ پنهئوس (خدایِ رودخانه).
– دافنه، یک نیمفِ زیبا و باکره بود که در جنگلها زندگی میکرد و به شکار و طبیعتگردی علاقه داشت. آپولو، خدایِ خورشید و موسیقی، پس از پیروزی بر هیولایِ پیتون، موردِ تمسخرِ خدایِ عشق، اروس قرار گرفت. اروس دو تیر را به سمتِ آپولو پرتاب کرد: یکی از تیرهایِ طلاییِ عشق که باعثِ شور و اشتیاقِ شدیدِ آپولو به دافنه شد، و دیگری تیری از جنسِ سرب که باعثِ نفرت و بیمیلیِ کاملِ دافنه نسبت به آپولو شد.
آپولو، دیوانهوار عاشقِ دافنه، او را تعقیب کرد. دافنه، که از تعقیبِ آپولو به وحشت افتاده بود و نمیخواست باکرهگیِ خود را از دست بدهد، از پدرش، پنهئوس، یاری خواست. هنگامی که آپولو به او نزدیک شد، دافنه از پدرش خواست تا او را تغییر شکل دهد. دعایِ او مستجاب شد و او در آستانهیِ دستگیری توسطِ آپولو، به درخت لور تبدیل شد. آپولو، با حسرت و اندوه، برگهایِ درختِ لور را جمع کرد و آن را به عنوانِ تاجِ پیروزی بر سر گذاشت و اعلام کرد که از این پس، این درخت نمادِ هنر، شعر و پیروزیِ او خواهد بود. دافنه، نمادِ زیباییِ بکر، فرار از عشقِ ناخواسته و تبدیلِ غم به جاودانگی است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : Iajang .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– کاساندرا (Cassandra): مونث، شاهزادهخانمِ تروا، پیامبرِ تراژیک، معشوقه یا دلباختهیِ آپولو.
– دخترِ پریام (پادشاهِ تروا) و هکوبا.
– کاساندرا، شاهزادهخانمِ زیبایِ تروا و دخترِ پادشاه پریام بود. او از آپولو، خدایِ هنر و پیشگویی، هدیهیِ پیشگویی دریافت کرد. اما پس از آنکه آپولو فهمید کاساندرا به او عشق نمیورزد (یا پس از آنکه او قولِ خود را به آپولو، که از او بود، نشکست)، نفرینش کرد. نفرینِ آپولو این بود که هرچند کاساندرا همیشه حقیقت را پیشبینی میکرد، اما هیچکس هرگز حرفهایِ او را باور نمیکرد.
کاساندرا بارها وقوعِ فجایعِ پیشِ رو را هشدار داد: سقوطِ تروآ، بازگشتِ شومِ کشتیهایِ یونانی، و خیانتِ تروآها در وارد کردنِ اسبِ چوبی به داخلِ شهر. اما هیچکس به حرفهایِ او گوش نداد و او را دیوانه پنداشتند. حتی پس از سقوطِ تروآ، هنگامی که او به عنوانِ غنیمتِ جنگی به آگاممنون، پادشاهِ یونان، تعلق گرفت، باز هم نتوانست جلویِ مرگِ خود و آگاممنون را توسطِ کِلایمِنسترا (همسرِ آگاممنون) بگیرد. کاساندرا، نمادِ حقیقتِ نادیده گرفته شده، پیشگوییِ تراژیک و ناامیدیِ ناشی از عدمِ باور است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @shokolat_h .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– هیاسینتوس (Hyacinthus): مذکر، شاهزادهای زیبا و ورزشکار، معشوقهیِ آپولو.
– پسرِ اِمی کلاس (پادشاهِ اسپارت) یا پادشاهِ تراکیه.
– هیاسینتوس، شاهزادهای جوان و بسیار زیبا، و همچنین ورزشکاری ماهر بود که موردِ عشقِ آپولو، خدایِ خورشید و هنر، قرار گرفت. آپولو از همراهی با هیاسینتوس و تماشایِ ورزشهایِ او (مانندِ پرتابِ دیسک) لذت میبرد. اما زفیروس (خدایِ بادِ غرب)، که او نیز به هیاسینتوس عشق میورزید اما موردِ توجهِ او قرار نگرفته بود، از رویِ حسادت، در حالی که آپولو و هیاسینتوس مشغولِ بازیِ دیسک بودند، بادِ شدیدی را فرستاد. این باد، دیسکِ پرتاب شده توسطِ آپولو را منحرف کرد و به سرِ هیاسینتوس برخورد نمود.
هیاسینتوس، در اثرِ این ضربه جان باخت. آپولو، از شدتِ غم و اندوه، نتوانست او را زنده کند (زیرا سرنوشتِ او این بود). اما از خونِ هیاسینتوس، گلی زیبا با گلبرگهایی به شکلِ حرفِ یونانیِ "AI" (به معنایِ "آه") رویید که به نامِ او "هیاسینت" نامیده شد. گلِ هیاسینت، نمادِ عشقِ تراژیک، زیباییِ زودگذر و یادبودِ عزیزانِ از دست رفته است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @zwiehy .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .
یونان .
– کورونیس (Coronis): مونث، شاهزادهخانمِ تسالیایی، معشوقهیِ آپولو و مادرِ آسکلپیوس.
– دخترِ (پادشاهِ لاتاپیتها).
– کورونیس، شاهزادهخانمی زیبا از تسالی بود که آپولو، خدایِ خورشید، عاشقِ او شد و با او رابطهای برقرار کرد که منجر به بارداریاش شد. آپولو، که به او بسیار عشق میورزید، کلاغی را به عنوانِ پیامآور نزد او فرستاد تا از حالش باخبر شود. اما هنگامی که کلاغ، دید که کورونیس به شاهزادهای فانی به نامِ ایزیس خیانت میکند، با عصبانیت به نزدِ آپولو بازگشت و خبر را به او داد.
آپولو، خشمگین از این خیانت، ابتدا کلاغ را به خاطرِ خبرچینیِ بد، سیاه کرد (و از این رو کلاغها سیاه شدند). سپس خواهرش، آرتمیس، را فرستاد تا کورونیس را مجازات کند. آرتمیس، کورونیس را کشت. اما هنگامی که آپولو متوجه شد کورونیس باردار است، قبل از آنکه جسدِ او را بسوزانند، فرزندِ درونِ شکمش را بیرون کشید. این نوزاد، همان آسکلپیوس، خدایِ طب و درمان شد. کورونیس، نمادِ خیانت، عشقِ تراژیک و مادری ناخواسته است.
𝒬𝖾𝖺𝗋 : @blu_rr15 .
ℱ𝗋𝗈𝗆 : @chexryx , @pinwheeli .