دل را ز بىخودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سردادهام فغان
بانگ جرس زشوقِ به منزل رسیدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه برکنم
بارى علاجِ شوق گریبان دریدن است
شامم سیهتر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است
سوى تو اى خلاصهى گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوى پرکشیدن است
-شهید سیدعلی حسینی خامنهای
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَآ إِلَّآ إِحْدَى ٱلْحُسْنَيَيْنِۖ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ ٱللَّهُ بِعَذَابࣲ مِّنْ عِندِهِۦٓ أَوْ بِأَيْدِينَاۖ فَتَرَبَّصُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ (٥٢)
بهعلاوه، بگو: «جز شهادت و پيروزى كه هر دو هم خوباند، مگر انتظار عاقبت ديگرى را براى ما مىكشيد؟! ولى ما دربارۀ شما انتظار مىكشيم كه خدا از طرف خودش يا به دست ما، به عذابى سخت دچارتان كند! پس چشمبهراه باشيد كه ما هم با شما چشمبهراه مىمانيم!»
- سوره توبه
اصلا تقصیر شماست. همهاش تقصیر شماست. شما که به یک لبخند اینطور آدم را گرفتار خودتان میکردید. شما که وقتی همه دنیا ما را تهدید میکرد، آنطور سینه سپر میکردید و انگشت بلند میکردید که اگر به مردم من نگاه چپ کنید، سرزمینتان را با خاک یکسان میکنیم. تقصیر شماست که وقتی ما برای حفظ عزت و اقتدار خودمان به خیابان میآمدیم، با هشتاد و شش سال سن، به احترام ما میایستادید و پیام تشکر میدادید. شما که سالها بود عبا و قبای تازه بر تنتان ندیدیم. شما که حواستان به همه بود. اصلا چرا وقتی آن دختر شهید عمامه را نشان داد و گفت «کلاهتو مامانت خریده؟ میدیش به من؟» به او قول یک کلاه صورتی دخترانه دادید و گفتید این پسرانه است؛ و چند روز بعد با آن همه مشغله، یادتان بود که کلاه را به در خانهشان بفرستید؟ میخواستید ما را اینطور دلبسته خودتان کنید؟ چرا ماهرمضان آنسال آدم فرستادید در خانه همسایههای بیت که بگویید فلانی گفته امشب افطار مهمان مناید و آن زنومردهای متعجب با تیپهای مختلف آمدند و با نان و سبزی پذیرایی کردید و گفتید ببخشید رفت و آمدهای ما زیاد است، شما هم اذیت میشوید. اصلا چرا این را رسانهای نکردید؟ترسیدید تیتر بزنیم دیدار رهبر انقلاب با بچهمحلهایش؟ ولیامر مسلمین جهان چرا باید شب کریسمس ناگهان زنگ خانه مسیحیان را بزند و بگوید مهمان نمیخواهید؟ چرا باید زنگ بزند حال اکبر عبدی را در بیمارستان بپرسد؛ چرا باید دستخط هوشنگ ابتهاج را بشناسد؟ چرا در دیدار رمضانی شاعران، در بیت رهبری برایشان اتاق سیگار تدارک ببینید؟ تقصیر شماست که ما اینطور دلبسته و دیوانه شما شدیم. تقصیر شماست که حالا ما اینطور زمینگیریم. جواب این دلهای شکسته را که میدهد آقای من؟
«مهدی مولایی»
https://eitaa.com/m_molaie110
یادتونه می گفتم دنیا داره به سمت و سوی عجیبی میره؟!
داریم با کل دنیا می جنگیم... از مزدور و خائن داخلی گرفته تا ابرقدرت هایی که کمر بستن به زانو زدن ما... به نابودی ما...
وقتی حرف از نابودی میشه تمامیت ارضی شاملشه... پرشین بودنمون شاملشه... شیعه بودنمون شاملشه...
هر چیزی که به ما ربط داره... اونا می خوان همه چیز رو ازمون بگیرن و بی هویتمون بکنن
بحث وجودیته! بحث اینه که این همه تلاش، این همه تجهیزات و به جنگ برخواستن با ما تنها برای یک دلیله و اون هم باقی موندن خودشون و از بین بردن ما...
از همه چیز کمک گرفتن تا باقی بمونن حتی از قدرت شیاطین... چون می دونن که این نبرد یک نبرد معمولی نیست که بعد از یه مدت خسته بشن و بگن خب دیگه بیاید توافق کنیم... نه!
این نبردیه که اگه توش ببازن دیگه همه چیز براشون تموم شده... قدرتشون... مقبولیتشون... اقتصادشون... و هر چیزی که سال ها توی ذهن مردم جهان بت شده بود... همه ی اون بت ها یکی یکی می شکنه و پوشالی بودنشون ثابت میشه...
اما بچه ها...
بچه ها می دونم... می دونم که ما دستمون از همه جا کوتاه... می دونم که بی چاره ترین و بی پناه ترینیم توی این دنیا... اما هنوز درهای دعا به رومون بازه...
هنوز فرصت هست که از صمیم قلبمون از انتهای وجودمون تضرع کنیم به درگاه خدا که نجاتمون بده...
که از شر فتنه ها نجاتمون بده... که دستمون رو بگیره و ظهور رو تسریع کنه تا ما هم بچشیم طعم اون نفس راحت رو...