طـیـلا❤️🩹>
سال ها بعد صائب تبریزی در مخالفت با حافظ این شعر رو میگه :
هر آن کس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
طـیـلا❤️🩹>
سال ها بعد شهریار در مخالفت با صائب چند بیت شعر میگه :
هر آن کس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
طـیـلا❤️🩹>
قوسی تبریزی هم در جواب سه شخص بالا چند بیت کاملا متفاوت میگه :
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
بهایش هم بباید او ببخشد کل دنیا را
مگر من مغز خر خوردم در این آشفته بازاری
که او دل را بدست آرد، ببخشم من بخارا را ؟
نه چون صائب ببخشم من سر و دست و تن و پا را
نه من آن شهریارانم ببخشم روح و اجزا را
که این دل در وجود ما خدا دارد که می ارزد
هزاران ترک شیراز و هزاران عشق زیبا را
ولی گر ترک شیرازی دهد دل را بدست ما
در آن دم نیز شاید ما ببخشیمش بخارا را
طـیـلا❤️🩹>
شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول بین این دو چه کنم نقطه پیوند نبود . . .
شاعر: کاظم بهمنیِ عزیز🤍>