eitaa logo
مرکز نزدیکی به خـدا
1.1هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
256 فایل
👤 لیست پاکی @Listpaki_mosabeghat 👤پل ارتباطی @ysz869 👤 تبلیغ و تبادل @tabadol_tobe94 📻 رادیو توبه۹۴ @tobe94radio 🍃به سایتمون هم سر بزنین😌👇 tobe94.com 🌷آیدی ما در اینستاگرام👇 tobe94com 🌻سروش و تلگرام👇 tobe94 🌱 روبیکا👇 tobe94_tobe
مشاهده در ایتا
دانلود
🤎 جمله‌ی امروزت: «من لازم نیست برای تغییر کردن، به خودم سخت بگیرم. می‌تونم با قدم‌های کوچیک پیش برم، برای خودم حد و مرزهای سالم بسازم و یاد بگیرم به‌جای فرار از احساساتم، بهشون گوش بدم. من لایق آرامشم، حتی وقتی هنوز همه‌چیز توی زندگیم مرتب نشده.» 🫂 رفیق، به روز هشتم خوش اومدی. هفت روز تلاش کردی، فکر کردی، با احساساتت روبه‌رو شدی و شاید لحظه‌هایی هم بوده که دلت خواسته همه‌چیز رو رها کنی. اما امروز قراره یه چیز مهم رو یاد بگیری: تغییر واقعی فقط به معنی کنار گذاشتن عادت‌های قدیمی نیست؛ گاهی یعنی یاد گرفتن اینکه چطور با خودت و نیازهای واقعی‌ات رفتار کنی. شاید بعضی وقت‌ها به عادت‌هایی برمی‌گردی که می‌دونی به نفعت نیستن. شاید وقتی ناراحتی، تنهایی یا تحت فشاری، دوباره دلت می‌خواد به همون رفتارهای قدیمی پناه ببری. این لحظه‌ها به این معنی نیست که تمام تلاشت بی‌فایده بوده. گاهی یک عادت قدیمی، راهیه که مدت‌ها برای کنار اومدن با احساساتت یاد گرفتی. برای تغییرش، فقط اراده لازم نیست؛ باید کم‌کم یاد بگیری چه احساسی پشت اون رفتار پنهان شده و واقعاً به چی نیاز داری. 🌱 تمرین امروز: قبل از واکنش، مکث کن. امروز هر وقت احساس کردی می‌خوای به یکی از عادت‌های قدیمی‌ات برگردی، فقط چند لحظه مکث کن و از خودت این سؤال‌ها رو بپرس: - الان واقعاً چه احساسی دارم؟ ناراحتم، مضطربم، عصبانی‌ام، تنهام یا خسته‌ام؟ - الان به چی نیاز دارم؟ آرامش، توجه، استراحت، همراهی یا کمی فاصله از شرایط؟ - آیا کاری که می‌خوام انجام بدم، واقعاً بهم کمک می‌کنه یا فقط برای چند دقیقه آرومم می‌کنه؟ - چه انتخاب کوچیکی می‌تونم داشته باشم که هم به احساسم احترام بذاره و هم به خودم آسیب نزنه؟ لازم نیست همیشه جواب درست رو پیدا کنی. همین که قبل از واکنش، لحظه‌ای به خودت فرصت فکر کردن می‌دی، یعنی داری انتخاب کردن رو به‌جای واکنش نشون دادن تمرین می‌کنی. 🧡 یادت باشه رفیق: تو مجبور نیستی با خودت بجنگی تا ثابت کنی قوی هستی. لازم نیست احساساتت رو سرکوب کنی یا از خودت انتظار داشته باشی همیشه تصمیم‌های درستی بگیری. می‌تونی ناراحت باشی و همچنان از خودت مراقبت کنی. می‌تونی اشتباه کنی و همچنان برای خودت ارزش قائل باشی. می‌تونی هنوز در حال یاد گرفتن باشی و در عین حال به پیشرفتت افتخار کنی. مراقبت از خودت یعنی یاد بگیری هم به احساساتت گوش بدی و هم مسئولانه انتخاب کنی که با اون احساسات چه کار کنی. قرار نیست همیشه حالت خوب باشه؛ قراره حتی وقتی حالت خوب نیست، خودت رو تنها نذاری. 🌿 چالش کوچیک روز هشتم: امشب، قبل از خواب، سه خط برای خودت بنویس: 1. امروز چه احساسی رو تجربه کردم که معمولاً نادیده‌اش می‌گیرم؟ 2. امروز چه کاری انجام دادم که نشون می‌ده دارم برای خودم تلاش می‌کنم؟ 3. فردا چه قدم کوچیکی می‌تونم برای آرامش و سلامت خودم بردارم؟ لازم نیست جواب‌هات قشنگ یا کامل باشن. فقط صادقانه باشن. 🤎 رفیق، هفت روز اول شاید شروع تغییرت بودن؛ اما روز هشتم قراره بهت یادآوری کنه که این مسیر مسابقه نیست. تو قرار نیست خودت رو به نسخه‌ای بی‌نقص تبدیل کنی. قراره خودت رو بهتر بشناسی، نیاز‌هات رو جدی بگیری و انتخاب‌هایی بکنی که کم‌کم تو رو به زندگی سالم‌تر و آروم‌تری نزدیک می‌کنن. روز هشتم؛ شناختن نیازهای واقعی‌ام، مکث کردن پیش از واکنش و انتخاب آگاهانه، حتی وقتی احساساتم شدید می‌شن. 🧡 @tobe94
🤍 «یا رفیقَ مَن لا رفیقَ لَه» خدایا، ای همراهِ کسی که هیچ همراهی ندارد؛ ای پناهِ دل‌هایی که در تنهایی مانده‌اند… 🥹 گاهی آدم در میان شلوغی دنیا هم احساس تنهایی می‌کند؛ حرف‌هایی دارد که نمی‌تواند به کسی بگوید، دردهایی دارد که هیچ‌کس نمی‌فهمد و بغض‌هایی که فقط خودش از آن‌ها خبر دارد. خدایا، در آن لحظه‌ها تو رفیقِ بی‌کسان باش؛ دلِ خسته‌مان را آرام کن و نگذار در سخت‌ترین روزهای زندگی، امیدمان را از دست بدهیم. وقتی همه از حال دلمان بی‌خبرند، تو از رازهای پنهان قلبمان آگاهی. یا رفیقَ مَن لا رفیقَ لَه… 🤲🏻🤍 ای رفیقِ آن‌که جز تو رفیقی ندارد، ما را در تنهایی‌هایمان تنها مگذار و دل‌هایمان را به مهربانی و رحمتت آرام کن. آمین یا رب‌العالمین. 🕊 @tobe94
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
… دستانم کوتاه است، اما رحمت تو بلند است؛ من ناتوانم، اما تو توانایی… من درمانده‌ام، اما تو پناهِ بی‌پناهانى… من پر از اشتباهم، اما تو بخشنده‌ترینِ بخشندگانی… یا رب، گاهی آن‌قدر از خودم خسته می‌شوم که حتی نمی‌دانم با کدام زبان صدایت بزنم؛ فقط سرم را پایین می‌اندازم، اشک‌هایم را پنهان می‌کنم و در دلم می‌گویم: خدایا، اگر تو رهایم کنی، به کجا پناه ببرم؟من دستم به خیلی چیزها نمی‌رسد؛ به گذشته‌ای که دلم می‌خواهد تغییرش دهم، به روزهایی که با غفلت گذشتند،اما می‌دانم رحمت تو از تمام حسرت‌های من بزرگ‌تر است...خدایا، من با دست‌های خالی آمده‌ام؛ نه برای اینکه بگویم بی‌گناهم، نه برای اینکه اشتباهاتم را انکار کنم… آمده‌ام چون به بخشش تو امید دارم. آمده‌ام دوباره شروع کنم و از بنده‌ای که دیروز بودم، به بنده‌ای نزدیک‌تر به تو تبدیل شوم...یا رب… اگر اشک‌هایم زبان ندارند، تو که حال دلم را می‌دانی. اگر دعایم از شدت بغض نیمه‌کاره می‌ماند، تو که حرف‌های نگفته‌ام را می‌شنوی. اگر حتی از خودم ناامید شدم، کمکم کن از رحمت بی‌پایانت ناامید نشوم.مرا به اندازه‌ی اشتباهاتم مجازات مکن، به وسعت رحمتت ببخش❤️‍🩹 @tobe94
✍️بعد از نماز، آقای مرتضوی صدام کرد. بقیه رفتن نهار،من با ایشون و چند نفر دیگه توی نمازخونه دور هم حلقه زدیم شروع کرد به حرف زدن. علی الخصوص روی پیشنهاداتم مواردی رو اضافه یا تایید می کرد. بیشتر مشخص بود نگران هجمه ای بود که یه عده روی من وارد کردن و خیلی سخت بهم حمله کردن... من نصف سن اونها رو داشتم و می ترسید که توی همین شروع کار ببرم. غرق صحبت بودیم که آقای علیمرادی هم به جمع اضافه شد. تا نشست آقای مرتضوی با خنده خطاب قرارش داد: - این نیروتون چند؟ بدینش به ما علمیرادی خندید ... - فروشی نیست حاج آقا. حالا امانت بخواید یه چند ساعتی دیگه اوجش چند روز، ولی گفته باشم ها مال گرفته شده پس داده نمی شود. و علمیرادی با صدای بلند خندید - فکر کردی کسی که هوای امام رضا رو نفس بکشه حاضره بیاد دود و سرب برج میلاد شما بره توی ریه اش؟ مرتضوی چند لحظه ای لبخند زد و جمعش کرد ... - این رفیق ما که دست بردار نیست خودت چی؟ نمی خوای بیای تهران، پیش ما زندگی کنی؟ پیشنهاد و حرف هایی که زد خیلی خوب بود. اما برای من مقدور نبود. با شرمندگی سرم رو انداختم پایین - شرمنده حاج آقا ولی مرد خونه منم. برادرم، مشهد دانشجوئه خواهرم هم امسال داره دیپلم می گیره و کنکوری میشه... نه می تونم تنها بیام و اونها رو بزارم،نه می تونم با اونها بیام. بقیه اش هم قابل گفتن نبود. معلوم بود توی ذهنش، کلی سوال داشت اما فهمیده تر از این بود که چیزی بگه و حریم نگفتن های من رو نگهداشت. من نمی تونستم خانواده رو ببرم تهران. از پس خرج و مخارج بر نمی اومدم. سعید، خیلی فرق کرده بود اما هنوز نسبت به وضعش احساس مسئولیت می کردم و الهام توی بدترین شرایط، جا به جا می شد ... خودم هم اگه تنها می رفتم، شیرازه زندگی از هم می پاشید. مادرم دیگه اون شخصیت آرام و صبور نبود. خستگی و شکستگی رو می شد توش دیدو دیگه توان و قدرت کنترل موقعیت و بچه ها رو نداشت و دائم توی محیط، ناراحتی و دعوا پیش می اومد. مثل همین چند روزی که نبودم الهام دائم زنگ می زد که - زودتر برگرد بیشتر نمونی. توی راه برگشت،شب توی قطار علیمرادی یه نامه بهم داد - توصیه نامه است برای مرتضوی گفت: تو حیفی با این روحیه و این همه استعداد ... توی مجتمع ما بمونی برات توصیه نامه نوشت گفت از تهران هم زنگ میزنم سفارش می کنم میگم کدوم قسمت بذارنت. نامه توی دستم خشک شد - آقای علمیرادی ... - نترس بند پ نیست. اینجا افراد فقط گزینش شده میرن...این به حساب گزینشه . حاجی مرتضوی از اون بچه های خالص جنگه که هنوزم اون طوری مونده...خیلی هم از این طرف و اون طرف، اذیتش می کنن الکی کاری نمی کنه ... انتخاب بازم با خودته فقط حواست باشه ... با گزینش مرتضوی و تایید اون بری ... هم اونهایی که از مرتضوی خوششون نمیاد سر به جونت می کنن و سنگ می اندازن هم باید خیلی مراقب باشی پاشنه آشیل مرتضوی نشی. هنوز توصیه نامه توی دستم بود بین زمین و آسمون و غوغایی توی قلبم به پا شد. - پس چرا واسم توصیه نوشت؟ اینطوری بیشتر روش حساس نمیشن، سر به سرش بزارن؟ تکیه داد به پشتی ... - گفتم که از بچه های قدیم جنگه. اون موقع، بچه ها صاف و صادق و پاک بودن و نترس... کار که باید انجام می شد؛ مرده و زنده شون انجام می داد هر کی توانایی داشت، کسی نمی گفت کی هستی؟ قد و قواره ات چقدره؟ میومد وسط، محکم پای کار براساس تواناییش، کم نمی گذاشت به هر قیمتی شده، نمی گذاشتن کار روی زمین بمونه و الا ملت تازه انقلاب کرده و حکومت نوپا... مرتضوی هنوز همون آدمه تنهایی یا با همراه محکم می ایسته میگه این کار درسته باید انجام بشه ... انتخاب تو هم تو همون راستاست ولی دست خودت بازه از تو هم خوشش اومد گفت: این بچه اخلاق بچه های اون موقع رو داره... اهل ناله و الکی کاری نیست می فهمه حق الناس و بیت المال چیه. مثل بچه های اون موقع که مشکل رو می دیدن، می رفتن پای کار. نمی شینه یه گوشه بقیه شرایط رو مهیا کنن، این از دور کف بزنه... تمام مدت سرم پایین بود و به اون نامه فکر می کردم انتخاب سختی بود ورود به محیطی که روی حساب گزینش کننده ات هنوز نیومده، یه عده شمشیر به دست آماده له کردن و خورد کردنت باشن... از طرفی، اگر اشتباهی می کردم به قیمت زمین خوردن مرتضوی تموم می شد. ریسک بزرگی بود بیشتر از من برای مرتضوی غرق فکر بودم - نظر شما چیه؟ برم یا نه؟ و در نهایت تمام اون حرف ها و فکرها تصمیم قاطع من به رفتن بود. 👈نویسنده:شهیدسید طاها ایمانی ⏪ ... الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج💚 @tobe94 ‌ ‌ 🌸 🌿🍂 🍃🌺🍂
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧡همه گل هل در یک فصل شکوفا نمی‌شوند و همه‌ی رویاها در یک زمان به حقیقت نمی‌پیوندند. گاهی زندگی از تو می‌خواهد آرام بمانی، حتی وقتی هیچ نشانه‌ای از رسیدن نیست. 🌿به ریشه‌هایت فرصت بده تا در سکوت رشد کنند و به روزهایی ایمان داشته باش که هنوز از راه نرسیده‌اند. یادت باشد، دیر شکفتن به معنای هرگز شکفتن نیست؛🍃بعضی زیبایی‌ها فقط به زمان بیشتری نیاز دارند... 🍂 @tobe94
جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
زیارت آل یاسین.mp3
زمان: حجم: 5.8M
جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید برای آن دوران تلاش کرد؛ تا قبل از ظهور مهدی‌عجل‌الله‌فرجه آسایش، راحت‌طلبی و عافیت، وجود نخواهد داشت...💚 @tobe94
🤎 جمله‌ی امروزت: «من دارم یاد می‌گیرم که برای دوست داشتن خودم، لازم نیست همیشه قوی باشم یا همه‌چیز رو به‌تنهایی حل کنم. می‌تونم به نیازهای خودم احترام بذارم، از چیزهایی که آرامشم رو می‌گیرن فاصله بگیرم و بدون احساس گناه، خودم رو در اولویت قرار بدم. من حق دارم زندگی‌ای بسازم که توش احساس امنیت، آرامش و ارزشمندی کنم؛ حتی اگه برای رسیدن بهش زمان لازم داشته باشم.» 🫂 رفیق، به روز نهم خوش اومدی. تا اینجا هشت روزه که داری برای شناختن خودت، تغییر عادت‌های قدیمی و ساختن یک زندگی سالم‌تر تلاش می‌کنی. شاید هنوز بعضی چیزها اون‌طور که می‌خوای تغییر نکرده باشن، اما همین که داری بیشتر به احساساتت توجه می‌کنی و سعی می‌کنی آگاهانه‌تر تصمیم بگیری، خودش ارزشمنده. امروز قراره درباره‌ی یک موضوع مهم حرف بزنیم: یاد گرفتن اینکه بدون احساس گناه، برای خودت حد و مرز تعیین کنی. گاهی اون‌قدر به راضی نگه داشتن دیگران عادت می‌کنیم که فراموش می‌کنیم خودمون هم نیازهایی داریم. ممکنه وقتی خسته‌ایم، باز هم به دیگران جواب مثبت بدیم. وقتی از رفتاری ناراحت می‌شیم، سکوت کنیم تا کسی ازمون دلخور نشه. یا وقتی به کمی تنهایی و استراحت نیاز داریم، خودمون رو سرزنش کنیم که چرا به اندازه‌ی کافی برای دیگران وقت نمی‌ذاریم. شاید ته دلمون می‌ترسیم که اگر «نه» بگیم، دوست‌داشتنی نباشیم؛ اگر فاصله بگیریم، تنهامون بذارن؛ یا اگر نیازهای خودمون رو جدی بگیریم، آدم خودخواهی به نظر برسیم. اما رفیق، یک حقیقت مهم وجود داره: تو می‌تونی آدم مهربونی باشی، بدون اینکه همیشه در دسترس همه باشی. 🌱 تمرین امروز: مرزهای سالم من امروز سعی کن به سه بخش از زندگیت فکر کنی: ۱. چه چیزهایی آرامشم رو می‌گیرن؟ شاید جواب دادن به پیام‌ها وقتی خسته‌ای، تحمل حرف‌های آزاردهنده، توضیح دادن بیش از حد تصمیم‌هات یا تلاش مداوم برای راضی نگه داشتن دیگران. لازم نیست خودت رو بابت این رفتارها سرزنش کنی. فقط سعی کن متوجه بشی کجاها داری بیشتر از توانت به خودت فشار میاری. ۲. کجاها به یک مرز سالم نیاز دارم؟ از خودت بپرس: - آیا جایی هست که برخلاف میلم به چیزی جواب مثبت می‌دم؟ - آیا کسی یا چیزی هست که بعد از مواجهه باهاش احساس خستگی یا ناراحتی می‌کنم؟ - آیا برای پذیرفته شدن، احساسات یا نیازهای خودم رو نادیده می‌گیرم؟ لازم نیست همین امروز همه‌چیز رو تغییر بدی. فقط یک موقعیت رو انتخاب کن که دوست داری از این به بعد در اون بیشتر مراقب خودت باشی. ۳. چطور می‌تونم مرزم رو محترمانه بیان کنم؟ گاهی یک جمله‌ی ساده کافیه: - «الان انرژی انجام این کار رو ندارم.» - «ترجیح می‌دم درباره‌ی این موضوع صحبت نکنم.» - «برای تصمیم گرفتن به کمی زمان نیاز دارم.» - «می‌فهمم که این موضوع برات مهمه، اما من باهاش راحت نیستم.» - «الان به کمی زمان برای خودم نیاز دارم.» قرار نیست برای هر تصمیمی توضیح طولانی بدی یا همه رو قانع کنی که حقت رو داری. مرز سالم یعنی احساسات و نیازهای خودت رو جدی بگیری و در عین حال، به احساسات و حقوق دیگران هم احترام بذاری. 🧡 یادت باشه رفیق: ممکنه وقتی برای اولین بار «نه» می‌گی، احساس گناه کنی. ممکنه نگران واکنش دیگران بشی یا با خودت فکر کنی که شاید زیادی سخت گرفتی. اما احساس گناه همیشه به این معنی نیست که کار اشتباهی انجام دادی. گاهی فقط نشونه‌ی اینه که داری رفتاری متفاوت از عادت‌های قدیمی‌ات تمرین می‌کنی. تو مسئول کنترل احساسات همه نیستی. نمی‌تونی همیشه کاری کنی که هیچ‌کس ناراحت نشه، هیچ‌کس ازت دلخور نشه و همه از تصمیم‌هات راضی باشن. اما می‌تونی مسئولانه رفتار کنی، محترمانه حرف بزنی و در کنار توجه به دیگران، خودت رو هم فراموش نکنی. دوست داشتن دیگران نباید به قیمت نادیده گرفتن خودت تموم بشه. تو برای استراحت کردن لازم نیست اول خسته‌تر بشی. برای فاصله گرفتن از یک موقعیت آزاردهنده لازم نیست صبر کنی تا کاملاً فرسوده بشی. برای مراقبت از خودت هم لازم نیست از کسی اجازه بگیری. 🌿 چالش کوچیک روز نهم: امشب قبل از خواب، سه جمله برای خودت بنویس: 1. امروز در چه موقعیتی برخلاف میل واقعی‌ام رفتار کردم یا نیاز خودم رو نادیده گرفتم؟ 2. اگر دوباره در اون موقعیت قرار بگیرم، چطور می‌تونم هم به خودم احترام بذارم و هم با طرف مقابلم محترمانه رفتار کنم؟ 3. فردا چه مرز کوچیکی می‌تونم برای محافظت از آرامشم ایجاد کنم؟ لازم نیست مرز بزرگی تعیین کنی. شاید فقط چند دقیقه دیرتر جواب دادن به یک پیام، درخواست کمی زمان برای فکر کردن یا گفتن یک «نه» محترمانه باشه. همین قدم‌های کوچیک، وقتی با آگاهی و استمرار همراه بشن، می‌تونن تغییرهای مهمی ایجاد کنن🧡 @tobe94
🤎 جمله‌ی امروزت: «من برای تغییر کردن، لازم نیست با خودم بجنگم یا از هر لغزشی بترسم. می‌تونم عادت‌هام رو بهتر بشناسم، محرک‌هام رو پیدا کنم و یاد بگیرم وقتی وسوسه می‌شم، چطور از اون لحظه عبور کنم. هر بار که آگاهانه تصمیم می‌گیرم، فرصتی برای یادگیری دارم. من قرار نیست یک‌شبه تغییر کنم؛ قراره قدم‌به‌قدم قوی‌تر بشم.» 🫂 رفیق، به روز نهم خوش اومدی. هشت روز از مسیری که برای ترک خودارضایی شروع کردی گذشته. شاید بعضی روزها خیلی خوب پیش رفته باشی و بعضی وقت‌ها هم وسوسه شده باشی که دوباره به عادت قبلیت برگردی. شاید حتی لحظه‌هایی با خودت گفته باشی: «تا کی باید با این میل بجنگم؟ چرا هنوز بهش فکر می‌کنم؟» رفیق، امروز می‌خوایم درباره‌ی یکی از مهم‌ترین بخش‌های ترک خودارضایی صحبت کنیم: یاد گرفتن اینکه چطور با وسوسه روبه‌رو بشی، بدون اینکه مجبور باشی هر بار بهش واکنش نشون بدی. ### 🌱 چرا روز نهم مهمه؟ وقتی تصمیم می‌گیری یک عادت رو کنار بذاری، ممکنه ذهنت همچنان به دنبال تجربه‌ی قبلی باشه؛ مخصوصاً وقتی تنها هستی، حوصله‌ات سر رفته، استرس داری یا شب‌ها قبل از خواب با گوشی وقت می‌گذرونی. گاهی حتی بدون اینکه واقعاً میل شدیدی داشته باشی، یک تصویر، یک فکر یا یک موقعیت می‌تونه زنجیره‌ی وسوسه رو شروع کنه. اینجا مهمه که بدونی: داشتن میل جنسی به معنی شکست خوردن نیست. فکر کردن به خودارضایی هم به این معنی نیست که کنترل خودت رو از دست دادی. هدف امروز اینه که یاد بگیری بین شروع وسوسه و تصمیمی که می‌گیری، فاصله ایجاد کنی. ### 🧠 تمرین امروز: قانون ۱۵ دقیقه امروز هر وقت وسوسه شدی خودارضایی کنی، به خودت بگو: «لازم نیست همین الان تصمیم بگیرم. فقط ۱۵ دقیقه صبر می‌کنم.» در این ۱۵ دقیقه این کارها رو انجام بده: - دقیقه‌ی ۱ تا ۳: از جایی که هستی بلند شو، چند نفس آروم بکش و به احساس فعلیت توجه کن. - دقیقه‌ی ۳ تا ۷: محیطت رو عوض کن؛ مثلاً از اتاق بیرون برو، کمی قدم بزن یا صورتت رو با آب بشور. - دقیقه‌ی ۷ تا ۱۲: یک کار مشخص انجام بده؛ چند حرکت ورزشی، مرتب کردن اتاق یا گوش دادن به یک موسیقی. - دقیقه‌ی ۱۲ تا ۱۵: دوباره به حالت توجه کن. آیا شدت وسوسه تغییر کرده؟ الان بیشتر به چی نیاز داری؛ خواب، سرگرمی، آرامش یا ارتباط با دیگران؟ اگر بعد از ۱۵ دقیقه هنوز وسوسه داشتی، می‌تونی این تمرین رو تکرار کنی. قرار نیست میل جنسی همیشه فوراً از بین بره؛ هدف اینه که یاد بگیری بدون عجله و واکنش خودکار باهاش روبه‌رو بشی. ### 🔥 سه محرکی که امروز باید مراقبشون باشی ۱. تنهایی و بیکاری وقتی مدت زیادی بدون برنامه تنها می‌مونی، ممکنه ذهنت دوباره سراغ عادت قبلی بره. سعی کن برای ساعت‌هایی که معمولاً بیشتر وسوسه می‌شی، یک فعالیت مشخص داشته باشی. ۲. گوشی و محتوای تحریک‌کننده اگر دیدن تصاویر یا ویدئوهای تحریک‌کننده معمولاً باعث شروع وسوسه‌ات می‌شه، امروز دسترسی به اون محتواها رو محدود کن. صفحاتی رو که محرکت می‌کنن کنار بذار و گوشی رو موقع خواب دورتر از تخت قرار بده. ۳. استرس و خستگی گاهی چیزی که تجربه می‌کنی فقط میل جنسی نیست؛ ممکنه ذهنت دنبال راهی سریع برای کم کردن تنش باشه. اگر متوجه شدی بیشتر هنگام ناراحتی یا اضطراب وسوسه می‌شی، یک راه جایگزین مثل پیاده‌روی، دوش گرفتن، نوشتن احساسات یا صحبت با یک دوست رو امتحان کن. ### 💪 چالش روز نهم: امروز محرک اصلی خودت رو پیدا کن امروز فقط یک روز به رفتار خودت توجه کن و ببین وسوسه بیشتر چه زمانی سراغت میاد. از خودت بپرس: - معمولاً چه ساعتی بیشتر وسوسه می‌شم؟ - قبل از شروع وسوسه، مشغول چه کاری بودم؟ - چه احساسی داشتم؛ بی‌حوصلگی، استرس، تنهایی یا میل جنسی؟ - چه کاری می‌تونم انجام بدم که دفعه‌ی بعد، واکنشم متفاوت باشه؟ لازم نیست تمام محرک‌هات رو یک‌روزه پیدا کنی. حتی شناختن یک محرک هم می‌تونه کمک کنه برای موقعیت بعدی آمادگی بیشتری داشته باشی. ### 🧡 اگر دوباره لغزش اتفاق افتاد، چی؟ رفیق، اگر برخلاف تصمیمت خودارضایی کردی، لازم نیست با خودت بگی: «همه‌ی این ۹ روز خراب شد.» پیشرفتی که به دست آوردی با یک اتفاق پاک نمی‌شه. به‌جای اینکه وارد چرخه‌ی سرزنش و ناامیدی بشی، بررسی کن چه چیزی باعث شد به عادت قبلی برگردی و دفعه‌ی بعد چه تغییری می‌تونی ایجاد کنی. خودارضایی به‌خودی‌خود از نظر پزشکی لزوماً مضر نیست؛ اما اگر تصمیم گرفتی به دلایل شخصی این عادت رو کنار بذاری، می‌تونی روی هدفت کار کنی، بدون اینکه میل جنسی طبیعی خودت رو دشمن بدونی. قدرت واقعی فقط این نیست که وسوسه نشی؛ اینه که وقتی وسوسه می‌شی، راه‌های مختلفی برای انتخاب کردن داشته باشی. 🌙 تمرین قبل از خواب روز نهم امشب سه جمله بنویس: 1. امروز چه زمانی بیشتر وسوسه شدم و چه چیزی باعثش شد؟ 2. امروز چطور با یک فکر یا میل تحریک‌کننده برخورد کردم؟
🌙 تمرین قبل از خواب روز نهم امشب سه جمله بنویس: 1. امروز چه زمانی بیشتر وسوسه شدم و چه چیزی باعثش شد؟ 2. امروز چطور با یک فکر یا میل تحریک‌کننده برخورد کردم؟ 3. فردا برای مدیریت بهتر وسوسه، چه تغییر کوچیکی ایجاد می‌کنم؟ 🤎 رفیق، نه روزه که داری برای تغییر یک عادت تلاش می‌کنی. قرار نیست هر روز بدون فکر جنسی یا بدون وسوسه بگذره. چیزی که اهمیت داره اینه که خودت رو بهتر بشناسی، برای موقعیت‌های سخت برنامه داشته باشی و از تجربه‌هات یاد بگیری. روز نهم؛ شناخت محرک‌ها، مدیریت وسوسه و تمرین انتخاب آگاهانه به‌جای واکنش خودکار. 🧡
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینکه ما منتظر بمونیم شرایط عالی بشه بعد شروع کنیم! انرژی مون بالا باشه بعد استارت بزنیم! حال و حوصله و هیجان و انگیزه بالایی باشه تا شروع کنیم! تقریبا هیچوقت شروع نمیکنیم🙂 چون خیلی کم پیش میاد که انسان همه اینارو باهم داشته باشه! پس پیام امروز اینه"تو هر سطح و شرایطی هستی فقط اقدام کن"👌 تو باید شروع کنی تا شرایطت تغییر کنه🩵 @Tobe94