♥️ دوستان عزیز و همراه!
✍️... کانالِ ایتای #تراب_باش، یک کانالِ علمی_پژوهشیِ قرآنی است؛ لذا خواهشاً از ما #انتظار نداشته باشید که هر مطلبی را کپی و بارگذاری کنیم و یا بسیاری از نظرات ضعیفِ دیگران را بازگو نماییم؛ بلکه از ما انتظار و مطالبهی ارائهی #تحلیل و #تبیین_قرآنی و مباحثِ مستدلِ معارفی داشته باشید.
🌹با تشکر فراوان🌹
@Torab_bash
https://eitaa.com/torab_bash
هدایت شده از تُراب باش
(۳) تجمیع پستهای انصارالله موسایی در طه.pdf
حجم:
4.7M
✍️... فایلِ تجمیعِ پستهای أنصار اللهِ موسایی، در #سیاقِ_اولِ سوره طه که در کانالِ ایتای #ترابباش قرار داده شده.
📚 #فایلِ_پیدیاف🌹
@Torab_bash
https://eitaa.com/torab_bash
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹السلام علیك یا مهدی یا قائم!
@Torab_bash
https://eitaa.com/torab_bash
🏞️ #عکس_استوری | انتشار آزاد...
🌺 ویژهی ایامِ عید غدیر
https://eitaa.com/torab_bash
📝داستان گونهای از زندگی موسی (ع) [۱]
✍️... موسای نوزاد (ع)، از وقتی توسط فرعون از آب گرفته شد؛ حضرت آسیه (س)، مادر خواندهاش شد و ایشان را در دامانِ خودش #پرورش داد. از آنطرف مادر اصلیاش هم طی یک ماجرایی، به إذنِ الله به عنوان دایه یا مرضعه، به دربار میآید؛ و موسی (ع) را شیر میدهد و بزرگش میکند. از آن زمان، موسی (ع) تقریباً به صورتِ یک #شاهزاده زندگی میکند؛ با اینکه همه میدانستند که ایشان جزو بنیاسرائیل است و از #قبطیان نیست؛ چون قبطیان و بنیاسرائیل خیلی با هم تفاوت داشتند؛ از قیافهها معلوم بود که این بنیاسرائیلی است؛ این یکی قبطی است، خیلی آشکار بود؛ و با اینکه موسی (ع) جزو بنیاسرائیل بود؛ کسی جرأت نمیکرد به او بیاحترامی کند، به خاطر حُبّی که #فرعون نسبت به ایشان داشت و ایشان به صورت شاهزاده زندگی میکرد، خدم و حشمی داشت، عزت و احترام و یال و کوپالی داشت، جایی میخواست برود با افرادی حرکت میکرد؛ و جالب است که بدانید؛ ماجرای ملاقات موسی (ع) با #خضر (ع) هم در همین دوران یعنی قبل از رفتنِ ایشان به مَدیَن و ماجرای شعیب واقع شد.
🔺ایشان با یکی از خادمانی که دارد؛ که این خادم را هم خودش انتخاب کرده بود؛ فردی به نامِ یوشعِ بن نون که یکی از مؤمنانِ نابِ بنیاسرائیل بود. در ماجرای موسی و خضر (ع) موسی با این جوان که همراهش بود؛ به سوی خضر (ع) سفر کرد تا یک #عالمِ_إلهی را برای ادامهی سلوکی که داشت؛ بیابد!
📍مدتی بعد ایشان به مصر باز گشت و در یک ماجرایی یک قبطی که با شیعه موسی (ع) دعوایش شده بود را میکُشد! با تصمیم #انتقامِ قبطیان از موسی، ایشان مجبور به فرار میشود و اینجاست که از مصر به مدین هجرت میکند و نزد شعیب (ع) میرود؛ با یکی از دخترانِ شعیب (ع) ازدواج میکند و یک عهد و پیمانی با شعیب میبندد.
⌛️اکنون که موسی (ع) پیش شعیب است؛ با ایشان عهد بسته که ده سال پیش شعیب #مکث کند. واژه قرآنیاش «مکث» است. یکی از ادلهی تَقَدم همراهی موسی (ع) با خضر (ع) این است که آنجا قرارِ شعیب بر مکث را قبول کرد؛ لذا در این دوران، موسی (ع) نمیتوانسته پیش خضر (ع) برود. داستان موسی و خضر برای دورانِ مکث ایشان در #مدین نیست، چون ایشان تعهد کرده مکث کند. وقتی تعهد به مکث دارد؛ دیگر نمیتواند بلند شود؛ برود و طبقِ آیهی ۶۰ کهف، بگوید یک عمر دنبال عالِم میگردم. پس اصلاً نمیتواند برای آن ده سال باشد؛ بعدش [هم] نمیشود؛ چون دیگر به مصر برمیگردد و #رسول میشود. ضمن اینکه وقتی موسی (ع) با خضر (ع) مواجه میشود، نه رسول است و نه نبی است، اما عالِم لدنی است، هم عالم است، هم حکیم، با نسخهها آشناست، لکن هنوز نبی و رسول نشده است.
▪️در دورانی که ایشان در مدین ساکن بوده، حالا به خانوادهاش پیغام میدهد، به هارون پیغام میدهد که هارون بیا! هارون با موسی (ع) برادر ناتنی است، از جنبه مادر برادر هستند، چون هارون در آیه ۹۴ طه به موسی (ع) میفرماید: «يَا بْنَ أُمَّ» ای پسرِ مادرم! اینجا در این ده سال به برادرش پیغام میدهد که بیا اینجا، هارون بلند میشود و میآید. یک تعداد دیگر از یاران نزدیک ایشان هم از مصر به مدین میآیند، یک تعداد یار خیلی خوب هم آنجا پیدا میکند و در مجموع اینها طبقِ آیهی ۱۰ طه، همان #اهلِ موسی (ع) میشوند.
‼️زمانی که ده سال تمام میشود، دیگر میخواهند برگردند به مصر، اما موسی (ع) صرفاً با خانوادهاش نمیآید، بلکه با همین اهلش حرکت میکند و به مصر میرود؛ اهل یعنی کسانی که با او یار و یاور بودند؛ همدل و همصدا بودند؛ این میشود #اهل. واژه قرآنیاش اهل است، یعنی خودش، خانوادهاش و یک تعدادی از اطرافیانش، در مسیر که دارند میآیند، بر اساسِ آیه ۱۰ طه، به یک آتشی میرسند که «إِذْ رَأى ناراً» یعنی موسی (ع) این آتش را میبیند و میفرماید: «إِنِّي آنَسْتُ ناراً» من با این آتش، انس دارم! خدا نمیفرماید همه آنها آتشِ کوه طور را دیدند؛ پس همهی همراهان آتش را نمیدیدند؛ بلکه فقط ایشان میدید؛ لذا در همین صحنهی کوه طور، رسالت برای ایشان قرار داده و مأموریت فقط به ایشان داده شد؛ نه به همهی کاروانیان.
📌وقتی خدا در صحنهی رسالت میفرماید شما رسول باش، چنین و چنان باش! این #عصا! این هم #یَدِ_بَیْضا! اینجا موسی درخواست میکند که خدایا! برادرم را هم بیاور، خدا قبول میکند و موسی (ع) هارون را صدا میزند، هارون وارد این قسمت از داستان میشود، ادامه صحبت را خدا با هردو مطرح میکند؛ و مأموریت را به آنها میدهد. وقتی به مصر میرسند؛ طبق قرآن از بدوِ ورود نزد فرعون نمیروند؛ بلکه ابتدا سراغ بنیاسرائیل میروند؛ تعدادی از بنیاسرائیل به ایشان ایمان میآورند، بعد یواش یواش خبر میپیچد و به گوش فرعونیان میرسد؛ حالا پیش فرعون میروند. ادامه دارد...
@Torab_bash
https://eitaa.com/torab_bash
تُراب باش
📝داستان گونهای از زندگی موسی (ع) [۱] ✍️... موسای نوزاد (ع)، از وقتی توسط فرعون از آب گرفته شد؛ حضر
👆بخشِ اولِ داستانِ کوتاه زندگی موسی (ع) که بخش دوم هم تا ساعاتی دیگر بارگذاری میشود.👆
🚨#مهم | دوستان امروز به بهانهی داستانِ زندگی موسی (ع)، میخوام روشِ #جنیّان و ساحران در #اذیت کردن انسانها رو از تو قرآن بهتون نشون بدم!
https://eitaa.com/torab_bash
هدایت شده از تُراب باش
جدول خطبه غدیریه.pdf
حجم:
584.2K
🕋 جدولِ کاملِ خطبهی غدیر
🌹#دوستان! فایلِ خطبهی غدیر به صورت جدول، فرازبندی شده با ترجمه تقدیم شما عزیزان میگردد؛ انشاءالله مطالعه کرده و بسیار رشد کنیم.
🌺#دوستان! بتازید بهسوی غدیر
🔔لطفاً در حدّ ممکن #نشر بدید
@Torab_bash
https://eitaa.com/torab_bash
⛔️درباره تأثیر عمومی جنیّان و ساحران
✍️... واژهی «خَیَلَ» تقریباً ۸ بار با مشتقاتش در قرآن آمده؛ مثلاً «خَیْل» به معنای اسب ۵ بار آمده است. یا ۳ بار «مُخْتال» آمده که یک بارِ آن «مُخْتالاً فَخُوراً» است و معنای خوبی هم ندارد. اما به معنای خیال فقط یک بار آمده، یعنی خود واژهی #خیال؛ فعل خیال، اصلاً این از لحاظ وجوهِ معنا ربطی به آن واژههای دیگر ندارد. خیال کلاً یک بار در قرآن آمده آن هم در آیه ۶۶ طه، تحتِ عنوانِ «يُخَيَّلُ إِلَيهِ» یعنی ایجاد خیال در او؛ که در ماجرای ساحران است.
‼️#ساحران در زمان موسی (ع) شگردشان این بود که یک ریسمانی را میانداختند، بعد در ذهن مخاطب نسبت به این ریسمان #خیال ایجاد میکردند. یعنی این ریسمان حالتِ #صنم و بت پیدا میکرد که جنّ یا ساحر از طریقِ آن خود را نشان میداد یا تصویر درست میکرد. ریسمان روی زمین افتاده بود؛ اما مخاطبان این ریسمان را به شکل مارهایی در اندازههای مختلف میدیدند. اینکه یک شیءِ ساکنی باشد، مثل بُت، مثل ریسمان، مخاطبان چیز دیگری ببینند یا چیز دیگری برداشت کنند؛ این مربوط به بحثِ صنم در قرآن است. مکانیسم ماجرا برای ساحران چگونه بود؟ خداوند در آیه ۶۶ طه، در صحنهی مواجههی موسی (ع) با ساحران مطرح میکند، آنها بوسیله #سحر در افراد، #خیال ایجاد میکردند؛ و با سحر اینکار را میکردند. رفتاری که انجام میدادند؛ «يُخَيَّلُ إِلَيهِ» است، در فرد خیال ایجاد میکردند؛ پس چیزی که در فرد ایجاد میشود؛ طبق قرآن خیال است.
⁉️این ماجرا در وجود خود انسانها واقع میشود؛ نه بیرونِ وجودشان! اما در کدام بُعدِ انسان؟ ساحران و جنیّان با روح یا برزخ انسانها سروکار ندارند که بتواند در آنها تصویر درست کنند؛ ساحر دستش از برزخ کوتاه است. پس «يُخَيَّلُ إِلَيْهِ» یا خیال اصلاً به برزخ و بالاتر مثلِ ملکوت یا عرش ربطی ندارد؛ آیا این خیال، به صورت مادی بوده؟ طبقِ همین آیه ۶۶ «أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ» آن چیزی که به صورت مادی دیده میشد؛ ریسمانها و چوبدستیهایی بود که ساحران روی زمین میانداختند؛ پس آن مارهایی که دیده میشد؛ مادی نبوده، #برزخ به بالا هم که نبوده است! تنها جایی که میماند؛ #بُعد_دخانی یا هالهی ذهن انسان است که #جنّ یا ساحر با آن کار میکند؛ و طبقِ همین آیه از قرآن، این ساحران که بعدها در بحثهای سیاقِ دوم از درون قرآن نشان میدهیم که یک گروه جنّی بودند؛ بوسیله سحر در دخانِ افراد اثر میگذاشتند و خیال یا توهم ایجاد میکردند. این از لحاظِ بُعدِ مربوطه!
🚨شاید برایتان پیش آمده باشد یک بچهای یا یک فردی که روانش مشکل دارد؛ شما بالا سرش ایستادید؛ میگوید: او آمده میخواهد من را بزند! گریه میکند، ضجه میزند. شما میگویید: طوری نیست، چیزی اینجا نیست؛ اما او با وحشت دارد به یک جایی اشاره میکند، چیزی دارد میبیند؛ چرا اطرافیان نمیبینند؟ چرا اینقدر ماجرا برایش جدی است؛ بعضیها این را صرفاً به بیماری ربط میدهند؛ لکن طبقِ قرآن دارد اتفاقی میافتد! آیا #شیاطین اینکار را میکنند؟ شیاطین طبقِ سوره ناس، وسوسه و فکر ایجاد میکنند، اما روانِ فرد را نمیتوانند بهم بریزند. اگر شیاطین دستشان به روانِ فرد میرسید، همه بشر را #روانی میکردند. این فردی که الآن جلوی شماست دارد ضجه میزند، روانش بهم ریخته، فکرش مشغول نیست؛ بلکه روانش مشکل پیدا کرده! توی سر همه ما فکر میآید و میرود، چرا ما #اذیت نمیشویم، این بچه چرا دارد اذیت میشود؟ پس هاله فکرش مشکل خاصی ندارد، یک چیز خشنتر و غلیظتر دارد به او اثر میکند.
📌وقتی در #روانِ آدمها اثراتِ منفی توسط شیطنتها گذاشته میشود، مثلِ همین ماجرای ساحران و موسی (ع)، حالتِ #ترس به افراد دست میدهد؛ و آنها نیز عکسالعمل نشان میدهند؛ مثلاً فریاد میزنند یا فرار میکنند که طبق همین آیه ۶۶ طه، #ساحران در بُعدی از موسی (ع) اثر گذاشتند که خدا طبقِ آیه ۶۷ میفرماید: «فَأَوْجَسَ في نَفْسِهِ خيفَةً مُوسى» موسی (ع) ترس در وجودش آمد. ببینید دوستان! از یک فکر، #ترس در وجود انسان نمیآید، حتی فکرِ تصادف، فکرِ اژدها و این قبیل افکار باعث نمیشود که فرد بلند شود و فرار کند یا فریاد بزند و گریه کند؛ اینکه ترس آمده، یعنی ماجرا در هاله روانِ فرد اتفاق افتاده است؛ جایی که دارد به فرد اثرِ جدی میگذارد. البته در ماجرای موسی (ع)، طبقِ آیه ۶۸ طه، ضمیرِ «نا» به ایشان میفرماید: «قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ اْلأَعْلي» نترس که تو خود، برتر از آنها هستی! لکن ماجرای ایجادِ #خیال در این سیاق، خیلی عجیبتر و وسیعتر از اینها بوده و صحنهای که اتفاق افتاده؛ بسیار سخت و عظیم بوده است؛ که ما در پستِ بعد، این را بیشتر توضیح خواهیم داد. پس با ما همراه باشید.
▪️#ادامه_دارد...
@Torab_bash
https://eitaa.com/torab_bash