eitaa logo
طوبای عفاف
623 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
4هزار ویدیو
482 فایل
قرآن، زندگی، اندیشه ارتباط با مدیر @mfathi135
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃خطابه (۱۰): روشنگری‌های حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ترسیم نقشه راه امت و پرهیز از جبهه (1) مَعاشِرَ النّاسِ، «آمِنُوا بِاللّه‏ِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلی أدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنّا أَصْحابَ السَّبْتِ» بِاللّه‏ِ ما عَنی بِهذِهِ الاْآیةِ إلاّ قَوْما مِنْ أَصْحابی أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَ قَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ. فَلْیعْمَـلْ کُلُّ امْرِئٍ عَلی ما یجِدُ لِعَلِی فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ. ای مردم، « آورید به خدا و رسولش و به نوری که همراه او نازل شده است، قبل از آنکه هلاک کنیم وجوهی را و آن صورت‏‌ها را به پشت برگردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنیم» به خدا قسم، از این آیه قصد نشده است مگر قومی از اصحابم که آنان را به اسم و نسبشان می‏‌شناسم، ولی مأمورم بر آنان پرده‌پوشی کنم. پس هر کس عمل کند مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به علی می‏‌یابد. (2) مَعاشِرَ النّاسِ، النُّورُ مِنَ اللّه‏ِ عَزَّ وَجَلَّ مَسْلُوکٌ فِیّ، ثُمَّ فی ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إلَی الَّذی یأْخُذُ بِحَقِّ اللّه‏ِ وَبِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا، لِأنّ اللّه‏َ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَی الْمُقَصِّرینَ وَ الْمُعانِدینَ وَ الْمُخالِفینَ وَ الْخائِنینَ وَ الاْآثِمینَ وَ الظّالِمینَ وَ الْغاصِبینَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ. ای مردم، نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در بن ابی‏‌طالب و بعد در نسل او تا قائم، که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می‏‌گیرد، چرا که خداوند عزوجل ما را بر کوتاهی‌کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه عالمیان حجت قرار داده است. (3) مَعاشِرَ النّاسِ، أُنْذِرُکُمْ أَنّی رَسُولُ اللّه‏ِ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِی الرُّسُلُ، أَفَإنْ مِتُّ أَوْ قُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ ؟ وَ مَنْ ینْقَلِبْ عَلی عَقِبَیهِ فَلَنْ یضُرَّ اللّه‏َ شَیئا وَ سَیجْزِی اللّه‏ُ الشّاکِرینَ الصّابِرینَ. أَلا وَ إنَّ عَلِیا هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّکْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ. ای مردم، شما را می‏‌ترسانم و انذار می‏‌نمایم که من رسول خدا هستم و قبل از من پیامبران بوده‏‌اند. آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما عقب‏گرد می‏‌نمایید؟ هر کس به عقب برگردد به خدا ضرری نمی‏‌رساند و خداوند به زودی شاکرین و صابرین را پاداش می‏‌دهد. بدانید که است توصیف شده به و و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین‌اند. (4) مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَی بِإسْلامِکُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَی اللّه‏ِ فَیحْبِطَ عَمَلَکُمْ وَ یسْخَطَ عَلَیکُمْ وَ یبْتَلِیکُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، إنَّ رَبَّکُمْ لَبِالْمِرْصادِ. ای مردم، با اسلامتان بر من منّت مگذارید، بلکه بر خدا منت نگذارید که اعمالتان را نابود می‏‌نماید و بر شما غضب می‏‌کند و شما را به شعله‌‏ای از آتش و مس گداخته مبتلا می‌‏کند. پروردگار شما در کمین است. (5) مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّهُ سَیکُونُ مِنْ بَعْدی أَئِمَّةٌ یدْعُونَ إلَی النّارِ وَ یوْمَ الْقِیامَةِ لا ینْصَرُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّ اللّه‏َ وَ أَنَا بَریئانِ مِنْهُمْ. ای مردم، بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می‏‌کنند و روز قیامت کمک نمی‏‌شوند. ‌ای مردم، خداوند و من از آنان بیزار هستیم (6) مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّهُمْ وَ أَنْصارَهُمْ وَ أَتْباعَهُمْ وَ أَشْیاعَهُمْ فِی الدَّرْکِ الأسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرینَ ‌ای مردم،آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین‌‏ترین درجه آتش‌‏اند و چه بد است جای متکبران. (7) ألا إنَّهُمْ أَصْحابُ الصَّحیفَةِ، فَلْینْظُـرْ أَحَدُکُمْ فی صَحیفَتِهِ!! قال: فذهب علی الناس ـ إلاّ شرذمة منهم ـ أمر الصحیفة. بدانید که آنان «اصحاب صحیفه» هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند. راوی می‏‌گوید: وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت از این کلام را نفهمیدند و برایشان سؤال‌انگیز شد و فقط عده کمی مقصود حضرت را فهمیدند... @toubaefaf
🍃بخش پایانی (۱۹) مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا الَّذی قُلْتُ لَکُمْ وَ سَلِّمُوا عَلی عَلِی بِإمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ وَ قُولُوا: «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إلَیکَ الْمَصیرُ»، وَ قُولُوا: «الْحَمْدُ للّه‏ِِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِی لَوْلا أَنْ هَدانَا اللّه‏ُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ» ای مردم، آنچه به شما گفتم بگویید، و به علی به عنوان «امیرالمؤمنین» سلام کنید و بگویید: «شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا مغفرت تو را می‏‌خواهیم و بازگشت به سوی توست» و بگویید: «اَلْحَمْدُ للّه‏ِِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِی لَوْ لا اَنْ هَدانَا اللّه‏ُ...» : «حمد و سپاس خدای را که ما را به این راه هدایت کرد، و اگر خداوند هدایت نمی‏‌کرد ما هدایت نمی‌‏شدیم. فرستادگان پروردگارمان به حق آمده‏‌اند». مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّ فَضائِلَ عِنْدَ اللّه‏ِ عَزَّ وَجَلَّ ـ وَقَدْ أَنْزَلَها فِی الْقُرْآنِ ـ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیها فی مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَأَکُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ ای مردم، فضایل علی بن ابی‏‌طالب نزد خداوند ـ که در قرآن آن را نازل کرده ـ بیش از آن است که همه را در یک مجلس بشمارم. پس هر کس درباره آنها به شما خبر داد و معرفت آن را داشت او را تصدیق کنید. مَعاشِرَ النّاسِ، مَنْ یطِعِ اللّه‏َ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیا وَ الأئِمَّةَ الَّذینَ ذَکَرْتُهُمْ فَقَدْ فازَ فَوْزا عَظیما ای مردم، هر کس خدا و رسولش و علی و امامانی را که ذکر کردم اطاعت کند به رستگاری بزرگ دست یافته است. مَعاشِرَ النّاسِ، السّابِقُونَ إلی مُبایعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْلیمِ عَلَیهِ بِإمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ فی جَنّاتِ النَّعیمِ ای مردم، کسانی که برای بیعت با او و قبول ولایت او و سلام کردن به عنوان «امیرالمؤمنین» با او، سبقت بگیرند آنان رستگارانند و در باغ‏‌های نعمت خواهند بود. مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا ما یرْضَی اللّه‏ُ بِهِ عَنْکُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الأرْضِ جَمیعا فَلَنْ یضُرَّ اللّه‏َ شَیئا ای مردم، سخنی بگویید که به خاطر آن خداوند از شما راضی شود و اگر شما و همه کسانی که در زمین هستند کافر شوند به خدا ضرری نمی‏‌رسانند. اللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ بِما أَدَّیتُ وَ أَمَرْتُ وَ اغْضِبْ عَلَی الْجاحِدینَ الْکافِرینَ وَ الْحَمْدُ للّه‏ِِ رَبِّ الْعالَمینَ. خدایا، به خاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم مؤمنین را بیامرز، و بر منکرین که کافرند غضب نما، و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.» منابع: ابن طاووس، الاقبال، دارالکتب اسلامیه، تهران. ابن طاووس، التحصین، دارالکتاب، قم. ابن طاووس، الیقین، تحقیق محمدباقر انصاری، دارالکتاب، قم. ابن فتال نیشابوری، روضةالواعظین، شریف رضی، قم. انصاری، محمدباقر، خطابه غدیر، انتشارات دلیل ما، قم. حسین بن جبور، نهج الایمان، نسخه خطی کتابخانه امام هادی(علیه السلام)، مشهد. طبرسی، الاحتجاج، نشر مرتضی، مشهد. علم الهدی، نزهةالکرام، تحقیق محمد شیروانی، انتشارات ترقی، تهران. علی بن یوسف بیاضی، الصراط المستقیم، مطبعه حیدریه، نجف. علی بن یوسف حلی، العُدَدُ القَویة، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم. @toubaefaf
با کاروان (۹) ...شمر عصر پنجشنبه نهم محـرم، بـا فرمـان جدیـد عبیـداالله بـه کـربلا رسـید و نـزد عمرسعد رفت. ابن زیاد به شمر گفت: اگر عمرسعد جنگ با حسین علیه السلام را نپذیرفت، تو، امیـر و فرمانده لشکر باش. شمر برابر لشکر امام آمد و به عباس، جعفر و عثمان، فرزندان حضرت علیهم السلام گفـت: شـما در امانید، اما آنان نپذیرفتند که علیه السلام را تنها بگذارند. روز حضرت عباس علیه السلام پیش آمد و عرض کرد: برادر جان، لشکر دشمن به سـوي تـو مـی آینـد. علیه السلام فرمود: برادر، از ایشان بپرس چه پیش آمده و چه می خواهند؟ علیه السلام بـا بیـست سـوار ازجمله زهیربن قَین و حبیب بن مظاهِر نزد لشکر ابن سعد آمد و به آنان گفت: چه پیش آمـده و چـه می خواهید؟ آنان گفتند: از امیر دستور رسیده که به شما پیشنهاد کنیم به حکم او تن دهید، و الّـا بـا شما جنگ کنیم. علیه السلام نزد علیه السلام رفت و سخن آن لشکر را به عرض آن حـضرت رساند. علیه السلام فرمود: پیش آنان برگرد و اگر بتوانی تا فردا از ایـشان مهلـت بگیـر تـا اینکـه امشب براي پروردگار خود نماز گزاریم و دعا کنیم و از او طلب آمرزش نماییم؛ زیرا خدا خـودش میداند که من و تلاوت و دعای بسیار و استغفار را دوست دارم. از علیه السلام نقل شده است هنگام غروب روز نهم محرم(شب عاشـورا)، پـدرم یـاران خـود را جمع کرد و بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «اما بعد، من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود سـراغ ندارم و خاندانی نیکوتر و مهربانتر از خاندان خود ندیده ام؛ خدایتان از جانـب مـن پـاداش نیکـو دهد. بدانید که من می دانم فردا سرنوشت ما با این دشمنان چه خواهد شد.» نک: قصه کربلا، ص۲۳۸ @toubaefaf
6.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیک یا و یا مولی الأتقیاء و یا سیدالنجباء، یا یا زیارت حضرت مولی الموالی علیه السلام از زیارت های پر فضیلت و پر رمز و راز است. قبل از زیارت در مفاتیح الجنان آداب حرم و زیارت را ببینید تا مبادا بی خبر به حریم باعظمت حرم شاه نجف در آیید. @toubaefaf
پیشگام‌ترین پیشگامان، درهم کوبنده تجاوزگران، بنیان‌کن مشرکان و تیری از تیرهای خدا بر ضد منافقان، زبان حکمت عابدان، یاور دین خدا، ولی امر خدا، باغ حکمت خدا و ظرف علم خدا، جوانمرد و بخشنده؛ بزرگوار و پاکیزه‌ای از سرزمین بطحا، راضی به حکم خدا و مورد رضای پروردگار. پیش آهنگ، رادمرد، شکیبا و بسیار روزه‌دار، پاکیزه و استوار، دلاور و پربخشش. برکننده ریشه ستمگران؛ پراکنده‌ساز احزاب. از همه مهربان‌تر، بخشنده‌تر و زبان‌آورتر، مصمم و سرسخت‌تر. شیر ژیان، ابر پرباران که هر گاه در میدان جنگ شرکت می‌کرد، دشمنان را درهم می‌شکست و آنان را چونان آسیاب خرد می‌کرد و چون تند باد، دشمنان را به سان خار و خاشاک پراکنده می‌ساخت. شیر حجاز، صاحب اعجاز، سپهسالار عراق، امام به نص و استحقاق، مکی، مدنی، ابطحی، تهامی، خیفی، عقبی، بدری، احدی، شجری، مهاجری، سرور مردم عرب و شیر میدان کارزار، وارث مشعر و منی، پدر دو سبط حسن و حسین علیهماالسّلام، مظهر عجایب، پراکنده‌ساز سپاه‌های زبده، برق جهنده، نور شتابنده، شیر پیروز خدا، خواسته هر جوینده و بر هر پیروزی پیروز. این جد من  علیهماالسّلام است. منم فرزند  سلام‌الله‌علیها، منم فرزند سرور زنان، منم فرزند پاکیزه بتول سلام‌الله‌علیها، منم فرزند پاره تن صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم». راوی گوید: او پیوسته «منم منم» گفت و خود را معرفی می‌کرد تا آن‌که صدای گریه و زاری مردم بلند شد و یزید از بیم برخاستن فتنه، به مؤذن دستور داد که برخیزد و اذان بگوید. پس سخن امام علیه‌السّلام قطع شد و حضرت علیه‌السّلام خاموش گشت. چون مؤذن گفت: « » علیه‌السّلام گفت: «بزرگی را بزرگ شمردی که هیچ کس را با او قیاس نتوان کرد و با حواس درک نگردد. هیچ چیز از خداوند بزرگ‌تر نیست.» مؤذن گفت: « » علیه‌السّلام گفت: «مویم و پوستم و گوشتم و خونم و مغزم و استخوانم به آن گواهی می‌دهد.» هنگامی که گفت: « » امام علیه‌السّلام از بالای منبر رو به یزید کرد و گفت: «ای یزید آیا این جد توست یا جد من؟ اگر بگویی که جد توست، دروغ گفته‌ای و اگر بگویی که جد من است، پس چرا خاندانش را کشتی؟ چون مؤذن از اذان و اقامه فراغت یافت، یزید پیش رفت و نماز ظهر را به جای آورد و تحولی عجیب در مردم رخ داده بود و همدیگر را و یزید را سرزنش می کردند. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۱۳۲ و خوارزمی، مقتل الحسین علیه‌السلام، ج۲، ص۷۶ و لهوف، سیدابن طاوس ره و شیخ طبرسی ره، الاحتجاج، ج۲، ص۳۹ و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳ @toubaefaf
با کاروان علیه السلام(۲۹) هنگامی که علیه السلام آن خطبه رسا را ایراد فرمود، مردم حاضر در مسجد را سخت تحت تأثیر قرار داد و انگیزه بیداری را در آنان برانگیخت و به آنان جرأت و جسارت بخشید. روایت شده است که یکی از دانشمندان یهود که در آن مجلس حضور داشت به یزید گفت: این جوان کیست؟ یزید گفت: او است. یهودی گفت: کیست؟ یزید در جواب گفت: پسر می باشد. عالم یهودی گفت: مادر کیست؟ یزید گفت: . یهودی گفت: سبحان اللَّه! این پسر دختر پیامبر شما است و مع ذلک او را با این سرعت کشتید. چه بد با ذرّیه رفتار کردید!! بخدا قسم اگر حضرت موسی یک نوه از صلب خود در میان ما یهودیان به یادگار می نهاد ما او را پرستش می کردیم، ولی شما که دیروز پیغمبر خود را از دست داده اید امروز برجستید و پسر او را شهید کردید؟ اف بر شما، چه بد امتی هستید! در این حال یزید عصبانی شد و فرمان داد تا او را بزنند. در این هنگام آن یهودی برخاست و گفت: اگر می خواهید مرا بزنید بزنید، می خواهید بکشید بکشید، رها می کنید رها کنید؛ در هر صورت من در تورات می نگرم که می گوید: هر کسی ذریه پیامبری را بکشد تا زنده باشد همیشه ملعون خواهد بود و هنگامی که بمیرد دچار آتش جهنم خواهد شد. بحارالانوار، ج۴۵ نفس المهموم و قصه کربلا، از کربلا تا شام @toubaefaf
﷽ ✍سلام. هفدهم ماه مبارک رمضان هم سالروز صلی الله علیه وآله، شش ماه قبل از هجرت است و آیه اول سوره إسرا اشاره به معراج دارد و هم سالروز و سه هزار منقبت و فضیلت علیه السلام در شب هفدهم ماه رمضان سال دوم ه.ق که روایات بسیار وارد شده که صلی الله علیه وآله در شب‏ بدر به یارانش فرمود: امشب کیست که برود براى ما از چاه آب بیاورد؟ یاران سکوت نموده و هیچیک اقدام به‏ این کار نکردند! علیه السّلام براى طلب آب مشکى برداشت و بیرون رفت. آن شب، شبى سرد بود و باد تندى مى‏ وزید و تاریکى همه‏ جا را فرا گرفته بود. به چاه آب رسید، چاهى بود بسیار عمیق و تاریک و حضرت دلوى‏ نیافت تا از چاه آب بگیرد به ناچار وارد چاه شد، و مشک را پر کرده بیرون آمد، به جانب اردوى اسلام حرکت کرد ناگاه باد سختى وزید، که آن حضرت از سختى آن نشست، تا برطرف شد. سپس برخواست و به حرکتش ادامه داد که ناگهان‏ باد سخت دیگرى مانند آن وزیدن گرفت، آن حضرت دوباره نشست تا آن باد هم آرام گرفت، چون برخاست و به‏ سوى حرکت کرد، باز بادى به‌‌ همان صورت وزید، آن حضرت نشست و پس از فرو نشستن باد، خود را به صلی الله علیه وآله رساند. حضرت فرمود: چرا دیر آمدى؟ عرض کرد سه مرتبه بادى وزیدن گرفت که بسیار سخت بود و مرا لرزه فرا گرفت و دیر آمدنم بخاطر فرو نشستن بادها بود. صلی الله علیه وآله فرمود: آیا دانستى آنها چه بودند؟ عرض کرد: بفرمایید . فرمود: بار نخست ‏ بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند و بار دوم بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند، و پس از آن بود با هزار فرشته که بر تو سلام کرد و سلام کردند و آنان براى یارى دادن به ما نازل شدند. آیات ۱۱-۹ سوره انفال اشاره به جنگ بدر و نیز چهار فضیلت ولایت دارد.(تفسیر عیاشی، ذیل همین آیات) و شاعر که اشاره کرده به سه هزار منقبت، همین است: أُقْسِمُ بِاللهِ وَ آلائِهِ وَ الْمَرْءُ عَمَّا قَالَ مَسْئُولٌ سوگند به خدا و آياتش آدمى نسبت به گفته هاى خويش مسؤول است إِنَّ عَلَى الْتُّقَى وَ الْبِرِّ مَجْبُولٌ كه سرشت و طبيعت عليهماالسلام با خوبى و پارسايى آميخته است... ذَاکَ الَّذِی سَلَّمَ فِی لَیْلَةٍ عَلَیْهِ مِیکَالٌ وَ جِبْرِیلٌ مِیکَالُ فِی أَلْفٍ وَ جِبْرِیلُ فِی أَلْفٍ وَ یَتْلُوهُمْ سَرَافِیلُ لَیْلَةَ بَدْرٍ مَدَدا أُنْزِلُوا کَأَنَّهُمْ طَیْرٌ أَبَابِیلُ مفاتیح الجنان، اعمال ماه مبارک رمضان، شب ۱۷ @toubaefaf
﷽ «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً» سوره فرقان، 54 و او كسى است كه انسان را از آب آفريد و او را داراى پيوند نسبى و سببى گردانيد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد)، و پروردگار تو همواره تواناست. «این آیه درباره  صلى الله علیه و آله و  علیه‌السلام نازل گردید، زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله دختر خود علیهاالسلام را براى علیه السلام تزویج فرمود و اگر علیهماالسلام نمى بود هر آینه کفو و همسرى از براى سلام الله علیها وجود نداشت.» البرهان فی تفسیر القرآن تفسیر ثعلبی(عامه) نک: تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۱۲۸ @toubaefaf
﷽ ✅ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ در این آیه کیست؟ و آن دو زن کیانند؟ «إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ» سوره تحریم، ۱۰ اگر شما دو نفر، (افشاگر راز و شنونده آن) به سوى خدا توبه كنيد، (به نفع شماست.) زيرا دل‌هاى شما منحرف گشته است. و اگر در مقابل پيامبر ياور هم باشيد، (كارى از پيش نخواهيد برد.) زيرا خداوند، اوست ياور او و هم چنين جبرئيل و مؤمنان صالح و علاوه بر آنان، همه فرشتگان حامى او هستند. «صَغَتْ» از «صغو» به معناى تمايل به انحراف است و «اصغاء» به گوش دادنى گويند كه شنونده به گوينده تمايلى داشته باشد. به اتفاق مفسّران شيعه و سنّى، مراد از آن دو زن كه در اين آيه‌ تَتُوبا ... صَغَتْ قُلُوبُكُما مورد خطابِ توبه قرار گرفته‌اند، حفصه و عايشه است كه اولى افشاگر راز پيامبر و دومى، شنونده آن بود. ۵۲ حديث از شيعه و سنى نقل شده است كه مراد از ، عليهما السلام است. بر اساس اين روايات، عليهما السلام در كنار جبرئيل و بلكه ميان او و ساير فرشتگان قرار گرفته است و اين مقام را پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به آن حضرت بشارت دادند. (تفسير كنز الدقائق) تفسیر نور، ج۱۰، ذیل همین آیه و نک: البرهان فی تفسیر القرآن؛ و تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۲۸۰ که از منابع شیعه و اهل تسنن روایات بسیاری نقل کرده که مراد از در آیه حضرت علیه السلام است. @toubaefaf
🍃بخش ششم خطابه : روشنگری‌های حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله) و ترسیم نقشه راه امت و پرهیز از جبهه (1) مَعاشِرَ النّاسِ، «آمِنُوا بِاللّه‏ِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلی أدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنّا أَصْحابَ السَّبْتِ» بِاللّه‏ِ ما عَنی بِهذِهِ الاْآیةِ إلاّ قَوْما مِنْ أَصْحابی أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَ قَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ. فَلْیعْمَـلْ کُلُّ امْرِئٍ عَلی ما یجِدُ لِعَلِی فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ. ای مردم، « آورید به خدا و رسولش و به نوری که همراه او نازل شده است، قبل از آنکه هلاک کنیم وجوهی را و آن صورت‏‌ها را به پشت برگردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنیم» به خدا قسم، از این آیه قصد نشده است مگر قومی از اصحابم که آنان را به اسم و نسبشان می‏‌شناسم، ولی مأمورم بر آنان پرده‌پوشی کنم. پس هر کس عمل کند مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به علی می‏‌یابد. (2) مَعاشِرَ النّاسِ، النُّورُ مِنَ اللّه‏ِ عَزَّ وَجَلَّ مَسْلُوکٌ فِیّ، ثُمَّ فی ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إلَی الَّذی یأْخُذُ بِحَقِّ اللّه‏ِ وَبِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا، لِأنّ اللّه‏َ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَی الْمُقَصِّرینَ وَ الْمُعانِدینَ وَ الْمُخالِفینَ وَ الْخائِنینَ وَ الاْآثِمینَ وَ الظّالِمینَ وَ الْغاصِبینَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ. ای مردم، نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در بن ابی‏‌طالب و بعد در نسل او تا قائم، که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می‏‌گیرد، چرا که خداوند عزوجل ما را بر کوتاهی‌کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه عالمیان حجت قرار داده است. (3) مَعاشِرَ النّاسِ، أُنْذِرُکُمْ أَنّی رَسُولُ اللّه‏ِ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِی الرُّسُلُ، أَفَإنْ مِتُّ أَوْ قُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ ؟ وَ مَنْ ینْقَلِبْ عَلی عَقِبَیهِ فَلَنْ یضُرَّ اللّه‏َ شَیئا وَ سَیجْزِی اللّه‏ُ الشّاکِرینَ الصّابِرینَ. أَلا وَ إنَّ عَلِیا هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّکْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ. ای مردم، شما را می‏‌ترسانم و انذار می‏‌نمایم که من رسول خدا هستم و قبل از من پیامبران بوده‏‌اند. آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما عقب‏گرد می‏‌نمایید؟ هر کس به عقب برگردد به خدا ضرری نمی‏‌رساند و خداوند به زودی شاکرین و صابرین را پاداش می‏‌دهد. بدانید که است توصیف شده به و و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین‌اند. (4) مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَی بِإسْلامِکُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَی اللّه‏ِ فَیحْبِطَ عَمَلَکُمْ وَ یسْخَطَ عَلَیکُمْ وَ یبْتَلِیکُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، إنَّ رَبَّکُمْ لَبِالْمِرْصادِ. ای مردم، با اسلامتان بر من منّت مگذارید، بلکه بر خدا منت نگذارید که اعمالتان را نابود می‏‌نماید و بر شما غضب می‏‌کند و شما را به شعله‌‏ای از آتش و مس گداخته مبتلا می‌‏کند. پروردگار شما در کمین است. (5) مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّهُ سَیکُونُ مِنْ بَعْدی أَئِمَّةٌ یدْعُونَ إلَی النّارِ وَ یوْمَ الْقِیامَةِ لا ینْصَرُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّ اللّه‏َ وَ أَنَا بَریئانِ مِنْهُمْ. ای مردم، بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می‏‌کنند و روز قیامت کمک نمی‏‌شوند. ‌ای مردم، خداوند و من از آنان بیزار هستیم (6) مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّهُمْ وَ أَنْصارَهُمْ وَ أَتْباعَهُمْ وَ أَشْیاعَهُمْ فِی الدَّرْکِ الأسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرینَ ‌ای مردم،آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین‌‏ترین درجه آتش‌‏اند و چه بد است جای متکبران. (7) ألا إنَّهُمْ أَصْحابُ الصَّحیفَةِ، فَلْینْظُـرْ أَحَدُکُمْ فی صَحیفَتِهِ!! قال: فذهب علی الناس ـ إلاّ شرذمة منهم ـ أمر الصحیفة. بدانید که آنان «اصحاب صحیفه» هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند. راوی می‏‌گوید: وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت از این کلام را نفهمیدند و برایشان سؤال‌انگیز شد و فقط عده کمی مقصود حضرت را فهمیدند.
با کاروان (۱۰) ...شمر عصر پنجشنبه نهم محـرم، بـا فرمـان جدیـد عبیـداالله بـه کـربلا رسـید و نـزد عمرسعد رفت. ابن زیاد به شمر گفت: اگر عمرسعد جنگ با حسین علیه السلام را نپذیرفت، تو، امیـر و فرمانده لشکر باش. شمر برابر لشکر امام آمد و به عباس، جعفر و عثمان، فرزندان حضرت علیهم السلام گفـت: شـما در امانید، اما آنان نپذیرفتند که علیه السلام را تنها بگذارند. روز حضرت عباس علیه السلام پیش آمد و عرض کرد: برادر جان، لشکر دشمن به سـوي تـو مـی آینـد. علیه السلام فرمود: برادر، از ایشان بپرس چه پیش آمده و چه می خواهند؟ علیه السلام بـا بیـست سـوار ازجمله زهیربن قَین و حبیب بن مظاهِر نزد لشکر ابن سعد آمد و به آنان گفت: چه پیش آمـده و چـه می خواهید؟ آنان گفتند: از امیر دستور رسیده که به شما پیشنهاد کنیم به حکم او تن دهید، و الّـا بـا شما جنگ کنیم. علیه السلام نزد علیه السلام رفت و سخن آن لشکر را به عرض آن حـضرت رساند. علیه السلام فرمود: پیش آنان برگرد و اگر بتوانی تا فردا از ایـشان مهلـت بگیـر تـا اینکـه امشب براي پروردگار خود نماز گزاریم و دعا کنیم و از او طلب آمرزش نماییم؛ زیرا خدا خـودش میداند که من و تلاوت و دعای بسیار و استغفار را دوست دارم. از علیه السلام نقل شده است هنگام غروب روز نهم محرم(شب عاشـورا)، پـدرم یـاران خـود را جمع کرد و بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «اما بعد، من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود سـراغ ندارم و خاندانی نیکوتر و مهربانتر از خاندان خود ندیده ام؛ خدایتان از جانـب مـن پـاداش نیکـو دهد. بدانید که من می دانم فردا سرنوشت ما با این دشمنان چه خواهد شد.» نک: قصه کربلا، ص۲۳۸ @toubaefaf
با کاروان علیه السلام(۳۰) هنگامی که علیه السلام آن خطبه رسا را ایراد فرمود، مردم حاضر در مسجد را سخت تحت تأثیر قرار داد و انگیزه بیداری را در آنان برانگیخت و به آنان جرأت و جسارت بخشید. روایت شده است که یکی از دانشمندان یهود که در آن مجلس حضور داشت به یزید گفت: این جوان کیست؟ یزید گفت: او است. یهودی گفت: کیست؟ یزید در جواب گفت: پسر می باشد. عالم یهودی گفت: مادر کیست؟ یزید گفت: . یهودی گفت: سبحان اللَّه! این پسر دختر پیامبر شما است و مع ذلک او را با این سرعت کشتید. چه بد با ذرّیه رفتار کردید!! بخدا قسم اگر حضرت موسی یک نوه از صلب خود در میان ما یهودیان به یادگار می نهاد ما او را پرستش می کردیم، ولی شما که دیروز پیغمبر خود را از دست داده اید امروز برجستید و پسر او را شهید کردید؟ اف بر شما، چه بد امتی هستید! در این حال یزید عصبانی شد و فرمان داد تا او را بزنند. در این هنگام آن یهودی برخاست و گفت: اگر می خواهید مرا بزنید بزنید، می خواهید بکشید بکشید، رها می کنید رها کنید؛ در هر صورت من در تورات می نگرم که می گوید: هر کسی ذریه پیامبری را بکشد تا زنده باشد همیشه ملعون خواهد بود و هنگامی که بمیرد دچار آتش جهنم خواهد شد. بحارالانوار، ج۴۵ نفس المهموم و قصه کربلا، از کربلا تا شام @toubaefaf