بعد از حمام فین به سمت خانه راهی شدیم و مننن خسته کوفته پام به خونه رسید رفتم حموم و بعدش رفتم خونه مامان جونم پیش کیییی؟
بله ندا خانم 🤣
اونجا یه دوست داشتم
بهش میگفتم اسب گوجه ایییی🤣🤣
(اثرات سریال از سرنوشت چون دیالوگ هاشمه و اون زمان از ای فیلم پخش میشد 🤣)
🤍عاشقان شهادت🤍
این جناب فالوده رو بعد از اینکه مارو کلی ترسوندن و اشکمونو در آوردن بمون دادن حالا ماجرا چی بود؟ ما
هیچ وقتت اون ساعات رو یادم نمیره 😁
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شروعش با شماست اما پایانش فععععععک نکنم با شما باشه