eitaa logo
”مجهول|𝐔𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧‟
12.9هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
2.6هزار ویدیو
1 فایل
بسم الله.. شعری در فراسوی زمان .. کپی از مطالب حرام 🙏 فور قشنگ تره 🥰 ✨️❤️تبلیغات مجموعه آرامش❤️✨️ https://eitaa.com/joinchat/1304691992C96b2f83fff
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«و تُو؛ جُبرانِ تَمامِ زَخم‌هایَم بودي.» -از اینجا که منم.
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد🫀🫴
من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد🫂🫴
و سکوت تنهاموسیقی زندگی من شد...!)
مزیّن می کند وقتی که با قالیچه ایوان را فراهم می‌کنم من هم بساط چای و قندان را برایم چای می‌ریزد، دو بیتی شعر می‌خواند لبش با قند می‌بخشد، به من طعمی دو چندان را دو چشمش سنگ نیشابور را در یاد می‌آرد تراش قامتش اسلیمیِ قالیِ کاشان را از او یک کام میگیری و قل قل…سرخ میگردد ببین این شهوتِ افتاده بر شریانِ قلیان را چه جادویی است در اندام موزونش؟ نمی‌دانم هوایی کرده لب‌هایش، همین قلیان بی جان را به پشتیبانی چشم تو، در اشراق شعر خود سرِ انگشت می‌خواهم بچرخانم خراسان را! و نم نم… فرصتی شد تا پناه آرد به آغوشم چه ظهر زیبایی! فقط کم داشت باران را🪴🪴
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با دمای دل خود چای مرا دم کردی شعر خواندی و مرا چشمه ی زمزم کردی! تا که لبخند زدی، طعم زمان شیرین شد قند را از سر صبحانه ی من کم کردی زندگی بی تو بنا بود که دق مرگ شود ضربان دلمان را چه منظّم کردی! در قرنطینه ی آغوش تو جایم عالی است! گره ی وا شده ای داشت که محکم کردی. دستی از مهر کشیدی به سر گلدان ها خانه را تابلوی میخک و مریم کردی خواستم تا خط پایان به کنارت باشم و مرا باز در این کار مصمّم کردی! انجمن ها همه مهمان دو چشمت هستند : در"شب شعر " ِ قشنگی که فراهم کردی‌.🌸🌸☘🍃