eitaa logo
وقایع پلدختر
5.3هزار دنبال‌کننده
33.9هزار عکس
4.1هزار ویدیو
21 فایل
اخبارفوری/معتبر/جذاب ارتباط با مدیر @vaghayeh95
مشاهده در ایتا
دانلود
15.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 ✅🌐 مردم در آیین ملی ۱۳ آبان پل دختر 🔰دهه هشتادی ها و نودی‌ها به همراه دیگر اقشار مردم پلدختر با حضور حماسی خود روز شنبه یوم الله ۱۳ آبان را برگزار و در این آیین ملی فریاد استکبار ستیزی سر داده و خشم ، تنفر و انزجار خود را از مستکبران عالم به ویژه آمریکا و حملات ددمنشانه رژیم اشغالگر قدس و کودک کش صهیونیست اعلام کردند. 🎥فیلم: .خبرنگار 🔸 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🚨 در پیام‌رسان‌های زیر دنبال کنید 🔻وقایع پلدختردرتلگرام👇🏻 ‌ ‌ 📡 @vaghayepoldokhtar1 🔻وقایع پلدختردرایتا👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh‌
38.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 🔺◽️ مدیرکل بنیادمسکن لرستان در بخش دوم صحبت‌های خود ، پیرامون مساله ساخت وساز در مسیل‌های روستاها و زیرساخت‌های سایت سیل‌زدگان در پلدختر ومعمولان به پرسش های  ""  پاسخ می‌دهد. 🎥فیلم  از . خبرنگار هفتم آذر۱۴۰۲ 🔹 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95
50.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 ♨️ادامه صحبت‌های ""استاندار لرستان در حاشیه آیین روز جهانی خاک و کاشت نهال در کمربند سبز خرم‌آباد در گفت وگو باخبرنگاران ، پیرامون کاشت  ۳۰ میلیون نهال در استان ۱۱ آذر ۱۴۰۲ 🔹 🎥فیلم: .خبرنگار ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95
33.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 ▫️🔺 شهرستان‌های 🔸 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95‌
بنام خدا 💥 به پیرش   💥         # 🔰بعد از طلب بخشش پیرمرد از همسر پیرش سکوتی سنگین و سرد بر این گفتگوی سایه افکند . گاهی به دشت های سرسبز هزار رنگ ، گاهی به گندم زار ها و گاهی به  شقایق های دلخون شده از دل هایی که درد داشتند . و گاهی به درختان صد یا دویست ساله بلوط نگاه می کردم . ناگهان صدای گریه پیرزن سکوت را شکست و گفت : دیگر برای طلب بخشش دیر شده است . انگار هزاران سال پیش بدنیا آمده ام . پیر شدم . از خودم بزرگتر شده ام . انگار روحی دیگری در من حلول کرده است . دیگر تاب همسفری با تو را ندارم . برگ برگ سبز درخت وجودم از تحقیر هایی که بر من روا داشتی زرد و پلاسیده و خشکیده است . با این همه حال تو را خواهم بخشید . به شرط آنکه فرزاندم را فرابخوانی تا یکبار دیگر صورتشان را ببینم . 🔸میخواهم بعد از مُردنم بر سَر خاکم  بنشینند.   آنها را در آغوش بگیرم ، بو کنم و آخرین نگاهشان را بخاطرم بسپارم  . با خودم گفتم عجب !! پیرزن فقط فرزندانش را میخواهد . نه چیز دیگری ،  به نظرم این توقع زیادی نبود . به پیرمرد گفتم :  خواسته همسر پیرتان توقع زیادی نیست . من هم با همسرتان موافقم . پیر مرد چیزی نگفت. برگشت و در حالیکه  اشک های پیرزن را با پشت دست هایش پاک می کرد گفت : ای یار دیرینم آرام بگیر . دنیا را با همه زیبایی هایش به تو می بخشم . مابقی عمرم صدقه سلامتی تو باد . فقط قول بده اگر من قبل از تو  مُردَم راز دلخوری هایمان را پیش فرزندانم فاش نکن . چون اقتدار یک پدر در خانه به پشتیبانی های همسرش می باشد . جاده به انتها رسید . ◽️در تقاطعی علیرغم میل باطنی ام از هم جدا شدیم . از آنها خداحافظی کردم . ولی خیلی دوست داشتم بدانم این همه گلایه چرا زودتر مطرح نشده بود ؟  پس از چند روز از اقوام شنیدم که پیر مرد فوت کرده . به سرعت خودم را به روستای محل زندگی پیرزن رساندم . دیدم پیر زن در کنار فرزندانش نشسته و با قد خمیده ، دست هایش را در دست پسر بزرگش از سر قبر پیر مرد بلند شد . ♦️جلو رفتم خدا بیامرزی طلبیدم . پیرزن به من نگاه عمیقی کرد . کمرش را به زور راست کرد و گفت : اینها پسران من هستند . خوب به آنها نگاه کن . عیبی در آنها میبینی ؟ گفتم نه مادر . خدا ببخشه خیلی هم رشید هستند . فقط مادر یک سوال ذهنم را درگیر کرده و آن اینکه ، آیا  پیر مرد را بخشیدی ؟ گفت آره پسرم چون اگر او را نمیبخشیدم به این راحتی نمی مُرد . مرگ راحتی داشت . توضیح بیشتری نداد . شاید هم از فرزندانش رودربایسی داشت . و من از نگاهش فهمیدم که راز پیرمرد را فاش نکرده . دست در دست فرزندانش صورتش را برگرداند ، نگاهی به قبر پیر مرد کرد و گفت : دیدار به  قیامت !! ، کارشناس ارشد علوم سیاسی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95‌
بنام خدا 🌹 .... 🌹 چشمان بی تَکَلُف مادرم ، نگاه عاشقانه اش  به اندازه  تمام عواطف و احساسات بشری هر روز از صبحگاهان تا شامگاهان  بر من می تابید . و این نگاه بی ریا ، نه از روی وظیفه ، بلکه عاشقانه و مهربانانه  تا مغز استخوانِ مرا در می نوردید . عشق یک مادر به فرزند نوزادش ، مگر میتواند اینگونه نباشد . وقتی از تکان دادن گهواره و خواندن لالایی برایم خسته می شد ، من با بد جنسی تمام ناز می کردم و او دوباره با همان حرارت عاشقانه مرا آرام می کرد .عشق بی حد و حصر مادرم مرا لوس کرده بود . و من از این عشق مادرانه سوء استفاده می کردم . دلم می لرزید وقتی مادرم دیگر رَمَق شعر خواندن برایم را نداشت . می ترسیدم نکند دیگر دوستم نداشته باشد . برای من آزار دهنده ترین حالتِ مادرم وقتی بود که سکوت و یا در فکر فرو میرفت . در عمق چشمانش درد تنهاییش را می فهمیدم . ای کاش می توانستم با لفاظی های کودکانه (شیرین زبانی  ) شلوغ کاری می کردم تا مادرم از این حال بیرون بیاید . بدون اغراق می گویم : اگر تمام مکاتب قدیم و جدید  فلسفی ، ادبی ، روانشناسی ، نقاشی جمع شوند تا این حالت مادرم را تحلیل ، تفسیر ، آنالیز و ترسیم نمایند ، به ضرس قاطع می گویم : که نمی تواستند ، آنگونه که من می دیدم ببینند . ممکن است قرائت آنها نزدیک باشد ولی مادرم نبود . ای کاش می توانستم تو را از بار سنگینی که روزگار بر شانه های نحیفت گذاشته می رهانیدم .  ناز دانه های دلبرانه ات را فراموش نخواهم کرد . فاصله گهواره تا پختگی ام را سر مست و سرشار از آن همه محبت های تو هستم . آن همه احساس مادرانه ات را با کسی تقسیم نخواهم کرد . ای سنگ صبورم ، درد هایت را چگونه کتمان می کردی و در عین حال ، و دمادم لبخند ارزانی من می داشتی !!! این دو گانگی (  پارادوکس ) همزمان در قاموس هیچ مکتب فکری قابل درک و فهم نبوده و نیست . ای کاش می توانستم خدایگان ، زئوس ، میترا ، ونوس ، سیبِل ، هرکول ، ژوپیتر و... که در معبد پنتئون دفن شده اند را از خواب گرانشان بیدار می کردم تا بهمراه کالی ( الهه مادر ) ایزد بانو  به احترام آن همه از خودگذشتگی ، مهربانی ، ایثار و صبوریت می ایستادند و تو را احترام و ستایش می کردند . گهواره ام از دستان پُر از مهر تو فریاد می کشد و به من نهیب می زند که نکند روزی برسد که این همه محّبت را نادیده و یا فراموش کنم . شاید . نمی دانم !! ولی ارّابه زمان هر گونه بچرخد تو را فراموش نخواهم کرد . نمی توانم فراموش کنم ....  ای مهربانترین ، آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری .... با احترام ؛ تقدیم به تمام مادران سرزمینم که بدون ادعا عمر خود را در طبق اخلاص گذاشته و مادرانه برای فرزندان ایران بانو لالایی خوانده ، میخوانند و خواهند خواند وسلام ✍ ، کارشناس ارشد علوم سیاسی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95‌
10.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کلیپ | توصیه های بهداشتی و درمانی ویژه ؛ 🇮🇷« مراسم پیاده روی »🇮🇶 🎬 ؛ 💥 در پیاده روی اربعین ➖روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان پلدختر ➖بسیج جامعه پزشکی شهرستان پلدختر              ┄┅═✧☫ 🇮🇷 ☫✧═┅- ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95‌
بنام خدا ✅بهار ، تابستان ، پاییز و تابستان 💢 💢 پیر شدم . کاری از دستم بر نمی آید . برنامه ای برای آینده ندارم ، چون وقتی برای برنامه ریزی نمانده است . چه زود دیر می شود !!!!.... غرورم شکسته و دیگر هیچ دلخوشی در این دنیا ندارم . چون طوفانی پُر از گَرد و غُبار ، فرو نشسته ام . پیرمرد همسایه دیوار به دیوارمان ، آن همبازی پُر ادعا و مغرورترین جوان دیروزِ آبادی با قدی خمیده چون کمانی چِله کشیده تِلو تِلو در حالیکه از درد دست و پا می نالید به من نزدیک می شد ، صدایم زد و گفت : فلانی کجایی ؟؟  گفتم : در آن سوی تاریخ !!!  نزدیکتر شد. او نیز چون من دلش برای روزهای بر باد رفته اش تنگ شده بود . کنارم نشست و گفت : یادش بخیر چون کوه همه را مسحور خود کرده بودم . غرور جوانی و شادابی ام سر به فلک می سایید . در آسمانها سیر می کردم . دلم پَر می کشد برای اولین نگاه خریداری که مرا از آسمان به زمین آورد . نمی توانم توصیف کنم آنچه که بر من گذشت . بگذریم ...   سکوتم را شکست . از تلاطم موج های سهمگین خاطرات دیروز ، چون زورقی مرا به ساحل آرام رسانید .  نگاهی عمیق به ظاهر نا آراسته و ژولیده من کرد و گفت : می دانم در قلبت چه می گذرد . من هم برای آن همه دلخوشی های هر چند اَلَکی دلم تنگ شده است . گفتم : عمر را چگونه یافتی ؟ گفت : حسرت نرسیدن به آرزوها !!! از آرزوها چیزی نگو که دلم می شکند . دوست پیر مَردَم گفت : تو را چه شده که این گونه بی تاب شده ای ؟ گفتم : چگونه بی تاب نباشم ؟ بر هر محفلی وارد می شدم بالاتر از همه می نشستم  . حرف ، حرف من بود . اما امروزه دیگر حتی جایی در این دنیا هم ندارم . ولی خوشحالم از اینکه علیرغم تمام مشکلات زندگی ،  هنوز گذشته را فراموش نکرده ام . میراث دار بزرگانی هستم که دیگران آرزو می کنند بجای من باشند . من وارث مردمانی هستم که تمدن بشری مدیون آنهاست . چونان از تاریخ ایران می گفتند ، گویی ،  ویل دورانت ، زرین کوب و اقبال آشتیانی مشغول مباحثه هستند . زیباترین جملات از بزرگترین راویان تاریخ بشری . ناگهان سکوتی ممتد بر این مباحثه سایه افکند . صدایشان کردم . جوابی ندادند . چنان غرق در گذشته بودند که مرا ندیدند . یا اگر هم دیدند بی اعتنایی می کردند . تاریخ را در ذهنم مرور کردم دیدم تمدن ایران بر شانه های این بزرگان تا امروز آمده ، با همه سختی ها  و دشواری ها چون کوه ایستاده و از فرهنگ و تمدن این کشور مراقبت نموده اند . با خودم گفتم نکند روزی برسد که بزرگان این سرزمین فراموش شوند . احترام بزرگان ، احترام به تاریخ ایران است . تاریخ ایران را چه خوب فهمیده بودند . تاریخ امروز ایران عزیز _ اسلامی مدیون ، زحمات ، فداکاری و از خود گذشتگی  این بزرگان است . بزرگان را فراموش نکنید و اگر زنده اند آنها را احترام کنید... پایان....👉👉 ✍ کارشناس ارشد علوم سیاسی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95‌
13.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 🎥 ♨️ مدیریت مصرف برق در شهرستان پلدختر(ویژه دانش آموزان ابتدایی) ✍ برق شهرستان پلدختر ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh‌ ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95‌
23.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 /  ♨️ "" شهردار خرم آباد در نشست با مسئول سازمان بسیج هنرمندان و روسای انجمن های فرهنگی و هنری این سازمان، پیرامون سازهای مدرن با نواهای محلی اظهارکرد: 🔹 ✍خبرنگار: **  ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⚛وقایع پلدختردر 👇🏻 📡 @vaghayepoldokhtar1‌ ✴️وقایع پلدختردر 👇‌ 🔊 https://eitaa.com/vaghayeh‌ ❇️وقایع پلدختردر 👇🏻 🎙 https://splus.ir/vaghayeh95‌