دیشب که در حال شرح وقایع به پدرم بودم..
بهم گفتن که تازه این اولین قدم توی دنیایی که دارم واردش میشم.
ظهر در حالی که داشتم سریع حاضر میشدم که از خونه بزنم بیرون ، فکر نمیکردم ساعت ده ُبیست دقیقهءشب دارای یکتجربهءواقعی توی دنیای آدمبزرگها شده باشم.
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.