قرار بود امشب زود بخوابم، زود ِزود.
اما نشد.خودتان دیدید دیگر، این احساسات ِ منگونهام فعال شدهبود.اگر میخوابیدم تفاوتی با ساواکنداشتم.
هدایت شده از امام نوشت🚬
این ایده برای فروش پکیج هاتون دیگه خیلی نخ نما شده
یکم خلاقیت داشته باشید بابا
این ایده که میگه قیمت اصلی پکیچ مثلا ۸ میلیونه ولی ما با تخفیف لطف کردیم به شما میدیمش ۱۳۰۰
همین تفاوت فضایی بین قیمت اصلی و قیمتی که با لطف وتخفیف دارید به ما میفروشیدش نشان دهنده ی اینه که ارزش واقعی اون پکیج حتی از ۱۳۰۰ هم کمتره چه برسه به ۸ میلیون
این ایده رو برای فروش اولین بار کدوم مغز متفکری داد؟
اینکه برای سکه دار کردن پکیج مون بگیم قیمتش شونصد میلیونه ولی ما لطف کردیم و فقط تُف تومن داریم به شما میفروشیمش!
وییُن
این ایده برای فروش پکیج هاتون دیگه خیلی نخ نما شده یکم خلاقیت داشته باشید بابا این ایده که میگه قی
"خب بچهها بیایید بهتون به مناسبت ِ"روز ِدرندگان وحشی که دستشون توجیب خودشونه و با کانگورو ها وصلت میکنن" هدیه تخفیف تکرارنشدنی بدم🗣"
انسانها دوباره متولد نمیشوند.
از زمان میترسم.راستشرا بخواهید از همهچیز میترسم اما از زمانجور دیگری.جنس ِترسش باتمام ترسهای کوچکوبزرگ زندگیام تفاوتدارد.از آنترسهاست که هرچهبخواهم جلویش قدعلم کنم، سدراهم میشود.همین سبب شده که همیشه احساس ِسنگینی عجیبی داشتهباشم،انگار که چیزی در وجودم سرازیر گشته و پیمانهخود را شکسته باشد.میدانید چهمیگویم،نه؟