ویین
من ُ ۹۰ درصد از دوستام انقدر نقطهء اشتراک کمی داریم که اصلا نمیدونیم چرا به دوستیمون ادامه میدیم
احتمالا ما آدمها هرچقدر هم که بخوایم
خودمون رو متفاوت از افراد دور ُ برمون بدونیم ..
یک نقطهء اشتراکی بینمون پیدا میشه .
ویین
احتمالا ما آدمها هرچقدر هم که بخوایم خودمون رو متفاوت از افراد دور ُ برمون بدونیم .. یک نقطهء اشتر
یاد این می افتم که حضرترسول برای دعوت
پادشاه ها به اسلام از یک نقطه مشترک بزرگ
استفاده کرد : " آزادی "
ویین
یاد این می افتم که حضرترسول برای دعوت پادشاه ها به اسلام از یک نقطه مشترک بزرگ استفاده کرد : " آز
بگو:
ای اهل کتاب !
بیایید از آن کلمه حق که میان ما و
شما یکسان است پیروی کنیم که
به جز خدای یکتا را نپرستیم
و چیزی را با او شریک قرار ندهیم ..
ویین
بگو: ای اهل کتاب ! بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا
ما انسانها برای داشتن آزادیروحی-معنوی
نیاز داریم که از یک الگو پیروی کنیم ..
الگویی که تحقق میبخشه به آزادیمون
مکاتب الهی عه !
چیزی که توی همهء مکاتبالهی یکسان ِ
پرستیدن خدای یگانه و واحده ..
ویین
ما انسانها برای داشتن آزادیروحی-معنوی نیاز داریم که از یک الگو پیروی کنیم .. الگویی که تحقق میبخش
بعضی از ما
بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد .
[ آلعمران⁶⁴ ]
ویین
بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد . [ آلعمران⁶⁴ ]
یک آزادی دیگهام هست
که مربوط به خودمون نیست ..
مربوط به دیگران ِ ..
یعنی ما در راه رشد دیگران سد نشیم
و دیگران هم در راه رشدما ..
این آزادی ، آزادی اجتماعیه !
اینجا دقیقا داره همین رو میرسونه ..
ویین
یک آزادی دیگهام هست که مربوط به خودمون نیست .. مربوط به دیگران ِ .. یعنی ما در راه رشد دیگران سد ن
اینجا داره میگه :
نه تو حق داری من رو مستعمره خودت کنی
نه من حق دارم * ..
یه جورایی مثل همون جمله
که توی کتابای درسیمون
سال ها تکرار شد :
" پیام اسلام برابری ُ برادری بود " .
در آخر حرف حضرترسول این بود :
" بیایید زیر یک بیرق جمع بشیم ..
برای داشتن یک دنیای پر از ' آزادی ' .. "
ویین
" تلاش "
با کادر مربعی خوب نیستم ؛
ولی بنظرم اینبار برای بیان این کلمه
مناسب ِ ..
همهء ما یکسری علایق ُ خواسته داریم ..
توی بعضیهاشون استعداد داریم و
توی بعضیها واقعا خوب نیستیم ..
سریال ام.عزیز یک دیالوگ از زبان
چویروسا داشت که میگفت :
" استعداد مهمه ولی بچههایی ام
که تلاش میکنن موفق میشن "
تلاش بر استعداد برتره ..
برتر بودنش مثل این میمونه :
تو .. یک کانادایی هستی ُ راحت میتونی
به فرانسوی ُ انگلیسی حرف بزنی ..
کسی بخاطر این بهت افتخار نمیکنه
چون زبان ِ مادریت بوده .
ولی اگه تو یه فارسیزبان باشی ُ
بتونی به انگلیسی و فرانسه تکلم کنی ..
این برات یک افتخاره * ..
چون بابتش وقت ، هزینه ، اعصاب ُ روان گذاشتی
و به عبارتی تلاش کردی .
آدمهایی که تلاش میکنن ؛
شاید سریع نه ولی بازتابش رو توی زندگیشون
میبینن ..
تلاش میتونه چیزهای ناممکن رو ممکن
کنه ..
مثل دراومدن یه گل توی برف ..
تلاش ممکنه سخت باشه ؛
ولی انسانی که تلاش میکنه رو هنرمند میکنه ..
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
شما ساکن سیارک H162 هستید.
یه سیارک که فقط یک روز از سال میشه اون رو دید. روز نهم مهر یا همون اول اکتبر.
توی اون روز، اگه به جهت شرق وایساده باشی و سرتو به آسمون بگیری میتونی یه نور چشمک زن رو ببینی که از همون سیارک میاد.
اسم این سیارک توی هیچ مرکز نوجومیای ثبت نشده برای همین کسی نمیتونه به طور قطع در مورد وجود داشتنش حرف بزنه اما همه اونایی که اون روز، از جهت شرق به آسمون نگاه کردن مطمئنن که همچین سیارکی وجود داره، ماهم همینطور.
ساکن اون سیاره یه مرد جوانِ که حتی ماهم نمیتونیم سن حقیقیش رو حدس بزنیم.
اما اون همه سال رو قهوه به دست رو به آسمون میشینه انتظار همون روز رو میکشه. روزِ نهم مهر یا همون اول اکتبر.
توی اون روز بود که بانوی رویاهاش قدم به سیارکش گذاشته بود و فقط یکم اونجا مونده بود، اما همون یکم همانا و عاشق شدن تا تمام عمر همانا.
حالا اون مردِ جوان تمام سال رو قهوه به دست میشینه و به چشم های قهوهای اون بانو فکر میکنه و شعر میگه. شعرایی که پرنده های مهاجر اونا رو میشنون و به زمین میبرن.
اما وقتی اون روز میرسه، یعنی روزِ نهم مهر ماه، اون مرد چراغ چشمک زنش رو برمیداره و تا وقتی اون روز تموم شه اون روز روشن میذاره به امید اینکه بانوی رویاهاش دوباره سیارکش رو پیدا کنه و برگرده.
به نظرتون اون بانو برمیگرده؟
از طرفِ فلورا، ساکنِ سیارک L166.