https://eitaa.com/GAHHVE_TALKH/427
https://eitaa.com/GAHHVE_TALKH/424
نمیدونم چی بگم رنتوس! چقدر کلمهها برای توصیف حسم ناتوانن.
خوشحالم. خیلی خیلی خوشحالم کردی:)🌟
هدایت شده از ابری*
موضوعاتی که الای انتخاب میکنه جدیده، بهشون پرداخته نشده و حتی اگر هم پرداخته شده باشه هیچوقت مثل نوشته های الای نیستن، نمیشن و نخواهند بود.
زیادی لوس شدم دیگه🫠
ممنونم ریحانهی عزیزم، هیچ تعریفی من رو اندازهی اینکه بهم بگن متفاوت خوشحال نمیکنه:))))✨
هدایت شده از شـگفتیِآبـی𖤐
اینجا من و الآی
* بریدۀ کتابهایی که میخونیم رو باهاتون به اشتراك میذاریم.
* باهم کتاب همخوانی میکنیم، شماهم اگر دوست داشتید میتونید باهامون همراه بشید.
مثلا: همخوانی کتاب قصر آبی، روزی ۲۰ صفحه.
* نظرمون رو دربارهی بعضی از کتابهایی که از حالا به بعد میخونیم مینویسیم.
*دفترچۀ ولنسی!
اینجا من و الآی * بریدۀ کتابهایی که میخونیم رو باهاتون به اشتراك میذاریم. * باهم کتاب همخوانی می
کانال من و رقیهست=)
خوشحال میشم عضو بشیددد✨
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
تصور میکنم. تصور میکنم پسرک قبل از جشن، آرایشگاهش را رفته. موهایش را حالت داده. کتوشلواری را که از چندماه قبل اصرار به خریدنش داشته و پدرش بالاخره توانسته برایش بخرد، پوشیده. خودش که ادکلن شخصی ندارد. از ادکلن پدرش چند پاف، طوری به کتش زده که لک نشود. پسرک جلوی آینه، وجنات مردانه خودش را که دیده لبخند زده. لپهایش گل انداخته. شبیه آدمبزرگها شده. مرد شده. پسرها با کتشلوار، خیلی آقا میشوند. مخصوصا با اولین کتوشلواری که در عمرشان میپوشند. مادرش قربان صدقه پسرک رفته. وان یکاد برایش فوت کرده و گفته ماشالا هفتقرآن به میان، ایشالا دامادیتو ببینوم. پسرک طوری راه میرود که خدای ناکرده غباری به کتوشلوار تازهاش ننشیند. لک به پیراهنش نیفتد. یک تار مویش جابجا نشود. او خوشحالترین مرد مراسم امشب است. گو که سور و سات مرد شدن او برپاست. چند لحظه بعد، حالا پسرک افتاده. کتوشلوار تازهاش، چاکچاک ترکشهاست. خونین و خاکی و پاره. لپهای گلانداختهاش مثل برف سفید شده و موهایش به هم ریخته. پسرک، شهید شده. مردتر شده. مردتر از خیلیها. و زنی میان جمعیت جیغ میکشد که پسری با کتوشلوار تازه مشکی ندیدید؟
«مهدی مولایی»
@m_molaie110