eitaa logo
ۅاےۅ
79 دنبال‌کننده
589 عکس
101 ویدیو
2 فایل
در میانه ی ایزدان و اهریمنان همانجا که مردم نمیدانند تورا بَد بخوانند یا بِه تو نادیده گیر و به کس نیندیش تو خود میدانی که بر هر دو فرمان میرانی بلکم تو خود آنانی ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3013901 من @vaayoo
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هیمآ...♡
یکی از دوستای مامانم که فوق دکتری فلسفه دارن و پژوهشگر حوزه نورون های مغزی هستن، مشاوره فلسفی میدن، وقتی متوجه شدن من‌ خیلی استرس دارم و دارم اذیت میشم باهام تماس گرفتم و قرار شد که به مدت هشت روز باهم مشاوره تلفنی داشته باشیم. حالا میخوام این‌ نکاتی که توی این دو روز باهم حرف زدیم و دغدغه های خودم بود و حالم رو خیلی بد می‌کرد و جوابی که ایشون دادن و تمرین هایی که دادن رو بهتون بگم، شاید به درد یکی تون بخوره.
هدایت شده از هیمآ...♡
۱. نکته اول. اینکه شما ترسیدید، نشونه‌ی ضعف ایمان و توکل شما نیست اطرافیان من خیلی آروم هستن و خودشون رو کنترل میکنن اما من نمیتونم احساسات و ترسم رو در لحظه مثل اونها مدیریت کنم. برای همین فکر میکردم من ایمانم خیلی ضعیفه و اونا خیلی با ایمان و تقوا ان. اما جواب این دوست مون: وجود انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشکیل شده. هر کدوم از این بخش ها وظایفی دارن و واکنش هایی نشون میدن‌. احساسات و عواطف ما مربوط به بخش روان هستن. وقتی شروع به فعالیت میکنن روی بخش جسم هم تاثیر میذارن. مثلا اگر ذوق زده بشیم جسم مون جنب و جوش بیشتری انجام میده. احساس تری هم همینه، وقتی میترسیم، بدن هر کسی واکنش متفاوتی نشون میده. بعضی ها ضربان قلب شون بالا میره، بعضی نفس تنگی میگیرن، بعضی لرزش دست و پا میگیرن، بغضی معده درد میگیرن و... حالا اون بخشِ روح، مسئول اعتقادات و ایمان عه. پس هیچ ربطی به روان و جسم نداره شما ایمان و اعتقاد به توحید و قدرت خدا دارید. یعنی روح تون وظیفه‌ش رو انجام میده اما روان و جسم تون به علت مواجهه با موقعیت، داره واکنش نشون میده. پس اگر‌ می‌ترسید، طبیعیه. خودتون رو سرزنش نکنید.
هدایت شده از هیمآ...♡
۲. نکته دوم. وقتی می‌ترسیم و حتی بعد از تموم شدن صدای پدافند یا انفجار نمیتونیم به حالت طبیعی برگردیم، چیکار کنیم؟ ترسیدن در لحظه از صدا، طبیعیه. همه میترسن. اما افرادی مثل من نمیتونن به حالت عادی برگردن. برای دقیقه ها یا حتی ساعت ها. چرا؟ چون ذهن و روان مون شروع میکنه از موقعیتِ حال جدا میشه و جلو جلو برای ترس هایی که اتفاق نیفتادن، فکر و مقابله میکنه. توی این وضعیت بخش سمپاتیک مغز فعال میشه‌. حالا برای اینکه بتونیم ترس مونو خیلی خیلی مدیریت کنیم باید بخش سمپاتیک مغز رو با یه تمرین خیلی ساده خاموش کنیم! و روان مونو به لحظه‌ی حال برگردونیم. تمرین چیه؟ تمرینِ تنفس جعبه‌ای. یعنی شما ۴ ثانیه یه نفس عمیق میکشی، ۴ ثانیه نگه می‌داری و ۴ ثانیه نفس رو تخلیه میکنی. بعدش هرجایی که بودی، بلند میشی و با کف پات زمین زبر پات رو حس میکنی. چند ضربه به زمین میزنی و با حس لامسه‌ی کف پا، زمین رو حس میکنی و به خودت میگی: من الان اینجا هستم. توی این لحظه. و همه چیز تموم شد‌. الان همه چیز خوبه. این تمرین بخش سمپاتیک مغز رو خاموش میکنه و به کنترل ترس تون خیلی خیلی کمک میکنه
هدایت شده از هیمآ...♡
۳‌. نکته‌ی سوم هر احساسی در لحظه داری، بدون خجالت بهش اهمیت بده و ابرازش کن. وگرنه یه جور دیگه بهت حمله میکنه وقتی توی لحظه‌ی انفجار یا صدای پدافند میترسی، بدن شما واکنش منحصر به فرد خودش رو نشون میده! اگر پدر، مادر، برادر و... بروزی از احساسات شون نمیدن، دلیل بر این نیست که شما هم همینجوری باشید. بدن و روان هر انسان متفاوت و منحصر به فرده. پس برای واکنشی که نشون می‌دید خجالت نکشید. اگر احساس می‌کنید باید گریه کنید، گریه کنید. اگر‌ احساس می‌کنید باید محل رو ترک‌ کنید، ترک کنید. اگر احساس می‌کنید باید چند لحظه چشم هاتون رو ببینید و تنها باشید، این کارو انجام بدین. اگر میخواید جیغ بزنید، جیغ بزنید. اگر احساسات تون رو در اون لحظه سرکوب کنید، اونها برای اینکه خودشون رو بروز بدن قوی تر میشن و از یه جای دیگه خودشون رو بروز میدن. مثلا شما احساس میکنم نیاز داری گریه کنی ولی نمیکنی. دو دقیقه بعد بیخودی سر یکی داد میزنی یا با کسی دعوا میکنی. این میشه حمله‌ی اون احساسی که در لحظه سرکوبش کردی. پس احساس تون رو بروز بدین. و خجالت نکشید از اینکه بهتون میگن ترسو، سوسول، بی ایمان و...
هدایت شده از مجهولات
بچه‌ها لطفا همیشه یادم بندازید با دوستان تهرانی شوخی نکنم بهرحال سطح جنبه فرق داره🙏
هدایت شده از هیمآ...♡
۴. نکته‌ی چهارم ترس رو از روان تون، به یک نقطه در بدن تون تبدیل کنید چشم هاتون رو ببنید و فکر کنید اون لحظه ای که میترسید، کدوم عضو بدن تون بیشتر درگیر میشه و اذیت تون میکنه؟ مثلا من خودم قفسه سینم و قلبم خیلی اذیت میشه. قلبم شروع به سوختن و تیر کشیدن میکنه و انگار یکی با پاهاش داره روی سینه‌ام فشار میاره‌. حالا شما ممکنه دست تون سِر بشه، سردرد بگیرید، معده‌تون بسوزه و... توی این موقعیت دوباره باید مغز رو منحرف کنید از اون اعضا. چجوری؟ زمانی که در وضعیت ترس نبودید، ۳ نقطه‌ی امن توی بدن تون رو پیدا کنید. نقطه‌ی امن یعنی کجا؟ یعنی اعضا ای از بدن‌تون که موقع ترس اذیت نمیشن و واکنش نشون نمیدن‌. مثلا برای من نقطه های امن ام کتف، پشت گردن و سرم هستن. حالا وقتی سه نقطه‌ی امن رو پیدا کردید، زمانِ ترس که اون احساس ترس به یکی از اعضای بدن تون حمله کرد باید سعی کنید به اون سه نقطه‌ی امن فکر کنید. اون هارو لمس کنید و حرکت شون بدین و بهشون توجه کنید. این کار باعث میشه مغز تون تمرکزش رو از عضوی که در حال رنج کشیدن هست، به اعضا ای که سالم هستن و در حالت عادی شون هستن منتقل کنه و وقتی می‌بینه اون اعضا سالم هستن، پیام امنیت براش صادر میشه و یواش یواش شروع به آروم کردنِ کل بدن میکنه.
هدایت شده از هیمآ...♡
۵. نکته‌ی پنجم. توقع نداشته باشید در عرض چند ثانیه آروم بشید احساس ترس توی بدن به مدت یک ربع باقی میمونه. پس اینکه تا یک ربع بترسید و علائم ترسِ بدنی داشته باشید طبیعیه. اما اگر هم بیشتر از این شد نگران نباشید. با انجامِ این تمرین ها و کارهایی که گفتم یواش یواش توی مغز تون نورون ها و عصب های جدید شکل میگیره و هرچی بگذره روند آروم شدن تون سریع تر میشه.
ۅاےۅ
بچه‌ها لطفا همیشه یادم بندازید با دوستان تهرانی شوخی نکنم بهرحال سطح جنبه فرق داره🙏
اونموقع نشد درست حرف بزنم الانم خیلی دو دلم که بگم یا نه ولی خب نهایتا پشیمون میشم پاکش میکنم دیگه
من عددی نیستم ولی وظیفه خودم میدونم که از امنیت روانی مردمم دفاع کنم و از نظر منِ ناقص العقل یکی از راه هاش ایجاد نکردن ترس و اضطراب بیشتره و متوجهم که یکی از راه هاش هم درک شرایط و احساسات مردمیه که در معرض خطر بودن پنهان کردن احساسات منفی خودم رو تو این ایام درست تر از ابرازش دونستم کما اینکه خودم هم شرایط نرمالی نداشتم اگر پیام ندادم این چند روز، چرت و پرت گفتم یا هر چیز دیگه ای هم در جهت همین موضوع بوده اصلا و ابدا هم لازم نمیدونستم که یه همچین چیزایی رو بیشتر توضیح بدم الانم فقط و فقط بخاطر اینکه کسی فکر نکنه دارم توهینی بهش میکنم گفتم و همین دیگه و من الله توفیق✋
اگر تونستید نماز لیله الدفن برای اسماعیل ابن عباس بخونید امشب (کاش زودتر گفته بودم)