eitaa logo
واژبند
155 دنبال‌کننده
384 عکس
21 ویدیو
2 فایل
@Babaee1983.راضیه بابایی هستم واژبند یک ترکیب فارسی است. کلمات را در یک بند کنار هم نشاندم و واژبند متولد شد.
مشاهده در ایتا
دانلود
فراخوان شماره ۶ زمستان ۱۴۰۲ " نوجوانی؛ جشنواره موسیقی یا نتها، سنجاق به نت..... نوجوانی، یک جهان موسیقی.... نوجوانی، نبض موسیقی " روزی که انسان نتوانست با واژه احساس خود را بازگوید، موسیقی این ترجمان زیباترین درونیات انسان، به کار آمد. موهبتی تا غم ها، شادی ها و احساساتش را آنگونه که هست، واگویه کند، نه با کلمات که با این ترنم جانبخش و روح نواز که این مسیر پر فراز و نشیب را تلطیف می‌کند. موسیقی از بارش باران، موسیقی برگها روی شاخه ها و نغمه پرندگان راه به جان انسان پیدا کرد. دامنه موضوعی این شماره از DNA انسان تا موسیقی شگفت انگیر کهکشان می رسد. فصل رویش در شماره ششم، با همراهی سردبیر میهمان این شماره: امیربکان (آهنگساز، استاد دانشگاه، پژوهشگر ارشد موسیقی) با شیوه‌ی جستارنویسی یا خاطره داستان، با افتخار از شما نوجوان دیروز و امروز، هنرمند، نویسنده و فرهیخته محترم دعوت می‌کند تا هم‌سفر و همراه افتخاری ما باشید. منت می‌گذارید مطلب یا خاطره‌داستان خود را (حدودا بین 500 الی 1000 کلمه) به شماره روابط عمومی یا ایمیل مجله ارسال فرمایید. مهلت ارسال: ۱۰/۱۱/۱۴۰۲ روابط عمومی: ۰۹۳۷۰۱۵۴۳۹۰ اینستاگرام:fasle-e-rooyeh
عقربهای کشتی بمبک فرهاد حسن زاده چند رمان دارد که از تجربه‌ی زیست او در آبادان ریشه گرفته است.به جز این کتاب ،هستی و ماشو در مه هم در فضای جنوب متولد شده اند و آنها را خوانده ام.اما عقرب های کشتی ...طنازترین اثر بین آثار اوست.کتابی که جذاب تر از دو اثر قبلی است و موقع خواندن همیشه یک لبخند روی لب است. اثری که می توان صد در صد آن را متعلق به دنیای نوجوانی دانست. تمام مولفه‌های داستانی مثل دغدغه شخصیت،عملکرد شخصیت در بحرانها،آرزوها و روابط دوستی بین بچه ها همگی متعلق به دوران نوجوانی است و معلوم نیست نویسنده‌ی بزرگسال پشت فرمان کتاب نشسته است.نویسنده ای که ادای نوجوانان را در نمی آورد.بلکه خودش نوجوان است.راستی لهجه‌ی جنوبی شخصیتها از دیگر جذابیت های شیرین داستان است. از آن کتاب‌هاست که به دست مخاطب می چسبد و تا آخر را یک نفس می خواند.دیالوگ ها و نسبت آن به تصویر و روایت آنقدر اندازه است که در هیچ قسمت کسالت، دامن گیر خواننده نمی شود. طنز نهفته در اعمال و رفتار شخصیت خلیل و بقیه عقربها، نمونه ای مثال زدنی و خوب برای آموزش طنز است.بیراه نگفته اند که نویسندگی در خون جنوبی هاست. اینها که گفتم ذکر خیر کتابی بود که مخاطبش را خوب می شناسد .با این حال مگر می شود گلی بی خار باشد؟ به رسم رمان های نوجوان خودم را آماده کرده بودم که فحش یا تکه کلام های نا مناسب در کتاب ببینم،ولی بیشتر از انتظارم بود. جوری که خوبی های داستان را تحت الشعاع قرار می دهد و راحت نمی شود این کتاب را در قفسه کتابخانه‌ی مدارس گذاشت. اگر برای نوجوان ۱۵ تا ۱۸ فقط دیالوگ های داستان خاطره و خنده است ولی برای گروه های سنی پایین تر مناسب نیست. از طرفی برخی موارد باور پذیر نبودند یا طرح آن در داستان مناسب نبودند: _مثل خاکی و بی ریا بودن بیش از حد کیوان با بچه ها یا تغییر ناگهانی سروان قربان _زیاد بودن بعضی شخصیتها در خانواده کیوان که نقشی در داستان نداشتند مثل اسدالله و مادربزرگ _اشاره ناقص به جریان های فعال علیه شاه و تاکید بیش از حد به نقش توده ای ها _ماجرای ورود خدیجه خپل وبچه هایش به منزل خلیل و... چون داستان خیلی جذاب و سرگرم کننده بود، کم کاری داستانی خیلی به چشم نمی آمد. از این جهت می توانید بخوانید و لذت ببرید https://eitaa.com/vazhband
پلنگ زخمی بزرگترین نقطه مثبت کتاب، جسارت نویسنده در رفتن به سمت موضوعی است که گریبان نسل نوجوان را گرفته است و همچنان در پستوی پنهانکاری جامعه مانده است. پرداختن به یکی از آسیب های جنسی دوره ی نوجوانی یعنی خود ارضایی موضوع کتاب است. موضوعی که نویسندگان به خاطر ممیزی و حفظ عفت کلام به سمت آن نمی روند و سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند! ولی در کتاب پلنگ زخمی نویسنده با قلمی عفیفانه و بدون اشاره ی مستقیم به این عمل ، از آن سخن گفته است. او به نشانه ها و علایم این عمل پرداخته است و عواقب جسمی و روحی آن را بررسی کرده است. همچنین دنیایی که نویسنده تصویر کرده است به جامعه امروز ما ، روابط و حرف هایی که در مورد دین و سیاست زیاد شنیده می شود ، نزدیک است.آدم ها طبیعی و شخصیتها خاکستری هستند. دیالو گهای عرفان و دوستانش بسیار طبیعی است. فضای مدرسه و ارتباط بین بچه ها و مسئولین مدرسه نیز خوب و باور پذیر از کار درآمده است. شروع داستان بی نظیر است و قلاب می اندازد و خواننده را تا آخر داستان دنبال سرنوشت عرفان می کشد. عناوینی که برای هر فصل انتخاب شده است ، جمله ی زیبایی از همان فصل است که بار معنایی آن فصل را به دوش می کشد. بیان حالات شخصیت عرفان در لحظاتی که دچار این گناه می شود زیبا و خلاقانه هستند و بدون اشاعه ی گناه به خوبی با زبانی ادبی تصویر و توصیف شده است با توجه به تلاش نویسنده برای دوری از شعار زدگی و دقت به زبان نوجوانان امروز جامعه، بعضی الفاظ نامناسب در کتاب به کار رفته است. اگر بخواهیم سخت گیرانه با کتاب برخورد کنیم می توانیم این موارد را جز نکات منفی در نظر بگیریم. در مورد تحول شخصیت باید گفت اکثرا درونی بود و کنش بیرونی و عمل داستانی کم بود. مثلا می شد به روابط عرفان و هادی بیشتر پرداخت و یا از زبان معلمان و مشاور و حاج آقا اینقدر در مورد گناه و ارتباط با خدا روی منبر نرفت و ساده تر به این مسئله پرداخت.یعنی به جای گفتن ، یک ماجرا و عمل داستانی برای آن تدارک چید. https://eitaa.com/vazhband
اول هفته، دوشنبه! امروز برایم اول هفته است چون چند کتاب تازه دست گرفتم. بارها خودم را تهدید و توبیخ کردم که چندتاچندتا نخوانم.ولی مثل معتادی که هوس نشئگی رهایش نمی کند، دلم برای خواندن پر می کشد. آن وقت دیگر در برابر وسوسه‌ی رفقا با جمله‌ی همیشگی"میای این کتاب رو با هم بخوانیم"وا می روم .هرچه هم بخواهم مهارت نه گفتن را تمرین کنم نمی شود که نمی شود! بی خیال! این تکه کلام شخصیت هولدن است.ناتور دشت یکی از این کتاب هایی است که تازه دست گرفته ام. چند صفحه بیشتر نخواندم.ولی مریدش شدم. لحن من راوی محاوره است.مترجم اول کتاب چیزهایی در مورد لحن گفته بود.فکر کردم خدا به خیر کند.خب...به خیر کرد و در تور افتادم. یک فکری هم توی سرم وزوز می کند که از روی کتاب رونویسی کنم. نه....بی خیال! تازه ۸درصد از کتاب را خوانده ام و اینطوری جوگیر شدم.وای به احوال رونویسی کردن از متن.آن هم متن محاوره! همین چهار کلمه رسمی نوشتن هم یادم می رود. به جای رونویسی به خودم وعده دادم دوباره هم بخوانمش.شاید اینطور در ناخودآگاهم بنشیند چطور می شود ابزار نویسندگی را با چنان مهارتی کنار هم چید که خروجی این بلا را سر مخاطب بیاورد. کتاب‌هایی که از امروز همراهشان هستم: و رفقای قدیمی تر؛ جلد دوم جزیره‌ی اسرار آمیز و رنجین کمان... https://eitaa.com/vazhband
جلالیون امروز ۸ دی ماه است.همان روزی که سوت پایان دوره هفدهم آل جلال را می زنند . من امسال عضوی از جلالیون بودم. سفری در شهر خودم بین دوستانی بهتر از آب روان .دو روزی که پر از خاطرات خوش شد.شیرینی این دوره را هیچ وقت فراموش نمی کنم. مثل روزهایی که مسئولیتی نداشتیم و تنها سرمان به کتاب و دفتر و دانشگاه بود،بی دغدغه دور هم بودیم. روزهایی که آنقدر می خندیدیم،گوشه‌ی چشممان خیس می شد . من دوباره به آن روزها پرتاب شدم.از این دوره قدر یک دنیا لذت و خاطره با خودم می برم. تک تک لحظات آل جلال همیشه در ذهن و دلم حک می شود. از حالا غصه‌ی زمان خداحافظی از دوستان را دارم.دوستان مجازی که به یمن این سفر لباس واقعیت پوشیدند. باز هم خدا را شکر. به خاطر اینکه در و تخته جور شد و امسال به سرم زد در این دوره شرکت کنم. https://eitaa.com/vazhband
استاد مهدی صالحی اینکه یک جلسه دوساعته را در یک یا دو بند جمع کنم ،کار سختی است.اما به جهت نگهداری این اطلاعات و مهم تر از آن اشتراک با دوستانی که دلشان با ما بود،سعی می کنم مهم ترین نکات را دسته بندی و یادداشت کنم ✴️زبان معیار ،زبانی است که تمام قومیت ها بتوانند با آن بنویسند وبفهمند و بشنوند. ✴️زبان معیار همه گیر و همه فهم،وحدت بخش و تمایز بخش ساکنین ایران با بقیه نقاط دنیا است. ✴️مرزهای جهان ما مرزهای زبان ماست ✴️ زبان فارسی، به مدت دو هزار سال زبان میانجی مردم در طول جاده ابریشم بوده است. ✴️زبان نوشتار و گفتار داریم.زبان معیار در این دسته بندی بین این دو گروه است.بخشی از معیار در گفتار نیز به کار می رود. زبان نوشتار ادبی و رسمی است و زبان گفتار روزمره و عامیانه ✴️فارسی سره یعنی فارسی خالص. برای محاوره نوشتنِ فعلِ رفته‌اند بنویسید؛رفته‌ن. و برای محاوره نوشتن فعل رفتند بنویسید رفتن ✴️کتاب‌هایی که باید خواند؛ فرهنگ فارسی عامیانه_ابوالحسن نجفی، فرهنگ لغات عامیانه_محمد علی جمالزاده، فارسی شکسته_امید طبیب زاده. کتاب ویرایش از نظر ویراستاران_جرالد گراندس. ✴️واژه یاب را روی گوشی خود نصب کنید.برای دیدن املای درست کلمات از سایت ویراستاران استفاده کنید. ✴️رسانه زبان را سخیف می کند تا جای ممکن متن روزنامه ای و تلگرافی نخوانید. https://eitaa.com/vazhband
بزرگان معیار نویس به جهت خواندن آثارشان؛ پرویز ناتل خانلری محمد قاضی احمد سمیعی محمدعلی اسلامی ندوشن غلامحسین یوسفی نجف دریابندری ابوالحسن نجفی کامران فانی بهاالدین خرمشاهی حسین همدانی محمد اسفندیاری بزرگان مترجم معیار نویس محمود حدادی دکتر کزازی موسی اسوار اصغر نوری کتاب مفید راهنمای ویراستاری و درست نویسی .دکتر حسن ذوالفقاری بهتر بنویسیم.رضا بابایی.انتشارات دانشگاه مذاهب و ادیان https://eitaa.com/vazhband
استاد کفاش در روز اول دوره،جدید ترین مبحث و کم شنیده ترین آن، مربوط به بحث این کلاس بود.مطمئنا این سرفصل ها و چکیده ها حق مطلب را ادا نمی کند ولی برای جستجو کردن در مورد محتوای درس کلید واژه های خوبی است. ✴️راوی داستان می گوید و زاویه دید منظری است که راوی از آن سمت داستان را می بیند و نقل می کند. ✴️زاویه دید چند سطح دارد ‌بسته به اینکه از کدام سطح استفاده کنیم،عمق روایتِ راوی معلوم می شود. ✴️عناصر زاویه دید ۴ دسته است.اول روایت دوم ادراک که خود شامل ادراکات حسی و افکار است سوم درون نگری و چهارم صدا یا بخش عمیق زاویه دید. ✴️بسته به سطح زاویه دید،وسعت جهان بینی خواننده تغییر می کند. ✴️سطح اول زاویه دید،عینی است و توصیفی است که راوی انجام می دهد.توصیفی که از منظره یا شی ثابتی صورت می گیرد. ✴️سطح دوم عمل و عکس العمل است.باز هم توصیف فضای بیرون را داریم ولی همراه با شخصیت در حال حرکت.در این بخش با احساس درگیر نیستیم. ✴️سطح سوم درگیری با استفاده از حواس پنجگانه و بیان افکاری که بعد از این حواس در شخصیت به وجود می آید.در این سطح قضاوت گری صورت می گیرد. ✴️آخرین سطح صدای عمیق است جایی که صدای شخصیت و راوی یکی می شود. ✴️سطوح مختلف زاویه دید سطح تنش را نشان می دهد. ✴️راه شناسایی صدای عمیق: وقتی که لحن و ادبیات راوی،لحن و ادبیات شخصیت می شود. ✴️برای نوشتن گفتگو از کتاب ویلیام نوبل بهره ببرید. https://eitaa.com/vazhband
استاد حجازی از نمای نزدیک در تیپ و ظاهر با بقیه اساتید متفاوت بودند.گمان می کنم با همسر تشریف آوردند.به خاطر علقه‌ی ایشان به متون کهن و خوانش زیاد آنها،سبک و نوع حرف زدن جالب توجهی داشتند. حتی یک بار ساختار جمله را به سبک بیهقی طوری بیان کرد که آخر جمله فقط یک "را" ماند! مثل ساختارِ "گرد هم آورد انجمنی را" با این وجود کلامی گیرا،محکم و پر طنین داشت. کاش کمی هم شاهنامه را با این صدا برایمان می خواندند.روح فردوسی مرحوم شاد می شد. در جلسه دیروز ،چند صفحه از متن تذکره الاولیاء و چند صفحه از تاریخ بیهقی را خواندند.خوانشی بسیار حرفه ای با مکث ها و فشار روی کلمات و تکیه‌های به جا به طوری که خیلی راحت مفهوم را متوجه شدیم .بدون آنکه نیاز به معنی یا تکرار جمله داشته باشیم.قصد استاد بررسی عناصر داستان در تاریخ بیهقی و مقایسه آن با تذکره بود. خدا حفظشان کند. جلسه خوبی بود. https://eitaa.com/vazhband
استاد عزتی پاک بحث در مورد درون مایه و مضمون ✴️یک نویسنده باید به جهان اشراف داشته باشد،متفکر باشد و با آگاهی و دانش زیاد.در این صورت است که نویسنده قابل احترام است. ✴️کتابِ "از کتاب رهایی نداریم"نوشته‌ی ژان کلود کریر، خواندنی است 👌 ✴️روزگاری نویسندگان معتقد بودند هنر برای هنر است.و آنها به پیام و محتوا کاری ندارند.این نظر درست نیست.نمی شود نوشت وکاری به برداشت خواننده نداشت. ✴️برای شناخت دنیای نویسندگان آثارشان را باید پشت هم خواندم.برای درک و دریافت بهتر جهان نویسنده ✴️بنیان‌های فکری خود را محکم کنید .بعد از چند سال راه و روش خود را می یابید. ✴️فکر،از پیشِ خود ایجاد نمی شود.باید کارهای نظری و افکار دیگران را بخوانید ✴️اگر ایدئولوژی تان درونی نشده باشد،حرف تازه ای برای گفتن ندارید! ✴️اگر با پیشینه ادبی تان(ادبیات کهن) نسبت نداشته باشید،کسی شما را جدی نمی گیرد ✴️اگر نمی توانید تلخ کامیِ بعضی مضامین را بگیرید،کار را رها کنید.چون هر کس کامش تلخ باشد لزوم ندارد بقیه را آزار دهد(یاد مهدی یزدانی خرم و همفکرانش می افتم.با خونی که قول آقای جواهری به خورد مخاطب داد!) ✴️ مضمون داستان نباید از اول داستان توی چشم باشد. آخر قصه باید خود را نشان دهد. https://eitaa.com/vazhband