هنوزم اون شبای گریه ی مستی رو یادم هست
کجا موهاتو وا کردی کجا بستی رو یادم هست
تو حق داری اگه رفتی اگه حرفامو یادت نیست
ولی من اینکه گفتی عاشقم هستی رو یادم هست
i wish i could delete all my information and accounts, then disappear and start a new life in a new city and country with new people.
نمیدانم آیا مادرش هم او را بهاندازهی من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوستداشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟ آدم پُر میشود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچگاه دچار تردید نشود.
سمفونی مردگان ، عباس معروفی