هدایت شده از ⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
برای انجمن فیلسوفان ابلهستیز به جز هگل ◍✧* ~
« سلام!
به کسی که عمیقا باهاش همذاتپنداری میکنم و احساس میکنم کسی که چند سال پیش بودم رو دارم میبینم.
چیزی که حس میکنم، اینه که به جزئیات توجه داری، و اینا اذیت کنندهست.
رفتارهای دیگران، حرف هاشون، نوع برخوردشون، قضاوت کردنشون... اینا هیچوقت تمومی نداره.
تنها کسی که داریم، خودمونه.
حس میکنم در قلبت رو بستی و نمیخوای صدای قلبت رو بشنوی.
این زمانی اتفاق میوفته که عمیقا از کسی رنجیده باشی.
و اون زخم نیاز به زمان داره تا التیام پیدا کنه.
با اینحال... باعث افتخاره که با کسایی مثل تو آشنا شدم. همیشه فکر میکردم کسی نیست که بتونه حرفامو درک کنه، و منم حرفاشو درک کنم.
اما حالا میبینم نه... کسایی که مثل هم باشن پیدا میشن، هر چقدر زمان بگذره همدیگه رو پیدا میکنن.
به خودت سخت میگیری، اینطور نیست؟
چیزی که احساس میکنم اینه که این زخم با وجود یک همدل، یک همراه، و یک هم مسیر بهتر میشه.
امیدوارم روزی برسه که با اون دوست آشنا بشی. بتونی زخم هایی که داری رو التیام بدی، و در کنار اون شخص، اونقدر خاطره بسازی که فراموش کنی گذشته ها رو چطور پشت سر گذاشتی... »
( هربار خودمو برای بقیه ابراز کردم ، حالم از خودم و حماقتم به هم خورد)
انجمنفیلسوفان ابلهستیز به جز هِگِل
* اسپویل انجمن شاعران مرده
لازمه بگم باهاش گریه کردم ؟
و همینطور چنل رونی
عاشق پیام های رندومیام که میذاری
و اولین غریبه ای هستی که با اینکه تا حالا ندیدمش اما خیلی شخصیتشرو دوست دارم
چند روز محو میشم ، نگران نشید ، درسته که خرداده ولی من پوست کلفت تر از این حرفام ، خرداد خ.ر. کیع؟