.
امروز که فیلم های کلاس دسرُ میبینم ، خودم خندم میگیره از اون حجم از عادی و معمولی بودن ، ولی پنج سال پیش اون فیلم ها به نظرم خوب بوده که ارائه دادم دیگه.
فعلا از فیلم های جدیدم راضی هستم
و احتمال اینکه پنج سال دیگه یه گوشه بشینم و به فیلم های الآنم بخندم زیاده
😉😉😉
و این خندیدن ها زیباست
بله ، آدم ذره ذره رشد می کنه و هر پله که بالاتر میری به عادی و معمولی بودن خودت در گذشته ، می خندی.
نه خنده ای از سر تمسخر
بلکه خنده ای که پشتش یه عالمه عشق پنهانه
شروع کنین رفقا
شروع کنین
عادی ، معمولی ، ساده ، با ابزار و امکانات کم
پنج سال دیگه به عادی بودن امروزتون میخندین و یه دونه میزنین رو شونه ی خودتون و میگین
ولی دمت گرم😎😎💪💪
.
.
سلام به روی ماهتون
وقتتون بخیر و شادی
بیاین بگین ببینم که جمعه ی شما چه شکلیه؟؟ 😉😉
مثل مایین ، یا مثل اونا 🙃🙃
.
.
واقعا از ظرف شستن بدم میاد ، ولی خب اینم قسمتی از کاره
نه میشه ازش فرار کرد
نه میشه رهاش کرد
نه میشه حذفش کرد
و نه هیچی
فقط باید باهاش کنار بیای
جز این هیچ راهی نداری🙃🙃
.
.
تو کارگاه قبلی که بودم ، بعضی وقتا اون روزی که سفارشات کافه رو میزدم ، دیگه ظرفاشو نمیشستم ، ظرفاشو میذاشتم واسه فرداش ، چون شستن ظرفها ، خودش یک پروسه ی یکی دو ساعته بود.
ولی اینجا
به لطف دخترک قشنگم ، این پروسه برام کوتاه تر شده و نیم ساعته جمع و جور میشه.
اینجا دیگه بلافاصله بعد ارسال سفارشات ، تقسیم کار میکنم و ظرفا رو هم صفا میدم🤌🤌🤌🤌
به امید اون روزی که تکنولوژی ارتقا پیدا کنه و یه ماشینی بسازن که قالب ها رو هم بشوره و من دیگه راحت بشم🙈🙈🙈
.