eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.2هزار دنبال‌کننده
40.7هزار عکس
670 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
پاسخ به شما قشنگم https://eitaa.com/virane/16671 سلام به ادیمن واعضای گروه خواهر گلم در حقیقت شما تنها نیستی زندگی من هم عین شماست ولی من خودم رو نباختم اگر شما زانو غم بغل بگیری یعنی این جور مردها درست میشن نه، من هر کاری کردم دست بردار نبود که نبود من هم خودم رو به بیخیالی زدم اصلا هم به فکر طلاق نباش چون من و شما مادری دلسوز نداریم که نازمون رو بکشه تو هم میتونی مثل من خودت رو مشغول حرفه ای چیزی کنی این قد هم فکر و خیال نکن بزار این قد تو این منجلاب غرق بشه که جونش دراد امثال من وشما خدا رو داریم به دعا وراز نیاز روی بیار که دلت اروم بگیره به بچت برس به خودت برس، خرید کن و در ضمن چرا این قدر غصه میخوری که لاغر بشی برو یه دکتر خوب واسه تغذیه این خودت رو خوشگل کن که همه حسرت تو رو بخورن باتشکر امید وارم مشکل امثال ماهم بر طرف بشه 😊👍 ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙 ازدواج سنتی بود . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مَــــــــنِ آرام💜✨
🦋💙 ازدواج سنتی بود . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
سلام وقتتون بخیر من برای بار چندمه پیام میدم خواهش میکنم پیام منم بزارین من یه خانم ۲۱ ساله هستم ۱۶ سالگی ازدواج کردم بصورت سنتی ۲ سال نامزد بودم ۱۸ سالگی عروسی کردم . شوهرم اون موقع که نامزد بودیم خیلی خوب بود ولی بعد از ازدواج خودشو نشون داد . از نظر مالی منو تامین میکنه خیلی آدم چشم دل پاکیه ‌ تا الان اصلا ازش خیانت این چیزا ندیدم ولی مشکلی که داریم اینه که از سال دوم نامزدیمون ایشون اعتیاد داشتن ۲ بار بدون این که من بدونم ترک کرده ولی این سری من فهمیدم که اعتیاد داره خواستم از دره دوستی وارد بشم کمکش کنم خوب بشه چون دوسش دارم . ولی هم از شغلش استعفا داده هم اعتیادشو کنار نمیراره الان ۴ ماه داره منو بازی میده همش ۱۰ روز میمونه خونه میگه ترک کردم بعدش درمیاد بیرون باز میکشه . تا این که هفته پیش پدرم اومد دنبالم منو آورد خونشون . گفت شوهرت باید ترک بکنه یه کارم پیدا بکنه بعدش بیاد دنبال تو . ولی الان تو این یک هفته هیچ خبری نه از خودش شده نه از خانوادش که بخان چیزی بگن یا با من حرف بزنن . به نظرتون من برم درخواست طلاق بدم یانه . ؟ خواهش میکنم کمکم کنید خیلی حال روحی بدی دارم . ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
خاطره ی خرید عروسی . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• خب حالا کە اینهمە نوشتم خریدای عروسیمم بگم دوست شوهرم یک ماە قبل ما عقد کرد و یک ماە بعد ما عروسی ولی خریداشون رو دقیقا تو زمان عقد ما انجام دادن😂 حالا چجوری میرفتیم بازار من خواهرم ودوسەتا خواهرشوهرم باهام بودن دوستمم دوسە تا خواهر و زن داداش و خواهرشوهر خودمونم دوتا عروس با دوتا داماد فک کنید حداقل ۱۰ نفر میشدیم😂 رفتیم بازار یە دست کامل لباس کردی خریدیم اونم برای عروسی حتما میبایست بخریم اینجا مدە سە دست میخرن من فقط اون یە دستو خریدم لباس کردی شامل پارچە توری سنگ دوزی با استر زیرش، کمر و شال مخصوص یە جفت کفش و یە روسری دوستم (همون عروس)گفت پارچە ماکسی بخریم گفتم تو بخر من کە ماکسی نمیپوشم( بلوز دامن میپوشیدم نخریدم😐) گفت چادر بخر گفتم من کە چادر نمیپوشم😐(مانتو کە میپوشیدم اما نخریدم) گفت پارچە شلوار بخر گفتم اخە من فقط شلوار امادە میپوشم (کە نخریدم😄) گفت لباس زیر بخر گفتم وای من جلو چشم اینهمە آدم لباس زیر بخرم😱 ( اونم نخریدم) گفت سشوار گفتم موهامو خشک نمیکنم عادت ندارم گفت لوازم بهداشتی گفتم بابام قبلا خریدە هنوز دارم(انگار قرارە خونە بابام بمونم😂) خداییش رفتیم لوازم ارایشی یە موچین و یە خط لب برداشتم کە پولشو خودم حساب کردم😂😂 اونموقع اینقد جینگول پینگول نبود طرفای ما شایدم ما سادە بودیم ولی واقعا من تا قبل اون خرید نمیرفتم هیچوقت حوصلەشو نداشتم همیشە مامانم برام خرید میکرد یا منو میبر مغازە مورد نظر کە خودم انتخاب کنم اونم بە زور کە دختر لباس نداری بیا بخر ابرومو نبر فامیل بگن برا دخترشون لباس نمیخرن😂 هنوزم حوصلە خرید ندارم ولی تازە بعد ۱۵ سال دارم راە میوفتم البتە بخاطر دخترام😄 ولی خدا وکیلی پشیمون نیستم درستە برا عروسیموم هیچی نخریدم ولی شوهرم چیزی برام کم نذاشتە اگە نداشتە قناعت کردم اگە داشتە بهترینارو برامون تهیە کردە ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
برای تولد همسرتون یا روز مرد میتونید چند تا کادوی کوچیک تهیه کنید.... •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• مثلا یه عکس از خودتون, یه لباس, یه نامه عاشقانه, و... اینا رو به ترتیب توی یه جعبه بذارید و برای هر کدوم یه جمله کوتاه بنویسید..👇 پولیور گذاشتم نوشتم این برای گرم کردن تنت, بعد یه نامه از خاطره های خوبمون گذاشتم و نوشتم این برای خنده رو لبات و در نهایتم عکس خودمو که انداخته بودم رو شاسی گذاشتم و نوشتم این برای قلبت خیلی همسرم از این کار خوشش اومد شما هم حتما امتحان کنید حتی میتونید از چیزای دیگه به ذوق و نیاز همسرتون استفاده کنید.مثلا از عینک افتابی و بگید این برای چشمات و... ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙 لحظھ اۍ ڪھ خطبھ ی عقد خواندھ میشد گفت: فرزانھ دعا ڪن ، از خدا بخواھ دعایۍ ڪھ من دارم مستجاب بشھ.🙂 نگاهۍ بھ چهرھ ۍ حمید انداختم نمیدانستم دعایش چیست ، دوست داشتم بدانم در چنین لحظھ اۍ بھ چھ دعایۍ فڪر مۍ ڪند، از تھ دل خواستم هر چیزۍ کھ از خدا خواستھ اگر بھ خیر و صلاحش است همانطور بشود.❤️ حاج آقا سھ بار اجازھ خواست ڪھ وڪیل عقد ما باشد، گل را چیدم ، گلاب را آوردم ، بعد گفتم : اعوذ با اللّھ من الشیطان الرجیم، بسم اللّھ الرحمن الرحیم با اجازھ ۍ امام زمان (عج)🌿🌼 پدر و مادرم و بزرگتر ها بلھ ☺️❤️ ؛ حمید هم دقیقا همین جملھ را گفت☺❤ عاقد خیلۍ خوشش آمدھ بود گفت : خیلۍ ها اومدن اینجا عقد ڪردن، ولۍ نھ بسم اللھ گفتن ، نھ از امام زمان (عج) اجازھ گرفتند.😕 لحظه ۍ عقد این بار هم تا بلھ را گفتم اذان مغرب شد ، حمید خندید، دست مرا گرفت و گفت : دیدۍ حڪمت داشته ، قسمت این بودھ بلھ ها رو بھ من موقع اذان بگۍ.😌💞 راوۍ : همسر شھید حمید سیاهڪالۍ مرادۍ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
🦋💙 این بخشی از زندگیه منه ماجرای همسرم با زن داداشم شاید براتون جالب باشه .. •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°•
مَــــــــنِ آرام💜✨
🦋💙 این بخشی از زندگیه منه ماجرای همسرم با زن داداشم شاید براتون جالب باشه .. •°•°•°•°•°•°•°•°•💙
قسمت اول از همون اول با اینکه میدونستم شوهرم خانوادگی فحاش و بددهن هستن و تو یسال دوستیمون دیده بودم تو عصبانیت راحت فحش میده، هربار هم معترض میشدم قول میداد خودشو اصلاح کنه. عشق کورم کرده بود و انگار عقلم رو از دست داده بودم. فکر میکردم میتونم تغییرش بدم.برای همین هرچقدر اطرافیان این موضوع رو بهم گوشزد کردند فایده ای نداشت. اوایل نامزدی فهمیدم اشتباه بزرگی کردم و من از پس این مشکلش برنمام و بددهنی و فحاشی براش عادت شده ولی بخاطر ابروم دم نمیزدم. همینجوری مرد بدی نبود ولی وای به اون موقعی که عصبی بشه یا کاری که دوست نداره رو بکنم پدرو مادر و اجدادمو میورد جلوی چشم.قهر و دعوا و غذا نپختن هیچکدوم فایده نکرد. خیلی بهم فشار میومد و اذیت میشدم . ولی اوج بدبختی وقتی بود که یبار خونه ی مادرش موقع شستن ظرفا حلقه مو در اوردم و گذاشتم بغل سماور. بعد ازینکه کارم تموم شد دیدم سرجاش نیست. چون دیده بودم جاریم چایی ریخته با خودم گفتم لابد اون دیده و برداشته گذاشته جای امن. منم از سر بیعقلی لااقل تنهایی ازش نپرسیدم رفتم همونجا تو جمع بهش گفتم شیما حلقه مو گذاشته بودم کنار سماور تو ندیدی؟ گفت نه، یهو برادرشوهرم پاشد شروع کرد به دعوا و فحاشی کزدن که مگه زن من دزده اومدی ازون سراغشو میگیری؟ هرچی قسم میخوردم که بخدا منظوری نداشتم گوشش بدهکار نبود همینجوری فحش خواهر و مادر بود که تو جمع به ابا و اجدادم میگفت. شوهرم از تو حیاط اومد گفت چه خبره چی شده که برادرش گفت هیچی بزن من میگه دزد .شوهرمم بدون اینکه حرف منم بشنوه اومد یکی خوابوند تو گوشم حلقه مو از جیب شلوارش دراورد گفت من دیدم برش داشتم که یکم دنبالش بگردی ادم بشی حلقه تو در نیاری. عوض اینکه خودتو درست کنی مواظب وسایلت باشی اومدی پاچه ی زنداداشمو گرفتی؟ بخدا اونقدر فشار روم بود که هرلحظه فکر میکردم الانه که سکته کنم.هرچی گریه میکردمو میگفتم منظوری نداشتم قبول نمیکردند. اونا میگفتن من تهمت زدم در صورتی که خودشون داشتن به من تهمت میزدند. توقع داشتم با توضیحات من شوهرم یکم طدفداریه منو بکنه که اونم بدتر از بقیه بود.خواهر برادرای دیگه ش نشسته بودن گیس و گیس کشی و فحاشیای اونارو نگاه میکردن مادر و پدرشم طرفدار اون پسرشون شده بودن. ادامه دارد... 👇👇👇👇
قسمت دوم خلاصه اون شب دوتا سیلی از شوهرم خوردم .مادرشوهرمم یبار هولم داد عقب جوری که نزدیک بود بخورم زمین. بعد از شنیدن فحش و ناسزا و کلی دعوا و مشاجره که توی همشون همسرم حق رو به خونواده ش میداد برگشتیم خونه تا دوروز اونشب رو میزد تو سرمو پدرمادرو همه ی خونوادمو فحش میداد هرچی گریه میکردم که چرا اونا رو فحش میدی خودمو فحش بده بدتر میکرد. دوسه روز که گذشت و یکم جو اروم شد. بهم گفت اون شب فهمیده داداشش و بقیه ی خونواده ش جوگیرش کردند اما اونا خط قرمزشن. و من حق توهین به هیچکدومشون رو نداشتم. اون جریان تو دلم موند. تا اینکه بعد از چند وقت که دوباره تو خونه خودمون وقتی که میخاستم سرویسای بهداشتی رو بشورم حلقه مو در اوردم گذاشتم کنار اینه. دیگه یادم رفت و بعد از شام رفتیم خونه ی مامانمو برگشتیم خونه. رفتم سراغ حلقه م و پیداش نکردم جرات هم نداشتم از خودش بپرسم سه روز بعدش گفت حلقه ت کو .جریانو گفتم .گفت از مامانت اینا پرسیدی؟ ؟گفتم خوب اونجا که نبردمش خونه از دستم در اوروم .خونه ی خودمونو هرچی گشتم پیدا نکردم. شاکی شد که چرا از خونواده ت نپرسیدی . هرچی میگم اونجا نبردم میگه نخیر بخاطر اینکه دلخورشون نکنی توهین نکنی نگفتی. مخلص کلام اینکه .اونقدری که از فحاشیهاش اذیت میشم از تهمتاش ناراحت نمیشم. الانم یمدته باهم سرسنگین رفتار میکنیم. مادرشو برادرش که اصلا جواب سلامم رو هم نمیدن بقیه هم طلبکارانه برخورد میکنن. تروخدا دختراتونو توجیه کنید دوستی قبل از ازدواج مفت نمی ارزه.شاید بتونی طرفت رو خوب بشناسی اما عشق و علاقه مانع میشه که عاقلانه تصمیم بگیری. البته دوستم میگه دوستیه قبل از ازدواج چون امری حرام هست لذتش شیطانیه برای همین چشم و گوش ادم کور و کر میشه عقل رو هم تعطیل میکنه و نمیتونی تصمیم درست بگیری وگرنه تو دوران نامزدی وقتی محرم باشی چون لذت حلاله چشم و گوشت بینا و شنواست و راحتتر میتونی طرفتو بشناسی. تحلیل دوستمم نوشتم شاید درست تر گفته باشه... پایان. ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
دوره نامزدی . . . •°•°•°•°•°•°•°•°•💙•°•°•°•°•°•°•°• ↴⁣⁣آدم‌ها در دوره نامزدی تلاش می‌کنند که بهترین حالت رفتاری خود را بروز بدهند. اگر قسمت عمده دوره نامزدی شما به بحث و تلخ‌کامی می‌گذرد، این نشانه بسیار بدی از یک زندگی دردناک پس از عقد و عروسی است، عجله نكنيد. ‌ ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
💙🦋 - تاکسی گرفتم راننده یه پیرمرد باصفا و خوش مَشرب بود . . کلی گپ زدیم ؛یهو پرسید : متاهلی دیگه؟!گفتم : نه . یه نگاه انداخت و گفت : سفید کردی که . . گفتم : آره پیر شدیم . گفت : گیسایِ اونم سفید کردی ! گفتم : کی؟! گفت : اونی كه جوونیش رو تو تنهایی خونه باباش گذرونده ؛ تا تو بری دستشو بگیری به اونم ظلم کردی . . !': ) ┈••✾❀🦋••آیدی ادمین کانال جهت ارسال راهکارهاتون••🦋❀✾••┈ @Mahi_882
‌آنچه خداوند می دهد پایانی ندارد ... و آنچه آدمی می دهد دوامی ندارد ... زندگیتان پر از داده های خداوند مهربان .. ‌‌