✨✨✨✨✨✨✨✨✨
مادرم میگفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... #مهربانو ..
خیلی نگذشته بود که ننه صدیقه هول زده از جا پرید و همون طور که من رو به سمت عقب هول می داد گفت : برو کنار ببینم ! چی کار می کنی حرمله !
دست هام به شدت می لرزید و حالا دیگه کنترلی روی صدام نداشتم . بی اراده بلند بلند زار می زدم و بی توجه به حرف های ننه صدیقه خدا رو صدا می زدم .
نمی دونم گناه من چی بود که یه آب خوش از گلوم پایین نمی رفت اما همین قدر می دونستم که اون بچه گناهی نداره و حقش نبود با این وضعیت به دنیا بیاد و همین بیشتر دلم رو می سوزوند .
ننه صدیقه به سختی نوزادی که از شدت نفس تنگی یا شاید هم سر و صدای ما به گریه افتاده بود رو ساکت کرد و رو به من گفت : تو آدمی اصلا ! از خدا نمی ترسی ! چه نونی سر سفره ی پدرت خوردی که این قدر ظالم و بی رحم شدی . از این طفل معصوم خجالت نمی کشی ! مگه این با پای خودش دنیا اومده که می خوای این طوری سر به نیستش کنی . والا بِلا من هزار تا بچه ی عیب و ایراد دار دیدم اما مادری به ظالمی و سنگدلی تو ندیدم !
ننه پوران که به نظر می رسید هنوز خوابش میاد و از سر و صدای بی موقع ما کلافه ست با همون چهره ی درهم و خواب آلودش گفت : می دونم توی دلت چی می گذره دختر جان اما صدیقه درست می گه ! از غضب خدا بترس . توبه کن . توبه کن بگذار خدا بهت رحم کنه .
نمی خواستم هیچی بشنوم ! هر کلمه ای که از دهان ننه صدیقه و پوران خانوم بیرون می اومد فقط و فقط درد من رو بیشتر می کرد و بیشتر عذابم می داد . با در موندگی زیر پتو خزیدم و اون قدر گریه کردم که نفهمیدم کی چشم هام گرم شد و خوابم برد .
نمی دونم چه قدر از روز گذشته بود که با شنیدن صدای گریه ی مادرم چشم هام رو باز کردم .
نوزاد رو بغلش گرفته بود و همون طور که اشک می ریخت آروم آروم قربون صدقه ش می رفت .
از ديدن مادرم اون هم با اون وضعیت خیلی تعجب کردم . طوری زار می زد انگار کسی مرده !
با گیجی خودم رو توی رختخوابم جا به جا کردم و بی رمق به دیوار تکیه زدم . مادرم که تازه متوجه شده بود من بیدار شدم ، با درموندگی نگاهی بهم انداخت و گفت : الهی دورت بگردم مهربانو . این چه بختیه که تو داری ! الهی مادرت بمیره . حالا می خوای چی کار کنی ؟!
...ادامه دارد هرروز صبح و عصر...🌸
hathis-kasa-salahshor_0 (1).mp3
زمان:
حجم:
14.2M
#رزق_معنوی
⭕️ این صوت حدیث کسا رو در خانه با صدای بلند پخش کنید تا ملائک در خانه هایتان مهمان شوند
🌷حدیث شریف کساء یکی از فضائل اهل بیت علیهم السلام وافتخار تشیع است.🌷
🌷🍃 أَلَا بِذِڪْرِ اللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ
انشاءالله مورد عنایت امام زمان (عج ) باشید🙏 ❤
دعای عهددعای عهد.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
🔰دعای عهد
🎙با نوای استاد فرهمند
من دعای عهد میخوانم بیا
بر سر این عهد میمانم بیا
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلفــَرَج🤲
─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─
◇
هـر کس به شـهـدا توسـل کند بـه بُنبست نمیخـورد😊
📆 روز سی و دوم چـلـه شـهـدا
تاریخ : ۱۴۰۵/۸/۶ روز چـهارشـنـبـه
اَعمال چـلـه : 📿👇🏼
▫️سـوره یـس
▫️یا ۱۰۰ مرتبه ذکر صلوات
از طرف شـهـیـد آرمان علیوردی، هدیه میکنیم به حـضـرت مـعـصـومـه(س)
⏰ از اذان صبح فردا تا اذان صبح روز بعد برای انجام اعمال چله فرصت دارید
↶
غریب گیر آوردنت...🥺🥀
🌷شهید آرمان علی وِردی🌷
تاریخ تولد: ۱۳ / ۴ / ۱۳۸۰
تاریخ شهادت: ۶ / ۸ / ۱۴۰۱
محل تولد: تهران
محل شهادت: تهران،اکباتان
آرمان طلبه بسیجی دهه هشتادی، که از سوی برخی اغتشاشگران در نا آرامیهای پاییز سال ۱۴۰۱ به بدترین شکل💔با چاقو با سنگ با کتک زدن شکنجه شد🥀و دو روز بعد بر اثر خونریزی و شدت جراحات وارده در ۶ آبان ۱۴۰۱ به شهادت رسید🕊هربار آرمان میرفت بهشت زهرا میرفت سرقبر شهید زبرجدی،چون این شهید رو خیلی دوست داشت🌱بالای قبر شهید زبرجدی قطعه ۵۰ یه قبرخالی بود،یه روز گفت ای کاش منو اینجا خاکمکنن، شهید که شد درست همونجایی که دوست داشت دفن شد.🌙یک دختر خانوم ایرانی مقیم انگلیس وقتی فیلم نحوه شهادت آرمان در صفحه دختران انقلاب را میبیند🥀خانوادهاش را از انگلیس رها میکند و به ایران میآید و سراغ دختران انقلاب میرود❗️به اتفاق دختران انقلاب و با بی تابی و اشک چشم به ملاقات مادر آرمان میرود😭وقتی مادر آرمان برایش از ناراحتی آرمان به خاطر شنیدن خبر چادر کشیدن میگوید،تصمیم میگیرد موهایش را کامل بپوشاند🌱و به حمدالله در هیأت دختران انقلاب در مقتل شهید به دست خانواده شهید آرمان علی وردی چادری میشود🫠اغتشاشگران آنقدر آرمان را در خیابان شکنجه دادند که بخشهایی از مغز آرمان را در دهانش پیدا کردند🥺دوستان امنیتی میگفتند که ما فیلمهای شهید آرمان را نمیتوانیم پخش کنیم چون به صورتی ناجوانمردانه به شهادت رسید🥀مادر آرمان توی معراج میگفت: آرمان یادته همیشه مداحی غریب گیر آوردنت رو گوش میکردی؟ دیدی آخرش غریب گیر آوردنت مامان🕊
مَــــــــنِ آرام💜✨
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃 شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن... اما من تو اولین روزه
🍃🍃🌾🍃🍃🌾🍃🍃
شاید خیلی ها اولین روزهای دوازده سالگیشون رو مشغول بازی کردن باشن...
اما من تو اولین روزهای دوازده سالگیم عروس شدم!
شروع دلانه ی زرتاج
🌾🌾🌾
عباس تشری بهش زد و گفت
+چرا گریه میکنی؟ درست حرف بزن ببینم....
محمود آقا با صدای گرفته ای گفت
+خاک بر سر شدیم آقا... خاک بر سرشدیم... من صبح رفته بودم سمت زمین های زرتاج خانم، میخواستم از چاه آب بکشم... نزدیک چاه که شدم دیدم اطراف چاه خ.ون ریخته شده، حتی روی دیواره های چاه هم رد خ.ون بود... شنیده بودم خان گم شده و همه دنبالشن... نور انداختم تو چاه و...
اینو گفت و روی زمین زانو زد و دوباره گریه رو از سر گرفت، سرم نبض میزد و کل تنم یخ کرده بود، دست به دیوار گرفتم و به سختی گفتم
+چی شده آقا محمود؟ تو چاه چی دیدی؟
+رفتم چند تا از اهالی رو صدا زدم بیان کمک... به سختی تونستیم جسم بی جون خان رو بیرون بکشیم
اینو که گفت خجسته جیغ وحشتناکی کشید و محکم زمین افتاد، با گریه به سمتش رفتم و زیر بازوش رو گرفتم، باورم نمیشد... در عرض کمتر از ده روز بلقیس خانم و خان رو از دست داده بودیم و من حس میکردم تنهاترین آدم روی زمینم
از صدای جیغ و شیون خجسته خواهرای خان بیرون دویدند، عباس همراه محمود آقا به سمت زمین های من رفته بود تا ببینه واقعا جسم بی جونی که تو چاه افتاده متعلق به خان بوده یا نه.
🍃🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سلام به سایه جان وهمه زنهای صبوروعزیزسرزمین ایران عزیز من یه زن 44 ساله هستم که 27 ساله که ازدواج کردم خیلی کم خوشی داشتم
باسه فرزند که به خاطربچه هام این زندگی روتحمل میکنم شوهرم خیلی به
من خی.انت کرده من بهش گفتم واون قولداده تکرارنکنه ولی روزازنووروزی ازنو بعدازعیدفهمیدم
باکسی درراب.طه ست ولی نمیدونستم درحدرابطه جنسی بوده طرف حامله شده من وقتی فهمیدم که کارازکارگذشته یه دعوای حسابی کردم
وکتک زیادی خوردم که زانوم اسیب فراوان دید رباط پام ومینیسک پاره
شدن والان هم درگیر زانوم هستم که شوهرم میگه پشیمونه ازکارش ولی زنه
آبروشو پیش خواهرش وبرادرش برد که من ازداداش شما باردارم چه
دردسرای کشیدم تازنه بچه روس.قط کردولی دست ازشوهرم برنمیداره خودم دلم باهاش اصلا صاف نمیشه نمیدونم
چیکارکنم ولی به خودم قول دادم اگه یه روزازعمرم باقی بمونه طلاق میگیرم
#ایده
#تجربه
#سیاست
#همسرداری
#زندگی
🌾🌸🌾آیدی من برای دریافت پیام هاتون 👇
@mahi_882
🌾🌸🌾لینک کانال برای معرفی کانال به دوستانتون👇
https://eitaa.com/joinchat/1903755331C4f0bee0e69
🌾🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
✨✨✨✨✨✨✨✨✨
مادرم میگفت موقع بند انداختن دختر بزرگتر، خوبیت نداره دختر کوچیکتر تو اتاق باشه ... #مهربانو ..