مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام عزیزان من به راهنمایی احتیاج دارم من و همسرم با عشق فراووووون با هم ازدواج کردیم.
خیلی همو دوست داریم.
ولی من گرم مزاج هستم و ایشون سرد مزاج.. و برای رابطه باهم مشکل داریم.
یعنی ایشون گاهی هفته ای یک بار هم نیاز نداره، ولی من شاید هفته ای سه بار میل دارم(ببخشید که واضح گفتم)..
البته شوهرم مزاج شناسی هم رفته.بلغمی هست.
میلی به خوردن گرمی جات نداره.بخاطر من به زوووور یکم گرمی میخوره.
مشکل بزرگتر زود انزالی شوهرم هست..
همیشه سعی میکنه معاشقه طولانی داشته باشیم ولی اصل رابطه به یک دقیقه هم نمیرسه😔
دکتر رفته،مشکلی نداره.ولی حجم اسپرم و هورمون هاش کمه..
ما دوتا دختر ناز داریم.من دلم میخواد دوتا پسر هم داشته باشیم.ولی با این وضع مگر اینکه خدا معجزه بکنه..
البته همه بچه ها معجزه هستن..
لطفا راهنماییم کنین.ممنونم🌺🌺🌺🌺
اسمم باشهRZ
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 از بچگی دست میکردم تو جیب این و اون الان که ازدواج کردم و بچه دارم بازم این کارو میکنم و .
سلام من آیسان هستم 17 سالمه دو ساله خونه خودمم و ی دختر یک ساله هم دارم من تو زندگیم مشکل خاصی ندارم شوهرم خیلی خوبه همیشه سرکاره و واسه خوشبخت کردن منو بچم تلاش میکنه ولی من ی مشکلی دارم من از دوازده سالگی دست تو جیب دیگران میکردم و پولشون بر میداشتم 😔 ی عمو دارم هم سن خودمه با شوهرم میره شرکت دو روز پیش کارتشو بدون اجازه بر داشتم و از داخلش یک میلیون برداشتم بعد مامان فهمید من برداشتم کارتو بهش دادم اما نگفتم پولی از داخلش برداشت کردم آخه ترسیدم چون خرج کردم از این قضیه خیلی ناراحتم پشیمونم نمیدونم چکار کنم امروز توبه کردم دیگه این کارارو نکنم آما خیلی عذاب وژدان دارم لطفا کمکم کنید من چکار کنم آخه نمیخوام بفهمن من پولی برداشت کردم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام عشقولا درمورد خانمی که تورابطه درد داره خواستم یه چیزی بگم
عزیزم منم قبلا همین مشکلو داشتم ولی با مشاوره حرف زدم واونم ازم چنتا سوال ازم پرسید وراه کاربم نشون داد
مهمترینشون بم گفت که تاخودت نخوای وامادگیشو نداشته باشی درد میگیری از رابطه باید توهم باتمام وجودت اون چیزو بخوای
بعدش هم زرنگ باش یخورده عشقولانه بازی کن لباس جذاب بپوش ارایش کن عشوه برو براشوهرت
امتحانش ضررنداره😉
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سلام کریمی هستم ۱۸ سالمه یه ساله عقد کردم همسرم ۲۳ سالشه اون خونش مشهده من خونم مرکزی ایه ه
شوخ بود خیلی باهم خوب بودیم کلی مسافرت رفتیم همیشه میگه ک عاشقمه و خیلی دوسم داره منم بهش خیلی ابراز علاقه میکنم اون اینجا سر یه کار ۱۲ ساعته تو کارخونه میره ک خیلی اذیت میشه کار خیلی سختیه واسه همین تمام تلاشمو میکنم ک تو خونه حالش خوب باشه و خستگیش در بره ولی با همه اینا موفق نیستم
من یکم زود ناراحت میشم کلا عادتمه شب خاستگاریم بهش گفتم و اون قبول کرد ولی بعضی وقتا ک ازش ناراحت میشم گریم در میاد اونم بجای اینکه بیاد نازمو بکشه باهام قهر میکنه و یه گوشه گریه میکنه😑
من اولین مردیه ک میبینم انقد زیاد گریه میکنه خیلی اذیت میشم
گاهی وقتا باهم حرف میزنیم ک ما اینهمه عاشق همدیگه ایم ولی بازم اینهمه ناراحتی بینمون میاد
بهش میگم بریم یه مشاوره ای چیزی نمیره
وقتی یه بار سر یه چیزی بحث میکنیم بعدا دوباره به روم میاره و منم اذیت میشم خیلی کینه ای به نظر میاد وقتی تمام تلاشمو میکنم خوشحالش کنم ولی حرفا و شعرای دلشکستگی میخونه واقعا از ته دل اذیت میشم ولی به رو خودم نمیارم ک کش پیدا نکنه و باز بحثمون نشه
خانوادم میگن تو پرروش کردی چون خیلی بهش میرسم همه میبینن ولی بازم ازم نازاحت میشه و قهر میکنه و نمیخوابه بیشتر وقتام گریه میکنه
الان دو شبه ک کنارم نمیخوابه میگه تو باشی بیخواب میشم فردا سر کار خوابم نمیبره 😔
الان خیلی ناراحتم خیلی😔 با اینکه هنوز نامزدم ولی اینطوری شده زندگیم
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 یه دختر آروم و سر به زیر بودم... از اونا که اگه خانوادم میگفتن بمیر، میگفتم چشم با کمال میل!
دانشگاه واسه دخترا نیست، میرن اونجا مایه ی آبروریزیه! منم گفتم چشم... نمیدونستم محبت چه شکلیه، فقط تو کل زندگیم حواسم بود کاری نکنم آبروی خانوادم بره! یه روز یکی اومد خواستگاریم... میگفتن پسر میرزا خانه، شانس بهم رو آورده که پسر میرزا خان منو پسندیده! تا به خودم اومدم، یه لباس سفید تنم کردن، نشوندم کنار پسر میرزا خان... میگفتن اسمش هاشمه، جز روز خواستگاری تا الان ندیده بودمش ولی اون انگار دلباخته ی من بود! با ذوق و شوق بله رو گفتم، بقیه ام کل کشیدن... ولی هاشم خوشحال نبود... تو چشماش یه غم عجیب بود!
از حق نگذریم بهم محبت میکرد، میگفت من اولین آدم زندگیشم!
منم که محبت ندیده، خوشحال میشدم از حرفاش!
قید آرزوهامو زده بودم... کل فکر و ذکرم شد هاشم، پسر میرزا خان! وقتی از هرجای شهر رد میشدیم، هاشم با حسرت نگاه میکرد به کافه ها و خیابونا... یه عادتی داشت همیشه وقتی حالش خوب نبود، دکمه های بالای پیراهنشو باز میکرد...
احساس میکردم هیچوقت حالش خوب نیست!
حتی اولین بار که بوسیدمش، چشاش غم داشت...
تو دلم گفتم من چطور اولینی بودم که همه چیم با غم همراه بود؟!
برق عشق چشامو کور کرده بود، باید سکوت میکردم...
یه زن باید بشوره بسابه، هرچی شوهرش گفت بگه چشم!
بعد پنج سال برگشت بهم گفت قبل ازدواج با من، عاشق یه دختره بوده به اسم مهیا! میگفت خانواده اش نزاشتن... حالا دوباره فیلش یاد هندستون کرده و میخواد طلاقم بده بره اونو بگیره!
فکر نکنی اینطوری گفت ها، با شرمندگی گفت...
اون شب تنها شبی بود که دکمه های بالای پیراهنشو باز نکرد! من چیزی نگفتم... فقط نگاهش کردم!
آخرم کارشو کرد و منو طلاق داد رفت پی زندگیش...
فکر کنم دکمه های پیرهنش همیشه بسته بود! شاید دیگه از هرجا رد میشد، بغض نمیکرد! یجورایی دردناک بود برام، ولی خوشحال بودم براش! منم سرمو گرم درس کردم...
یه روز بعد ۲۰ سال اومد و نشست رو به روم گفت:
یه روزی من تو رو ول کردم، و آهت منو گرفت... زنم بعد ۲۰ سال ولم کرده رفته!
خندیدم و گفتم: هیچوقت نفهمیدی من هیچوقت تو رو نفرین نکردم، تو تاوان کار خودتو پس دادی... حالا چرا رفت؟! برای اون که شبیه اولین رفتار میکردی! هر موقع میرفتین بیرون، با غم به بیرون نگاه نمیکردی! اون چرا گذاشت رفت...
بغضشو قورت داد و گفت: خوشی زد زیر دلش! کل زندگیمو به پاش ریختم، آخرم رفت... خیلی وقته رفته! میخواستم برگردم پیشت بگم اشتباه کردم، منو ببخش... اما میدونستم قبول نمیکنی!
بعد سکوت طولانی، بلند شد و رفت! وقتی رفت، تو دلم گفتم: هرموقع برمیگشتی و میگفتی که اشتباه کردی، من میبخشیدمت! حتی اگه الانم میگفتی، میبخشیدمت... ولی بازم ترسیدی! بازم اشتباه کردی!
راستی وقتی میخواست بره، دکمه های بالای پیراهنشو باز کرد....!(;❤️🩹'🔓
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃
سلام من دیروز یه پیام دادم انگار برای بعضی ها سو تفاهم شده که چرا گفتی متاسفم و گفتن برای خودت متاسف باشو ما با شعوریم و خنگ نیستیم و ...
ببین عزیزم این پیام من جواب خانم ۱۶ ساله نبود بیشتر صحبت با اعضای گروه بود که چرا قبل ازدواج به دختر و پسر آگاهی کافی و لازم نمیدید مطمئنن اگه شما از طلاق ناراحتی من هم ناراحتم من به این خانم پیشنهاد طلاق ندادم شما طوری صحبت کردید انگار من شمرم و شما فرشته اینکه میگم قبل ازدواج به همه مسائل فکر کنید پدر و مادر ها از بچه خودشون شناخت داشته باشن بعد خواستگار قبول کنن دختر و پسر با شناخت از معیاری خودشون ازدواج کنن یعنی تصمیم گرفتن بجای دیگران ؟؟! که شما میگی بدم میاد بجای دیگران تصمیم میگیرید .مشکل شما اینه که فکر کردی شما دلسوزی و با چهارتا قربونت برم و استیکر خنده و دوتا راهکار پیش پا افتاده مشکل این دختر خانم حل میشه خودت اصلا راهکارت رو خوندی؟ ژن بزن آه وناله کن شوهرت خوشش بیاد ! 😐 خود این این خانم گفتن کلی شوهرش قربون صدقه اش میره ناز و نوازش داره ولی فایده نداره و باز درد دارن اگه میگفتی به متخصص مراجعه کن پیش س++++س تراپ برو یه چیزی به این خانم بگید بره پیش س+++س تراپ همه ی مشکلش حل میشه هم از لحاظ روحی و هم جسمی
👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇
@mahi_882