eitaa logo
مَــــــــنِ آرام💜✨
11.1هزار دنبال‌کننده
41.4هزار عکس
691 ویدیو
18 فایل
🌿﷽‌🌿 بیا و بخوان ،بنویس و آرام شو.....⁦⁩🌸💜 تبلیغات 😍👇 https://eitaa.com/joinchat/2268005056Ce831854631
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 جواب خانمی که ۲۷ سالشه و ی دختر ۷ ساله و ی پسر ۶ ساله داره اصلا به حرفش گوش نده من میدونم زندگی با آدمی که تریاک میکشه چیه و چ وضعیه، بهش بگو اگه میخوای جبران و خوشحالمون کنی کمبود هایی که برامون گذاشتی رو جبران کن، هی بچه بیاری که چی بشه، بچه آینده میخواد پول میخواد بچه ای که تو فقیری و نداری بزرگ بشه فردا که چند تا از خودش بهترون رو دید شاکی میشه که چرا ب دنیا آوردینم،پس با این وضع به همون دوتا بچه قناعت کنید و بهش بگو پدر خوبی براشون باش، شایدم میخواد هی تعداد بچه رو زیاد کنه و تورو پایند خودش و زندگی 🤷‍♀ دلارام خردادماهی❤️ 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سال دوم دبیرستان، عاشق دختری به اسم مهتاب شدم... از بچگی باهم هم محله ای بودیم، اما تازگی ها بهش حس پیدا کرده بودم! عشق دوران جوانی بود دیگه...
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 سال دوم دبیرستان، عاشق دختری به اسم مهتاب شدم... از بچگی باهم هم محله ای بودیم، اما تازگی ه
یادمه وقتی بچه بودیم، چون کسی حاضر نبود باهام فوتبال بازی کنه، مهتاب به جای خاله بازی و لی لی می اومد با من فوتبال بازی میکرد! منم همیشه بهش میگفتم خوش به حال شوهرت! همیشه ام از مامانش به خاطر اینکار کتک میخورد... حالا دیگه مهتاب بزرگ و خانوم شده... اسه میرفت، اسه می اومد... دیگه نمیتونستیم باهم فوتبال بازی کنیم! همیشه احساس میکردم مهتاب هم دوسم داره... شاید از همون بچگی میدونستم اگه بخوام برم خواستگاریش، نه نمیگه! بعد اینکه سربازی رفتم و کنکور دادم، مامانمو فرستادم بره برام خواستگاری... به خاطر اینکه فوتبال کار میکردم، چند سال باید میرفتم یه شهر دیگه... پدرش تا فهمید، مخالفت کرد! سه سال تموم رفتم و اومدم... وقتی دیدم مهتاب واقعا داره آسیب میبینه، یه روز بی خبر ساکمو جمع کردم و با تیم رفتم یه شهر دیگه... شاید سال های زیادی طول نکشید تا بشم یه فوتبالیست موفق! یه روز که تو خونه نشسته بودم، خبر رسید شهرمون زلزله اومده... میگفتن کلی کشته داده... وقتی مطمئن شدم خانوادم سالمن، بعد چند روز دلم طاقت نیاورد و رفتم شهرمون برای کمک... نه برای اینکه بگم ادم خوبیم، انگار دلم رو توی اون شهر جا گذاشتم...! یه هفته ای موندگار شدم... روز اخر که میخواستم بیام، خبر شنیدم که اینجا یکی هست که دیوونه شده! میگفتن شوهرش زیر آوار مونده صبح تا شب... تنهایی میخواد آوارو برداره تا شوهرش رو پیدا کنه! محلی های اونجا میگفتن ۳۰ روزه که مدام آواز میخونه تا شوهرش جوابش رو بده‌‌... چون رسم داشتن زن برای شوهر آواز میخوند و شوهر هم جواب میداد! اگر شوهر یا زن موقع آواز خوندن سکوت میکردن و ادامه نمیدادن، یعنی قهر کردن با همسرشون! البته همه میدونستن شوهرش مُرده، ولی اون نمیخواست باور کنه... من از سر کنجکاوی با دوستام رفتم کمک تا بتونیم شوهرشو از زیر آوار نجات بدیم... امداد رسان های اونجا میگفتن احتمال زنده موندنش صفره! از دور زن عاشق پیشه رو که دیدم، همونجا ایستادم! داشتم با بهت نگاهش میکردم... زن عاشق پیشه ی شهر، مهتاب بود! انقدر لاغر و نحیف شده بود، که به سختی میشد از اون دختر سرزنده، تشخیصش داد... سرگردون میرفت و برمیگشت... آواز بلندی سر میداد... میگفت اگه شوهرش زنده باشه، قطعا جوابشو میداد! چون عادت نداشتن باهم قهر کنن... نمیدونم چقدر گذشت که داشتم به زن عاشق پیشه نگاه میکردم... ولی بالاخره بعد ۳۴ روز تلاش، شوهرشو از زیر آوار مُرده کشیدن بیرون! همچنان از دور داشتم به مهتاب نگاه میکردم... وقتی شوهرش رو روبه روش گذاشتن، نگاه مهتاب برای همیشه خاموش شد و دست از آواز خوندن کشید! برگشتم، چون نمیخواستم غمشو بیشتر از این ببینم..‌. انگار غمش کل سلول های بدنم رو درگیر کرده بود! چند سال از اون ماجرا گذشت... محلی های اونجا میگفتن هنوز صدای مهتاب میاد که برای شوهرش آواز میخونه تا شاید جوابش رو بده... ما تغییر کردیم، بزرگ شدیم، قسمت هم نشدیم، ولی هنوز سر حرفم هستم.‌.. ‹خوش به حال شوهرت که تورو داشت...› :)!🖤'📎 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔰سوتی روز عقد💋😋🙈 دوران نامزدی همیشه دووس داشتم نامزدم دستمو بگیر یا حرف عاشقانه بزنه ولی نامزدم از اونجایی که خیلی مذهبیه میگفت تا محرم نشدیم به هم دست نمی زنیم. اون روزا من دانشجو بودم و خوابگاهی. نامزدم دو هفته ای یه بار می اومدم پیشم . یه بار که با هم بودیم برف اومده بود منم مثل خنگا کفش پاشنه بلند پوشیده بودم. روی برف ها لیز خوردم در حال زمین خوردن بودم که دستمو گرفتم سمتش تا من تعادلمو حفظ کنم که زمین نخورم اونم دستشو کشید. منم به یه بهونه ای باهاش قهر کردم برگشتم خوابگاه. زنگ میزد پیام میداد من باهاش سرد برخورد می کردم. خلاصه دو سه روز بعد از لیز خوردن من روی برف ها زنگ زد گفت میخام عقد کنیم(منم تو دلم عروسی بود) بهش گفتم نمیدونم هر کاری که دوس داری بکن. مقدمات عقد فراهم شد و تو خونه ی ما مراسم عقد برگزار شد. ولی روز عقد من برای یه کاری رفتم اتاقم وقتی وارد اتاقم شدم چند دقیقه بعد یکی دیگه هم وارد شد گفتم حتما نامزدمه پشت همونجوری که داشت میومد داخل چشمامو بستم و لپشو بوسیدم گفتم ببخشید عشقمممم دیدم جواب نمیده چشمامو باز کردم ببینم کیه که خشکم زد هیچی نفهمیدم https://eitaa.com/joinchat/2489647217C691c790e6a وای خدا نصیب نکنه😐
🎶♥️🎶 از خدا میخوام صفحه ی دوم شناسنامتون با اسم اونی کـه دوستش دارید پرشه(=❤️'
🎶♥️🎶 من یه خانومه ۱۵ ساله ام که نزدیک به یک ساله ازدواج کردم خیلی خداروشکر زندگیه خوبی دارم و همسرم دوسم داره اما یه مشکلی هست
مَــــــــنِ آرام💜✨
🎶♥️🎶 من یه خانومه ۱۵ ساله ام که نزدیک به یک ساله ازدواج کردم خیلی خداروشکر زندگیه خوبی دارم و هم
سلام مهنا جون ممنونم واقعا بابته کاناله عالیتون من خیلی وقتا که دلم میگیره میام کانالتون رو میبینم حالم واقعا خوب میشه ان شاءالله اجرت با حضرت زینب ( سلام الله علیها) اگه میشه پیام منو تو کانال بزارید چون خیلی محتاج مشورتاتونم من یه خانومه ۱۵ ساله ام که نزدیک به یک ساله ازدواج کردم خیلی خداروشکر زندگیه خوبی دارم و همسرم دوسم داره اما یه مشکلی هست اونم اینکه مادرشوهرم خیلی اذیتم میکنه دخالت اینا نداره ها اما با طرز پوشش و طرز عشوه هاش حالم و خراب میکنه لخت میگرده پیشه همسرم یامیره حموم در و باز میکنه میگه بهم حوله بدید یا لباسای جذب کوتاه میپوشه و باسنشو یا معذرت میخوام (اونجاشو) هی ور میره باهاش و میاد سمته همسرم همه اش به بدنش تاب میده یا با راناش ور میره خیلی اذیتم میکنه، گاهی نفسم از کاراش در نمیاد، نمیدونم چی کار کنم یا چطوری رفتار کنم باهاش تا بفهمه کارش اشتباهه حالم خیلی بده، کمکم کنید... میتونید منو بنت الزهرا صدا کنید خیلی ممنونم مهنا جون خواهش میکنم پیام منو بزار کانال من همسرمو خیلی دوست دارم نمیخوام اذیتش کنم اما چه کنم که خودم اذیت میشم همسرم به مشاوره رضایت نمیده منم خواستم از این طریق مشاوره بگیریم 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🍃🍃🌼♥️🌼🍃🍃 سلام ماهی خانم این پیام منو از تو کانال پاک کنین لطفا فک کنم بعضیا بد منظور منو متوجه شدن درسته بعضیا بچه هاشون رو زود عروس میکنن ولی اگه این خانم های محترم یه خورده عاقلانه تر فکر میکردن ای حرفارو نمیزدن که بگن یا واسه نون خور کم عروس میکنن یا بخاطر انحراف جنسی اون دختری که بخواد تو مجردی به سمت انحرافات جنسی بره همون بهتره وه بمیره واقعا خوشم نمیاد از حرفشون لطفا این پیاممو تو کانال نذارین روی صحبت با خود شما ماهی گلی بود من خیلی ناراحت شدم میخواستم کانال رو ترک کنم وای بحاطر شما و خوبی هاتون ترک نکردم من اصلا نمیخواستم بقول اون خانم که گفتن انقدر کشش ندین نمیخواستم دربارش صحبت کنم دیدم این خانم داره میگه که زود عروس شدی و فلان و دارن تحقیرش میکنن درسته ایشون سنش کمه ولی الان ازدواج کرده و جای سرزنش کردنش نیست اونم وقتی که داره به طلاق فکر میکنه راست میگن خانم ۱۶ ساله محبت های شوهرش رو یه چیز دیگه میبینه اصلا ولی خب ما باید کمکش کنیم نه که سرزنشش کنیم بیشتر هولش بدیم سمت طلاق 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
سلام عزیزمممنون بابت کانال خوبتون♥️ وسایل قدیمی همسر جان😍 عتیقه های همسر جان🤩 یکم نوستالژی ببینیم 😍😍 👇😍♥️منتظر حرفا و ایده های قشنگت هستم مهربانو جان♥️😍👇 @mahi_882
🎶♥️🎶 سلام ماهی جون لطفآ پیام منم بزار حداقل کمکی بشه به اون خانمی که گفتن شوهرشون رو دوست ندارن ...