eitaa logo
کشکول ناظر
89 دنبال‌کننده
178 عکس
25 ویدیو
2 فایل
《اشعار و نوشته‌های گاه و بیگاه آرش محبوب زاده》 راهنمای مطالب کانال سنجاق شده است. در هر شبکه‌ی اجتماعی که حضور داشته باشم، می‌توانید مرا با این نام کاربری پیدا کنید: @virtual_pilgrim
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃گفتند جواد است سر راه نشستیم در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست... 🔷🔸💠🔸🔷 https://eitaa.com/joinchat/4045733908C710c8085de
چند ماه پیش یکی از دوستان از طرف خبرگزاری ایبنا با بنده تماس گرفت و صحبتی درمورد ادبیات ژانری (به ویژه فانتزی) و جایگاه و پتانسیل شهر قم برای این ژانر با هم داشتیم. می‌تونید خلاصه صحبت‌ها رو از لینک زیر مطالعه بفرمایید: http://ibna.ir/x6F9s 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
هدایت شده از وحید یامین پور
مردم اعتراض دارند اما نمی‌توانند در میدان اعتراض، حساب‌شان را از تعدادی مزدوران نفوذی اسرائیلی جدا کنند، تا مطالبه‌ی حقشان شنيده شود. همانطور که جمهوری اسلامی نمی‌تواند به‌سادگی حسابش را از تعدادی مدیران فاسد مفسد جدا کند تا صدای حقش شنیده شود. جدا کردن هر دو لکه‌ی نجاست از لباس مردم و نظام، سخت است و شاید این خاصیت دنیا باشد تا بصیرت و صبر ما آزموده شود. هر دو مظلوم‌اند: مردم و جمهوری اسلامی؛ و جمهوری اسلامی خود مردم است. و آمریکا منشاء هر دو نجاست است: هم مزدوران نفوذی‌اش هم مسئولان فاسد. به هر دو وعده اقامت و حمایت می‌دهد. مثل همان‌ها که با کیف‌ها و چمدان‌های پر سر از آمریکا و کانادا درآوردند‌. مثل سلبریتی‌های خراب، مثل جیش‌الظلم و پژاک و منافقین... ما برای انقلابی ماندن حجت‌هایی داریم که همواره در طهارت باقی ماندند. حجت‌هایی از جنس حاج قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رئیسی، غلامعلی رشید و... ➕️ @Yaminpour
هدیه‌م به خودم به مناسبت روز مرد؛ که با قیمت قدیم یافت شد و ما را مشعوف نمود. 😁 پانوشت: برم سراغ نوشتن رمان تریلر یا هنوز زوده؟ 😏😎
هدایت شده از KHAMENEI.IR
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ تمامِ مردمِ ایران سرِ خوانِ شما هستند 📆 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، به مناسبت سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه‌السلام، شعری را که خانم سیده فرشته حسینی در دیدار سال ۱۳۹۷ خواند، منتشر می‌کند: ▪️جهان را، بیکران را، جن و انسان را دعا کردی  زمین را، آسمان را، ابر و باران را دعا کردی  ▪️تمامِ مردمِ ایران سرِ خوانِ شما هستند که هم شیراز، هم قم، هم خراسان را دعا کردی  ▪️اثر کرده دعایت در زنی آوازه‌خوان حتی  و این یعنی که حتی روسیاهان را دعا کردی  ▪️مبادا آن که دِینی باشد از زنجیر بر دوشت  غل و زنجیر را، دیوارِ زندان را دعا کردی  ▪️به ضربِ تازیانه روزه‌ات را باز‌ می‌کردند  تو اما قبلِ افطارت نگهبان را دعا کردی 👈 خانم سیده فرشته حسینی؛ ۱۳۹۷/۳/۹ | مشاهده در سایت 📲 @khamenei_poems
دریاب منِ بی دست و پا رو ارباب بیا ببر دلا رو مهتاب نورانی کن شبا رو، ستاره‌ها رو، ستاره‌ها رو...
هدایت شده از شعر هیأت
علیه‌السلام 🔹ایرانِ حسین بن علی🔹 باز باران است، باران حسین بن علی عاشقان جان شما، جان حسین بن علی خواه بر بالای زین و خواه در میدان مین جان اگر جان است قربان حسین بن علی شمرها آغوش وا کردند، اما باک نیست وعدۀ ما دور میدان حسین بن علی... در همین عصر بلا پیچیده عطر کربلا عطر باران، صوت قرآن حسین بن علی پرچم بیداد را روزی به آتش می‌کشد شعله‌های عشقِ سوزان حسین بن علی قدسیان از سفره‌اش نان و نمک خوردند و ما تا ابد هستیم بر خوان حسین بن علی هر کجا عشق است نام او طنین‌انداز شد در جهان برپاست طوفان حسین بن علی هر کجای خاک من بوی شهادت می‌دهد عشقم ایران است، ایران حسین بن علی گفته بودی «مرد را دردی اگر باشد خوش است» دردهای ما و درمان حسین بن علی دست بالا کن ببین لبیک‌گویان آمدند نوجوانان و جوانان حسین بن علی دست بالا کن بگو این بار با صوتی جلی دست‌های ما به دامان حسین بن علی 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1116@ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت
علیه‌السلام 🔹آفتاب و باران🔹 تو را این‌گونه می‌نامند مولای تلاطم‌ها و نامت غرش آبی آوای تلاطم‌ها تو را این‌گونه می‌فهمند مجذوبان كه اربابی و نامت مونس هموارهٔ شب‌های بی‌خوابی تو را پیغمبر بی‌سرترین پیغام می‌دانند تو را بنیان‌گذار اصلی اسلام می‌دانند و تو تكثیر حق در جان هفتاد و دو پیغمبر كه پیغام تو را بردند از لاهوت آن‌سوتر تو میلادت شروع جنبش خونین آزادی‌ست تو میلادت برای عاشقان غم، عارفان شادی‌ست... تو را بر محملی از دل، از آن بالا فرستادند تمام آسمان و اهل آن در پایت افتادند... تو را كه مصطفی همواره از جبریل می‌پرسید علی در قاب چشم فاطمه هرشب تو را می‌دید برایت قبل از آنی كه بیایی گریه می‌كردند برای تو شهید كربلایی گریه می‌كردند... زمین می‌ماند و تو ظهر شورانگیز عاشورا و یک روز حماسی و غرورانگیز عاشورا به پیش بادها استاده‌ای، ای روح طوفانی نگاه تو عمیق و ساده چون آیات قرآنی خدا را هرچه با اثبات خود اثبات می‌كردی تمام عقل‌ها و روح‌ها را مات می‌كردی كنون من مانده‌ام بین سرود و مرثیه حیران منم یک لحظه زیر آفتاب و لحظه‌ای باران... قلم از عشق تو آقا زیارت‌نامه می‌خواند و فطرس در جوار تو برایت نامه می‌خواند یكی از نامه‌ها خیس است همراهش سلام ماست و تو با مهربانی می‌نویسی این غلام ماست 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1369@ShereHeyat
هدایت شده از وحید یامین پور
زمانی سخن گفتن از تباهی فکر و تمدن غرب هرچند سخت بود اما در گوش‌ها می‌نشست. نقد غرب زیبا و دلفریب با شولایی از انسان‌دوستی و آزادی‌خواهی و کرامت انسانی سخت بود،‌ اما گوش‌ها همچنان نقد را می‌شنید و اغلب تصدیق می‌کرد که در پس این جلوه‌ی فریبا، چه دیو پلید کریه المنظری پنهان است. اما امروز، در حالیکه فجیع‌ترین نسل‌کشی‌ها جلوی چشم همگان رقم خورده، رذل‌ترین انسانها بر بلندپایه‌ترین صندلی‌های سیاست در غرب تکیه زده‌اند که به هیچ ادبی پایبند نیستند و از بروز هیچ نشانه‌ای از تفرعن و زشت‌خویی ابا ندارند، و آشکارا همه‌ی شعارهای عصر روشنگری و آرمان‌های حقوق بشری را به هیچ می‌گیرند و فاشیسم و نژادپرستی را در تهوع‌آورترین حالتش فریاد می‌زنند... گویی گوش‌ها کمتر می‌شنود و چشمها سو ندارد. ندیدن و نشنیدن بلای بزرگی است. و این همان لحظه‌ی به‌ثمر رسیدن تلاشهای شیطان است. تبدیل شدن انسان به لاانسان؛ به کالبدی که حتی اراده‌ی و اختیار شنیدن و سپس توجه به کفر ورزیدن خود را هم ندارد. چونان مُردگانی که راه می‌روند. «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل»: آنان دل دارند، ولى نمى‌فهمند، چشم دارند ولى نمى‌بينند، گوش دارند ولى نمى‌شنوند، اين گروه همچون چهارپايان بلكه از آنها پست‌تر و گمراه‌ترند. تکنولوژی‌های نوین ارتباطی برای آنها که "مراقبه" ندارند، کاملترین ابزار ناشنوا و نابینا کردن انسان‌ها هستند. زمانی خوشبینانه می‌گفتند آنها امتداد انسان‌اند. رادیو امتداد گوش و تلویزیون امتداد چشم است. وحالا شاید بگویند هوش مصنوعی امتداد فهم و درک و قوای درونی انسان. اما آنها امتداد نیستند، بلکه جانشین‌اند. تعطیل کردن گوش، نشستن بر جای آن؛ تعطیل کردن چشم و دیدن به جای آن و حالا تباه کردن درک و شعور انسانی و تصرف جایگاه آن. حالا هزار هزار انسان رانده شده از شهر انسانی در «جامعه‌ی شبکه‌ای» سکونت کرده‌اند اما پیش از سکونت، قوای انسانی‌شان را بیرون در خلع کرده و از تن و جان درآورده اند. انسانی عریان از قوای انسانی، ملعبه‌ای به دست الگوریتم‌ها و سوئیچرهای طراحی شده در ملکوت Alphabet و Meta و Microsoft و OpenAI و... ➕️ @Yaminpour
🟢 السلام علیک یا اباصالح المهدی و عهد کرد که یک شب به آسمان برود به میهمانی چشمان کهکشان برود به اشک‌های درخشان ماه دل بدهد به پیشواز سرود ستارگان برود در اشتیاق شبستان نور پر بزند به پرستاره‌ترین گنبد جهان برود به انتهای شب تار، روشن است دلش به انتهای شب تار اگر چنان برود - - که تشنه‌ای پی یک جرعه آب، آشفته به چارگوشه‌ی صحرای بیکران برود به آب، نور، ستاره، چراغ، دریا، ماه در این خیال به هرسو دوان دوان برود... هزار واژه‌ی دیگر هنوز کافی نیست که شعر در طلب صاحب‌الزمان برود ء ... و عهد کرد چهل صبح تا سه‌شنبه شبی پیاده راه بیفتد به جمکران برود 🖋 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive
امروز توی مسیر پیاده‌روی نیمه شعبان یاد اون یادداشتی افتادم که پارسال نوشته بودم. به همین بهانه بازارسال می‌کنم شما هم اگه خواستید بخونید. 😊
هدایت شده از کشکول ناظر
خانه‌ای بر صخره بخش اول 1⃣ شب نیمه شعبان که در بلوار پیامبر اعظم از حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به سوی مسجد جمکران پیاده‌روی می‌کردم، یاد رمان «خدایان آمریکایی» از نویسنده معروف ادبیات فانتزی یعنی «نیل گیمن» افتادم. خدایان آمریکایی رمانی است که به تقابل خدایان قدیمی و جدید می‌پردازد؛ در یک سو شخصیت‌هایی مثل اودین و لوکی (خدایان اساطیر اسکاندیناوی) و آنانسی (خدای حیله‌گر کشور غنا) قرار دارند و در سوی دیگر، خدایان جدیدی مثل تکنولوژی، پول و رسانه. اما چیزی که مرا در این پیاده‌روی مهدوی به یاد رمان خدایان آمریکایی انداخت، مفهومی است که گیمن در کتاب خود بارها به آن اشاره می‌کند و بدون مستقیم گویی، یکی از اصلی‌ترین حرف‌های داستان خود را در قالب آن مفهوم به خواننده می‌گوید: جاذبه‌های کنار جاده‌ای. جاذبه‌های کنار جاده‌ای در این رمان نیل گیمن یکی از مهم‌ترین عناصر داستانی را شکل می‌دهند که نماد جنبه‌های غریب، فراموش شده و جادویی فرهنگ مردم عامه هستند. این جاذبه‌ها که شخصیت اصلی (به نام «شدو مون» یا همان «سایه ماه») در طول داستان بارها از کنارشان عبور کرده و یا از آن‌ها بازدید می‌کند، اغلب به عنوان استعاره‌هایی از حضور کمرنگ خدایان قدیمی در دنیای مدرن ایفای نقش می‌کنند. یکی از شخصیت‌های فرعی که دختری نوجوان است و در بخشی از داستان با شدو همراه می‌شود، در این باره می‌گوید: «فکر نمی‌کنم تصادفی باشد که همه جاذبه‌های کنار جاده‌ای در آمریکا مذهبی هستند... همه این‌ها تلاش‌هایی هستند برای ساختن چیزی بزرگ‌تر از خودمان، برای رسیدن به چیزی مقدس.» موکب‌هایی که در مسیر پیاده‌روی‌های مذهبی مانند اربعین یا نیمه شعبان بر پا می‌شوند؛ شباهت زیادی با همان جاذبه‌های کنار جاده‌ای دارند که گیمن در کتاب خود آورده. ایستگاه‌هایی هستند که در کنار جاده مستقر می‌شوند، برای عابران جذابیت دارند و مهم‌ترین رنگ و بویی که به محیط می‌دهند (حتی مهم‌تر از رنگ و بوی خوراکی‌های متنوع و خوشمزه و البته رایگان) رنگ و بوی مذهبی آن‌هاست. این اتفاق مرا تا حدودی یاد حرف جوزف کمبل در کتاب قهرمان هزار چهره انداخت. کمبل در آن کتاب ادعا می‌کند اساطیر و ادیان مردم مختلف جهان، ریشه در چیزی مشترک دارد که به اعماق روان انسانی آن‌ها بر می‌گردد و به همین دلیل است که این همه اشتراکات را در آیین‌ها و افسانه‌های نقاط گوناگون دنیا شاهد هستیم. نکته جالب دیگری که در داستان خدایان آمریکایی دیده می‌شود، تبدیل شدن جاذبه‌های کنار جاده‌ای به نوعی دروازه جادویی میان جهان مادی و دنیای ماورایی است؛ دنیایی که خدایان در آن ماهیت حقیقی خود را به نمایش می‌گذارند، قدرت‌های خود را بروز می‌دهند و حتی با هم به شور می‌نشینند تا برای مقابله با خدایان جدیدی که جای آن‌ها را گرفته و موجب فراموش شدن آن‌ها شده‌اند، چاره‌ای بیندیشند. و من در مدت قابل توجهی از پیاده‌روی خود به سوی مسجد جمکران، بی توجه به جاذبه‌های کنار جاده‌ای که پشت سر می‌گذاشتم، حتی بی توجه به پسری که می‌خواست به کفش‌های قهوه‌ایم واکس مشکی بزند یا مرد میانسالی که بی خبر از نفرتم نسبت به دمنوش‌های گیاهی، مرا به توقف و نوشیدن در موکب هیئتشان دعوت می‌کرد، داشتم فکر می‌کردم که این موکب‌ها بی هیچ استعاره ادبی یا نماد داستانی، دروازه‌هایی هستند که از جهان مدرن به سوی معنویتی اصیل و فراموش شده در زندگی روزمره ما پل می‌زنند و کافی است کمی پرده را کنار بزنیم تا ببینیم کسانی که روبه‌روی ما، کنار ما، نشسته‌اند، همان خدایان اساطیری‌اند که نه فقط لابه‌لای کتاب‌های قدیمی یا در عالمی نادیدنی و ناشنیدنی، بلکه در بطن زندگی واقعی ما حضور دارند. 📓 "کشکول ناظر"؛ کانال اشعار و نوشته‌های آرش محبوب زاده @virtual_pilgrim_archive