کتاب بخونید، سرکار برید، سریال ببینید، شهربازی و سینما و کافه و تور برید، موزیک خوب گوش بدید، ورزش کنید.
و از آدمای سمی ای که نمیذارن آرامش داشته باشین، حس ناکافی بودن بهتون میدن، اونایی میگن که نمیتونید و یا بهتون وایب منفی میدن و ناراحتتون میکنن رو از زندگیتون بیرون کنید. شما لایق وجود آدم های تو زندگیتون هستین که هر روز بهتون یادآور بشن که چقدر ارزشمندید.
معني كلمه ی قوی رو فقط کسايی با تمام وجودشون درک میکنن که با وجود ضربه هايی که تو زندگیشون خوردن، رنج هايی که به تنهايی به دوش کشیدن، درد هايی که تو سینه پنهون کردن، اشکايی که يواشكی ريختن، هزار بار به ته رسیدن، اما برای بار هزار و یکم بلند شدن و ادامه دادن!
اینا اگه حتی هیچکی هم پشتتون نباشه خودشون دوباره از همونجا که زخم خوردن جوونه میزنن، سبز میشن، و ثمر میدن...
درست مثل تو.. مثل من..!
آدم دلش تنگ بشه زنگ میزنه، پیام میده، سراغتو میگیره، عکساتو نگاه میکنه، ویساتو گوش میده، آهنگایی که تو دوست داری رو گوش میده، بین آدما دنبال تو میگرده، اصلا یهو بی دلیل میره کنار پنجره، نمیدونم، یه کاری میکنه دیگه، حتی اگه کاری هم نکنه حداقلش اینه که بی حوصله میشه، بداخلاق و عصبی میشه، کم طاقت میشه، بی تاب و بی قرار میشه، یه چیزی میشه بلاخره، نمیشه آدم بگه دلتنگم، ولی با وقتایی که دلتنگ نبوده فرقی نکرده باشه که، میشه؟
جدیداً اونقدر خودم و اعصابم برام مهم شدن که وقتی از دست بقیه عصبانی هستم بیانش نمیکنم، توضیحش نمیدم، دعوا راه نمیندازم. نه حوصله توضیح دارم و نه حوصله دراماهایِ بعدش. نهایت کاری که میکنم اینه که تو ذهنم اون آدم رو کمرنگ تر میکنم و تا زمانی که کلا محو شه از زندگیم سناریو میچینم.
اما تو واقعیت؟ فقط لبخند میزنم:)
قبلا همش نگران این بودم که نکنه رفتاری کنم که دیگران از دستم ناراحت شن و بِرن، اما الان به قدری خستم که منتظر یه رفتار اشتباه و بی ربط از آدمای نزدیک زندگیمم تا اونا رو به سرعت از زندگیم حذف کنم ...
تک تک ما یه رفیقی داریم تو زندگیمون که اندازه یه پدر پشتمونه ، اندازه یه مرد رومون غیرت داره ، اندازه یه دریا قلبش مهربونه ، کسی که تو هر شرایطی میشه روش حساب باز کرد ، وقتایی که ناراحتی با دیوونه بازیاش خنده میاره رو لبت ، با خیال راحت همه حرفاتو میگی بهش بدون اینکه استرس بگیری نکنه بره به کسی بگه ، مث یه مادر وقتی بغلش میکنی گرمای تنش حس آرامشو بهت منتقل میکنه ، همونی که کسی جرعت نداره بهت چپ نگا کنه ، همونی که برای انجام هر کاری پایته و هیچوقت ترسِ از دست دادنش رو نداری..
نباید فراموش کنید موقعی که حالتون بد بود کی بودش که تا آخرین لحظه کنارتون بود، هواتون رو داشت، نگرانتون بود، کی بود که تا دلتون میگرفت خودش رو میرسوند بهتون، کی بود مواقعی که عصبانی بودید فقط سکوت میکرد و بهتون گوش میداد و غرغراتون رو تحمل میکرد، وقتایی که خودتون نبودید و از خود اصلیتون دور شده بودید براتون انرژی میفرستاد.
اینارو نباید یادتون بره.
اگه همچین رفیقی داری بفرس واسش این متن رو :)
میگفت:
"انگار که تو، شبیهترین به منی.
انگار که من، شبیهترین به خودمم وقتی کنارتم."
و این بهترین تعریف از تو و من بود.
یه سری آدما هستن وقتی توی صفحه چتی و داری باهاشون حرف میزنی؛ اصلا زمان از دستت در میره!
انقدر حرف برای گفتن داری که انگار دقیقا کنارته و داری باهاش وقت میگذرونی!
یه سری چتها هست که اصلا سلام و خداحافظی براش معنی نداره!
چون شما بیست و چهار ساعت از حال هم خبر دارید و انگار هر ثانیه کنارتونه :))