ما غصه هايمان را شمرديم و به خواب رفتيم.
بايد هم کابوس مي ديديم!
_رسول يونان.
My solitude ain't new
I'm used to it by now
But there's is something in the blue
That has faded out of my eye
And maybe on the moon
There is a soil for the doomed
مرا بفهم.
من شبیه یک دنیای معمولی نیستم.
من دیووانگیام را دارم، در بعد دیگری زندگی میکنم و برای چیزهایی که روح ندارند، وقت ندارم.
حضور مرگ همه موهامات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگی نجات میدهد، و در ته زندگی اوست که ما را صدا میزند و بسوی خودش میخواند – در سنهائی که ما هنوز زبان مردم را نمیفهمیم اگر گاهی درمیان بازی مکث میکنیم، برای این است که صدای مرگ را بشنویم.
بوف کور – صادق هدایت.