My solitude ain't new
I'm used to it by now
But there's is something in the blue
That has faded out of my eye
And maybe on the moon
There is a soil for the doomed
مرا بفهم.
من شبیه یک دنیای معمولی نیستم.
من دیووانگیام را دارم، در بعد دیگری زندگی میکنم و برای چیزهایی که روح ندارند، وقت ندارم.
حضور مرگ همه موهامات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگی نجات میدهد، و در ته زندگی اوست که ما را صدا میزند و بسوی خودش میخواند – در سنهائی که ما هنوز زبان مردم را نمیفهمیم اگر گاهی درمیان بازی مکث میکنیم، برای این است که صدای مرگ را بشنویم.
بوف کور – صادق هدایت.